یادی از مرد وارسته ای که به توسعه فرهنگی تبریز کهن می اندیشید

یادی از مرد وارسته ای که به توسعه فرهنگی تبریز کهن می اندیشید
 آبان ۲۰, ۱۴۰۰  goroob online  روایت , منتخب
یادی از مرد وارسته ای که به توسعه فرهنگی تبریز کهن می اندیشید

یادی از مرد وارسته ای که به توسعه فرهنگی تبریز کهن می اندیشید

محمد فرج‌پور باسمنجی

در مدت ۴ سال خبرنگار مؤسسه کیهان در تبریز در دهه ۷۰، با مردی واراسته آشنا شدم که به توسعه فرهنگی و اجتماعی شهر کهن تبریز می اندیشید و عاشق حفظ میراث فرهنگی و طبیعی و بافت های فرهنگی و هنری آذربایجان بود. هر از چند گاهی با اسناد و مدارک و عکسها و دست نوشته هایش به دفتر روزنامه می آمد و سوژه ها و مطالب زیادی به ما روزنامه نگاران جوان گوشزد می کرد. رفع معضل ترافیک محدوده مرکزی شهر، حفظ اصالت نقشه قالی های آذربایجان، بازسازی بازار تبریز، توجه به موقوفات ربع رشیدی و خلع ید موقوفات از دست زمین خوران، احیا باغات حاشیه شهر و‌‌‌… از جمله سوژه هایی بود که با مدارک و اسناد و تجارب و اندوخته ها و تحقیقات خود می آمیخت و ما را در تهیه و چاپ گزارش های روز نامه نگاری یاری می کرد. این یاداشت ها با استقبال مخاطبان و خوانند گان انبوه کیهان وقت مواجه می شد. در اکثر رویدادهای فرهنگی و عمرانی شهر حاضر می شد و تذکرات و راهنمایی لازم را به مسئولان داشت. عاشق بهبود اوضاع فرهنگی و اجتماعی شهر و دیار خود بود. این مرد تلاشگر و خود ساخته و فرهیخته زنده یاد شادروان «حاج حسن وحیدی آذر» بود

حسن وحیدی آذر متولد اول حمل سال 1302 فرزند شیخ کربلایی حسین از تجار و طراحان بافت فرش تبریز است! وی بعد از تحصیلات ابتدایی وارد تجارت و صنعت می گردد، از تولید سماور تا کار در بازار طلا و تولید البسه و خیاطی تا تجارت آزاد حرف او را بیان می کنند، اما همزمان مطالعات خود را در زمینه های تاریخ و فرهنگ و هنر ادامه می دهد. مدرک تحصیلی سیکل خود را دریافت می دارد درحالی که زبان فرانسه، زبان روشنفکری آن زمان را نیز با کمک دوستانش یاد گرفته است.

او تاریخ دوران مغول را آن چنان یادمی گیرد گویی در آن عصر زندگی می کند. خواندن وقف نامه ربع رشیدی، با خط خاص بدون نقطه آن برایش به آسانی ممکن می گردد. آنچنان که او را می توان از کارشناسان و صاحب نظران منحصر بفرد وقفنامه ربع رشیدی دانست که حتی اختلاط موقوفات آن را با سایر موقوفات بسادگی می توانست مستند بیان دارد.

وقف نامه ربع رشیدی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی به مثابه نشانی شهرها و محلات قدیم برای او بود که وی یک یک بدنبال آنها حتی برای پیدا کردن یک در بنای ربع رشیدی با هزینه شخصی اش به استانبول رفته بود.

تاریخ دوره قاجار برایش ایجاد علاقه می نماید و زمانی دیگر؛ همواره او را فقط می توان در میان دانشجویانی یافت که برای تحقیق در دفتر او که محل کسبش است؛ حاضر شده اند. وی صاحب یک گاراژ بعنوان پارکینگ عمومی بود که محل مطالعاتش شد و همواره محل رفع مشکلات مردم و حکمیت او گردیده بود.

کودکی که نمی توانست به مدرسه برود چون پدرش با تحصیلش مخالف بود تا خانواده ای که در حال تلاشی بودند؛ به او مراجعه می کردند. بطور پنهان برای «طباخچی ها» که بر روی چرخ دستی میوه می فروختند؛ بورس تحصیلی جهت فرزندانشان برقرار کرده بود.

 

حس وحیدی آذر به زبان مادری خود، زبان ترکی شعر می سرود و در مقام آزادیخواهی و مقابله با استبداد برآمده بود. از تلاش بی وقفه اش ده ها سال مکاتبه جهت تنفیذ وقفنامه ربع رشیدی در دادگاه مدنی خاص تبریز تا دفاع جانانه از حفظ کتابخانه ملی تبریز و آثار برجامانده برادران نخجوانی! گویا وظیفه محوله او شده بودند. اکنون پرونده ربع رشیدی در سازمان اسناد و کتابخانه شمال غرب مملو از مکاتبات سی و چندساله اوست.

وی در 21 آبان ماه سال 1388 در 86 سالگی براثر ایست قلبی- در زمانی که چند سال قبل از آن شریک زندگی اش فریده خانم آئینه ساز را از دست داده بود- در حالی که مشغول مطالعه روزنامه در کنار دختر کوچکش مهری در منزلش بود، دارفانی را وداع گفت. روزنامه آذربایجان از مرگ مصلح مردم آذربایجان خبرداد و روزنامه های کیهان و جمهوری اسلامی و رسالت و مهدآزادی از وداع او با دارفانی خبر دادند و این خبر را انتشار دادند.

یاد و خاطره آن مرد خستگی ناپذیر در عرصه کار و تلاش و فرهنگ آذربایجان را گرامی داشته و مغفرت الهی و روسفیدی در روز جزا را طالبیم.

در ادامه دو نمونه از نامه نگاری های آن مرحوم را ذکر می کنیم:

بسمه تعالی

نماینده محترم امام  و امام جمعه تبریز آیت اله ملکوتی دامه افاضاته

احتراما چندی است در شهر تبریز شایع کرده اند که می خواهند کتابخانه معتبر شهر را تخریب نمایند که اگر صحت داشته باشد، نویسنده بنام یک مسلمان متعهد  و مقلد امام. مقتدای ارادتمنمد حضرتعالی می خواهد در چند جمله درد دل نماید و نظر جنابعالی را به نکات ذیل معطوف دارد:

1- محل کتابخانه اگر از ملک هفتصد سال پیش هم باشد بالاخره کتابخانه است محلی انتفاعی نیست و می توان برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلام از سالن های آن استفاده اسلامی و فرهنگی کرد.

2- چون کتابخانه برای مطالعه جوانان و علاقمندان کم داریم می توانیم در موقع فراغت دانش آموزان در آنجا از جزوات اسلامی و علمی استفاده نمایند.

3- این کتابخانه با اصول علمی جهت حفاظت کتاب ساخته شده که از بین بردن آن سبب پوسیده شدن کتب ارزشمند و منحصر بفرد و با ارزش آن می گردد. ساختن نظیر آن در جای دیگر با توجه به وضع کنونی کشور که با کمبود مصالح ساختمانی مواجه است صلاح به نظر نمی رسد و در صورت داشتن اعتبار هم می توان آن بیت المال را در قصر شیرین و خرمشهر و یا سایر مناطق جنگزده و به نفع مردم قهرمان آنجا استفاده نمود.

4- چون این کتابخانه بعلت داشتن ساختمان آبرومند و کتاب های گران بها ی منحصر بفرد مایه افتخار کشور می باشد و حتی بعضی نسخ خطی آن میلیون ها ارزش دارد که نگهداری آن در محل دیگر ممکن است موجب از بین رفتن آن شود.

5- این عمل به افراد ضدانقلاب امکان جوسازی می دهد تا آن را بهانه قرار داده تا علیه مسئولین دلسوز تبلیغ نمایند؛ اگر تخریب این کتابخانه شرعا واجب باشد اقلا بعد از تخریب سایر قسمت های شمالغربی مصلای امام خمینی بعمل آید.

خلاصه استدعای مقلدان امام خمینی بعنوان مقتدای نماز جمعه از جنابعالی آنست که با درنظر گرفتن کلیه جوانب امرتخریب این کتابخانه با نام جنابعالی همراه نباشد.

با تقدیم احترام  حسن وحیدی آذر

8/10 /1361

 

دفتر ریاست جمهوری اسلامی ایران

ذفتر نخست وزیری

دفتر آقای هاشمی رفسنجانی

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ایران

ریاست محترم شورای مدیریت دانشگاه تبریز

احتراما  بعرض می رساند که اخیرا بطوریکه شایع شده است در شهر تبریز آقای ملکوتی امام جمعه محترم  تبریز در نظر دارند کتابخانه معتبر و عظیم مرکز شهر را که در قسمت شمالی مصلای امام خمینی واقع شده است، بعنوان اینکه محل کتابخانه  در حدود 700 سال پیش جزو مسجد ارک علیشاه بوده است، تخریب نمایند.

روی این اصل که این عمل نامبرده یک اسراف مطلق و از لحاظ دیدگاه اسلامی مذموم می باشد و کتابخانه مذکور  یکی از بزرگترین و ارزشمندترین گنجینه های علمی و ادبی و مذهبی منحصر بفردی است و قبلا نیز فهرست کتابهای خطی ذی قیمت آن در مراکز علمی جهان انتشار یافته است و از این لحاظ نیز شهرت جهانی دارد، تخریب و از بین بردن آن مایه لطمه به آبرو حیثیت دولت جمهوری اسلامی در انظار دانشمندان و فرهنگ پروران ایران و جهان خواهد بود و از این لحاظ مردم فرهنگ دوست و متعهد آذربایجان دچار نگرانی شدید هستند.

لذا با استناد به مدارک تاریخی و با علم باینکه موضوع در موقع بنای مسجد جزو آن نبوده است از تمامی مسئولان امراستدعای مصرانه داریم که بنام اسلام و ایران و آبروی انقلاب هر امکاناتی که در راه جلوگیری از تخریب کتابخانه و نابودی گنجینه پر قیمت آن در اختیار داشته باشند از اعمال آن مضایقه نفرمایند.

با احترامات فائقه

حسن وحیدی آذر

9/1/62


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز