گردشگری نتیجه یک سری از اتفاقات بزرگ است

گردشگری نتیجه یک سری از اتفاقات بزرگ است
 شهریور ۱, ۱۴۰۰  goroob online  اقتصاد , انجمن , گزارش
گردشگری نتیجه یک سری از اتفاقات بزرگ است

میزگرد تخصصی مجله انجمن پیرامون چالش های توریسم پایدار

 

امروزه برای ایجاد توسعه همه جانبه و پایدار- خصوصا در زمینه توسعه پایدار شهری و همچنین جایگزینی منابع جدید کسب درآمد به جای منابع نفتی- حکومت ها و دولت ها نیازمند استفاده از تمامی توان ها و قابلیت های یک سرزمین به صورت سیستماتیک می باشند. ازجمله اقداماتی که در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه برای تحقق این منظور بکار برده می شود، کاستن از فشارهای اقتصادی و اجتماعی و خطرات زیست محیطی و نیز اجرای برنامه های توسعه توریسم وگردشگری در سطوح محلی، ملی و بین المللی است. توسعه پایدار شهری، توسعه ای همه جانبه و ناظر بر ابعاد مختلف است و مفهوم پایداری در کلان شهرها حول محورهای متعدد قابل بررسی است. توریسم پایدار توریسمی است که قادر به پاسخگویی نیازهای نسل حاضر باشد بدون اینکه از ظرفیتهای مربوط به نسلهای آینده برای پاسخگویی به نیازهای خود بکاهد. امروزه صنعت توریسم به عنوان صنعتی پویا و با ویژگیهای توسعه مدارانه توانسته است که بخش مهمی از فعالیتهای اقتصادی و تولیدی کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه را به خود اختصاص دهد.

مدیریت پایدار گردشگری بایستی به دنبال بهبود کیفیت زندگی ساکنان محلی در مناطق گردشگری از طریق بهینه سازی منافع اقتصاد محلی، حفاظت از محیط طبیعی و انسان ساخت و فراهم آوردن تجارب مناسب برای بازدیدکنندگان باشد. بدیهی است که این امر مستلزم توجه نظام مند به ابعاد فنی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، تاریخی و زیست محیطی، در حرکت به سوی استفاده از جاذبه های گردشگری مطابق با نیاز امروز و حفظ و ماندگاری این منابع برای آیندگان است. شهرها به علت جاذبه های تاریخی و فرهنگی، غالباً مقاصد گردشگری مهمی به حساب می آیند؛ بنابراین، حجم زیادی از امکانات گردشگری- از جمله محل سکونت، سرو غذا، ارتباطات حمل و نقل، و سایر خدمات گردشگری- در شهرها واقعند. از این رو یک مدیریت شهری برای توسعه گردشگری و نیز پایداری گردشگری شهری نیازمند به برنامه ریزی و مدیریت بهینه بهره برداری از فضاهای گردشگری شهری است.

میزگرد ماهانه مجله «انجمن» با همکاری سازمان مديريت و برنامه ريزي استان آذربايجان شرقي- در این ماه- حول محور بررسی چالش ها و ظرفیت های صنعت گردشگری، بخصوص در دوران پساکرونایی می باشد. بدیهی است که چنین میزگردهایی، علاوه بر این که می تواند به تولید اندیشه و فکر بینجامد، می تواند در رئوس برنامه ریزی های سازمان مديريت و برنامه ريزي نیز مد نظر قرار گیرد.

این میزگرد با حضور افراد ذیل برگزار گردید:

– دکتر علیرضا بایرام زاده، معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

– دکتر پرويز محمد‎زاده، معاون توسعه و برنامه‎ريزي سازمان مديريت و برنامه‎ريزي آذربايجان‎شرقي

– دکتر داود مختاری، دانشیار دانشکده جغرافیا و برنامه ریزی دانشگاه تبریز

– دکتر محمدرضا عیوضی، مدرس دانشگاه در حوزه گردشگری

– محمد شهداد رو، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی راهنمایان گردشگری آذربایجان ‌شرقی

– رشید رجب پور، رئيس هيئت مديره انجمن دفاتر خدمات مسافرتي آذربايجان شرقي

– کریم رسول زاده، جانشین جامعه هتلداران آذربایجان شرقی

محمدزاده: گفتمان توسعه در بخش صنعت گردشگری، علاوه بر این که می تواند زمینه ساز توسعه گردد، همچنین می تواند زمینه تحقق سیاستگذاری ها برای مسئولین و تصمیم گیران را هم فراهم نماید. گردشگری یکی از بخش های سه صنعت جهانی است که بعد از صنعت نفت و خودرو، در رده بعدی قرار دارد. اهمیت این صنعت از این روست که از لحاظ اقتصادی، سبب افزایش درآمد، تولید و نیز سبب افزایش اشتغال می گردد، و در عین حال صنعت پیشروی است که صنایع دیگر- از جمله حمل و نقل، هتلداری، آژانس های مسافرتی، صنایع دستی، و…- را هم به تحرک واداشته و سبب ساز توسعه آنها نیز می گردد. از طرفی دیگر با ورود هر گردشگر، صادرات در مبدا اتفاق می افتد و به همین دلیل است که گردشگری سهم قابل توجهی از اقتصاد جهانی را به خود اختصاص داده است. 4/10 درصد از GPG اقتصاد جهان ناشی از خدمات صنعت گردشگری است و از همین روست که می تواند موتور محرکه رشد اقتصادی کشورها را سبب گردد، گرچه کشورها- با توجه به توانمندی ها- عملکرد متفاوتی نسبت به این صنعت دارند. به هر حال ما با توجه به ظرفیت هایی که در برخی از زمینه های صنعت گردشگری- از جمله زیرساخت های منابع فرهنگی- داریم این امر می تواند در زمینه جذب گردشگر موفق عمل نماید. حتی از لحاظ هزینه نیز کشور ما برای یک گردشگر، ارزان ترین محل است. اما با تمامی این داشته ها و ظرفیت ها، به نظر می رسد که در این زمینه ها چندان موفق عمل نکرده ایم که قطعا مجموعه ای از عوامل سبب این ناکامی ها بوده است.

 

– امروزه صنعت گردشگری با چالش بزرگی به نام کرونا درگیر است، گرچه می رود که خود را از دست آن خلاص نماید. اما ما علاوه بر این چالش جهانی، با چالش جهانی دیگری نیز مواجه هستیم که سبب ساز ارائه تصویری منفی از کشور ما در دنیا بوده است. بنابراین صحبت از صنعت گردشگری- در حالی که ما مواجه با دو چالش عظیم جهانی مواجه هستیم- چه منافع و دست آوردهایی می تواند داشته باشد؟

 

بایرام زاده: گردشگری یک صنعت جهانی است که همه دنیا به دنبال کسب منافع از آن هستند، چنین نشست ها و بحث ها هم نشان می دهد که ما نیز می خواهیم سهم خود را از این صنعت جهانی داشته باشیم. وقتی چنین گفتگوهایی روی می دهد نشان از این دارد که ما نیز باید به دنبال کسب جایگاه واقعی خود در این زمینه باشیم، چرا که اگر به دنبال این امر نباشیم در آینده افسوس ما چاره ساز نخواهد بود. بنابراین سال های سال است که مباحث متعددی در این زمینه ها جریان دارد. اما اگر بخواهیم این امر را در ابعاد داخلی آن بحث کرده و خود را با شهرهایی همچون شیراز، اصفهان و… مقایسه نماییم، متوجه می شویم که چنین شهرهایی با سابقه حتی یکصد ساله، به دنبال چنین بحث هایی بوده اند و موفقیت امروزی آنان نیز مرهون همین امر است نه فعالیت های یکی دو دهه اخیر. اما در استان ما نهایتا بیش از یک دهه است که فعالیت ها در این زمینه گسترده تر گردیده و مسئولین استانی و جامعه محلی به این نتیجه رسیده اند که ما نیز بایستی در راستای جذب گردشگر فعالیت هایی داشته باشیم. بر همین اساس بوده که جامعه فرهنگی ما سعی داشته چهره خود را تغییر دهد. بخش خصوصی در این راستا فعالیت خود را زیادتر کرده و در اثر همین فعالیتها بوده که سرمایه گذاران بخش خصوصی نیز جهت سرمایه گذاری در این خصوص ترغیب شده اند. تمامی این مباحث و عملکردها ما را به این نتیجه می رساند که بایستی به این صنعت ورود پیدا کنیم تا بتوانیم سهم ملی خود را احیا نموده و سپس- تا آنجایی که در توان داریم- سهم جهانی خود را نیز از صنعت گردشگری به دست آوریم.

از طرفی دیگر، استان ما دارای موقعیت استراتژیکی هست که این موقعیت در اصفهان، شیراز، یزد و خیلی از شهرهای دیگر وجود ندارد. ما با باکو و شرق ترکیه بیشتر از چند ساعت فاصله زمینی نداریم. با شمال عراق هم می توانیم به راحتی ارتباط داشته باشیم. وقتی این عوامل را در کنار جاذبه های طبیعی و فرهنگی خود قرار می دهیم، به این نتیجه می رسیم که بایستی در این خصوص برنامه ریزی های متعددی داشته باشیم. اما نیک می دانیم که این برنامه ریزی ها جهت به نتیجه رسیدن خود نیاز به زمان بیشتری دارند. البته بدیهی است که این امر نیاز به همراهی مسئولین استانی و کشوری دارد. به عبارتی، جهت دست یابی به موفقیت هایی در این زمینه ها- بایستی مباحثی در سطح کلان کشوری- در این خصوص- طرح و تایید گردند. به عبارتی برای رفع این چالش ها، بایستی ابتدا اتفاقات مثبتی در مرکز رخ داده و سپس نوبت به اعمال نگرش مسئولین استانی برسد.

نتیجه این که، صنعت گردشگری ما می تواند حرفی برای گفتن داشته باشد و حتما نیز باید چنین اتفاقی رخ دهد. اما اگر چنین اتفاقی در تغییر نگرش ها و عملکردها رخ ندهد، دوباره ما شاهد همان عقب ماندگی ها خواهیم بود.

 

– جناب دکتر مختاری، ما یک سری از مفاهیم را از منابع جهانی اخذ کرده ایم ولی متاسفانه نتوانسته ایم که از تمامی ظرفیت های آن مفاهیم استفاده کنیم. یکی از این مفاهیم و عبارات، صنعت گردشگری است. واقعا ما به چه میزانی از این ظرفیت ها استفاده کرده، و اصولا در چه جایگاهی از آن قرار داریم؟

 

مختاری: در مورد جایگاه جهانی این صنعت، مباحثی طرح گردید اما اگر اجازه دهید بنده به تاثیرگذاری این عوامل در حوزه استانی بپردازم. یکی از مشکلات ما در حوزه برنامه ریزی این است که تحلیل وضعیت موجود همیشه به مباحث آینده پژوهی می چربد. فرض کنید که ما در وضعیت 40 سال قبل کشوری مثل مالزی هستیم و به این نتیجه رسیده ایم که درآمدی نداریم و در مقابل، دنیا هم سریعا در حال پیشرفت است. خب چه باید بکنیم؟ در چنین وضعیتی دیگر نباید به دنبال این امر باشیم که چه کشورهای دیگری رو به جلو هستند و… البته ناگفته نماند که شناخت وضع موجود و بررسی آسیب های آن ضروری است چرا که اساس تمامی تحقیقات بر مبنای تحلیل وضع موجود شکل می گیرد، ولی این که همیشه در وضع موجود درجا زنیم، یکی از اساسی ترین آسیب های برنامه ریزی است. در چنین بستری بایستی به این سوال پاسخ دهیم که اگر می خواهیم در سال 2021 از صنعت گردشگری جهانی بهره برداری کرده و استفاده کنیم، باید ببینیم که برنامه ما برای این امر چیست؟ اجازه دهید مثال محلی بزنم. در سال 67 – جهت گردش علمی- به سرعین رفته بودیم. در آن زمان به غیر از یک چشمه آب گرم، چیز دیگری در آن شهر- در جهت جذب گردشگر- نبود ولی امروزه این شهر تبدیل به یک محل و منطقه گردشگری شده است. علت این پیشرفت چه بوده است؟ آیا سیاست های جهانی و ملی ما تغییر کرده است؟ آیا نگاه ها و سلیقه ها تغییر یافته؟ و… در واقع در این میان هیچ اتفاقی نیفتاده، بلکه این ظرفیت ها و پتانسیل های آن منطقه بوده که سبب ساز تغییر چهره آن گردیده است. ممکن است برخی این تغییرات را به وجود چشمه های آب معدنی نسبت دهند غافل از این که این چشمه ها از همان زمان های گذشته نیز وجود داشته اند. خدمات گردشگری- که امروزه در این منطقه ارائه می گردد- و ارائه کالاهای محلی از قبیل محصولات لبنی، عسل و… و حتی رفتار مردم، همه آن چیزهایی هستند که این جامعه را تبدیل به یک جامعه گردشگری نموده است. بنابراین نتیجه گیری بنده این است که منطقه و استان ما هم بایستی تبدیل به یک جامعه گردشگرپذیر گردد. اگر می گوییم که شیراز یک شهر گردشگرپذیر است، این امر به وجود امکانات تاریخی و ظرفیت های تاریخی آن شهر برمی گردد. جشن های طاغوتی در تخت جمشید و پاسارگاد برگزار می گردید که این رویدادها در گردشگرپذیری آن منطقه موثر بوده اند. اما در کنار این عوامل تاریخی و برخی از مختصات طبیعی هم محصول گردشگری انبوه منطقه ای هستند. هرچند که امروزه گردشگری انبوه (Mass Tourism) در دنیا جایگاهی ندارد، اما ما هنوز در داخل کشور چنین نگاهی به گردشگری داریم. نگرش امروزه دنیا به گردشگری به صورت گردشگری همساز (appropriate tourism) است. بنابراین ما نیز نیازمند چنین تغییر نگرشی هستیم، یعنی باید از قالب توریسم انبوه گذر کرده و جامعه خود را گردشگرپذیر نماییم.

– جناب آقای رجب پور، در میان صحبت ها، حرف از اندازه و سهم ما از گردشگری جهانی گردید. واقعا اندازه ما از سهم جهانی و منطقه ای گردشگری چه میزانی است؟

 

رجب پور: من تمایلی جهت حضور در این نشست نداشتم چرا که محور نشست- بررسی چالش ها و فرصت های گردشگری استان- موضوعی است که بنده در سال 86 همایشی با حضور بیش از 500 نفر با محوریت همین موضوع- در تبریز- برگزار کردم و اکنون پس از 14 سال دوباره می خواهیم در باره همان موضوع بحث کنیم! اما با این وجود، به نظرم صحبت از توریسم این منطقه، خط قرمز خیلی هاست که نباید از آن حرفی زد! عقیده من این است که گردشگری نیازمند حمایت دولت است چرا که صنعت گردشگری نیاز به سرمایه گذاری های هنگفتی دارد که از عهده بخش خصوصی برنمی آید. بنده از جمله افرادی هستم که در تمامی نمایشگاه های گردشگری حضور یافته و حتی جزو معدود افرادی بوده ام که مسئولین سازمانی را مجاب می کردم که لزوما باید در نمایشگاه ها شرکت کنند. از همان ابتدا هم سعی کرده ام که گردشگران زیادی را به تبریز بیاورم. اما ما در این میان شاهد رفتارهای متناقضی بودیم. در اکثر نمایشگاه هایی که حضور می یافتیم، مسئولین و دست اندرکارن! مثلا میزهای مشهد، اصفهان و شیراز و… را در جلو چشم قرار می دادند اما میز گردشگری آذربایجان را در جایی قرار می دادند تا جلو چشم نباشد. سوال من این است که چه کسی این سیاست های کاری را مشخص می کند؟ تقریبا در تمامی نمایشگاه ها درگیر چنین نگرش هایی بوده ام. جذب گردشگر نیاز به شرکت در نمایشگاه ها و ارائه تبلیغات دارد در حالی که ما هیچ یک را انجام نمی دهیم. رفتیم حرف هایمان را به استاندار قبلی زدیم که آنها هم ظاهرا قبول کردند ولی بعدا متوجه شدیم درمانگاهی را عَلَم کرده و به عرش اعلی برده و به نفع خود کار و کاسبی راه انداختند! پول این کارها و اقدامات به جیب چه کسانی رفت؟! و یا زمانی که اختلاف ترکیه و روسیه بر سر سقوط هواپیمای جنگنده روسی بالا گرفت، من به استاندار وقت پیشنهاد کردم که اکنون این فرصت پیش آمده تا بتوانیم جای ترکیه را در جذب توریست های روسی گرفته و از این طریق هم بتوانیم بازار روسیه را در اختیار بگیریم. کسی به این سخنان من گوش نداد. و یا این که ما اولین استانی هستیم که بحث «تبریزگردی» را در ایران راه انداخته ایم، حتی تهران گردی نیز بعد از تبریزگردی طرح و اجرا شد. ولی نتیجه این همه چه بوده است؟! در سه ماه تعطیلات تابستانی، 8500 دانش آموز مدارس را- با هزینه شخصی- به تبریزگردی بردم تا بتوانیم در زمینه گردشگری و توریسم داخلی، فرهنگ سازی کنیم ولی کسی از ما در این زمینه حمایت نکرد. و اما سخن آخر این که، دکتر مختاری اظهار داشتند که اعتقادی به گردشگری انبوه ندارند، ولی بنده بر خلاف نظر ایشان، معتقد به گردشگر انبوه هستم.

 

– آقای رسول زاده، جنابعالی آسیب های صنعت گردشگری منطقه را در چه می دانید؟

 

رسول زاده: در ابتدا باید این نکته را یادآور شوم که از زمان حضور آقای بایرام زاده- در مقام معاونت گردشگری سازمان میراث- جو اقامتگاه های استانی تغییر کرده که این امر در صنعت گردشگری مهم است چرا که اعتبار و پیشرفت هر شهری بر اساس هتل های درجه بالای آن منطقه سنجیده می گردد. ما به جای این که چنین نگاهی به امر هتلداری داشته باشیم- در رویداد تبریز 2018- بحث هتل آپارتمان ها را مطرح کرده و این راستا به ساختمان هایی که از لحاظ ساخت و ساز ایراد داشتند و به فروش نمی رفتند، و یا این که در موقعیت نامناسبی قرار داشتند، مجوز هتل آپارتمان دادیم. چنین عملکردی در حوزه هتلداری، دو ضربه اساسی بر پیگره توریسم استان وارد ساخت. در ابتدا این که مانع از حضور سرمایه گذاران کلان در بحث هتل سازی گردید. ضربه بعدی این که چنین عملکردی آبروی شهر را زیر سوال برده است. بر اساس آمارهای امروزی- که از مراکز اقامتگاهی شهر داریم- مسافران هتل های 4 و یا 5 ستاره، خیلی بیشتر از مسافرین هتل آپارتمان هاست. و بر همین اساس، سیاست ها و نگاه ما، افزایش تعداد هتل های درجه بالا است. در این زمینه تلاش می کنیم سرمایه گذاران خوبی را در این حوزه جذب نماییم.

همچنین در خلال صحبت ها، در باره توریسم سلامت مسائلی مطرح گردید. به یقین می توانم ادعا کنم که صنعت هتلداری ما هیچ قصوری در این زمینه نداشت. ما حتی هتلداران را از گرفتن هزینه ها به دلار نیز منع کرده بودیم. متاسفانه بسیاری از پزشکان عملکرد مناسبی در این خصوص نداشتند. در این زمینه، البته در خصوص تاکسیرانی و حمل و نقل شهری نیز مشکلاتی داشتیم. بنابراین در اثر رفتارهای غیرعقلانی همین بخش ها، سهم توریسم سلامت خود را از دست دادیم.

البته ما در استان خود، علاوه بر این موارد، گردشگران صنعتی را نیز داریم. ما در همیشه گردشگران صنعتی داریم که جهت خرید و فروش و مراوده صنعتی از کارخانجات- به تبریز و استان- می آیند. نگاهی به آمار دیروز (24 خرداد سال 1400) هتل های تبریز، این امر را ثابت می کند. حتی با وجود محدودیت های کرونایی، تعداد مسافرین هتل های شهر تبریز به این قرار بود: هتل ائل گلی 237 نفر- هتل شهریار 100 نفر- هتل کایا 130 نفر- هتل گسترش 198 نفر و… هر چه به هتل های رده پایین می رسیم درصد حضور مسافر تقلیل می یابد. به طور مثال هتل ارک 5 نفر- هتل مروارید 12 نفر- هتل کوثر 19 نفر. این آمار نشانگر این است افرادی در این شهر حضور می یابند که حاضرند هزینه داده، پول خرج کرده و از امکانات بالایی هم بهره مند گردند. لازمه جذب این مسافران، ارائه سرویس های مناسبی است که باید بتوانیم به چنین نیازهایی پاسخ دهیم. بر همین اساس است که در هتل های رده بالای ما، قواعد گردشگری رعایت می گردد، امری که متاسفانه در هتل های رده پایین رعایت نمی گردد. بر همین اساس مجبور شده ایم که 4 هتل آپارتمان را پلمپ نماییم چرا که به خاطر کسب درآمد، سطح خدمات خود را به حدی تنزل داده بودند که حتی قواعد بهداشتی را هم رعایت نمی کردند. ما باید جلو چنین عارضه هایی را بگیریم تا صنعت گردشگری ما دچار آسیب نگردد.

مختاری: در منطقه باغمیشه ساختمانی وجود دارد که مابین دو طرف آن، یک متر اختلاف سطح دارد و به همین دلیل دچار نشست و شکستگی گردیده است. متاسفانه به این ساختمان مجوز هتل آپارتمان داده شده! نباید در شهر خود شاهد چنین اتفاقاتی باشیم!

 

رجب پور: اجازه دهید در این مورد توضیح دهم چرا که- برای اولین بار- بنده بحث هتل آپارتمان ها را مطرح کرده ام. در سال 2016- دو سال قبل از رویداد تبریز 2018- ستادی در تهران برای این امر تشگیل گردید. هفته ای یک روز در این ستاد جلسه داشتیم که بدون استثنا بنده در تمامی جلسات- البته با هزینه شخصی خویش- شرکت می کردم در حالی که خیلی از مسئولین- که با هزینه دولتی شرکت می کردند- بارها و بارها حضور نمی یافتند. در آن ستاد بحث شد که تعداد هتل های تبریز برای این رویداد ناکافی است. این نظر بر اساس دیدگاهی بود که برای ما از رویداد تبریز2018 متصور گردیده بود. البته بگذریم که در این رویداد اتفاق خاصی روی نداد و با شرکت 1400 نفر پایان یافت! در حالی که ما در این ستاد انتظار زیادی از حضور گردشگران کشورهای مختلف داشتیم. در آن ستاد در باره امکان اسکان به خیل عظیم گردشگران خارجی و مسافران داخلی، مباحثی مطرح می گردید چرا که این امر چالش بزرگی بود. بر همین اساس پیشنهاد دادیم که ساختمان های بزرگی در تبریز وجود دارند که به صورت نیمه کاره رها شده اند، می توان آنها را به هتل آپارتمان تبدیل کرد. ما با آقای نوین- شهردار وقت- هم در این مورد بحث نمودیم که در نهایت با این پیشنهاد موافقت کردند، البته به شرطی که ساختمان ها هم دارای شرایطی باشند. بر همین اساس برخی از ساختمان ها تبدیل به هتل آپارتمان گردیدند. بنابراین اگر عملکردهای ما اشتباه است نمی توان به این بهانه، اساس این کار را زیر سوال برد. زمانی که در تبریز تعداد هتل ها به اندازه کافی نبود و ما نیز در انتظار انبوهی از مسافران و گردشگران بودیم، این امر یکی از راهکارهای خروج از چنین چالشی بود. حتی در این رویداد صحبت از حضور چندین رئیس جمهور بود! نماینده وزارت امور خارجه که در جلسه ها حضور می یافت از حضور تعداد زیادی رئیس جمهور و مقامات عالی رتبه کشورهای دیگر سخن می گفت. در نهایت این که همه اینها در حد حرف و شعار باقی ماند، به طوری که حتی آقای روحانی هم در این رویداد حضور نیافت و اگر در روزهای پایانی، پای آقای نعمت زاده را هم به میان نمی کشیدند، این رویداد حتی با این تعداد اندک هم برگزار نمی گردید.

 

رسول زاده: در مورد ارائه مجوز به هتل آپارتمان ها، شهرداری مقصر است چرا که تنها ماده 5 این سازمان است که می تواند به تغییر کاربری ساختمان ها رای دهد.

 

– چنین بحث هایی بیش از همه چنین می نمایاند که ما سیاست و استراتژی مدون گردشگری نداریم. آیا ما واقعا از دیپلماسی گردشگری برخورداریم؟ آیا در سفارتخانه ها و کنسولگری های ما چنین سیاست هایی اعمال و اجرا می گردد؟ جناب دکتر عیوضی، اصولا استراتژی مدون گردشگری ما چیست؟

 

عیوضی: فکر می کنم یکی از دلایل عقب ماندگی ما در بحث توریسم و گردشگری، به عدم وجود منابع انسانی- نه البته سرمایه انسانی- بازمی گردد. ما به حد کافی افراد تحصیل داریم، اما از افکار و سیاست هایی که بایستی تصمیم گیری های مهم را شکل دهد، در مضیقه هستیم. البته بنده در مورد منطقه خودمان صحبت می کنم. متاسفانه بزرگترین آفت گردشگری شهر تبریز و شمالغرب ایران، منابع انسانی آن است. ما هم از سرمایه های طبیعی و هم از سرمایه های انسان سازی برخورداریم که از گذشتگان به ارث رسیده ولی مشکل ما این است که متاسفانه نمی توانیم از این همه ظرفیت استفاده کرده و درآمدزایی نماییم. نگاهی به آمارهای موجود در این زمینه می تواند وضعیت نابسامان این امر را تشریح نماید. ما در استان خود چند تور لیدر واقعی داریم؟ چند آژانس مسافرتی- البته با کارکرد واقعی خود- داریم؟ اگر دانشگاه ها را محل تبدیل منابع انسانی به سرمایه انسانی می دانیم، پس چرا دانشگاه تبریز تا به حال در رشته های کاربردی توریسم- هتلداری، رستوران داری و…- اقدامی نکرده است؟ چرا در تمامی رستوران های ما، به غیر از چند غذای سنتی و معمول، منوی دیگری یافت نمی شود؟ و خیلی از موارد دیگر. بنابراین همه ما در این پروسه مقصر هستیم.

حالا در کنار این امر، بد نیست تا نگاهی هم به بدنه سیاست سازی و تصمیم گیری استان بیندازیم. وقتی کار به جایی می رسد که باید تصمیم درخوری گرفته شود، بسیاری از مسئولین امر محافظه کاری بیش از حدی از خود نشان می دهند. در بحث دیپلماسی شهری- متاسفانه به دلیل این که کشور ما سیاست زده است- وقتی سخن از دیپلماسی می شود همه نگاه ها به دیپلماسی سیاسی معطوف می گردد. صنعت توریسم پدیده مدرنی است اما در وزارت امور خارجه- حالا پس از این همه- به اینجا رسیده ایم که آقای ظریف می گوید می خواهیم بخش اقتصادی را در سفارتخانه های خود تقویت کنیم. این امر نشان می دهد که در اذهان وزارت امور خارجه ما، اصولا بحث گردشگری جایی ندارد. گردشگری یک پدیده اجتماعی و فرهنگی است و تا زمانی که مردم و متولیان آن منطقه تصمیم نگرفته و الگوسازی فرهنگی صورت نگیرد، نبایستی انتظار موفقیتی را داشت. البته در زمان شهرداری آقای نوین چنین الگوسازی هایی صورت گرفت و بر همین اساس، بحث خواهرخواندگی شهرها مطرح گردید و بر همین اساس دفتری در ارزروم تاسیس کردیم (البته بگذریم که امروزه کارکرد این دفتر در ارزوم تغییر داده شده است). در دوران حکومتداری آق قویونلو و قره قویونلوها، شهرهای ارزروم، دیاربکر و بورسا بودند که غالب تجارت ابریشم با تبریز را شکل می دادند. تبریز در آن دوران به اندازه کل کشور فرانسه مالیات پرداخت می کرد و کوچکترین کاروان با 300 راس اسب، شتر و قاطر به راه می افتاد. بنابراین ارزوم از لحاظ تاریخی برای ما مهم بود. بعد از آن خواهرخواندگی شهر قونیه مطرح گردید که عمر شورای شهر و شهرداری مهلت نداد. اکنون سال ها است که می خواهیم با بورسا خواهرخواندگی داشته باشیم اما به جایی نرسیده ایم. دیپلماسی شهری و گردشگری یعنی همین کارها. ما در ابتدا باید ببینیم که با کدام یک از مناطق دنیا قرابت و نزدیکی فرهنگی و تاریخی داریم؟ به عنوان مثال، یکی از موزه های مهم شهری تبریز، موزه قاجار است که محل این موزه، خانه امیر نظام گروسی است. این فرد اهل گروس است، بنابراین شهر گروس برای ما شخصیت مهمی ارائه داده و می تواند تبدیل به یکی از شهرهای خواهرخوانده ما گردد. به نظرم می توانیم با برخی از شهرهای مغولستان هم خواهرخواندگی ایجاد کنیم چرا که بخش زیادی از آثار تاریخی ما یادگار دوران ایلخانی است. بحث خواهرخواندگی ها بر اساس چنین قرابت هایی شکل می گیرد. شهرهای خواهرخوانده بایستی بر اساس عقبه تاریخی باشد نه این که شهری را به لحاظ سیاسی و یا به دلایل های دیگری! بخواهیم خواهرخوانده خود کنیم. ما نباید اجازه دهیم انگیزه های حاشیه ای زمینه ساز این کارها گردد. مثلا مسئولی که می خواهد شهروندی یکی از شهرهای آلمان را کسب کند، به آن شهر پرواز هواپیمایی ایجاد می کند و آن وقت شهروندان تبریزی بایستی هزینه صندلی های خالی این پروازها را تقبل نمایند. اگر می خواهیم پروازی ایجاد کنیم باید به بورسا و… باشد. پس تا زمانی که نگاه ما به دیپلماسی، صرفا سیاسی باشد، تا زمانی که افراد سیاسی در مورد صنعت گردشگری تصمیم گرفته و حکم می رانند، و تا زمانی که در این منطقه افراد محافظه کار از ترس از دست دادن میزهای خود، به وضع موجود ادامه می دهند، وضعیت گردشگری ما از این هم بدتر خواهد گردید.

مختاری: اجازه دهید در این خصوص خاطره ای شخصی ذکر کنم. چند روز پیش کارگری برای ما کار می کرد. من به نحوه کار کردن وی معترض گشته و از او خواستم که بیل خود را به من بدهد تا نشان دهم که چگونه باید کار کند. هر چه سعی و تلاش کردم، نتوانستم بیل را از دست این کارگر بگیرم چرا که می گفت بیل خود را به دست هیچ کسی نمی دهم! نتیجه چنین نشست هایی باید این باشد که بتوانیم از بیل های خود دست کشیده و خویش را از دست افکار سنتی و متعصبانه رهایی بخشیم. باید در گردشگری هم از نگاه های سنتی خویش دست بکشیم.

اما در باره نظر جناب رجب پور هم لازم است ذکر کنم که بعد از جنگ جهانی دوم، در باره آسیب شناسی گردشگری انبوه مطالعات زیادی انجام گرفته که اولین آسیب آن به محیط زیست است. اگر با چنین عقبه ای بخواهیم در جهت ترمیم عقب ماندگی های خود دوباره به گردشگری انبوه روی آوریم، به جایی نخواهیم رسید. راهکار ما باید توجه به گردشگری خلاق و فضاهای باز باشد. توریسم امروزی زیاد به دنبال موزه ها و… نیست بلکه نیاز به فضای بازتری دارد. امروزه حرف اساسی را open spase tourism می زند. توسعه نهادی و نهادینه کردن توریسم برای ما خیلی مهم است. و در نهایت این که از توجه به توریسم داخلی هم نباید غافل بمانیم.

 

– جناب آقای شهداد رو، در لابلای صحبت ها تصویری از وضعیت توریسم ما ارائه گردید. شما بیشتر با توریست های خارجی سر و کار دارید. آنها چه نگاهی به مقوله توریستی ما دارند؟

 

شهداد رو: آن کس که نمی داند به کجا می رود، لاجرم به جایی هم نمی رسد! به نظرم حلقه گمشده کشور ما- و همچنین بحث توریسم- همین سازمانی (سازمان مدیریت و برنامه ریزی) است که امروزه در آن نشسته و بحث می کنیم، یعنی مشکل ما بحث مدیریت و عدم داشتن برنامه در تمامی حوزه هاست. مشکل ما این است که هنوز هم تکلیف و جایگاه گردشگری در برنامه ریزی کشوری معلوم نیست. گاه آن را صنعت می نامیم و گاه علم. و از آنجایی هم که این بخش حوزه وسیعی دارد همه افراد حس می کنند که صلاحیت آن را دارند که نسبت به این مقوله نظر بدهند. تمامی بحث های ارائه شده حاکی از نگاه های داخلی ما به بحث گردشگری است، در حالی که نه دنیا نیازی به نگاه های ما دارد و نه این که منتظر ما می ماند. مشکل دنیا این نیست که ما مثلا به توریسم انبوه عقیده داریم و یا نداریم. این مسایل در دنیا ناخودآگاه تاثیر خود را خواهد گذاشت و در خوش بینانه ترین حالت، تنها می توانیم این امر را پیش بینی و مدیریت بنماییم.

اما اگر من نیز بخواهم با نگاه داخلی به تحلیل صنعت گردشگری بپردازم، باید عرض کنم که چالش های منطقه ای توریسم ما فارغ از چالش های ملی ما نیست. اگر با وزیر مربوطه هم در رابطه با ظرفیت ها و چالش های صنعت گردشگری صحبت کنی، وی نیز اذعان می کند که ایران جاذبه های گردشگری بسیاری دارد ولی سهم ما از این صنعت اندک است. اگر مقیاس این گفتار را کوچکتر کنیم، به وضعیت منطقه ای خود می رسیم. یعنی هر چقدر که ایران از بحث گردشگری- و اصولا از هر صنعت دیگری از جمله بحث مدیریت، توریسم و…- عقب مانده است، به همان اندازه هم استان ما از کل ایران عقب ماندگی دارد.

در کنار تمامی این نگرش ها و بحث ها، به نظر من کرونا فرصت بی نظیری برای صنعت گردشگری و دیپلماسی ما فراهم آورد چرا که توانست خاطرات یک سال و اندی از حوادث بد گذشته را پاک نماید. بدیهی است که پس از واکسیناسیون و حل بحران کرونا، بحث های گردشگری دوباره جان خواهد گرفت. اما اگر ما نگاه جامع مدیریتی به صنعت گردشگری نداشته باشیم، هم چنان در بر همان پاشنه قبلی خود خواهد چرخید و هر کسی بر اساس نگاه خود به تحلیل اوضاع خواهد نشست. به هر حال موج گردشگری- در نهایت- بزودی براه خواهد افتاد و تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که بتوانیم آن را در استان خود مدیریت نماییم. من هر شب در گروه های کلاب هاوس مباحث گردشگری را دنبال می کنم. اکثر افرادی که در این گروه ها محوریت بحث ها را به دست می گیرند مازندرانی، یزدی و چند نفری هم اصفهانی هستند. تو گویی نه تنها تبریز که کل شمالغرب ایران در این بستر گفتمانی در خواب غفلت بسر می برد. بنابراین هیچ پیشرفتی اتفاقی نیست. اصفهان، شیراز و… به صورت اتفاقی به این درجه از رشد گردشگری نرسیده اند. یزد- که کل جمعیت آن معادل جمعیت حاشیه نشین شهر تبریز است- به صورت اتفاقی تبدیل به قطب گردشگری ایران نگردیده است. وقتی خودمان برای چنین برنامه هایی آمادگی نداریم، چرا باید مسئولان کشوری ما را به این مسیر هل دهند؟! این حرف به این می ماند که بگوییم قدرت های بزرگ دنیا اجازه نمی دهند که ما پیشرفت کنیم. خب چرا باید اجازه چنین کاری را بدهند؟ این ما هستیم که باید بخواهیم، نه آنها. بنابراین نگاه مدیریتی کلان استانی، بایستی بتواند آن چنان افقی را دیده و بخش های مختلف را به یکدیگر مرتبط سازد تا بتواند ما را از عقب ماندگی از این قافله باز دارد. ما متاسفانه همیشه و هم چنان جلو پای خود را می بینیم و حاضر نیستیم که سرمان را بلند کرده و به دوردست ها نگاهی بیندازیم.

 

– جناب بایرام زاده، در دوران های گذشته- که بحث فضاهای مجازی و مسافرت های آن چنانی وجود نداشت- تبریز توانسته بود به حکم تجارت و بازرگانی- و به واسطه سفرنامه ها- در بسیاری از جاهای دنیا شناخته گردد. امروزه با گستردگی فضاهای مجازی و ارتباطات، آذربایجان و تبریز در کجای نقشه گردشگری دنیا و منطقه قرار دارد؟ و سوال بعدی این که، کرونا سبب گردید پدیده گردشگری در سطح جهانی دچار توقف موقتی گردد و همین امر می تواند به ما اجازه دهد تا عقب ماندگی های خود را در این زمینه جبران نماییم. آیا ما در این شرایط، فرصت بازاندیشی در زمینه سیاست های اجرایی و کلان خود در زمینه صنعت توریسم را داشته ایم؟

 

بایرام زاده: بخشی از مباحث کلانی بایستی در سطح کشوری اتفاق بیفتد و در دست ما نیست. تا زمانی که چنین اتفاقی روی ندهد، ما هر چند هم که دور هم جمع شده و به بحث نشینیم، نمی توانیم کاری از پیش ببریم. اصولا در سطح جهانی، دو نوع نگاه به توریسم وجود دارد. یکی نگاه درآمدزایی اقتصادی است که نمونه بارز آن ترکیه است. برخی نیز به دیده تهدید امنیتی به آن می نگرند، که نمونه عینی چنین نگاهی، کره شمالی است. به عنوان مثال، شما هر چه هم در کره شمالی از فواید توریسم صحبت کنید تاثیری نخواهد داشت چرا که هدفگذاری آنها چیز دیگری است.

اما نگاه ما درآمدزایی است و می خواهیم از آن بخش دیپلماسی گردشگری صحبت کنیم که بتواند برای ما ارزش افزوده ای داشته باشد. و در همین راستا هم اقداماتی انجام داده ایم، از آن جمله این که، برای اولین بار کارگروه های گردشگری اقتصادی راه انداخته ایم، در حالی که این امر در هیچ یک از استان های دیگر اتفاق نیفتاده و حتی در وزارتخانه و هیئت دولت هم چنین کارگروهی وجود ندارد. نگاه ما در کارگروه های اقتصادی ایجاد ارزش افزوده در استان آذربایجان شرقی است. البته که این امر سختی است چرا که نیاز به بارش افکار و تبدیل آنها به ایده و برنامه دارد. و در نهایت این که بایستی بتوان همین برنامه ها را تبدیل به پروژه نمود. این اتفاق خوبی است که در استان ما اتفاق افتاده، قبلا چنین نگاهی نداشت. همین امر باعث شده که به بخش درآمدزایی گردشگری بیشتر دقت نماییم.

در ابعاد ملی هم باید عرض کنم که تبدیل سازمان ما به وزارتخانه گردشگری، پیشرفت مهمی در این زمینه بود چرا که در طول 4 دهه گذشته، این بحث از چنین جایگاه کلانی برخوردار نبود. حتی قبل از انقلاب هم نام این سازمان، اداره جلب سیاحان بود که البته در دهه 50 تبدیل به وزارتخانه شده بود، ما هم امروزه پس از 40 سال به این نتیجه رسیدیم که باید این سازمان را تبدیل به وزارتخانه نماییم. به هر حال معتقدم که این امر، اتفاق بزرگی است چرا که بر اساس این نگاه کلان محور، رایزن های فرهنگی ما- در سفارتخانه ها- می توانند فعالیت های مفیدی داشته باشند، گرچه اکثرا تلاش آنها معطوف بر امر دیگری است! به هر حال گردشگری، نتیجه یک سری از اتفاقات بزرگی است که در سطح ملی و منطقه ای روی می دهد.

اما ما در یکسال و نیم گذشته- که در بدترین زمان هم قبول مسئولیت نمودیم- اقدامات متعددی را انجام داده ایم. از جمله این که به استانداردسازی مراکز اقامتی اقدام کرده ایم. 66 هتل در استان وجود دارد که تا به حال در زمینه استاندارسازی آنها اقدامی صورت نگرفته بود. اما ما امروزه- از هتل های بزرگ و 5 ستاره گرفته تا هتل آپارتمان های کوچک- شروع به استانداردسازی نموده ایم. با کسی هم تعارف نداریم. نتیجه این امر در پس از دوران کرونا- که گردشگری انبوه آغاز خواهد شد- نمود خود را خواهد داشت. نتیجه این اقدامات می تواند منجر به توسعه گردشگری گردد.

همچنین در صدد هستیم تا از فرصت های احصاء شده در شرایط کرونایی- در جهت معرفی جاذبه های گردشگری استان در فضای دیجیتالی- امکان تصویرسازی از داشته های فرهنگی خود برای جذب گردشگران داخلی و خارجی را- برای شرایط پساکرونایی- فراهم آوریم. به عبارتی، کرونا سبب گردید که ما به فضاهای مجازی توجه بیشتری داشته باشیم. برای اولین بار، یکصد ویدئو کلیپ یک دقیقه ای از ۳۰ اثر تاریخی و فرهنگی استان برای معرفی در فضای مجازی آماده ارائه به مخاطبان است تا آذربایجان شرقی- به عنوان یک هدف گردشگری- در اذهان مسافران داخلی و گردشگران، در اولویت سفر های خود قرار گیرد. تهیه پادکست، و موشن گرافی های خاص- با جامعه هدف مشخص و حتی جامعه هدف کودک از دیگر اقدامات ما بوده است. رایزنی هایی در مورد برگزاری اینفوی بلاگرها داشته و برنامه هایی را در این خصوص خواهیم داشت. در شهر خودمان بلاگرهای معروف و خوش ذوق بسیاری داریم که می توانند سوژه های خاص خود را انتخاب می کنند. بر همین اساس، در حال برگزاری مسابقه ای در زمینه پوستر مجازی گردشگری هستیم تا بتوانیم از عکس های سنتی- مکان های ثابت- فراتر برویم. بنابراین یکی از اهداف ما با این گونه اقدامات، تصویرسازی ذهنی و یادآوری جاذبه های گردشگری استان برای ایام بعد از پساکرونا است. اتفاقات بسیار دیگری نیز در این زمینه افتاده که نتیجه آن در سال های آتی قابل مشاهده خواهد بود.

 

رجب پور: در کنار این اقدامات، بنده به اقدامات فیزیکی نیز معتقدم. بنده قبلا در این خصوص- البته به هزینه شخصی- یازده خبرنگار اهل ترکیه را به استان آورده و ظرفیت های گردشگری منطقه را به آنان نشان داده ام. ما بارها نتیجه چنین اقداماتی را دیده ایم ولی علی رغم این نتیجه مثبت، سال هاست که پیشنهاد تکرار چنین اقداماتی را می دهیم تا بدین طریق ویترین های گردشگری خود را به جهانیان نشان دهیم، اما متاسفانه این پیشنهادات به نتیجه ای نرسیده است. اگر مسئولین استانی بخواهند که تورهای این چنینی را داشته باشند، می توانیم از هتل ها و رستوران های خود نیز برای این کار تخفیف های لازمه را اخذ نماییم. در ضمن بایستی ایرلاین های خود را موظف کنیم که بخشی از صندلی های خود را به رایگان به این امر اختصاص دهند. حال که در دوران کرونا وام های بلاعوض در اختیار ایرلاین ها قرار می گیرد، آنها نیز باید در هر پروازی چند صندلی محدود خود را به ترویج صنعت توریسم کشور اختصاص دهند.

 

پ.ن: بیشتر وقت این جلسه، به درد و دل حاضرین از وضعیت نامناسب بخش های مختلف مربوط به صنعت توریسم گذشت. بایرام زاده، وام های کرونایی به صنعت هتلداری را در راستای افزایش مصیبت زدگی این بخش خواند چرا که با بهره 12 درصدی، خود سبب ساز مشکلات متعددی گردیده است.

رسول زاده اما از عدم بودجه کافی در زمینه آموزش بخش مدیریت هتلداری و… می گوید. وی می گوید: مدیریت هتلداری آبروی یک شهر است و اگر  بتوانیم چندین مدیر برجسته تحویل بخش هتلداری این شهر دهیم، خدمت بزرگی به آن کرده ایم.

وقتی آقای رجب پور از عدم کفایت یک مدیر هتل 5 ستاره ای گلایه می کند، رسول زاده می گوید از کجا مدیر بیاوریم؟ مدیر کار بلد نداریم!

رجب پور می گوید: از ترکیه چند تا استاد بیاورید تا آموزش درست و حسابی دهند.

دکتر عیوضی پیشنهاد ایجاد «کمیته عالی دیپلماسی گردشگری شمالغرب» را می دهد که می تواند به همراه استان های آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان و حتی قزوین تشکیل گردد.

و در نهایت این که شهداد رو، یک شب اقامت عالی برای یک توریست را برابر با کل مسافرت آن فرد می داند و می گوید: کل کار صنعت گردشگری، فروش خاطره است و خاطره با اقامت خوب شکل می گیرد.

 

■ مجله انجمن ❘ شماره 41


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز