چرا این بار جنگ قره باغ هنوز به نتیجه ای نرسیده؟ علی حامد ایمان

چرا این بار جنگ قره باغ هنوز به نتیجه ای نرسیده؟ علی حامد ایمان
 مهر ۲۷, ۱۳۹۹  goroob online  اخبار
چرا این بار جنگ قره باغ هنوز به نتیجه ای نرسیده؟ علی حامد ایمان

چرا این بار جنگ قره باغ هنوز به نتیجه ای نرسیده؟ علی حامد ایمان

گرچه زخم چرکین مناقشه قره باغ در طول دهه ها، دهها بار سر باز کرده و خونهای صدها نفر ریخته شده، ولی تا به حال هرگز نه به این شدت رسیده و نه این چنین به درازا کشیده بود. اما مگر این بار چه اتفاقی افتاده که حتی پادرمیانی روسیه هم کارساز نگردید و طرح آتش بس وی تادیده انگاشته گردید؟!
پاسخگویی به این سوال می تواند گرهی از گره های کور این مناقشه را بازگشاید، هر چند که طبیعتا پاسخگویی به این سوال در جایگاهی خارج از دایره سیاسی و صرفا در حوزه روشنفکری، بیشتر بر اساس تحلیلها و حدس و گمان ها خواهد بود، اما همین حدس و گمان ها نیز گاه می تواند ما را به سرمنشا این گره کور نزدیک تر سازد.
صحنه مناقشه خیلی واضح است. در این دوره موازنه جنگ از هر نظر به سود آذربایجان است. آذربایجان این بار هم از برتری نظامی (در حوزه لجستیکی و نیروی انسانی) برخوردار است، هم از برتری سیاسی (در دو حوزه منطقه ای و بین المللی) و هم از برتری افکار عمومی (در دو حوزه داخلی و منطقه ای). پس مشکل در کجاست؟ این گره کور از کجا سرچشمه می گیرد که تحلیلگری همچون “پیتر وزمان” همکار انیستیتو تحقیقات صلح استهکلم، نیز به طور تلویحی به آن اشاره کرده و در لابلای تحلیل خود، ضمن اذعان به برتری نظامی آذربایجان از لحاظ تسلیحات و جنگ افزارها، می گوید که رهبری آذربایجان نباید تصور کند که با اتکا به این تسلیحات می توان برنده جنگ شد!
براستی سبب این توازن در جنگ فعلی- علی رغم عدم توازن به سود آذربایجان- در چیست؟!
شاید بتوان در این میان فهرست وار به مواردی چند اشاره نمود که مانع از یک نتیجه گیری مشخص (حداقل تا به کنون)می گردد:

1. منطقه قفقاز منطقه ای است استراتژیک، پیچیده و با منافع متضاد منطقه ای و فرامنطقه ای. از طرفی دیگر، خط لوله نفت و گاز حوزه دریای خزر برای بازارهای اروپایی از دالان قفقاز عبور می کند، یعنی درست از نزدیکی منطقه مورد نزاع قره باغ.
آذربایجان نیز در نقطه طلایی این منطقه و در یک حوزه استراتژیک قرار دارد. آذربایجان در جوار امپراطوری روس و عثمانی و نیز ایران قرار گرفته که همین امر این کشور را برای قدرتهای بزرگ، استراتژیک تر نموده است. بنابراین همردیف شدن منافع قدرتها در یک راستا، چیزی نیست که به این سادگی و در زمان اندکی به بار نشیند و نتیجه کار را مشخص کند، آن هم در زمانی که جهان درگیر مسایل دیگری و از جمله کرونا می باشد که فرصت نگاه به بیرون را از آنان بازمی ستاند، هرچند که نمی توانند بی تفاوت هم از کتار این امر عبور کنند.

2. از آنجایی که جامعه جهانی کارکرد خود را از دست داده، دیگر نمی تواند در این مناقشه کارکرد موثری داشته باشد. کارکرد این جامعه جهانی مربوط به دوران جنگ سرد بوده که به دلیل عدم بازسازی خود نتوانسته در عصر مدرن بر بسیاری از چالشها فائق آید. عدم کارآمدی سی ساله این جامعه جهانی در این مناقشه نیز چیزی نیست که این بار بتوان آن را نادیده گرفت و به طناب پوسیده آن اطمینان نمود.

3. سکوت مرموز روسیه نیز یکی دیگر از دلایل عدم حل زودهنگام این مناقشه در دور جدید بوده است. این امر آنجا اهمیت می یابد که حتی آتش بس مقرر شده توسط روسها نیز در عمل نتیجه عملی در بر نداشت! با توجه به این که روسیه در ارمنستان پایگاه نظامی دارد و متحد تاریخی آن بشمار می رود، پس چرا این بار در عمل دوست ندارد که مناقشه به سود ارمنستان پایان پذیرد؟
در کنار عوامل نتعدد داخلی خود روسیه، شاید ریشه این سیاست را بتوان در سیاستهای نخست وزیر ارمنستان- پاشینیان- جست. وی بر خلاف کوچاریان- رئیس جمهور سابق ارمنستان- یک فرد غربگرا است که سیاستهای روسوفیلی روسی را دنبال نمی کند. این سیاستها آن چنان آشکارا عمل کرده که حتی وقتی کوچاریان در زندان بوده، او تمامی افراد وابسته به روس را از دستگاههای دولتی اخراج می کند. بعدها پوتین به صورت تلفنی از وی می خواهد که کوچاریان را از زندان آزاد کند که این درخواست پوتین اجابت نمی گردد. سپس پوتین در حاشیه یک جلسه پیمان امنیت دسته جمعی، خواستار ملاقات با کوچاریان در زندان می شود که پاشینیان با آن هم موافقت نمی کند. بنابراین روس ها دل خوشی از او ندارند. آنها گرچه پشتیبان ارمنستان هستند و نمی خواهند که آذربایجان پیروز میدان گردد ولی از طرفی دیگر دوست هم ندارند که قبل از گوشمالی پاشینیان، مناقشه پایان پذیرد. آنها شاید این سیاست را حتی تا سقوط پاشینیان نیز ادامه دهند.

4. به رغم حمایت ایران از تمامیت ارضی آذربایجان و محکوم کردن تجاوزگری آن، اما هنوز سیاستهایی در درون عمل می کنند که این کشور را به ارمنستان نزدیک تر می سازد. بر اساس این سیاستها، وجود یک آذربایجان قوی آن هم با حضور ترکیه، می تواند خطراتی را در شمال ایران برای ایران به همراه داشته باشد. عدم ارتباط تجاری ارمنستان با ترکیه، و محصور شدن ارمنستان در خشکی به طوری که تنها راه تجاری و دسترسی به دریای خزر از طریق ایران ممکن است، نیز از دلایل تجاری علایق ارمنستان و ایران است. همین علایق های تجاری و سیاسی، سبب ایجاد تضاد در سیاستهای رسمی و غیر رسمی ایران می گردد که این نیز به نوبه خود تصمیم گیری در چگونگی پایان مناقشه در دور جدید را از سوی این کشور سخت تر می نماید.

5. فرانسوی ها از لحاظ سنتی خود را حامی ارامنه می دانند. جامعه خیلی بزرگی از ارامنه در فرانسه زندگی می کنند، بنابراین ارمنستان از لابی قدرتمندی در فرانسه- به عنوان قلب اروپا- برخوردار است. همچنین جامعه بزرگی از ارامنه در آمریکا هستند که تاثیر زیادی در کنگره دارند. همین لابی گری های سیاسی هم می تواند یکی از دلایلی باشد که آذربایجان علی رغم برتری های متعدد، تتواند به نتیجه مورد نظر برسد.

6. افکار عمومی هر دو کشور- و حتی افکار عمومی منطقه- آنچنان برانگیخته شده که هر دو دولت باکو و ایروان می دانند که بازندگی در این جنگ، برای آنان مساوی با سقوط و از دست دادن مشروعیت خواهد بود. بنابراین هر دو دولت سعی می کنند که بازنده مناقشه نباشند. و همین امر است که سبب می گردد دولت ارمنستان برای جلوگیری از سقوط خود، دست به اعمال غیر انسانی زده و در طی یک هفته دو بار مردم غیر نظامی دومین شهر بزرگ آذربایجان- شهر گنجه- را مورد هدف نظامی خود قرار دهد.
▪️ بنابراین عملکرد پیچیده همین نوع سیاستها بوده که مانع از تاثیرگذاری عملی برتری آذربایجان در دور جدید از این مناقشه سی ساله می گردد.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز