چالش های یک روشنفکر در قامت رجل سیاسی

چالش های یک روشنفکر در قامت رجل سیاسی
 مهر ۱۵, ۱۳۹۹  goroob online  انجمن , گزارش , دسته‌بندی نشده
چالش های یک روشنفکر در قامت رجل سیاسی

چالش های یک روشنفکر در قامت رجل سیاسی

پیش از آغاز: هنگامی که جهت گفتگو با دکتر پورمحمدی وارد کاخ استانداری تبریز- به عنوان مقر مهمترین نهاد سیاسی در استان آذربایجان شرقی- شدیم، از چندین اتاق گذشتیم تا بتوانیم به اتاق  کاخی وارد شویم که پس از انقلاب مشروطیت و فروپاشی سلسله قاجار به محل استقرار والی آذربایجان تبدیل شده است. به محض ورود، استاندار نیم خیزی از صندلی خویش بلند شد. همین که  نشستیم سخن را از کرونا آغاز کرد ولی ربطش را به تشکر از رسانه ها داد که در گذر از این بحران نقش قابل توجهی داشتند. وی گفت: یکی از داده ها و نتایج کرونا این شد که نهایتا قانع شدیم که  ایستی رو به سوی فناوری های نوین در زمینه های مختلف از جمله آموزش در مدارس، دانشگاه ها، تشکیل کنفرانس ها و… بیاوریم. کمپین های مختلفی بوجود آمد و مردم هم انصافا خوب رعایت  کردند و در این راستا رسانه ها و فضای مجازی نقش بسیاری داشتند که جا دارد سخنان خود را با تشکر از چنین رسانه هایی آغاز کنم. این سخن ایشان در جهت مجبوریت جامعه به روی آوردن به  فناوری های نوین- مخصوصا در اثر کمپین خانه نشینی- انصافا سخن درستی بود چرا که موعد همین گفتگو هم به وسیله همین امر با خود ایشان هماهنگ شده بود که اگر قرار بود غیر از این روال  باشد، بایستی مدت ها نامه نگاری و… می گردید.

به هر حال گفتگو با ایشان را آغاز کردیم ولی همیشه گفتگو با یک رجل سیاسی، آن هم در مقام اجرایی، این کاستی را دارد که آدمی همیشه دچار ضیق وقت می شود، و بر همین اساس مدام  جهت یادآوری اتمام مصاحبه، درب اتاق استاندار باز می شد تا نشان دهند که بایستی زودتر تمام کنیم. به همین خاطر، این گفتگو ناتمام ماند در حالی که ما می خواستیم گفتگو را در دو جنبه نظری  و اجرایی انجام دهیم که هر دو مورد ناقص ماند.

به هر حال دکتر محمد رضا پورمحمدی پیش از به تن کردن کسوت سیاسی، یک رجل علمی بود که هیئت وزیران در جلسه 7 آذر 1397 به پیشنهاد وزارت کشور، وی را به عنوان چهاردهمین استاندار  آذربایجان شرقی منصوب کرد. پورمحمدی دارای مدرک دکترای برنامهریزی شهری  از دانشگاه کاردیف است که پیش از این، رئیس دانشگاه تبریز بود. البته ایشان قبل از  تصدی گری سکان استانداری،   هعنوان گزینه پیشنهادی  مجمع نمایندگان استان جهت تصدی پست وزارت علوم  معرفی شده بود که ظاهرا مورد اقبال رئیسجمهور قرار نگرفته بود. به هر حال آن چه در ذیل می  آید، حاصل همین  گفتگوست.

– جناب دکتر در ابتدا بهتر است گفتگو را با این سوال آغاز کنیم که جنابعالی پیش از این، یک رجل علمی در یک حوزه روشنفکری بودید. ورود یک رجل علمی به عرصه سیاست چه تبعات و مزایایی می  واند داشته باشد؟ آیا اصولا چنین ورودی درست است؟

دکتر پورمحمدی: در عین حال که فضای علمی ما با فضای سیاسی متفاوت است ولی اگر سیاست را علم بدانیم- که خود البته علم است- در واقع مراکز سیاسی باید توسط اندیشمندان و صاحب  نظران علمی اداره شوند و اگر در گذشته این چنین نبوده، باید این رویه اصلاح گردد تا کار را به دانشگاهیان و افرادی که در آن رشته تخصص دارند، بسپاریم. این عدم قرینگی، علاوه بر حوزه سیاسی،  در برخی از بخش های دیگر و از جمله در حوزه صنعت هم به چشم می خورد. وقتی فارغ التحصیل دانشگاهی به بخش صنعتی ورود می کند باید خود را با مقتضیات آن تطبیق دهد. بنابراین بر همین  اساس،در حوزه سیاست هم یک فرد دانشگاهی باید با پیچیدگی های دنیای سیاست آشنا باشد. اگر امر سیاست بیشتر مردم را سیاست زده کرده، به خاطر این است که برخی از مدیران ما دارای  بینش علمی نبوده اند. راسل گفته معروفی دارد که می گوید: آینده جهان توسط دانشمندان اداره خواهد شد. و یا به گفته تافلر، مگر امکان دارد که در دنیای دانایی با نادانی حکم راند؟ بنابراین جامعه  باید با علم اداره شود اما این علم بایستی توام با عمل باشد تا تنها نظریه پردازی صِرف نباشد. به نظر بنده تصوری که معتقد به این امر باشد که دانشگاهی باید در دنیای علم و فارغ از جامعه و  سیاست باشد، تصور صحیحی نیست چرا که همه این موارد- از قبیل سیاست، اقتصاد، جامعه- خود شاخه مستقلی از علم هستند. پس اتفاقا اهالی علم با کمی تمرین و آموزش بهتر از بقیه می  توانند در جامعه موثر باشند نه این که بگوییم دانشگاهیان در دانشگاه باشند تا اهالی سیاست جامعه را اداره کنند بلکه باید دانشگاهیان و مراکز علمی ما حضور یابند تا جامعه را علمیتر اداره کنند.  منطق امروز دنیا، مدیریت علمی است.

– در این که سیاست خود یک علم است تردیدی نیست ولی این امر بیشتر در کشورهای توسعه یافته کاربردی تر است. متاسفانه در جامعه سیاسی ما نگاه علمی گرایانه ای به این امر وجود ندارد که  اگر غیر از این بود بسیاری از نخبگان ما فارغ از این امر قرار نمی گرفتند. ما در دنیای سیاست به جای نخبه گرایی بیشتر بر اساس قبیله گرایی عمل می کنیم. هنگامی که در مسندی قرار می  گیریم، فورا از دوستان و آنهایی که با ما انس دیرین دارند، دعوت به همکاری می کنیم. عارضه از همین جا آغاز می شود که سیاست ما علمی نیست. صحبت ما در چنین بستری مطرح می شود.

دکتر پورمحمدی: گفته شما در این زمینه درست است چرا که امروزه برای کسب هر مسندی، کوالیته خاصی درنظر گرفته شده ولی باید به سوی حکمیت نگرش علمی در جامعه حرکت کنیم تا هر  چیزی در جای خود قرار گیرد. این عین عدالت است. اگر در بحث مدیریت و انتصابات این عدالت رعایت نمی شود، این امر قابل تامل و تجدید نگرش است. یعنی اگر تا به حال رعایت نشده باید به سوی اصلاح نگرش ها حرکت کنیم. دانشگاه باید در متن جامعه قرار گرفته و دارای مسئولیت اجتماعی باشد. اما این روند بایستی در طول زمان اصلاح گردد.

– آیا جنابعالی این تغییر نگرش را در شیوه های  مدیریتی خویش و در انتصابات اعمال نموده اید؟ در این زمینه با چه چالش هایی مواجه گردیده اید؟

دکتر پورمحمدی: چارچوب هایی در گذشته شکل گرفته که اصلاح آنها باید در طول زمان صورت گیرد ولی در عین حال تمامی تلاش ما بر این است که سعی کنیم با منطق صحیح و ملاحظات علمی  انتصابات انجام گیرد. تمام افرادی که در دوران مدیریت بنده در مسئولیتی قرار گرفته اند، همگی با این نگرش بوده، اما طبیعتا در این زمینه محدودیت هایی هم داریم. به عنوان مثال در حوزه استانداری،  وزارت کشور اجازه نمی دهد نیرویی خارجاز مجموعه اداری انتخاب کنیم که در نتیجه مجبور به انتخاب مدیران از میان افراد موجود مجموعه خواهیم بود. این عمل در وزارت خانه های دیگر  هم همین گونه است، اصلا آنها خود مستقلا انتخاب کرده و فقط با ما هماهنگی می کنند. بنابراین دخل و تصرف ما اجبارا از درون همین نیروهای موجود صورت خواهد گرفت. پس ما هم از چنین  محدودیت هایی برخوردار هستیم. از طرف دیگر، باید بگویم که بنده در میانه راه، به این روند سیاسی و اجرایی وارد شده ام که همین امر تغییرات را سخت تر کرده است. در دوران آغاز بکار دولت،  تغییرات خیلی راحت تر از دوران میانی و یا حتی انتهایی دولت است. اما به هر حال تمام تلاش بنده در همین راستاست. ما کمیته انتصاباتی داریم که تغییرات مدیریتی را تصمیم می گیرد.

– جنابعالی  در میانه گفته هایتان عنوان نمودید که بسیاری از تصمیمات انتصاباتی در مرکز گرفته می شود. این یکی از مهمترین چالش های سیستم حکمرانی ما است. سوال این است که جنابعالی  به عنوان استاندار تا چه حد از توان سیاستگذاری برخوردار هستید؟ آیا واقعا شما تنها به عنوان کارگزار یک سری از تصمیمات هستید و یا این که می توانید نقش خود را ایفا کنید؟

دکتر پورمحمدی: این که سیاست های کلان ما متمرکز است، یک واقعیت است. در دنیا دو نوع سیستم حکمرانی وجود دارد. یا این سیستم بخشی و متمرکز است که همه تصمیمات به صورت متمرکز  گرفته می شود و یا این که سیستم منطقه ای است. در واقع مسئولیت ها و عملکردها در درون چنین سیستمی مشخص می گردد. کشور ما دارای سیستم برنامه ریزی بخشی است. به  عنوان مثال ما نمی توانیم تصمیم بگیریم که در منطقه چند سد احداث کنیم چرا که این امر از حوزه اختیارات بخش کشاورزی است. ولی این که در هر جایی بگوییم ما اختیاری نداریم، این در واقع فرار  از مسئولیت است. ما در شورای برنامه ریزی از اختیارات خوبی برخوردار هستیم. مثلا در مورد بودجه استانی خودمان تصمیم می گیریم. در مورد طرح های استانی هم می توانیم اقدامات لازمه را  انجام دهیم. باز به عنوان مثال در بخش کشاورزی، سیاست های کلی مبتنی بر ترویج کشت گلخانه ای است ولی این که این کشت در چه میزان و هکتاری انجام گیرد توسط خودمان انجام می گیرد.  درست است که اختیارات محدود است اما این چنین نیست که نتوان تصمیمات لازمه را گرفت.

– طبیعتا جنابعالی در زمانی که در مسند مدیریتی دانشگاه تبریز بودید، یک نگاه خاصی به آذربایجان و  تبریز و چالش های آن داشتید. حال که در عرصه عمل قرار گرفته اید، چه تغییری در این دیدگاه  حاصل گردیده است؟

دکتر پورمحمدی: اگر بخواهم واقعیت ها را بیان کنم، باید بگویم که شناخت عمیق تری نسبت به مسایل، چالش ها و قابلیت های استان پیدا کرده ام. البته خیلی از افراد دیگر هم ممکن است چنین  باشند که تا در مرحله عمل قرار نگرفته اند نتوانند شناخت عمیقی پیدا کنند. من امروزه به خیلی از پتانسیل های بزرگ استان آگاهی یافته ام که قبلا از آنها بدین حد باخبر نبودم. به عنوان مثال، بخش  معدن ما- مس، نفلین سینیت، طلا، کائولین و…- یکی از این پتانسیل هایی است که مغفول مانده، که اگر بتوانیم از آنها بهره برداری کنیم تاثیرات مثبت زیادی در استان ایجاد می کند. ذخایر  معادن نفلین سینیت ما حدود 5 میلیارد تن است، اگر شهرک آلومینیوم ما آغاز بکار کند می توانیم برای 40 هزار نفر- به صورت مستقیم و غیرمستقیم-  شغل ایجاد کنیم. اگر در معدن مس، بخش ذوب براه افتد دهها هزار نفر می توانند در صنایع پایین دستی مشغول بکار شوند. البته آشنایی با مشکلات کار هم این چنین بود. قبلا فقط صورت مشکلات را می شناختیم ولی اکنون پی برده ام که این  مشکلات از یک لایه باطنی هم برخوردار است که از بیرون قابل مشاهده نیست.

– مهمترین چالشی که پی برده اید، چه بوده است؟

دکتر پورمحمدی: در حال حاضر بزرگترین چالش استان، مهاجرت مغزهاست. قبلا نیروهای کاری اقدام به مهاجرت می کردند ولی امروزه این نیروهای توسعه گر هستند که مهاجرت می کنند. از دیگر  مسائلی که می تواند چالش عمده ای برای ما بوجود آورد نوع نگاه نسبت به این منطقه است. من در این گفتگو به صراحت اعلام می کنم که در ایران وطنی تر از آذری ها نمی توانید پیدا کنید، اما  طرح مطالب و مطالبات منطقه ای بلافاصله نگرانی هایی ایجاد می کند. البته برخی عمدا و برخی دیگر ناآگاهانه سعی می کنند که به این مطالبات سمت و سوی قوم گرایانه ای بدهند، اما بنده به  عنوان استاندار آذربایجان شرقی وظیفه دارم که از مسایل این استان صحبت کنم. اگر استاندار منطقه دیگری بودم طبیعتا از مسایل آن منطقه صحبت می کردم. گرچه ما با چنین چالشی مواجه  ستیم اما بایستی  بتوانیم خواسته های درست و منطقی خویش را آن گونه مطرح کنیم که انگ قوم گرایی و منطقه گرایی به آنها نخورد. این امر یکی از چالش های ماست. به هر حال مسئولیت  آبادی این منطقه در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، صنعتی و… بر عهده ماست.

– ما معتقدیم که این نگاه در لایه های بالای حکومتی قرار دارد و به همین خاطر بیشتر اوقات بحث در چگونگی طرح کردن موضوعات منطقه ای نیست بلکه مشکل اینجاست اینگونه مسایل هر گونه هم  که مطرح شوند، چنین انگی می خورند. چگونه می توان این تفکر را در این لایه ها ترمیم کرد؟

دکتر پورمحمدی: ممکن است در بخشی از حاکمیت چنین نگرانی هایی ایجاد شده که آن هم ریشه تاریخی دارد اما گاها دفاعیات بد هم به این ذهنیت دامن زده است. بنابراین تمامی تلاش ما باید  معطوف به این باشد که چگونه حرف حق خود را از مسیر درست و منطقی بیان کنیم تا آن ذهنیت ها پاک شوند.

– جنابعالی در زدودن این ذهنیت ها، با چه چالش هایی مواجه بوده اید؟

دکتر پورمحمدی: من برای اولین بار در بعد از انقلاب، تدریس زبان ترکی در مدارس را ایجاد کردم، که البته دچار چالش های متعددی هم گردیدم. اما بنده معتقدم که صرفا با چنین روش های قانونی می
توانیم جلو بسیاری از سوء استفاده ها را بگیریم. این عمل دال بر تهدید کردن زبان رسمی نیست بلکه می خواهیم زبان مادری خود را- آن هم به صورت اختیاری- در مدارس تدریس کنیم. هر چند که این امر تبعاتی برای ما داشت ولی از آنجایی که با حُسن نیت انجام گرفته بود توانستیم بر این مشکلات و نگاه غلبه کنیم. گاها موارد در بستر نامناسبی مطرح می شوند که سبب ایجاد شائبه هایی  نیز می گردند، بنابراین نگرانی ها هم طبیعی است. البته در این رابطه لازم به ذکر است که ما در بین خود نیز دچار چالش بزرگتری هستیم، روشنفکران ما بایستی مشخص کنند که چه می خواهند و  این خواسته ها چگونه باید مطرح شوند! این امر بدیهی است که ما به دنبال توسعه متوازن منطقه ای باشیم، این حق طبیعی ما است. ما 5 درصد جمعیت کشور را دارا هستیم که به نسبت جمعیتی  باید از امکانات و منابع درخور هم برخوردار باشیم. به نظرم مسائل سیاسی و فرهنگی منطقه بایستی توسط روشنفکران و تحصیل کردگان تئوریزه شود، از سوی دیگر هم نباید اجازه دهیم  برخی ها از این مسائل سوء استفاده کنند تا مبادا از این اعمال درست دچار خسران گردیم.

– به هر حال بحث در این حوزه ها طولانی است و می دانیم که در حوصله این گفتگو نمی گنجد. بهتر است  به گفتگو سمت و سوی اجرایی هم بدهیم. جامعه در سال جدید با بحران کرونایی مواجه شد که لازمه آن مدیریت همه جانبه بود. این بحران را چگونه مدیریت کردید؟

دکتر پورمحمدی: مدیریت 18 ماهه بنده توام با مشکلات و بحران ها بوده است، اعتراضات خیابانی، زلزله، آتش سوزی بخشی از بازار و… همگی بخشی از همین بحران ها بودند که البته کرونا آخرین  آن بود. خوشبختانه عرض کنم که همگی این بحران ها به صورت صحیح مدیریت شدند. به عنوان  مثال، اعتراضات خیابانی در این منطقه بیشتر از 24 ساعت به طول نینجامید در حالی که در برخی از  شهرستان ها این اعتراضات با تبعات سنگینی مواجه گردید. در مورد زلزله هم با مدل سازی مخصوص خود سبب شدیم که آسیب کمتری متحمل گردیم در حالی که زلزله ورزقان 9/ 5 و زلزله ما 6/ 5  ریشتر بود. کرونا هم امتحان جدی تر دیگری بود که عوامل متعددی دست به دست هم دادند تا بتوانیم به روند کاهش چشمگیری دست یابیم.

این گفته به معنای حل تمامی مسئله نیست ولی می  خواهم بگویم که با مدیریت هماهنگ توانستیم بر این بحران غلبه کنیم. حتی قبل از تشکیل ستاد ملی کرونا در کشور، ما قرارگاه زیستی خود را از بهمن ماه دایر کرده بودیم. وقتی در چین نمونه ها  مشاهده گردید، ما در اینجا در حال آماده باش بودیم. در رفع این بحران، انصافا همراهی مردم در بخش های مختلف هم خیلی موثر واقع گردید. مدافعان سلامت هم که به صورت جدی در پای کار بودند.  البته نباید فراموش کرد که زیرساخت های پزشکی منطقه در زمان وزارت آقای قاضی زاده هاشمی صورت گرفته بود و بر همین اساس بود که توانستیم 5200 تخت آماده مهیا نماییم، حتی قبل  از این که یک بیمار کرونایی داشته باشیم. می خواهم بگویم که زیرساخت های اولیه برای چنین اقداماتی انجام گرفته بود که بعدها هم توسعه یافت. طرح غربالگری و فاصله گذاری اجتماعی که تاثیر  بسیاری داشت. در کنار این همه باید به تولید کنندگان مواد ضد عفونی کننده و ماسک هم اشاره کرد. 14 واحد تولیدی استان بلافاصله خط تولید خود را تغییر دادند که حال در نتیجه این امر نه تنها می  توانیم نیازهای خود را تامین کنیم بلکه می توانیم این محصولات را به کشورهای همجوار نیز صادر نماییم. از طرفی دیگر، حضور دانشگاه ها هم خیلی موثر و مفید بود. در نتیجه کارکرد این عوامل  بود که توانستیم این بحران را مدیریت کرده و به وضعیت سفیدی در 9 شهرستان استان دست یابیم، یعنی حتی یک نفر مبتلا هم به ازای 100 هزار نفر جمعیت نداشته ایم. امیدواریم شرایط بهتر از این  هم بشود.

– در طول این مدت چه خدماتی به بیماران کرونایی ارائه می شد؟

دکتر پورمحمدی: در ابتدای بستری شدن، بیماران کرونایی بیمه می شدند. چند نقاهتگاه هم آماده کرده ایم تا این افراد بتوانند دوران نقاهتی خود را در این مراکز بگذرانند. بنیاد مستعفان 5 میلیارد  تومان به کمیته امداد و 2 میلیارد تومان به سازمان بهزیستی اختصاص داده تا به افراد بی بضاعت در بحث تامین دارو و درمان کمک کنند. کارت حدود 3 هزار نفر از یارانه بگیران این نهادها با مبالغی بین  200 هزار تومان تا 600 هزار تومان شارژ شدند. استمهالات برخی از قبوض برق، گاز و بدهی های مالیاتی صورت گرفت. در بخش صنعت، 75  هزار میلیارد تسهیلات با سود 12 درصد به واحدهای  تولیدی که  متحمل آسیب گردیده و کارگران خود را تعدیل یا اخراج ننموده اند، اختصاص یافته است.

– یکی از پیام های کرونا، بازگشت به طبیعت بود در حالی که موارد متعددی در استان وجود دارند که  هم چنان به محیط زیست آسیب می رسانند. از جمله می توان به معادن مس سونگون و طلای اندریان و یا برداشت بی رویه و غیراصولی نمک و آلودگی محیط زیست با پساب های سمی کارخانه  کاوه سودا اشاره کرد. چرا این موارد پیگیری و بازنگری نمی گردند؟

دکتر پورمحمدی: زمانی که می خواستم به عنوان استاندار وارد سیستم اجرایی کشور گردم، اولویت های کاری خود را اشتغال و محیط زیست اعلام نمودم. برخی ها به این امر با شک و تردید  نگریستند چرا که معتقد بودند نه بحث محیط زیست و نه بحث اشتغال در کوتاه مدت قابل حل نیستند. اما باید توجه کنیم که این دو عامل، بستر توسعه هستند. بنابراین بر همین اساس اقداماتی  صورت گرفته است. به عنوان نمونه، در مورد دریاچه اورمیه، گرچه عنایات خداوندی بسیار بود ولی اقدامات ستاد احیا را هم نباید نادیده گرفت. باران هایی که در سال 91 با همان شدت بارندگی های  امسال صورت می گرفت، به پیکره دریاچه اورمیه راه نمی یافت در حالی که امروزه با لایروبی های انجام گرفته شده، کل آب آجی چای بهدریاچه انتقال می یابد. و یا بسته شدن 60 هزار حلقه چاه غیر  مجاز، تغییر الگوی کشت و… همگی در راستای اقدامات زیست محیطی بوده که سبب احیای دریاچه شده است. در مورد طلای اندریان و یا کارخانه کاوه سودا هم باید بگویم که بنده نیز معتقدم نمی  توان در طبیعت دخل و تصرفی کرد بدون این که این دخل و تصرف آثار سویی به همراه نداشته باشد. هر معدنی که برداشت می شود سبب بر هم زدن سیستم اکولوژیکی منطقه میگردد که بر همین  ساس قانون برداشت معدن، پیش بینی اختصاص  رصدی از درآمد معدن را در جهت ترمیم این امر نموده است. با این حال تمام مواردی را که نام بردید، همگی قبل از مدیریت بنده گرفته اند که ما امروزه  هایتا می توانیم آثار زیست محیطی آنها را تحت پایش قرار دهیم. اگر کارخانه کاوه سودا در مقطعی سبب آلودگی محیط زیست شده، امروزه دیگر این چنین نیست. اگر در مورد آلودگی محیط   یست توسط این موارد و یا سایر موارد، اختلاف نظری مابین سازمان محیط زیست و آن واحد بوجود بیاید، شخص ثالثی را از دانشگاه انتخاب می کنیم تا موارد را بررسی نماید.

– ظاهرا تاریخ پروانه  برداشت کارخانه کاوه سودا همیشه موقت قلمداد شده که آخرین تاریخ آن مربوط به خرداد 97 می باشد، یعنی از آن زمان بدون تمدید پروانه، برداشت ها هم چنان ادامه دارد؟

دکتر پورمحمدی: بنده در جریان آخرین مهلت مقرر شده نیستم ولی اگر درخواستی برای این تمدید واصل گردد، به شرط پایش های زیست محیطی موافقت خواهیم کرد. اما در کنار آن، نباید فراموش  کنیم که 3500 نفر هم در آن واحد مشغول بکار هستند. یک ششم از کل صادرات غیرنفتی استان، مربوط به محصولات کاوه سودا است. بنابراین به همین سادگی نمی توان صورت مسئله را پاک  نمود. معتقدم که به بحث اشتغال و محیط زیست، باید توامان نگریست. امروزه در دل کشورهای پیشرفته و حتی در مراکز شهری هم کارخانه های متعددی احداث می شوند که البته آنها می توانند با  علم و تکنولوژی، آثار سوء آن را مهار کنند. آنهایی که در مورد ایجاد آلودگی زیست محیطی واحد ذوب مس در سونگون فضاسازی می کنند، بیشتر همان افرادی بودند که می خواستند ما هم چنان  ام  فروشی کنیم، در صورتی که می توانیم با علم و تکنولوژی، این آلودگی ها را رفع کرده و برای استان اشتغال ایجاد کنیم. به هر حال بایستی  سازمان محیط زیست به طور مستمر موارد این چنینی  را در استان پایش و کنترل کند تا بتوانیم جلو آلایندگی ها را بگیریم.

– در مورد شیوه های کاستن از آسیب سازه های مختلف در مناطق شهری بحث کردید. می دانیم که جنابعالی متخصص  شهرسازی هستید. در شماره گذشته مجله انجمن، بحثی در مورد ساخت و سازهای مختلف در مناطق شهری داشتیم که در آن به موارد چندی از جمله به ایجاد شهرک توریستی رشدیه در منطقه  زلزله خیز باغمیشه اشاره شده بود که بدون استعلام از سازمان زمین شناسی، در منطقه ای به حدود 37 هکتار، این ساخت و ساز انجام می گیرد. و یا در شهرک جوانان- با این که در امتداد خط  گسل و بستر سیلاب قرار گرفته – این خط بستر در روی نقشه دستکاری و ترمیم شده است. موارد این چنینی متعددی در شهر وجود دارند که نیازمند بازنگری مجددی هستند.

دکتر پورمحمدی: من با  ذشته کاری ندارم چرا که  دیگر نمی توان کاری انجام داد، اما اگر قرار بود که امروزه اقدامی انجام دهیم باید توجه می کردیم که منطقه باغمیشه و رشدیه، مسقط الرس گسل  بریز است اما این بدان معنا نیست که نمی توان در این مناطق دست به ساخت و ساز زد، اما باید ابتدا پایدار سازی صورت گیرد. در 200 یا 500 متری حریم گسل هم می توان با پایدار سازی ساخت و ساز انجام داد. البته عقل سلیم حکم می کرد که ما ساخت و سازهای خود را در منطقه پایدار وادی رحمت انجام می دادیم نه این که بیاییم در منطقه ناپایدار  رشدیه و باغمیشه ویلاسازی کنیم! چرا  ه گاها مقرون به  صرفه نیست و یا این که از آن تکنولوژی خاصی برخوردار  نیستیم که بتوانیم سازه ای در 10 طبقه زیرین و در لایه  فر زمین ایجاد کنیم تا کاملا پایدارسازی صورت گیرد.

– ظاهرا این  شهرک به مساحت 37 هکتار ساخته می شود؟

دکتر پورمحمدی: این مربوط به گذشته است.

– گرچه مربوط به گذشته است ولی آیا نباید تدابیری برای ترمیم آسیب های احتمالی این امر صورت گیرد؟

دکتر پورمحمدی: اکنون فقط می توان برای پایدارسازی سازه تدابیری اندیشید. به هر حال این شهر برای توسعه آتی خود نیازمند است که به توسعه ناپیوسته روی آورد و از توسعه پیوسته گذر کند. در  امر توسعه، نیازی نداریم که حتما این توسعه پیوسته به پوسته  بریز باشد بلکه می توان در نواحی همجوارتری به توسعه شهری اندیشید.

– در بحث صنایع بزرگ استان، همچون ماشین سازی و ریخته گری، ظاهرا اتفاقاتی در حال رخ دادن است. برای رفع مشکلات چنین مراکز صنعتی چه تدابیری اتخاذ گردیده است؟ در حالی که کارخانه  ریخته گری ماشین سازی همچنان بدون هیئت مدیره به روند خود ادامه می دهد.

دکتر پورمحمدی: اولین و جدی ترین تصمیم این است که اجازه ندهیم صنایع موجودمان از چرخه حرکت باز ایستند. در ایدم بخشی وجود داشت که به مدت 8 سال تعطیل بوده که اگر آن را راه اندازی  کنیم، همان جهش تولید است. مشکل ماشین سازی هم اختلاف موجود مابین وزارت کار و تعاون با وزارت صمت است. در گذشته دولت این واحد را در قبال بدهی خود به صندوق بازنشستگی فولاد  واگذار کرده بود که آنها هم این واحد را به سازمان خصوصی سازی جهت فروش عرضه می کنند. سازمان خصوصی سازی آن را به آقای فرخزاد می فروشد که بعد از خلعیت نامبرده، مالکیت دوباره این  واحد به صندوق فولاد بازمی گردد. به هر حال دولت تصمیم گرفته این واحد را به وزارت صمت واگذار نماید. بنابراین در این بین سوتفاهمی اتفاق افتاده که ما هم به صورت مرتب پیگیر امر هستیم تا به  سرعت این مشکلات حل شده و هیئت مدیره جدید هم تشکیل گردد.

– برخی از شهرستان های ما- نظیر کوزه کنان- از ظرفیت های بسیاری در زمینه های صنایع دستی، گردشگری و بوم گردی  برخوردارند. در راستای فعال کردن چنین بسترهایی چه اقداماتی می توان کرد؟

دکتر پورمحمدی: برای اشتغال، برنامه بلند مدت )مانند معدن(، و برنامه های میان مدتی )همچون ایجاد مناطق گردشگری، توریستی و صنایع دستی( داریم که همگی این ظرفیت ها در این برنامه  های زمانی به تحقق می پیوندند.

– و در نهایت این که سال جاری به عنوان سال جهش تولید نامگذاری شده است. برنامه های محوری جنابعالی در این راستا چیست؟

دکتر پورمحمدی: در اقتصاد اصلی به نام «صرفه جویی ناشی از مقیاس » داریم که می گوید: هزینه تولیدی تا سطحی افزایش می یابد که پس از آن سطح، هزینه ها ثابت مانده و منافع افزایش می  یابد. به عبارتی افزایش میزان تولید از سطحی دیگر به بعد باعث افزایش هزینه ها نمی شود. بنابراین جهش تولید به این اصل صرفه  جویی ناشی از مقیاس اشاره دارد. بحث بعدی این است که اگر  کالای تولید شده صرفا برای رفع نیاز داخلی باشد، رشد اقتصادی اتفاق نمی افتد. رشد اقتصادی زمانی است که کالایی علاوه بر تامین نیاز داخل، بتواند صادر گردد. بنابراین بر اساس طرح مقام  رهبری، اگر کار ملی، تولید ملی، اقتصاد مقاومتی و رونق تولید، بتواند به جهش تولید منتج شود می تواند به توسعه اقتصاد بینجامد که تمامی تلاش ما در همین راستاست.

منبع: مجله انجمن | شماره 32

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین