پیام پیامبرانه زمین | دست های خود را بشوئید!

پیام پیامبرانه زمین | دست های خود را بشوئید!
 مهر ۲, ۱۳۹۹  goroob online  منتخب
پیام پیامبرانه زمین | دست های خود را بشوئید!

پیام پیامبرانه زمین | دست های خود را بشوئید!

علی حامد ایمان

هم اکنون نسل بشر نه با یک بحران که با یک رنسانس عظیمی مواجه است که توانسته تمامی مناسبت های پزشکی،  اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و حتی آداب و رسومات جمعی و فردی وی را تحت الشعاع خود درآورده و آنها را به انفعال وادارد. ضربه چنین بحرانی بر پیکره بشریت آن چنان گیج کننده بوده که نه تنها دولت ها، حاکمیت ها و نهادهای بین المللی، بلکه هیچ دانشمندی نیز از قدرت لازمه برای طرح ریزی یک پاسخ جهانی به آن عاجزاند.

این بحران درست در زمانی رخ داد که جهان می رفت خود را از شر تروریسم جهانی- داعش، القاعده و…- رهایی بخشیده و نفس راحتی بکشد. او تازه داشت در منطقه خاورمیانه بر تنش ها و جنگ ها و اختلاف های مختلف غلبه می کرد و می رفت که از دامنه مهاجرت ها بکاهد. به نظر می رسید که تاریخ جهان در مسیر تعیین شده لیبرالیسم افتاده بود و می خواست که به روال طبیعی خویش ادامه دهد. او مانع عمده ای را بر سر راه خویش تصور نمی کرد چرا که سیاست های دموکراتیک، حقوق بشر و بازار آزاد می رفت که حکمیت خود را استحکام بخشد، سیاست هایی که توانسته بود خود را از نبردهای  فاشیسم و کمونیسم رها ساخته و به عنوان سرمایه های بشری مورد قبول عامه قرار گیرد. البته گرچه بشریت هنوز بدیل و داده هایی بهتر از آن چه که تا به حال به دست آورده، نتوانسته جایگزینی برای آنها بیابد اما تاریخ و اندیشه های بشریت تنها  با یک ویروس، چرخش غیرمنتظره ای کرد و جهان را آن چنان دچار تلاطمی نمود که هنوز هم در گرداب آن تلاطم، مات و  مبهوت مانده و دست و پا می زند.

او گرچه نمی داند که چگونه باید گریبان خویش را از دست آن رهایی بخشد ولی بی شک دانسته که پس از این، افکار و داده  هایی خواهند توانست در بحث آینده بشریت شرکت کنند که بتوانند خویش را از این مهلکه به سلامت گذرانده و بنیان  های اندیشه ای خویش را به محک کشیده و تحکم بخشند. اما هنوز بشریت در دام این ویروس اسیر است و تا نتوانسته  خود را به صورت کامل از این اسارت برهاند، نخواهد توانست که برای خویش چشم اندازی ترسیم کند. او اکنون دانسته که چشم اندازهای ارائه شده نیز تصوری بیش نیستند چرا که هنوز تلاطم جوامع مختلف را می بیند که در نتیجه آن، مرزها  بسته، خیابان ها خالی، تعاملات انسانی متوقف و همگی انسان ها- خواه به اجبار و خواه به اختیار- در خانه های خویش در  حصر و اسارت به سر می برند. به نظر می رسد که تاکنون حمله چنین ویروسی توانسته بر بشریت غلبه کرده و او را به  زانو درآورد. بشریت تا به اکنون چنین سابقه ای از اسارت جمعی را در حافظه تاریخی خویش به ثبت نرسانده بود، آن هم در  زمانی که انسان خویش را در اوج آگاهی و توانایی، و سرمست از تسلط بر پیام پیامبرانه زمین دست های خود را بشوئید! طبیعت و آفرینش می دانست.

او سرمست از این تسلط، هر آن چه که می خواست بر سر طبیعت و جانداران آن می آورد. او مغرورانه می خواست که جهان  را به تسلط خویش درآورد. او آستین هایش را مغرورانه جهت ذبح زمین بالا زده بود. به نظر می رسید که زمین داشت  به آخرین نفس های خود نزدیک می گشت. سیاستمداران و سیاست داران، مغرور از این پیروزی، گوششان به هیچ ضجه و  فریادی بدهکار نبود. و درست در میانه این غلبه ناجوانمردانه، ویروسی به پا برمی خیزد تا در یک زمان کوتاه پیام خویش را به  گوش تمامی ساکنان زمین برساند.

پیام او روشن است، دست های تان را بشوئید! این روشن ترین و مهمترین پیام آور پیامبرانه زمین در عصر حاضر است، پیامی که پیش از این بارها و بارها توسط زمین داده شده بود. سیل، زلزله، خشکسالی، سونامی، آتش گرفتن جنگل ها،  طوفان و گردباد، همه و همگی پیام هایی برای بشریت بودند اما او به هیچ پیامی وقعی ننهاد. او آستین هایش را زین کرده  بود و دست بر هر جنایتی می زد. جنگ و خونریزی های فراوان، از بین بردن بی رحمانه گونه های جانوری و گیاهی، مبتلا  کردن زمین و محیط زیست به تمامی آسیب ها و بلایا و… داده های سرمستی بشریت بودند. او دست هایش را به تمامی  خبائث آلوده کرده بود، آن گونه که دیگر خبائث او داشت به اوج خویش می رسید. هیچ فریادی نمی توانست آستین های زین  شده انسانی را به زیر کشد و دیگر هیچ باران و سیلی هم نمی توانست دست های آلوده به خون او را شسته و پاک  نماید. به ناچار زمین خود به پا خواست تا به خونخواهی خویش، به بشریت فرمان دهد تا دست های خود را از همه این  خبائث بشوید که تنها راه نجات او از این مهلکه، تنها در همین امر نهفته است.

این پیام پیامبرانه زمین خیلی ساده است و  دیگر نیازی به تعبیرها و تفسیرها و انکارها ندارد. و درست همین پیام است که زمین می خواهد و می تواند با آن رنسانسی  در تاریخ و اندیشه های بشریت ایجاد کرده و آنها را به تغییر وادارد. او این بار دیگر نمی خواهد که گوشزد کرده و به  پند و اندرز نشیند. او این بار به بشریت آن چنان فرمانی می دهد که او را وامی دارد در  خانه های خویش چمپاته زده و به زانو درآید. و درست به خاطر همین است که انسان کنونی باید بر اساس همین فرمان  پیامبرانه، در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، و کلیه آداب خویش بازنگری نماید. این فرمان از آن چنان استحکامی  برخوردار است که حتی توانسته اندیشه های دیندارانه او را نیز مورد خطاب قرار داده تا آن را نیز از بسیاری از حواشی و زواید  برهاند. اکنون این فرمان توانسته پرسش های جدیدی را شکل دهد، پرسش هایی که نیاز به پاسخ های ساختارشکنانه ای  دارد، ساختارهایی که حتی پیش از این هم گاه ممکن بود که مقدس و مقدم انگاشته شوند. و در نهایت این که این فرمان پرده از نادانی و ناتوانی انسانی برداشت و بر حقانیت علم و خِرد صحه گذاشت.

2
به هر حال به نظر می رسد که بایستی جهان پیش رو شکل دیگری داشته باشد و انسان نیز باید با روش متفاوت تری  حکمیت خود را تداوم بخشد. سیاست های قرنطینه کردن به شکل های دموکراتیک و غیر دموکراتیک، فاصله گذاری های  اجتماعی، و لزوم کنترل بیشتر این امور توسط دولت ها در جهت به تسلیم واداشتن این دشمن انسانی، بیش از پیش  سیاست ها و ارزش های دموکراتیک خواهانه انسانی را دچار تزلزل نموده است چرا که تمامی این سیاست ها و نظارت ها،  به حکمیت و تفوق افزون تر حاکمیت ها بر ملت ها خواهد انجامید و شهروندان را بیش از پیش مجبور به فرمانبرداری خواهد  نمود. به نظر می رسد که مبارزه با این ویروس- دقیقا عین مبارزه با تروریسم- دست خیلی از دولت ها را در ایجاد حقانیت  آنها در ایجاد نظم و انضباط توجیه کرده و به آن حقانیت خواهد بخشید.

دامنه اقدامات کنترل گرایانه دولت ها در جهت جلوگیری  از پیشروی این ویروس، ممکن است در آینده به سایر جهات زندگی انسانی نیز کشیده شده و به آن رسمیت  بخشد. همین امر ممکن است که به عادی سازی در بکار گیری وسایل نظارت های فردی و همگانی هم منجر گردد. و یا  ممکن است برخی از سیاستمداران غیر مسئول را به وسوسه اندازد که به اقتدارگرایی بیشتری روی آورند. از طرفی دیگر  سیاست های فاصله گذاری های اجتماعی- که به احتمال زیاد تداوم خواهد داشت- دست ملت ها را نیز در برگزاری اعتصابات و اعتراضات خیابانی خواهد بست چرا که همین فاصله گذاری مانع از این خواهد شد که انسان ها دوش به دوش  یکدیگر در کف خیابان ها برای احقاق حق خویش قرار گیرند. گرچه تاریخ بشری هیچ نمونه دراز مدتی در جهت سکوت  اعتراض آمیز ملت ها در یاد خود ندارد، اما بدون تردید تمامی این داده های داده شده دال بر عقب نشینی داده های  دموکراتیکی بوده که انسان تاکنون برای به دست آوردن آنها از هیچ تلاشی دریغ نورزیده است.

البته جنگ با کرونا، تنها داده  های دموکراتیک ملت ها را متزلزل ننمود بلکه ناکارآمدی ساختارهای نظام کنونی را نیز به رخ حاکمیت ها کشیده است.  سیستم یکپارچه جهانی نشان داد که چگونه با یک حمله می تواند از هم بپاشد و سبب گردد که کشورها مستقل و پراکنده  از همدیگر به روند خود ادامه دهند، روندی که از هیچ سیستم واحدی پیروی نمی کرد. ناکارآمدی سیستم جهانی و  نهادهای بین المللی در مقابله با این بحران نشان داد که این حاکمیت چگونه در بحران های بین المللی دچار عدم کارآیی  می گردد. چه بسا چنینامری در آینده به معکوس شدن روند جهانی شدن و به توان بخشی مجدد دولت های ملی بینجامد!
3
به هر حال دیگر اکنون به نظر می رسد که جهان نخواهد توانست از همان راهی رود که پیش از این رفته است. پس باید به  راه های جایگزینی بندیشید. این بحران بایستی که ما را به این بازاندیشه گی در داده های به دست آورده انسانی وادارد و  جهان اینده از آن مردمی است که برای این بازاندیشه گی پاسخ مناسبی یافته اند. مردمی که نتواند به چنین بازاندیشه گی  در اندیشه های خویش دست بزند، باید در آینده بیش از پیش منتظر عقب ماندگی خویش از غافله جهانی باشد چرا که  از این پس آنهایی حق سخن خواهند داشت که سخن تازه ای برای گفتن داشته باشند!


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز