وقتی نیچه گریست یالوم خندید

وقتی نیچه گریست یالوم خندید
 اردیبهشت ۷, ۱۴۰۰  goroob online  ادبیات
وقتی نیچه گریست یالوم خندید

وقتی نیچه گریست یالوم خندید

دکتر حسین سلیمان پناه- روانکاو اگزیستانسیالیست
مقدمه:
این کتاب، که یکی از سه گانه های روان- فلسفی اروین یالوم هست. دوتای دیگری که با این رویکرد نوشته کتاب های «مسئله اسپینوزا» و «درمان شوپنهاور» است. در این سه گانه ها، اروین یالوم برای بیان و نشان دادن اندیشه هایش و آموزش غیرمستقیم درمانگری اگزیستانسیالیسم، سه فیلسوف بزرگ را برگزیده و با تمسک جستن بر زندگی، افکار و اندیشه ها و کتاب‌های آنها، مفاهیم و خواسته ها و آموزه های خودش را به رشته تحریر درآورده است.
یالوم معتقد است که ساختار اندیشه‌ و تار و پود ذهنیتش به مثلثی می‌ماند که اضلاع آن از روان شناسی- ادبیات و فلسفه ساخته شده است. ایشان اصرار دارد که «ادبیات به روانشناسی اطلاعات می دهد و برعکس روان‌شناسی هم به ادبیات اطلاعات می دهد»1 و این هر دو از چشمه های فلسفه آب می خورند. پس ایشان در دهه‌های چهل- پنجاه به بعد خود، دست به سفرهای درونی می زند که در این سیر و سفرهایش از روان درمانی به داستان و از آنجا به رمان های آموزشی- روان شناختی حرکت می کند. یالوم همیشه در این سه سرزمین مسافر است و ره توشه اش شیوه های درمانگری است.
یالوم متشکل از سه گانه های مختلفی است، که در این مقال به پنج مورد از آنها اشاره می شود:
1. ادبیات- روان شناسی- فلسفی که افکار یالوم حول بینامتنی این سه رشته است ۲. رمان های روان- فلسفی که وقتی نیچه گریست- مسئله اسپینوزا- درمان شوپنهاور از این جمله اند ۳. کارکردهای درمانی که روان درمانی اگزیستانسیال- گروه درمانی و نویسندگی روان شناختی 4. نوشته های درسنامه ای ایشان که کتاب روان درمانی اگزیستانسیالیسم- کتاب گروه درمانی- کتاب خیره به خورشید نگریستن را می شود نام برد ۵. کتاب های روان شناختی- داستانی شامل کتاب مامان و معنای زندگی- دژخیم عشق و کتاب دروغگویی روی مبل.
و اما از تمامی کتاب های اروین یالوم، مطالب و مفاهیم زیادی می توانیم یاد بگیریم که در مورد هرکدام از آنها می توان مواردی را ردیف کرد. اما آنچه در این کتاب وزین، پر طرفدار و با تیراژ بالا می‌شود یاد گرفت موارد ذیل را می توان برشمرد:
1. چگونگی زایش و بالندگی روان کاوی
قصد نوشتن این کتاب به نام به گفته خود اروین یالوم در کتاب «یالوم خوانان»2، آموزشی بود. مخاطبین اصلی این کتاب حرفه ای ها بودند، یعنی روان شناسان و درمانگران که البته کتاب از اقبال عمومی هم برخوردار شده بنا به گفته خود یالوم مخصوصاً در کشورهای ایران، یونان و ترکیه جزو کتاب‌های پرتیراژ است که عموم مردم نیز با آن شنایی دارند. کتاب «وقتی نیچه گریست» نگاهی دارد به تاریخ پیدایش روان درمانی و چگونگی زایش آن توسط استاد مستقیم خود، فروید و نیز استادان غیرمستقیم فروید که از کتاب‌ها و نوشته‌ها و نظرات آنها در تشکیل ساختار روانکاوی استفاده کرده است. و اگر قرار بود نیچه فیلسوف، نیچه درمانگر باشد- که البته در این رمان هم نیچه در کسوت درمانگر بروئر نیز ظاهر می شود- چه نوع درمانی را اختراع و ابداع می کرد؟
اما این کتاب برای روان درمانگران، دانشجویان حیطه روان شناسی، مشاوره و… را با تعدادی از آزمایش های فکری فرا می‌خواند تا سوالاتی در علم روانشناسی در ذهن آنها پدید آورد. همچنین چگونگی زایش و بالندگی علم روان کاوی با مشارکت سه بزرگمرد تاریخ ژوزف بروئر، نیچه و فروید.

2. پایه های اندیشه روان درمانی وجودی

1-2. شاید این سوال برای مخاطب ایجاد شده و به ذهنش خطور کند که یالوم چرا «وقتی نیچه گریست» را نوشته است؟ به این سوال، خود یالوم پاسخ می دهد: «من چرا نیچه را سوژه رمان آموزشی خود کرده ام؟» و جواب می دهد که «پایه اندیشه من، در مورد روان درمانی وجودی و معنی نومیدی را می‌توان در نوشته های نیچه یافت. هر چند ایده درمان وجودی من، از کارهای بالینی سر برآورده اند و برای تأیید و تأکید از فلسفه وجودی نیز بهره برده‌ام. برای این کار و قبل از نوشتن این رمان به هنگام تألیف کتاب روان درمانی اگزیستانسیال، سال‌های سال آثار و نوشته های فیلسوفان بزرگ اگزیستانسیالیستی ای همچون ژان پل سارتر- سورن کیرکیگارد- هایدگر- یاسپرس- کامو و نیچه را مطالعه و تأمل کرده و افکارش با نوشته های نیچه قرابت هم اندیشی نزدیکی داشته است. از طرفی نوشته های ایشان خلاق تر، قدرتمندتر، ادبی تر و بکرتر بوده و به اسلوب روان رمانی هم نزدیکتر بوده و بدین جهت یالوم توانسته از آنها فنون روان درمانی اگزیستانسیال را استخراج کند. و در این مورد، برخی از فیلسوفان حتی نیچه را پزشک عصر خود می پنداشتند و بر این تاکید شده که دیدگاه روان شناختی نیچه با روان درمانی معاصر خیلی نزدیک است.
2-2. انگیزه دیگر انتخاب نیچه برای نگاشتن رمان آموزشی روان درمانگری، کشف راهها و شیوه هایی است که نیچه نسبت به فروید پیش دستی کرده است. مفاهیم نیچه با روان‌درمانی مدرن هم نزدیکی دارد.
3-2. دلیل بعدی از آنجا نشأت می گیرد که نیچه پر از تناقض است. علم روانکاوی شیوه‌ای است که این تناقض ها را تشریح و توضیح می دهد و درصدد درمان آنهاست. نیچه همزمان هم بیمار و هم درمانگر خوبی در علم روانکاوی است.
4-2. نوشته های نیچه پر است از مطالبی که پایه های روانکاوی بر آن ریخته شده است. حتی خودکاوی فرویدی را نیز می توان در آنها یافت. آنجا که می نویسد «ما نباید تلاش کنیم تا به دیگران چیره شویم بلکه تلاش را باید معطوف به فرایند درونی تحقق خود یعنی تحقق استعدادهایمان باشد. وظیفه ما در زندگی تکمیل طبیعت و ماهیت خودمان است»3 و با صلابت می‌گوید «بشو آنچه هستی»4
از دلایل دیگر پرداختن یالوم به نیچه اندیشه های مرگ ایشان است. یالوم که با گروه درمانی هایی که به سرطان مبتلا شده و دم دمای آخر زندگی خود را می گذرانند، چند سالی روی مفهوم مرگ متمرکز شده است. با این قسمت از نوشته های نیچه نه تنها برای بیمارانش بلکه برای خودش نیز کلمات تسکین بخشی می‌یافت. چنانکه نیچه می گوید «انسان باید جاودانگی را گرامی بدارد. انسان باید در حالی که هنوز زنده است، چندین بار بمیرد» و تاکید می‌کند که «باید ترس از مرگ را کنار بگذارد و در حالی که هنوز زنده است چندین بار مرگ خود را به چشم خود ببیند». نیچه در کتاب دجال اش می‌گوید که این کتاب به افراد کمی تعلق دارد، شاید هیچ کدام از آنها امروز زنده نباشند. فقط پس فردا به من تعلق دارد. برخی پس از مرگشان به دنیا می آیند. عبارت «به دنیا آمدن پس از مرگ» برای یالوم خیلی حال می داد و خیلی این جمله را دوست داشت حتی این را به عنوان اسم کتاب انتخاب کرده بود.

3. دوستی اندیشه ای مقدم بر دوستی عاطفی

رمان از آنجایی آغاز می شود که خانم سالومه در کافه ای با دکتر ژوزف بروئر ملاقات می کند تا نیچه را که پروفسور و فیلسوف جوانی است و هنوز برخی از کتابهایش را ننوشته، درمان کند. این خانم در علم روان شناسی و بعدها در مسائل جنبش فمینیسم جایگاه خاصی دارد و نیز در زندگی بزرگان اندیشه از جمله نیچه- ریلکه و فروید نقش مهمی داشته است. وی چندین سال شاگرد پراستعداد فروید بوده و فروید در سخنرانیهای انجمن روان کاوی روی سخنش بسیار با او بود، و حتی نامه های بسیاری برای ایشان نوشته است. سالومه که خواستگاری نیچه را رد کرده بود اما باز برای پرورش افکار و نیز معالجه ایشان تلاشهای زیادی کرده است. دوستی آنها از نوع اندیشه ای و تفکرانه بوده هر چند رد خواستگاری سالومه ضربه محکمی بر نیچه زد و نیچه بعد از آن قید ازدواج و زن را زد. اما سالومه و ضدیت خواهرش با ایشان منشاء تفکرات و ذهنیت های بسیاری شد که در این رمان تلاش برای پرورش اندیشه و نجات ذهن بیمار نیچه ستودنی و قابل تأمل و احترام است. سالومه خودش به عنوان نویسنده، منتقد، روانکاو و مرید فروید، دوست و مشوق مردان بزرگ متعددی در اواخر سده نوزدهم از جمله راینر ماریا ریلکه نیز بود. این اتفاقات بیانگر آن است که در جرقه بزرگان، دوستی اندیشه ای مقدم بر دوستی های عاطفی و احساساتی است.
4. مقایسه بین روانکاوی کلاسیک و روانکاوی اگزیستانسیالیسم
در پیرنگهای رمان مقایسه‌ای بین روانکاوی کلاسیک و روانکاوی اگزیستانسیالیسم به صورت مستتر و پنهانی وجود دارد. و نیز پرسش هایی از این دست که اگر فروید به دنیا نیامده بود آن وقت آیا روانکاوی زاده می شد؟ و یا چه نوع روان درمانی به وجود می‌آمد؟ مسئله اضطراب انسان‌ها و ایده اضطراب فرویدی و ناخودآگاه و مکانیسم های دفاعی چه تفاوت و تشابهی با اضطراب مواجهه با واقعیت های ترسناک زندگی که در ذات وجود هستند دارد؟ و ماهیت درمان مبتنی بر الگوی اگزیستانسیال ها چگونه است؟ این رمان پر است از این نوع پرسشگری های عمیق و سترگ که هر خواننده را به تأمل و تفکر وا می دارد و تشابهات و تفاوتهای این دو رویکرد را بیان می کند که من با همکاری خانم نساء کرمی مزین در مقاله ای مستقل به این مورد پرداخته ام.

5. به دنیا آمدن پس از مرگ

از دلایل دیگر پرداختن یالوم به نیچه، مرگ اندیشه های ایشان است. یالوم با آن گروه درمانی هایی که به سرطان مبتلا شده و دم دمای آخر زندگی خود را می گذرانند، چندین سالی روی مفهوم مرگ متمرکز شده است. با این قسمت از نوشته های نیچه نه تنها برای بیمارانش، بلکه برای خودش نیز کلمات تسکین بخشی می‌یافت. چنانکه نیچه می گوید «انسان باید جاودانگی را گرامی بدارد. انسان باید در حالی که هنوز زنده است، چندین بار بمیرد»5 و تاکید می‌کند که باید ترس از مرگ را کنار بگذارد و در حالی که هنوز زنده است چندین بار مرگ خود را به چشم خود ببیند. نیچه در کتاب دجال اش می‌گوید که این کتاب به افراد کمی تعلق دارد. شاید هیچ کدام از آنها امروز زنده نباشند. فقط پس فردا به من تعلق دارد. برخی پس از مرگشان به دنیا می آیند. عبارت «به دنیا آمدن پس از مرگ» برای یالوم خیلی حال می داد. و خیلی این جمله را دوست داشت حتی این جمله را به عنوان اسم کتاب انتخاب کرده بود که در آخرین لحظه، خانمش آن را به نام «وقتی نیچه گریست» تغییر داده است.

6. جابه جائی جایگاه مراجع و مشاور (شگرد درمانگری)

در این رمان تقریباً برای اولین بار یک حادثه تازه و بکری اتفاق می افتد که برای درمانگری شیوه خاص و قابل تأمل است و می شود مورد استفاده قرار داد و آن جابه جائی جایگاه مراجع و مشاور است. اروین یالوم با آگاهی از این هنر و شگرد درمانی، یک شیوه خوب و کاربردی را در این رمان آموزشی مطرح می‌کند. نیچه که مریض ژوزف بروئر است و چند هفته‌ای است که آن را درمان می‌کند. حالا یک روز بروئر به نیچه پیشنهاد می کند که نیچه نیز ایشان را درمان نماید. در فصل دوازدهم رمان «وقتی نیچه گریست» یالوم می نویسد: «بروئر مکث کرد و نفس عمیقی کشید. من پیشنهاد دادم- یک پیشنهاد عجیب و نادر. پیشنهادی که شاید تا به حال هیچ پزشکی به بیمارش نداده باشد… می‌خواهم پیشنهاد یک تبادل حرفه ای را به شما بدهم. پیشنهاد من این است که در یک ماه آتی من پزشک بدن شما باشم، یعنی فقط روی نشانه های جسمانی تجویز دارو کنم و شما هم در عوض، پزشک ذهن و روح من باشید». و این چنین این شگرد عالی برای اولین بار در این رمان زاده می شود.

7. جرقه های فلسفه درمانی

در این رمان عالی اروین یالوم، ما علاوه بر اینکه شیوه های اولیه روان درمانی را یاد می گیریم، با فلسفه درمانی نیز روبرو می شویم. بروئر پزشک از نیچه فیلسوف درخواست می‌کند که با آموزه های فلسفی خودش ایشان را درمان کند. هرچند نیچه بیان می‌کند که من در این مورد تخصص ندارم و این کار را انجام نداده و آموزشی هم ندیده‌ام. پس چگونه این کار را انجام دهم؟ که بروئر می‌گوید «ولی پروفسور آموزشی در این مورد وجود ندارد. چه کسی آموزشی دیده است؟ به چه کسی رو بیاورم؟ یک پزشک؟ این نوع شفادهی جزئی از نظام پزشکی نیست. به یک رهبر دینی؟ باید بروم سراغ قصه های دینی؟… شما در مقام یک فیلسوف عمرتان را صرف فکر کردن در مورد مسائلی کردید که زندگی مرا پریشان کرده اند. اگر به شما رو نکنم به چه کس دیگری می‌توانم رو کنم؟» که عاقبت این دیالوگ های مابین آنها، نیچه تلویحاً راضی می شود و این چنین جرقه هایی از این روش در این رمان زده شده و دانشجویان بین رشته ای می توانند این مسئله را پیگیری نموده و آن را بنیان بنهند.
نیچه در نامه‌ای که به پیتر گاست در ۴ دسامبر ۱۸۸۲ می‌نویسد، به این پیشنهاد دکتر بروئر اشاره کرده و می نویسد «و من؟ در عوض چه چیزی باید بدهم؟ و از من که فکر نمی کردم دیگر به کار بهره آوری مشغول باشم، خواسته شده است تا برای یک ماه معلم شخصی دکتر بروئر باشم و در مورد زندگی اش پیشنهادهایی فلسفی به او بدهم. زندگی ‌اش پر از مشکلات است. او به خودکشی فکر می‌کند و از من خواسته تا او را برای درآمدن از افسردگی شدیدش راهنمایی کنم». یالوم می‌گوید «برای نوشتن این بخش از رمان که مبتنی بر رابطه سیال بیمار و درمانگر بود لذت بسیاری برده است». و البته الهام بخش این قسمت را رمانی از هرمان هسه به نام «بازی تیله های شیشه ای»6 می داند و داستان دو شفادهنده را در کتاب «یالوم خوانان» به تفصیل بیان می کند و اشاره می دارد که داستان تکان دهنده هسه به قلب رابطه درمانی نفوذ می کند. این داستان بیانیه روشنگری است در مورد کمک کردن و کمک گرفتن. در مورد صداقت و دورویی. در مورد رابطه میان شفا دهنده و بیمار.
یالوم برای نوشتن این رمان، خواندن کتاب هایی که چنین ایده ای را برای ایشان بدهد بی وقفه مطالعه کرده است. علاوه بر خواندن فلسفه وجودگرایان، رمان ها و نمایشنامه هایی همچون «بازی تیله های شیشه ای هرمان هسه»، «سرداب های واتیکان»7 آندره ژید، نمایشنامه «اورژانس» اثر هلموت کایزر و… به همراه مفاهیم تجربی که یاد گرفته- از جمله تجربه تغییر میزهای دون جکسون که درمانگری بسیار با استعداد بود که تکنیک های مصاحبه را در دانشگاهی که یالوم درس می خوانده، یعنی دانشگاه استنفورد، ارائه می‌کرده و نیز از نظریه «هری استاک سالیوان» که یکی از تاثیرگذار ترین نظریه پردازان روانشناسی در آمریکا بود که تعریفی خاص برای روان درمانی دارد- بهره برده است. ایشان می‌گوید «روان درمانگری بحث بر سر مسائل شخصی میان دو نفر که یکی مضطرب تر از دیگری است». سالیوان در ادامه می گوید «اگر درمانگر مضطرب تر از بیمار باشد، او به بیمار و بیمار به درمانگر تبدیل می‌شود» و یالوم از این ایده هم استفاده کرده است. علاوه بر آن از نظریه یونگ هم به خوبی بهره جسته است که می‌گوید «یک دکتر زخم خورده می تواند شفادهنده ای واقعی باشد». اینها در حقیقت بیس ها، پایه ها و منابع مستقیم و غیرمستقیم کتاب بسیار وزین «وقتی نیچه گریست» اروین یالوم است.

8. ترس از نیافتن معناها و سرخوردن در بی معنایی و پوچی و مرگ

در فصل ۲۰ رمان «وقتی نیچه گریست» اروین یالوم، فردریش نیچه به ژوزف بروئر در یکی از پیاده روی های درمانگری می گوید «دشمن واقعی همان معنایی است که زیر این مسائل همه روز نهفته است. به حرف های امروزمان فکر کن. ما بارها و بارها به ترس تو از پوچی و فراموشی مرگ بازگشتیم. این مسئله در کابوس تو بود. بر سر خوردنت به پایین تپه هم بود. این مسئله در ترس تو از گورستان در نگرانی در مورد بی معنایی و در میل ات برای دیده شدن و به یاد آورده شدن هم وجود دارد». یالوم در این کتاب از زبان نیچه چگونه مردن و چگونه با آن مواجه شدن را برای مخاطب و درمانگران حرفه‌ای می آموزد. آنجا که نیچه رو به ژوزف بروئر می گوید «من تحمل مرگ یا کنار آمدن با آن را به کسی نمی آموزم بلکه درس من به تو (و در حقیقت به همه) این است که، در زمان مناسب بمیر. یعنی وقتی زنده ای زندگی کن! وقتی کسی تمام و کمال زندگی کرده باشد، از مرگ هیچ ترسی نخواهد داشت. «اگر در زمان مناسب زندگی نکنی آن گاه هیچ وقت نمی توانی در زمان مناسب بمیری» بسیاری از انسان ها زندگی را انتخاب نمی کنند بلکه اجازه می دهند زندگی آنها را انتخاب کند و نمی‌توانند از زندگی به نحو احسنت و قابل قبولی استفاده کنند. و بیشتر انسان‌ها به خاطر دیگران زندگی می‌کنند، به خاطر زن، همسر، کودکان، شغل، و مراجعانش. در این رمان یاد می گیریم که از این مفاهیم به موقع برای زندگی بهتر و قابل قبول تر استفاده کنیم.

9. برهان بازگشت جاویدان

یالوم با استفاده از کتاب «انسان زیادی انسان» که یکی از قوی‌ترین کتاب های نیچه است را در فصل ۲۰ رمان «وقتی نیچه گریست» آورده است. نیچه در اینجا یک آزمون ذهنی طراحی کرده و آن اینکه اگر کسی به تو بگوید این زندگی- همان زندگی ای که الان داری و در گذشته داشته ای- را باید دوباره و بی شمار بار دیگر تکرار کنی و هیچ چیز جدیدی در این زندگی نیست، ولی هر درد و خوشی و هر چیز بزرگ و کوچکی در زندگی ات به سوی تو باز خواهد گشت، با همان ترتیب و توالی… تصور کن ساعت‌شنی ابدی وجود همواره سر و ته می شود. آیا دوست داری این زندگی را هزاران بار تکرار کنی؟ نیچه این بازگشت جاویدان را آزمون فکر نامیده است. تو فکر می کنی نتایج این روانشناختی این برهان بازگشت جاویدان چگونه خواهد بود؟ این امر یکی از سوال های اساسی این رمان را تشکیل می دهد که جواب های متعدد و گوناگونی با رویکردهای متفاوت می توان به این برهان داد، که البته خارج از بحث این نوشتار است.
نیچه با طرح این فرضیه به این نتیجه می‌رسد که انسانها باید زندگی های نزیسته خود را انجام دهند و به ما گوشزد می‌کند که آنجایی که جاودانه است همین زندگی است، همین لحظه است. پس آنطور که دوست داری زندگی کن. دو لغت اساسی روانکاوی اگزیستانسیالیسمی «اینجا و اکنون» را برجسته و قابل قبول تر می کند.

۱0. تفکیک دو مفهوم «آزادی برای چه» و «آزادی از چه چیزها»

یکی دیگر از مطالب بسیار بکر و عالی، که از این رمان بسیار قدرتمند می توانیم بیاموزیم و یالوم نیز آگاهانه به آن پرداخته، این است که انسان ها، مراجعان، مریضان، درمانگران و همه جرأت تغییر داشته باشند. آن هم تغییر باورها و افکار و اندیشه‌ها و آنچه تا به حال به آن اعتقاد راسخ و خلل ناپذیری داشتیم. یالوم از زبان نیچه بیان می کند: برخی قید و بندها ما را محکم به بند می کشد، برخی مفاهیم مقدس و برخی باورهای غلط ما را به زندگی نزیسته دچار می‌کند. مفاهیمی چون تکلیف، ایمان و موضوعاتی این چنینی که پشت آنها پنهان می شویم. رهایی واقعی و آزادی اصیل این است که تقدس ندادن به هیچ چیزی حتی به تکلیف و خوب بودن، باور به ایمان داشتن. باید یاد بگیریم شرارت هایمان را بشناسیم. ما غریزه آزادی داریم و اگر به آن نرسیم همه چیز را خراب می کنیم. پس باید اول به خودمان برسیم. برای اینکه فرزندانمان، خانواده، اجتماع و استادیمان و… را بسازیم اول باید خودمان را بسازیم. خودمان را آماده و مهیا کنیم. ما باید آموزش ببینیم که این دو مفهوم را از هم تفکیک کنیم و آن «آزادی برای چه چیزها» و «آزادی از چه چیزها» (چه چیزها و چه مفاهیم و چه موضوعاتی) را یاد بگیریم. ما باید مسیرهایمان را طوری انتخاب کنیم که در ذهن و عملکردمان به آزادیهای از چه چیزها هم برسیم.
پس باید اذعان کرد که یالوم با نوشتن این رمان، به مفاهیم اساسی روانکاوی اگزیستانسیال نیز پرداخته است. در جای جای این رمان به مفاهیمی همچون انتخاب، آزادی، مسئولیت و اضطرابهای وجودی و تنهایی انسان در این دنیای پر هیاهو و نیز ترس هایی از مرگ و یا به مفاهیم مرگ آگاهی و مرگ اندیشی و از همه مهم تر به مضامین اصلی «اینجا» و «اکنون» که از آموزه‌های بسیار مهم روانکاوی اگزیستانسیالیسم است، اشاره های مفصلی کرده است. در حقیقت کتاب «وقتی نیچه گریست» یک کتاب درسی روان درمانگری وجودی است که جا دارد با دقت و عمیق و چندین بار مطالعه شود.

زیرنویس:
1. یالوم. اروین- یالوم خوانان- ترجمه کاظمی یزدی- حسین- انتشارات پندارتان- چاپ سوم- 1397
2. همان
3. نیچه- اینک آن انسان- ترجمه بهروز صفدری- انتشارات بازتاب نگار- تهران- چاپ اول- 1397
4. همان
5. یالوم- وقتی نیچه گریست- ترجمه حسین کاظمی- انتشارات ترانه- تهران- چاپ پنجم- 1395
6. هسه، هرمان- بازی تیله های شیشه ای- ترجمه پرویز داریوش- انتشارات فردوس- تهران- چاپ دوم- 1393
7. ژید، آندره- سرداب های واتیکان- ترجمه عبدالحسین شریفیان- انتشارات اساطیر- تهران- چاپ اول- 1391

■ منبع: مجله هنر و اقتصاد- شماره 8

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز