نگاهی اجمالی به تاریخچه اپرا در ایران | ناصر بهنژاد

نگاهی اجمالی به تاریخچه اپرا در ایران | ناصر بهنژاد
 مهر ۳, ۱۳۹۹  goroob online  منتخب , موسیقی
نگاهی اجمالی به تاریخچه اپرا در ایران | ناصر بهنژاد

نگاهی اجمالی به تاریخچه اپرا در ایران | ناصر بهنژاد

اپرا و ارکان آن:

اپرا مجموعه ای ارزنده از هنرهای مختلف موسیقی، ادبیات، بازیگری، صحنه آرایی، چهره پردازی، طراحی لباس و کارگردانی است. پیدایش اپرا به اواخر دوران نوزایی )رنسانس: سده های چهاردهم تا  هفدهم میلادی( و دوران احیای دوباره موسیقی در اروپا بازمی گردد. ایجاد اپرا و احیای دوباره آن- که ریشه در نمایش های دوران یونان باستان دارد- ناشی از توجه آهنگسازان و موسیقی دانان به  کلام و شعر بود. در آن دوران گروهی از هنرمندان ایتالیایی شامل موسیقی دانان و شعرا و روشنفکران آن زمان در فلورانس، محافل بحث وگفت وگویی در زمینه مسائل هنری، موسیقی و راه کارهای  جدید تشکیل داده بودند که دستاورد این گردهمایی ها موجبات تولد اپرا را فراهم آورد. به این ترتیب، اولین اپرا به دست آهنگسازان این گروه ساخته شد. این اپرا، که دافنه نام داشت، اثر جاکوپو  کورسی ) 1561 – 1602 ( و جاکوپو پری ) 1633-1561 ( بود و اپرانامه آن را اوتاویورینوچینی ) 1562 – 1621 ( نوشته بود.

ارکان های مهم اپرا عبارت انداز:

– ارکستر ارکستر در اپرا به غیر از همراهی با  آوازه خوان ها در ایجاد حالت و فضای صحنه و انتقال روح داستان یا نمایش به مخاطب، نقش بسزایی ایفا می کند. بیشتر اپراها با قطعه ای شروع می  شود که منحصرا برای ارکستر نوشته شده است. این قطعه آغازین اُوِرتور)یا پیش نوا، قطعه ای سازی است که به منزله مقدمه برای اپرا، باله و سایر آثار دراماتیک و نیز هنگامی که هنوز پرده نمایش بالا  نرفته است به وسیله ارکستر اجرا می شود( نامیده می شود. اُوِرتور شرح موسیقایی کوتاهی است که مخاطب را در جریان کلی فضا و مضمون اپرا قرار می دهد با کمک موسیقی شخصیت ها و  حالت های اپرا قابل تجسم تر و ادراک پذیرتر می شود. پیچیده ترین داستان نیز به کمک موسیقی برای مخاطب قابل فهم می شود. نوازندگان ارکستر دراپرا نه تنها مانند نوازندگان دیگر کنسرت ها  مستقل عمل می کنند بلکه باید با دیگر اجزای اپرا نیز هماهنگ شوند. در موسیقی شرق فرم پیشرو-پیش درآمد-درآمد باقالب ضربی تقریبا ملهم از اُورتور می باشند.

– آواز

در اپرا، شخصیت ها و طرح داستان با آواز نمایانده می شود. آوازه خوانان اپرا در صحنه هم زمان هم آوازخوان و هم بازیگر نمایش هستند و همگی با جامه ها و آرایشی ویژه برروی صحنه ظاهر می  شود. اپرا مانند نمایش نامه یک تا پنج پرده دارد که هریک از این پرده ها خود از چند صحنه تشکیل شده اند. یکی از بخش های جذاب اپرا تک خوانی با همراهی ارکستر است. این تک خوانی معمولا  یان کننده موقعیتی احساسی مانند عشق، نفرت، خشم و… است. در تک خوانی، آوازخوان و موسیقی باید بتوانند با هماهنگی یکدیگر این احساسات را به مخاطب القا کنند. گروه کر یا همسرایان  نیز نقش فضاسازی و تفسیر وقایع را در طول اپرا بر عهده دارند و نوعی پس زمینه صوتی برای تک خوان ها ایجاد می کنند.

– اپرانامه

اپرانامه یا متن اپرا، ابتدا به وسیله اپرانامه نویس نوشته می شود و سپس آهنگ ساز بر روی آن موسیقی می سازد. اپرانامه را نمی توان ترجمه کرد زیرا تکنیک های موسیقایی بسیاری برروی کلمات اصلی آن تعبیه شده است. به همین دلیل، هنگام اجرای اپرا داستان آن را به صورت خلاصه شده در اختیار مخاطبان قرار می دهند یا ترجمه ای از اپرانامه در  الای پرده نمایش تابانده می شود. اپرانامه  نویس، هنگام نوشتن متن اپرا عناصر دیگر اپرا- یعنی موسیقی، نوع سازها و مدت زمان آوازها- را نیز در نظر می گیرد. بیان کلمات در اپرا بیش از بیان عادی آنها طول می کشد به همین دلیل متن یک  پرای دوساعته کوتاه تر از متن یک نمایشنامه دو ساعته است.  همان گونه که اشاره شد اپرا از ترکیب موسیقی، بازیگری، شعر، رقص، صحنه پردازی، طراحی جامه و آرایش بازیگران به وجود می آید.  اماندهی، برنامه ریزی و هماهنگی همه  این اجراها کار پیچیده ای است. کارکنان یک اپرا از رهبر ارکستر گرفته تا طراحان جامه و صحنه و… شاید به چند صد تن برسند.   بخش عمده هماهنگی  عناصرگوناگون اپرا وظیفه کارگردان  است.

کارگردان است که ضمن ایجاد هماهنگی بین عناصر گوناگون آموزش های لازم را به آوازه خوان ها می دهد تا کل اپرا به صورت یک مجموعه هماهنگ پیش   ود.  ر زمان قاجار با سفر پادشاهان این خاندان به اروپا و آشنا شدن آنان با هنرهای اروپایی، زمینه هایی نیز برای ورود  و رشد هنرهای نمایشی موسیقایی و آوازهای کلاسیک به ایران فراهم آمد. پس  از آن، در آغاز دوران مشروطیت نگارش نمایشنامه های موسیقایی نیز باب شد، از جمله عارف قزوینی )ابوالقاسم عارف قزوینی متولد 1261 ش در    وین- وفات 1321 ش در همدان آوازه خوان،   رانه سرا، آهنگ ساز و شاعر سرشناس دوران مشروطیت، نخستین  بار با برگزاری کنسرت های بزرگ در تهران و تبریز ترانه خوانی را- که تا آن زمان ابزاری برای سرگرمی مجالس بزمی بود- به رویدادی  رهنگی اجتماعی تبدیل کرد. گویا، عارف قزوینی پس از مسافرتش به ترکیه )طی جنگ جهانی اول( و دیدن کنسرواتوار استانبول مصمم شد که در ایران نیز آموزشگاه موسیقی تأسیس کند و  اپرا و اپرت ایرانی نیز بنویسد و اجرا کند اما به دلیل وضعیت کشور در آن زمان نتوانست توفیق چندانی در این راه کسب کند. شاعر و ترانه سرا ی ایرانی، شروع به نوشتن چند اپرت )سبکی از نمایش  موسیقایی که ساختاری شبیه به اپرا دارد اما در مقیاسی ساده تر و کوچک تر. در اپرت، نمایش بیشتر با موسیقی، آواز و رقص همراه و گفت وگو در آن کمتر است و حالتی شاد و کُمدی دارد( کرد. از  دیگر شخصیت  های نامداری که به نگارش و اجرای اپرا در ایران همت گمارد و سعی در شناساندن اپرا به سبک غربی به ایرانیان داشت میرزاده عشقی )سید محمد رضا کردستانی، معروف به میرزاده  عشقی، متولد 1273 ش در همدان، شاعر، نویسنده و روزنامه نگار که در 1303 ش به ضرب گلوله در تهران کشته شد( بود. عشقی،که مدتی را برای تحصیل در ترکیه گذرانده بود، با اپرای استانبولی  شنا شد. وی با الهام از سبک اپرای فرنگی اپرایی را با سبک وسیاق و مضمون ایرانی به روی صحنه برد. نام این اپرا رستاخیز شهر یاران ایران بود که متن  آن را عشقی با الهام از تاریخ پادشاهان ایران  نوشته بود. میرزاده عشقی، در 1299 ش و 1300 ش، رستاخیز شهر یاران ایران را در اصفهان و تهران به همراهی هنرمندان ارمنی به روی صحنه برد.

اما نخستین اجرای اپرا به شیوه اروپایی  پیش از این دوران، یعنی اواخر قرن سیزدهم خورشیدی، به وسیله آهنگ ساز آذربایجانی، عزیز حاجی بی اوف )عزیرحاجی بی اوف 1885 – 1948 م( از  موسیقی دانان سرشناس در تاریخ موسیقی  جمهوری آذربایجان است. او تحصیلات موسیقی خود را در مسکو و کنسرواتوار سن پترزبورگ به اتمام رساند. اولین اپراها در جمهوری آذربایجان، با سبک  و سیاق اروپایی، به دست این هنرمند خلق شدند. در تهران، رشت و تبریز به روی  صحنه رفته بود. اپراهای لیلی و مجنون، رستم وسهراب، آصلی وکِرِم و چند اپرای دیگر نخستین بار به دست  روه هایی که از بادکوبه )باکوی امروزی( به ایران آمده بودند بین  1291-1278 ش به روی  صحنه رفت. در این جا لازم است از خانم ساتنیک آقابابیان )او در عالم  هنر با نام پری آقابابایف نیز شناخته  شده است( هنرمند ارمنی، نیز نام برده شود. آقابابیان- که تحصیلات خودرا در رشته های   واز، باله و نمایش در کنسرواتوار شارلوتنبورگ برلین، کنسرواتوارهای سلطنتی مسکو، رم و پاریس به اتمام رسانده بود- در 1295 ش ) 1916 م( «جمعیت نمایشی مادام پری  آقابابیان » را در تهران تأسیس کرد. او در 1306 ش ) 1927 م( اپرت الهه جشن گل ها را نوشت و در 1307 ش) 1928 م( آن را به روی  صحنه برد. موضوع این اپرت داستانی تخیلی درباره تحول طبیعت هنگام شروع فصل بهار و جشن گل هاست که با پذیرایی از ملکه گل ها آغاز می شود و با رفتن ملکه گل ها فصل پاییز فرا می رسد و  گل ها پراکنده می شوند. نقش ملکه گل ها را در این اپرت خود خانم آقابابیان بازی می کرد و نقش گل های دیگر را دوشیزگان و بانوان ارمنی بر عهده داشتند.

طی سال های دهه های 20 و 30  خورشیدی، موسیقی غربی، آواز کلاسیک، ارکستر سمفونیک و اپرا به تدریج جایگاه خود را در جامعه ایران پیدا کرد و تلاش هایی برای ایجاد امکانات برای اجراهای اپرا به صورت متشکل و پایدار با کوشش بزرگان موسیقی و اپرای آن زمان،بانوان فاخره صبا  )فاخره صبا ) 1299 – 1386 ش( از اولین خوانندگان و بنیان گذاران اپرا در ایران، خانم صبا به همراه همسرش بنیان گذار دانشگاه باهنر کرمان   ست. او که دانش آموخته رشته موسیقی از کنسرواتوار پاریس است، در پایان دوره تحصیل در فرانسه موفق به اخذ جایزه اول آواز و جایزه دوم اپرا شد.
صبا پس از بازگشت به وطن به استخدام اداره کل هنرهای زیبای ایران درآمد و سپس به تدریس در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پرداخت. فاخره صبا از تأثیرگذارترین هنرمندان زن ایرانی در  زمینه آواز کلاسیک است. ایشان با اجرای اپراهایی از جمله اپرای مادام باترفلای)پوچینی( لاتراویاتا)وردی( و اجراهای دیگر بارها در تالار رودکی، باشگاه ارامنه و تالار وزارت هنر و فرهنگ )سابق( به روی  صحنه رفتند. فاخره صبا در 1386 ش در تهران در گذشت. اِولین باغچه بان )متولد 1928 م در مرسین ترکیه( از پدری  ترک و مادری فرانسوی، موسیقی دان، خواننده اپرا و استاد پیانو. او همچنین   خستین گروه کر هنرستان عالی موسیقی )کنسرواتوار تهران( را تشکیل داد. باغچه بان که دانش آموخته کنسرواتوار دولتی آنکارا بود، در همان جا با ثمین باغچه بان )فرزند جبار باغچه بان(، آهنگ  ساز ایرانی، آشنا شد و ازدواج کرد. از 1363 ش اِولین و همسرش به ترکیه مهاجرت کردند. وی در 2010 م در ترکیه در گذشت. منیر وکیلی )منیر وکیلی متولد 1302 ش در تبریز- وفات 1361 ش در  بلژیک( خواننده اپرا و آوازهای فولکلور ایرانی، مدیر هنری و از بنیان گذاران اپرا در ایران، دانش آموخته رشته موسیقی، آواز و بازیگری از کنسرواتوار ملی پاریس بود. وی سپس برای ادامه تحصیل در  رشته اپرا به کنسرواتوار بوستون در ایالات متحده امریکا رفت و در زمان تحصیل در امریکا به منزله خواننده اپرا بارها به روی صحنه رفت. از جمله اپراهایی که وکیلی در آن ها نقش آفرینی کرد اجرای  قش پامینا در اپرای فلوت سحر آمیز موتسارت بود.  در مجموع وکیلی در 23 اپرا در جهان نقش آفرینی کرد. وی در تهران نیز در اپراهای متعدد به ایفای نقش پرداخت که از جمله آنها می توان به اپرای  مادام باترفلای، لابوهم و لاتراویاتا اشاره کرد. در مراسم افتتاحیه تالار رودکی تهران در 1346 ش وکیلی کارگردانی اپرای زال و رودابه، اثر ثمین باغچه بان، را به عهده داشت. وی در 28 فوریه 1983 م جان  خود را در یک حادثه رانندگی در بلژیک از دست داد.

و آقایان امانوئل ملیک اصلانیان، نوازنده،آهنگ ساز، نظریه پرداز موسیقی و از موسیقی دانان اندیشمند ایران. او در 1294 ش ) 1915 م( در خانواده ای ارمنی در روستوف روسیه متولد شد. هر چند به  دلیل آنکه پدر و مادرش اهل تبریز بودند و مدتی هم در تبریز زندگی کردند در بیشتر منابع گفته شده که وی در تبریز به دنیا آمده. امانوئل در سال های جوانی به هامبورگ رفت و در کنسرواتوار این شهر  به آموختن موسیقی پرداخت و در برلین، تحصیلات خود را  در زمینه آهنگ سازی و رهبری ارکستر کامل کرد. ملیک اصلانیان در 1331 ش به ایران بازگشت و به آموزش موسیقی در دانشگاه تهران و  هنرستان عالی موسیقی پرداخت. آثار این هنرمند بارها به وسیله ارکسترهای بزرگ جهان و ارکستر سمفونیک تهران اجرا شده است. ملیک اصلانیان در 1382 ش ) 2003 م( از دنیا رفت. حشمت  نجری ) 1296 ش- 1373 ش، تهران( رهبر ارکستر، آهنگ ساز و ویولن نواز ایرانی، از هنرستان عالی موسیقی تهران فارغ التحصیل شد و تحصیلات تکمیلی خود را در ایتالیا، امریکا واتریش به پایان  ساند. او تقریبا 24 سال رهبری ارکستر سمفونیک تهران را بر عهده داشت )حدود  چهارده سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و ده سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی(. وی همچنین طی این سال ها  ر مقام رهبر ارکستر مهمان به کشورهای دیگری از جمله  اتحاد جماهیر شوروی سابق، لهستان، رومانی و ترکیه نیز سفر کرده است.

غلامحسین غریب )غریب گرگانی( 1302 ش- 1383 ش، تهران، نویسنده، موسیقی دان، شاعر و نوازنده کلارینت از هنرستان عالی موسیقی تهران )کنسرواتوار تهران( فارغ التحصیل شد و بعدها به  ریاست آن رسید. )از 1338 ش به مدت تقریبا 14 سال(. غریب برای تکمیل تحصیلات خود در زمینه موسیقی و ساز تخصصی اش یعنی کلارینت، دوره هایی را در ایتالیا، آلمان و فرانسه گذراند. وی عضو  یئت مؤسس ارکستر  سمفونیک تهران بود. با همت این بزرگان و مساعدت های مسئولان سازمان اپرای تهران در 1339 ش شکل گرفت. رفته رفته دانش آموختگان ایرانی، که در رشته های آواز و موسیقی در اروپا تحصیل کرده بودند و همچنین خوانندگان  اروپایی مطرح آن زمان به این سازمان ملحق شدند، با اجرای جشنواره های آوازی، کنسرت و اپرا در تهران و شهرستان ها این هنر در ایران  شروع به رویش کرد. در آبان 1346 ش مجموعه تالار رودکی )تالار وحدت فعلی( براساس اپرا هال وین با طراحی و اجرای آقای آفتاندیلیانس، معمار ارمنی، به منزله مرکز تخصصی برای اجرای باله وکنسرت های موسیقی، فعالیت خود را آغاز کرد و با اجرای  اپرای «زال و رودابه » اثر ثمین باغچه بان ) 1304 – 1386 ش آهنگ ساز، نویسنده و مترجم ایرانی که پس از اخذ دیپلم هنرستان عالی  وسیقی کنسرواتوار تهران برای ادامه  تحصیل در رشته آهنگ سازی به ترکیه- کنسرواتواردولتی آنکارا- رفت( به روی صحنه رفت. اپرای زال و رودابه با الهام از شاهنامه فردوسی از معروف ترین آثار اوست   ه در جشن گشایش تالار رودکی در 1346 ش به اجرا در آمد. رهبر ارکستر این اپرا حشمت سنجری، رهبرگروه کر اِولین باغچه بان )همسر ثمین باغچه بان( و کارگردان آن خانم منیر وکیلی  بود.  ثمین باغچه بان آثار ماندگاری در زمینه موسیقی کودک از خود به جای گذاشته است. وی در 1386 ش در استانبول درگذشت. «جشن دهقان » ساخته احمد پژمان )متولد 1314 ش، لار، استان  فارس( آهنگ ساز، دانش آموخته رشته موسیقی از فرهنگستان موسیقی وین و دارای دکترای آهنگ سازی از دانشگاه کلمبیا در نیویورک است. او درحال حاضر در ایالات متحده امریکا )کالیفرنیا(  کونت و غالبا در زمینه آهنگ سازی فیلم فعالیت دارد. اپرای جشن دهقان یکی از آثار او ومتعلق به زمانی است که وی در وین مشغول به تحصیل بود، به طور رسمی افتتاح شد.

تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از معروف ترین اپراها و ارکسترهای جهان در تالار رودکی به روی صحنه می رفتند و برخی از سرشناس ترین هنرمندان جهان در کنار خوانندگان ایرانی و اجرا کنندگان اپرا بودند. )از هنرمندان، موسیقی دانان و خوانندگان جهانی که در تالار وحدت فعالیت کرده اند می توان از  هربرت فون کارایان، موریس بژار، بریژیت کلبرگ و مارسل مارلو نام برد(. در سال های پس از انقلاب اسلامی نیز اپراهایی به روی صحنه رفته اند که ازجمله چندین اپرای عروسکی، اجراهایی در  جشنواره موسیقی فجر و اجراهای آنسامبل اپرای تهران )آنسامبل اپرای تهران به سرپرستی هادی قضاوت با اپرای کمدی جانی اسکیکی اثر پوچینی آغاز به کار کرد و نخستین بار در بیست و هفتمین  جشنواره موسیقی فجر در 1390 ش در تالار وحدت به اجرا در آمد( به سرپرستی آقای هادی قضات را می توان نام برد.

منبع: مجله غروب |شماره 17

یک پاسخ به “نگاهی اجمالی به تاریخچه اپرا در ایران | ناصر بهنژاد”

  1. يونس رايگان گفت:

    تشكر از زحمات استاد به نژاد در گردآوري اين مطالب بسيار ارزشمند و مفيد .واقعا جالب و قابل استفاده بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین