نظم و انضباط از دیدگاه مهندس بازرگان و دیگر حکما | دکتر محمد فرج‌ پور باسمنجی

نظم و انضباط از دیدگاه مهندس بازرگان و دیگر حکما | دکتر محمد فرج‌ پور باسمنجی
 بهمن ۵, ۱۳۹۹  goroob online  دیدگاه
نظم و انضباط از دیدگاه مهندس بازرگان و دیگر حکما | دکتر محمد فرج‌ پور باسمنجی

نظم و انضباط از دیدگاه مهندس بازرگان و دیگر حکما | دکتر محمد فرج‌ پور باسمنجی

خدا رحمت فرماید شادروان مهندس مهدی بازرگان فرزند پاک ایران زمین که ریشه در خاک پاک تبریز داشت. وی در سال ۱۳۰۷ ه.ش برای تحصیلات تکمیلی به فرانسه رفت و پس از تکمیل تحصیلات در رشته های فنی و مهندسی برای خدمت به مردم به ایران بازگشت و منشأ خدمات زیادی در حوزه‌ی آب و تاسیسات و امور فنی کشور شد و سال های سال در دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران منشا خدمات ارزنده‌ای گردید و آثار او زینت دین مبین اسلام بوده و نگاه ژرف او به کتاب انسان ساز قرآن عظیم و خوشه چینی از معارف عمیق آن و تلفیق با پیشرفته‌های تمدن بشری آثار وی را به مرجع متقنی درآورد چرا که ایشان معتقد بود که دین و مذهب متعالی اسلام با علم و پیشرفت و تمدن سازگار است و هماهنگی کاملی بین پیشرفت های انسان با مبدا هستی وجود دارد.
وی به دانشجویان و مریدانش میگفت که(علت پیشرفت غرب، نظم، انضباط، آزادی، احترام به حقوق انسان ها و کار و تلاش بوده و اگر نظم و ترتیب و انضباط را از دبستان وارد نظام آموزشی کنیم، میتوانیم به رشد و شکوفایی برسیم)
از سوی دیگر یکی از اصول بنیادین موفقیت در زندگی،کسب کار و حتی پیشرفت در سطوح بین المللی نظم و انضباط است.
هربرت سیمون در کتاب Administrative Behavior که در سال ۱۹۴۷م در نیویورک منتشر شد،معتقد بود که پیشرفت مرهون نظم و نظام است.نظرات او جلوتر از زمان خود بود. به مدت چهل سال بعد از آن،سازمان،دست کم در غرب،کماکان به عنوان محصول نظم و سلسله مراتب،ساده سازی و طبقه بندی در نظر گرفته میشد.
این آلمانی زاده‌ی پیشرو در علم مدیریت و دانش آموخته‌ی دانشگاه شیکاگو وقتی جایزه ی نوبل در ۱۹۷۸ م را گرفت،گفت: با نظم و انضباط شخصی به خلق شاهکارهای خود در علم مدیریت دست زده است. از سوی دیگر هنری فایول در کتاب مشهور مدیریت عمومی و صنعتیGeneral and Industrial Management که در سال ۱۹۴۹ م در لندن منتشر شد اصول مدیریت ۱۴ گانه‌ی خود را که نشان از عمق مشاهدات میدانی، تجارب و تحصیلات عالیه در این رشته بود، انتشار داد، انضباط discipline را رکن سوم اصول ۱۴ گانه‌ی مدیریت عمومی بیان کرد که به قول پیتر دراکر،صاحب نام علم مدیریت،روش های ابداعی فایول جنبشی در مدیریت علمی به وجود آورد.
ماکس وبر نیز در کتاب مشهور خود با عنوان «نظریه‌ی سازمان اجتماعی و اقتصادی» در سال ۱۹۴۶ م به نظم و انضباط سازمانی،بسیار اهمیت داد و معتقد بود که شبکه های هرج و مرج طلب و بی‌قانون نظیر آنچه در صنعت مد کشوری همچون ایتالیا وجود دارد،این شرکت ها و سازمان ها را در مقابل رقبای منظبط تر آسیب پذیر مینماید و در عصر جهانی شدن نظم و ترتیب عصر ماشین جای خود را به التهاب و آشفتگی، ابهام و پیچیدگی عصر اطلاعات داده است.
با این وصف علما، حکما، فلاسفه، روانشناسان و همه وهمه میگویند کسانی که نظم دارند،روحیه‌ی بالا، کیفیت زندگی مطلوب، آرامش و اطمینان خاطر بیشتر، عزت نفس خوب و زندگی فردی و اجتماعی موفقی دارند و نظم که به معنای آراستگی، پیوستگی، هماهنگی و انجام بهینه‌کارها و انظباط نیز به معنای استوار شدن، رعایت قوانین و مقررات طبیعی و وضعی بوده همواره در متن امور بزرگان و کنندگان کارهای سترگ قرارگرفته و نگاهی به زندگی انسان های موفق و تاثیرگذار تاریخ بشریت نشان میدهد که آنان برای لحظه به لحظه‌ی زندگی برنامه داشتند و به قول «الکساندر پوپ» نظم اولین قانون آسمانی است و به قول افلاطون حکیم یونانی هر کاری که با نظم عمومی و رسوم و آداب و معاشرت مطابقت داشته و از روی پرهیزکاری انجام گیرد،هرگز سزاوار ملامت نخواهد بود.
یادداشتی در انجمن علمی دانشگاه فردوسی مشهد درباره‌ی نظم فردی و اجتماعی قید شده که عینا تقدیم خوانندگان این سطور می شود.
در کشور های پیشرفته و توسعه یافته مانند ژاپن و مالزی و… همراه با برخورداری از رشد اقتصادی و توسعه در زمینه های آموزشی، فرهنگی و غیره، ویژگی مهم دیگری وجود دارد که بسیار قابل توجه و متمایز کننده این کشور ها با کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته می باشد، این وِیژگی همان نظم فردی و نظم اجتماعی آنها میباشد که در تمام زوایای زندگی آنها قابل مشاهده می باشد.
کشورهای توسعه یافته چگونه به این نظم رسیده اند آیا رشد اقتصادی خود به خود نظم را به دنبال می آورد یا نظم را می توان یکباره وارد کشور کرد و آن را به کار بست؟ جواب این دو سوال منفی است چون کشور هایی مانند امارات با وجود داشتن رشد اقتصادی دارای چنین ویژگی بارزی نیستند. و رعایت قوانین و نظم و ترتیب و آراستگی محیط کار و زندگی چیزی نیست که یکشبه به دست آید.
پس نیاز به یک بستر سازی و فرهنگ سازی ریشه ای و همچنین تحقیق در مورد چگونگی برخورد کشور های توسعه یافته با مقوله نظم و ترتیب می باشد.

سازماندهي توسعه اي ونظم جمعي نقش عمده اي در فرآيند توسعه دارد و اگر كسي نظم جمعي را نپذيرد و خود را با سيستم تطبيق ندهد، كار نظام مختل مي شود چرا كه در دنياي جديد همه امور تخصصي شده و تخصصي شدن كارها خود به معناي تقسيم كار است و در عين حال تقسيم كار خود نوعي نظم پذيري بوده و بدون اعتقاد به نظم و التزام به آن به وجود نمي آيد. توسعه نيازمند پيش بيني، هدايت و برنامه ريزي است. اگر در جامعه اي نظم حاكم نباشد رفتارها، قابل پيش بني و هدايت و برنامه ريزي نيستند براي اينكه بتوان رفتارها را پيش‌بيني و هدايت كرد بايد افراد، نظم پذير باشند.
در حقيقت وجود روحيه نظم پذيري در نظام اقتصادي جامعه، نيروي انساني مصروفه در اين راه را سرو سامان مي دهد و از هدر رفتن نيروها جلوگيري مي كند. در همين روحيه نظم‌پذيري است كه امكان ايجاد ثبات اجتماعي ممكن مي شود، و مي دانيم توسعه اقتصادي احتياج به محيطي امن دارد چرا كه در محيط امن است كه امكان به كارگيري سرمايه ها ممكن مي شود و….
روشن است قيد جمعي كه در نظم پذيري جمعي به كار مي بريم فقط به دليل اهميت اين نظم در اجتماع و فر‌آيند توسعه است و طبيعي است نظم جمعي بدون نظم پذيري فردي ممكن نيست بنابراين از لوازم نظم پذيري جمعي، نظم فردي است.
نظم و انضباط اساس تمدن و عاملي است كه سبب مي شود زندگي بهتر و با سرعت بيشتر به جريان بيفتد. براي همين است كه در كتاب «برندگان و بازندگان» آمده: «برنده بيش از بازنده كار انجام مي دهد و در انتها باز هم وقت دارد. بازنده هميشه آن قدر گرفتار است كه حتي نمي تواند به كارهاي ضروري بپردازد».
ميز و دفتر كار افراد موفق هميشه مرتب است. نويسنده هاي موفق در وقت معيني شروع به نوشتن مي كنند، در جاي مشخص و مرتبي مي نشينند و در تعداد ساعت هاي معيني مي نويسند.
در شركت هاي موفق، تجهيزات و وسايل، تميزند. اشيا در جاي معين و مناسب قرار دارند و كاركنان از سر كارشان غيبت نمي كنند. در چنين شركت هايي حوادث كاري كمتري رخ مي دهد.
تيم هاي ورزشي موفق تيم هايي هستند كه نكات انضباطی را به خوبي رعايت مي كنند و به شكل منظم سر تمرينات حاضر مي شوند.
در خانه اي كه نظم و ترتيب حاكم است هيچ كس دنبال وسايلش نمي گردد. چون همه چيز سر جاي خودش قرار دارد. به اين ترتيب در وقت همه صرفه جويي مي شود.
مؤسسه اقتصادي موفق، دفاتر مالي مرتب و منظمي دارد و در هنگام هزينه كردن، انضباط را رعايت مي كند.
به طور كلي هر چه مردم يك كشور منظم تر باشند، فرهنگ، اقتصاد و جامعه پيشرفته تري دارند و در آنها حقوق شهروندي بهتر رعايت مي شود. حتي كشورهاي در حال توسعه اي كه خود را به رعايت نظم و انضباط ملزم كنند، پس از مدتي مي توانند عقب ماندگي هايشان را جبران كنند. چنين اتفاقي در برخي از كشورهاي آسيايي رخ داده است اما اين اتفاق در بسياري از كشورها رخ نمي دهد. بنابراين آنها با انبوهي از ثروت و منابع طبيعي كشورهايي عقب مانده اند.
همه كم و بيش مي دانند كه نظم و انضباط لازم است. براي همين همه كشورها قانون دارند. در همه كشورها مردم از ساعت معيني شروع به كار مي كنند و در ساعت معيني كارشان را به پايان مي برند. وسايل حمل و نقل نظير هواپيما، قطار و كشتي در ساعت معيني حركت مي كنند. اشيا در انبارها چيده مي شوند، وسايل در قفسه ها گذاشته مي شوند و… . با ورود رايانه به زندگي انسان ها، نظم و انضباط اهميت به مراتب بيشتري پيدا كرده است. در اين شرايط موفقيت، از آن جامعه اي است كه بيش از ديگران به نظم و انضباط اهميت مي دهد.
در جوامع منظم و منضبط هر چيزي سر جاي خودش قرار دارد. به طوري كه هر كسي مي داند جاي هر چيزي و هر كاري كجاست و هر كاري در وقت و زمان معيني انجام مي شود. به همين خاطر در زمان صرفه جويي مي شود و بهره وري افراد بالامي رود.

■ انضباط پيش شرط پيشرفت
خيلي ها نظم را محدود کردن آزادي مي دانند. در حالي كه تجربه كشورها و حتي شركت هاي موفق نشان داده رعايت نظم، احترام بيشتر به حقوق شهروندي را به دنبال دارد. در شركت هايي كه نظم و انضباط در آنها حاكم است، افراد بهره وري و حقوق بيشتري دارند و به نظرات آنها اهميت زيادي داده مي شود.
سينا اميري كارشناس مديريت مي گويد: «ما در بسياري از شركت ها و مراكز توليدي خودمان شاهديم كه دستگاه ها بسيار كثيف است، دستگاه ها دچار مشكلات جدي شده چون منظم و مرتب نگهداري نشده اند و اشكالات كوچك آنها از همان ابتدا و به تدريج برطرف نشده است. در حالي كه همه موظفند نسبت به بازبيني ماشين هاي كارخانه دقيق باشند. تجربه كشورهاي صنعتي نشان داده وقتي كاركنان به اين امور دقيق مي شوند، علاوه بر اين كه استهلاك دستگاه ها را كاهش مي دهند، بازدهي شان بالامي رود، كارهايشان را بهتر انجام مي دهند و حتي اهميت بيشتري به همكارانشان مي دهند.
همچنين وقتي هر چيزي براساس كاركردش در جاي خودش قرار بگيرد، محل كار هميشه منظم و مرتب و ايمن است. چون احتمال سقوط اشيا يا آتش سوزي، بريدگي ها در اثر از بين رفتن و تيز شدن اشيا و غيره از بين مي رود. همين طور نظم و ترتيب موجب مي شود افراد از وسايل ايمني استفاده كنند و از آسيب ديدگي پيشگيری كنند. همه اين موارد هم عين حقوق شهروندي است. واقعيت اين است كه ما هنگامي كه شركت هايمان را مورد بررسي قرار مي دهيم، متوجه مي شويم مشكلاتي كه حاد و پيچيده شده اند، علل ساده اي داشته اند و از بي نظمي سرچشمه گرفته اند. يعني اگر به موقع مورد توجه قرار مي گرفتند به سرعت حل مي شدند. درحالي كه بي توجهي و بي نظمي سبب شده به مشكلات بزرگي تبديل شوند كه حل آنها زمان زيادي مي طلبد و همين بهره وري را به ميزان زيادي پایين آورده است».
افراد بي نظم مانع پيشرفت مراكز و مؤسسات و در نهايت جامعه خواهند شد. سهل انگاري اين افراد باعث هرج و مرج مي شود و قوانين زيرپا گذاشته مي شود. در اين شرايط هيچ چيز در جاي خودش قرار نمي گيرد.

■ نظم و انضباط آموختني است
انضباط امري آموختني است و به آموزش نياز دارد. واقعيت اين است كه آموزش نظم و انضباط هم امر پيچيده اي است.
غالباً ژاپني ها به خاطر نظم و انضباط شان مورد تحسين قرار مي گيرند. آنها آموزش نظم و انضباط را از كودكي آغاز مي كنند. والدين به كودكان مي آموزند كه كفش هاي خود را به شكل منظم و مرتب جلوي در قرار دهند و كفش هاي ميهمانان را هم جفت كنند. اگر به خاطر داشته باشيم، در گذشته والدين ايراني هم كودكان را وامي داشتند كفش هاي ميهمانان را جفت كنند. همچنين ژاپني ها از همان بدو ورود به محل كار ياد مي گيرند كه ابزارها را تميز نگه دارند، آنها را بازبيني كنند و هميشه سرجاي خود قرار دهند. اين نظم از اتلاف وقت و منابع جلوگيري مي كند.
اگر انسان اصل را بر رعايت نظم و انضباط قرار نمي داد، هيچ پيشرفت و توسعه اي در كار نبود و نمي شد از تمدن بشري سخن گفت. به خاطر همين است هر جامعه اي كه بيشتر به رعايت نظم اهميت مي دهد، از هر نظر خود را از جوامع ديگر جلوتر مي كشد. به عبارتي جامعه پيشرفته جامعه بي نظم و ترتيب نيست.
نظم و انضباط از دیدگاه مهندس بازرگان و دیگر حکما
دکتر محمد فرج‌پور باسمنجی
خدا رحمت فرماید شادروان مهندس مهدی بازرگان فرزند پاک ایران زمین که ریشه در خاک پاک تبریز داشت. وی در سال ۱۳۰۷ ه.ش برای تحصیلات تکمیلی به فرانسه رفت و پس از تکمیل تحصیلات در رشته های فنی و مهندسی برای خدمت به مردم به ایران بازگشت و منشأ خدمات زیادی در حوزه‌ی آب و تاسیسات و امور فنی کشور شد و سال های سال در دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران منشا خدمات ارزنده‌ای گردید و آثار او زینت دین مبین اسلام بوده و نگاه ژرف او به کتاب انسان ساز قرآن عظیم و خوشه چینی از معارف عمیق آن و تلفیق با پیشرفته‌های تمدن بشری آثار وی را به مرجع متقنی درآورد چرا که ایشان معتقد بود که دین و مذهب متعالی اسلام با علم و پیشرفت و تمدن سازگار است و هماهنگی کاملی بین پیشرفت های انسان با مبدا هستی وجود دارد.
وی به دانشجویان و مریدانش میگفت که(علت پیشرفت غرب، نظم، انضباط، آزادی، احترام به حقوق انسان ها و کار و تلاش بوده و اگر نظم و ترتیب و انضباط را از دبستان وارد نظام آموزشی کنیم، میتوانیم به رشد و شکوفایی برسیم)
از سوی دیگر یکی از اصول بنیادین موفقیت در زندگی،کسب کار و حتی پیشرفت در سطوح بین المللی نظم و انضباط است.
هربرت سیمون در کتاب Administrative Behavior که در سال ۱۹۴۷م در نیویورک منتشر شد،معتقد بود که پیشرفت مرهون نظم و نظام است.نظرات او جلوتر از زمان خود بود. به مدت چهل سال بعد از آن،سازمان،دست کم در غرب،کماکان به عنوان محصول نظم و سلسله مراتب،ساده سازی و طبقه بندی در نظر گرفته میشد.

این آلمانی زاده‌ی پیشرو در علم مدیریت و دانش آموخته‌ی دانشگاه شیکاگو وقتی جایزه ی نوبل در ۱۹۷۸ م را گرفت،گفت: با نظم و انضباط شخصی به خلق شاهکارهای خود در علم مدیریت دست زده است. از سوی دیگر هنری فایول در کتاب مشهور مدیریت عمومی و صنعتیGeneral and Industrial Management که در سال ۱۹۴۹ م در لندن منتشر شد اصول مدیریت ۱۴ گانه‌ی خود را که نشان از عمق مشاهدات میدانی، تجارب و تحصیلات عالیه در این رشته بود، انتشار داد، انضباط discipline را رکن سوم اصول ۱۴ گانه‌ی مدیریت عمومی بیان کرد که به قول پیتر دراکر،صاحب نام علم مدیریت،روش های ابداعی فایول جنبشی در مدیریت علمی به وجود آورد.
ماکس وبر نیز در کتاب مشهور خود با عنوان «نظریه‌ی سازمان اجتماعی و اقتصادی» در سال ۱۹۴۶ م به نظم و انضباط سازمانی،بسیار اهمیت داد و معتقد بود که شبکه های هرج و مرج طلب و بی‌قانون نظیر آنچه در صنعت مد کشوری همچون ایتالیا وجود دارد،این شرکت ها و سازمان ها را در مقابل رقبای منظبط تر آسیب پذیر مینماید و در عصر جهانی شدن نظم و ترتیب عصر ماشین جای خود را به التهاب و آشفتگی، ابهام و پیچیدگی عصر اطلاعات داده است.
با این وصف علما، حکما، فلاسفه، روانشناسان و همه وهمه میگویند کسانی که نظم دارند،روحیه‌ی بالا، کیفیت زندگی مطلوب، آرامش و اطمینان خاطر بیشتر، عزت نفس خوب و زندگی فردی و اجتماعی موفقی دارند و نظم که به معنای آراستگی، پیوستگی، هماهنگی و انجام بهینه‌کارها و انظباط نیز به معنای استوار شدن، رعایت قوانین و مقررات طبیعی و وضعی بوده همواره در متن امور بزرگان و کنندگان کارهای سترگ قرارگرفته و نگاهی به زندگی انسان های موفق و تاثیرگذار تاریخ بشریت نشان میدهد که آنان برای لحظه به لحظه‌ی زندگی برنامه داشتند و به قول «الکساندر پوپ» نظم اولین قانون آسمانی است و به قول افلاطون حکیم یونانی هر کاری که با نظم عمومی و رسوم و آداب و معاشرت مطابقت داشته و از روی پرهیزکاری انجام گیرد،هرگز سزاوار ملامت نخواهد بود.
یادداشتی در انجمن علمی دانشگاه فردوسی مشهد درباره‌ی نظم فردی و اجتماعی قید شده که عینا تقدیم خوانندگان این سطور می شود.
در کشور های پیشرفته و توسعه یافته مانند ژاپن و مالزی و… همراه با برخورداری از رشد اقتصادی و توسعه در زمینه های آموزشی، فرهنگی و غیره، ویژگی مهم دیگری وجود دارد که بسیار قابل توجه و متمایز کننده این کشور ها با کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته می باشد، این وِیژگی همان نظم فردی و نظم اجتماعی آنها میباشد که در تمام زوایای زندگی آنها قابل مشاهده می باشد.
کشورهای توسعه یافته چگونه به این نظم رسیده اند آیا رشد اقتصادی خود به خود نظم را به دنبال می آورد یا نظم را می توان یکباره وارد کشور کرد و آن را به کار بست؟ جواب این دو سوال منفی است چون کشور هایی مانند امارات با وجود داشتن رشد اقتصادی دارای چنین ویژگی بارزی نیستند. و رعایت قوانین و نظم و ترتیب و آراستگی محیط کار و زندگی چیزی نیست که یکشبه به دست آید.
پس نیاز به یک بستر سازی و فرهنگ سازی ریشه ای و همچنین تحقیق در مورد چگونگی برخورد کشور های توسعه یافته با مقوله نظم و ترتیب می باشد.
سازماندهي توسعه اي ونظم جمعي نقش عمده اي در فرآيند توسعه دارد و اگر كسي نظم جمعي را نپذيرد و خود را با سيستم تطبيق ندهد، كار نظام مختل مي شود چرا كه در دنياي جديد همه امور تخصصي شده و تخصصي شدن كارها خود به معناي تقسيم كار است و در عين حال تقسيم كار خود نوعي نظم پذيري بوده و بدون اعتقاد به نظم و التزام به آن به وجود نمي آيد. توسعه نيازمند پيش بيني، هدايت و برنامه ريزي است. اگر در جامعه اي نظم حاكم نباشد رفتارها، قابل پيش بني و هدايت و برنامه ريزي نيستند براي اينكه بتوان رفتارها را پيش‌بيني و هدايت كرد بايد افراد، نظم پذير باشند.
در حقيقت وجود روحيه نظم پذيري در نظام اقتصادي جامعه، نيروي انساني مصروفه در اين راه را سرو سامان مي دهد و از هدر رفتن نيروها جلوگيري مي كند. در همين روحيه نظم‌پذيري است كه امكان ايجاد ثبات اجتماعي ممكن مي شود، و مي دانيم توسعه اقتصادي احتياج به محيطي امن دارد چرا كه در محيط امن است كه امكان به كارگيري سرمايه ها ممكن مي شود و….
روشن است قيد جمعي كه در نظم پذيري جمعي به كار مي بريم فقط به دليل اهميت اين نظم در اجتماع و فر‌آيند توسعه است و طبيعي است نظم جمعي بدون نظم پذيري فردي ممكن نيست بنابراين از لوازم نظم پذيري جمعي، نظم فردي است.
نظم و انضباط اساس تمدن و عاملي است كه سبب مي شود زندگي بهتر و با سرعت بيشتر به جريان بيفتد. براي همين است كه در كتاب «برندگان و بازندگان» آمده: «برنده بيش از بازنده كار انجام مي دهد و در انتها باز هم وقت دارد. بازنده هميشه آن قدر گرفتار است كه حتي نمي تواند به كارهاي ضروري بپردازد».

ميز و دفتر كار افراد موفق هميشه مرتب است. نويسنده هاي موفق در وقت معيني شروع به نوشتن مي كنند، در جاي مشخص و مرتبي مي نشينند و در تعداد ساعت هاي معيني مي نويسند.
در شركت هاي موفق، تجهيزات و وسايل، تميزند. اشيا در جاي معين و مناسب قرار دارند و كاركنان از سر كارشان غيبت نمي كنند. در چنين شركت هايي حوادث كاري كمتري رخ مي دهد.
تيم هاي ورزشي موفق تيم هايي هستند كه نكات انضباطی را به خوبي رعايت مي كنند و به شكل منظم سر تمرينات حاضر مي شوند.
در خانه اي كه نظم و ترتيب حاكم است هيچ كس دنبال وسايلش نمي گردد. چون همه چيز سر جاي خودش قرار دارد. به اين ترتيب در وقت همه صرفه جويي مي شود.
مؤسسه اقتصادي موفق، دفاتر مالي مرتب و منظمي دارد و در هنگام هزينه كردن، انضباط را رعايت مي كند.
به طور كلي هر چه مردم يك كشور منظم تر باشند، فرهنگ، اقتصاد و جامعه پيشرفته تري دارند و در آنها حقوق شهروندي بهتر رعايت مي شود. حتي كشورهاي در حال توسعه اي كه خود را به رعايت نظم و انضباط ملزم كنند، پس از مدتي مي توانند عقب ماندگي هايشان را جبران كنند. چنين اتفاقي در برخي از كشورهاي آسيايي رخ داده است اما اين اتفاق در بسياري از كشورها رخ نمي دهد. بنابراين آنها با انبوهي از ثروت و منابع طبيعي كشورهايي عقب مانده اند.
همه كم و بيش مي دانند كه نظم و انضباط لازم است. براي همين همه كشورها قانون دارند. در همه كشورها مردم از ساعت معيني شروع به كار مي كنند و در ساعت معيني كارشان را به پايان مي برند. وسايل حمل و نقل نظير هواپيما، قطار و كشتي در ساعت معيني حركت مي كنند. اشيا در انبارها چيده مي شوند، وسايل در قفسه ها گذاشته مي شوند و… . با ورود رايانه به زندگي انسان ها، نظم و انضباط اهميت به مراتب بيشتري پيدا كرده است. در اين شرايط موفقيت، از آن جامعه اي است كه بيش از ديگران به نظم و انضباط اهميت مي دهد.
در جوامع منظم و منضبط هر چيزي سر جاي خودش قرار دارد. به طوري كه هر كسي مي داند جاي هر چيزي و هر كاري كجاست و هر كاري در وقت و زمان معيني انجام مي شود. به همين خاطر در زمان صرفه جويي مي شود و بهره وري افراد بالامي رود.

■ انضباط پيش شرط پيشرفت
خيلي ها نظم را محدود کردن آزادي مي دانند. در حالي كه تجربه كشورها و حتي شركت هاي موفق نشان داده رعايت نظم، احترام بيشتر به حقوق شهروندي را به دنبال دارد. در شركت هايي كه نظم و انضباط در آنها حاكم است، افراد بهره وري و حقوق بيشتري دارند و به نظرات آنها اهميت زيادي داده مي شود.
سينا اميري كارشناس مديريت مي گويد: «ما در بسياري از شركت ها و مراكز توليدي خودمان شاهديم كه دستگاه ها بسيار كثيف است، دستگاه ها دچار مشكلات جدي شده چون منظم و مرتب نگهداري نشده اند و اشكالات كوچك آنها از همان ابتدا و به تدريج برطرف نشده است. در حالي كه همه موظفند نسبت به بازبيني ماشين هاي كارخانه دقيق باشند. تجربه كشورهاي صنعتي نشان داده وقتي كاركنان به اين امور دقيق مي شوند، علاوه بر اين كه استهلاك دستگاه ها را كاهش مي دهند، بازدهي شان بالامي رود، كارهايشان را بهتر انجام مي دهند و حتي اهميت بيشتري به همكارانشان مي دهند.
همچنين وقتي هر چيزي براساس كاركردش در جاي خودش قرار بگيرد، محل كار هميشه منظم و مرتب و ايمن است. چون احتمال سقوط اشيا يا آتش سوزي، بريدگي ها در اثر از بين رفتن و تيز شدن اشيا و غيره از بين مي رود. همين طور نظم و ترتيب موجب مي شود افراد از وسايل ايمني استفاده كنند و از آسيب ديدگي پيشگيری كنند. همه اين موارد هم عين حقوق شهروندي است. واقعيت اين است كه ما هنگامي كه شركت هايمان را مورد بررسي قرار مي دهيم، متوجه مي شويم مشكلاتي كه حاد و پيچيده شده اند، علل ساده اي داشته اند و از بي نظمي سرچشمه گرفته اند. يعني اگر به موقع مورد توجه قرار مي گرفتند به سرعت حل مي شدند. درحالي كه بي توجهي و بي نظمي سبب شده به مشكلات بزرگي تبديل شوند كه حل آنها زمان زيادي مي طلبد و همين بهره وري را به ميزان زيادي پایين آورده است».
افراد بي نظم مانع پيشرفت مراكز و مؤسسات و در نهايت جامعه خواهند شد. سهل انگاري اين افراد باعث هرج و مرج مي شود و قوانين زيرپا گذاشته مي شود. در اين شرايط هيچ چيز در جاي خودش قرار نمي گيرد.

■ نظم و انضباط آموختني است
انضباط امري آموختني است و به آموزش نياز دارد. واقعيت اين است كه آموزش نظم و انضباط هم امر پيچيده اي است.
غالباً ژاپني ها به خاطر نظم و انضباط شان مورد تحسين قرار مي گيرند. آنها آموزش نظم و انضباط را از كودكي آغاز مي كنند. والدين به كودكان مي آموزند كه كفش هاي خود را به شكل منظم و مرتب جلوي در قرار دهند و كفش هاي ميهمانان را هم جفت كنند. اگر به خاطر داشته باشيم، در گذشته والدين ايراني هم كودكان را وامي داشتند كفش هاي ميهمانان را جفت كنند. همچنين ژاپني ها از همان بدو ورود به محل كار ياد مي گيرند كه ابزارها را تميز نگه دارند، آنها را بازبيني كنند و هميشه سرجاي خود قرار دهند. اين نظم از اتلاف وقت و منابع جلوگيري مي كند.
اگر انسان اصل را بر رعايت نظم و انضباط قرار نمي داد، هيچ پيشرفت و توسعه اي در كار نبود و نمي شد از تمدن بشري سخن گفت. به خاطر همين است هر جامعه اي كه بيشتر به رعايت نظم اهميت مي دهد، از هر نظر خود را از جوامع ديگر جلوتر مي كشد. به عبارتي جامعه پيشرفته جامعه بي نظم و ترتيب نيست.


یک پاسخ به “نظم و انضباط از دیدگاه مهندس بازرگان و دیگر حکما | دکتر محمد فرج‌ پور باسمنجی”

  1. سیفدار گفت:

    بسیار عالی بود.
    بی‌نظمی درد بزرگ جامعه امروز ماست؛ چه در منش زندگی، امور اداری، اجتماعی و… و چه در رفتار و گفتار و اخلاق و کردار.
    از آقای دکتر فرج‌پور سپاسگزارم که موضوع چنین مهمی را موشکافانه مورد بررسی قرار داده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز