قدرت فرهنگ و فرهنگ قدرت | حسن علیزاد پروین

قدرت فرهنگ و فرهنگ قدرت | حسن علیزاد پروین
 آذر ۲۴, ۱۳۹۹  goroob online  فرهنگ
قدرت فرهنگ و فرهنگ قدرت | حسن علیزاد پروین

قدرت فرهنگ و فرهنگ قدرت | حسن علیزاد پروین

واقعیت این است که علیرغم کوشش ها و برنامه ها برای دستیابی به توسعه در دهه های متوالی هنوز فاصله جامعه ما با توسعه همچنان باقی است و به تحلیلی رو به فزونی است. سوال کاربردی امروز قاعدتا باید این باشد که چرا این ایده انسانی و اجتماعی و اقتصادی علیرغم کوشش ها و منابع و پیش نیازها تحقق نمی یابد و عمده ترین موانع در این راه کدامند؟
مسابقه برای تحقق توسعه بعد از پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد. سازمان ملل دهه های 1960-1970-1980 را دهه های توسعه نامید و این فرصتی پیش آورد تا کشورها به بازنگری برنامه ها و شرایط موجود و تصویری از آینده خود را بررسی کنند و برنامه پیش بینی نمایند.
ایران کشوری به لحاظ جغرافیایی، وسعت، منابع، جمعیت، سنت تاریخی، اقتدار سیاسی، کنش اقتصادی، فرهنگ و تمدن، امکانات و فرصت های قابل ملاحظه ای برای یک جهش علمی-صنعتی در اختیار داشته ولی علیرغم این شاخص ها، توسعه یافتگی تحقق پیدا نکرده است.
ذکر خاطره: سال 1351 در جمع دانشجویان دانشگاه تبریز از خلیج فارس یازدید کردیم. در درون آبهای نیلگون آن، کشتی های بیشماری در پی فرصت تخلیه بودند. از یکی از کشتی ها که بازدید کردیم. بوی عجیبی سراسر کشتی غول پیکر را فرا گرفته بود. وقتی سوال شد، گفتند: ماههاست کشتی در نوبت تخلیه بار گندم است. کشتی بان می گفت که ما هر چقدر منتظر بمانیم هزینه می گیریم. آن روزگار یادم است که دانشجویان محاسبه کردند که یک تن گندم وارداتی برای کشور دهها برابر قیمت تولید داخل هزینه داشت. این مثال را آوردم که بگویم در آن مقطع یا به دنبال توسعه نبودند، که واقعا نبودند و عقب ماندگی را در طی همان مسافرت علمی در اقصی نقاط کشور مشاهده کردیم یا به دنبال توسعه ای با مفهوم نو به زعم خود بودند.
در اینجا لازم است بدانیم مقوله توسعه، یا صرفا مفهوم اقتصادی و تک بعدی است که در آن باید عوامل و موانع آن را نیز باید در قلمرو اقتصاد جستجو کرد و یا این که توسعه مفهومی وسیع تر از یک مقوله اقتصادی صرف می باشد. در این صورت باید موانع را در ابعاد وسیع تری جستجو کرد.
آقای محمد توکل مطالعه ای در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، در قلمرو موانع توسعه در ایران و مقایسه آن با دو کشور ترکمنستان و مراکش انجام داد. در آن مطاله موانع توسعه را در 7 قلمرو دسته بندی کرده است:
1. پارامترهای علمی و تکنولوژی
2. پارامترهای فقهی، کلامی،؛ ایدئولوژیکی
3. پارامترهای اقتصادی، تجاری
4. پارامترهای فکری، فرهنگی، سنتی
5. پارامترهای سیاسی، نظامی، حقوقی
6. پارامترهای خارجی (منطقه ای، بین المللی)
7. پارامترهای خاص اجتماعی (جمعیتی، جغرافیای انسانی، شخصیتی و…)
به دلیل انتخاب موضوع برای مقاله «پارامتر فرهنگ و نقش آن در تحقق توسعه» از بحث در خصوص 6 پارامتر دیگر می گذریم و آن را که هر کدام بسیار مهم اند و تاثیرگذار، در فرصت دیگر بررسی می کنیم و در اینجا صرفا به پارامتر فکری، فرهنگی و سنتی می پردازیم.
اهمیت بی چون و چرای پارامتر فرهنگی در توسعه و یا مانع فرهنگی توسعه، امری مسلم است تاکید عام بر هیچ زمینه دیگری به اندازه این زمینه از اجماع برخوردار نبوده و به لحاظ تاریخی، علاوه بر این که مفهوم توسعه در چارچوب فرهنگی معینی شکل گرفته و رشد کرده، مولفه های فکری و فرهنگی و حتی سنتی خاصی می تواند آن را به لحاظ عینی در جامعه جا بیندازد، مستحکم کند، نگهدارد، رشد ببخشد، و به بیان دیگر زمینه مساعد ذهنی، فرهنگی با مشسخصات و ویژگیهای معینی لازم است تا توسعه را در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، صنعتی و… تجسم و وجود خارجی ببخشد. برای این مدعا می توان شواهد متعدد تاریخی و فرهنگی ارائه داد. در این خصوص محمد توکل در کتاب موانع توسعه می نویسد:
«چارچوب ذهنی-فرهنگی غرب که در آن مفهوم توسعه پیدا شد و بعدا نیز بروز خارجی یافت به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است. در درون این چارچوب بود که پیدایش دید جدیدی در مورد طبیعت و انسان و کنترل انسان بر طبیعت تحقق یافت. در مورد ایران باید دید که چرا در فرهنگ معاصر ایران اساسا از مشروطه به بعد توسعه به طور ذهنی و عینی شکل اصیل و ریشه ای نیافت. به بیان دیگر، موانع فکری، فرهنگی و سنتی توسعه ایران چه عناصری بودند و کدامیک از آنها اولویت داشتند و دارند؟ در اینجا هم سطح عمومی فرهنگ و هم سطح خاص نخبگان باید مورد بررسی قرار گیرد».

1. بیسوادی به عنوان مانع توسعه

در این ارتباط لزوم سواد به عنوان یک پارامتر لازم عام فرهنگی جهت توسعه تاکید می شود و وضعیت بیسوادی بالا به عنوان یک مانع توسعه بررسی می شود. قطعا بین میزان سواد عمومی و ضرورت های بروز معنی و سطح سواد و توسعه فرهنگی رابطه معنی داری وجود دارد.

2. فقدان انگیزش به توسعه در شخصیت ایرانی
در افراد و کاراکتر افراد خردسال و بزرگ سال ایرانی، فقدان انگیزش به توسعه به عنوان یک مانع فرهنگی برای توسعه ارزیابی شده است.

3. موانع آموزشی- فرهنگی توسعه

در این ارتباط، سیر تاریخی در روند گسترش دانش و موانع واقع بر سر راه آن و نیز موانع موجود در سیستم آموزشی کشور صورت گرفته نشان داده شده، نه محیط علمی و نه محتواهای آموزشی و نه شیوه و سبک رایج آموزش هیچکدام نتوانسته اند خروجی انسان با تفکر، رفتار ونگرش توسعه ای داشته باشند.

4. تفکر سنتی بازار به عنوان مانع فرهنگی توسعه

تفکر عام سنتی بازار و بازاریان به عنوان جلوه های مسلط از تفکر سنتی ایران مغایر با توسعه عمل می کند. هیچگونه تغییر و ابتکار در مراودات اقتصادی و تجاری را برنمی تابد و مقاومت می کند.

5. اندیشه سنتی در مورد دولت به عنوان مانع توسعه

دولت همواره تامین کننده منافع گروه و قبیله نمی تواند و نتوانسته عامل تحقق توسعه در جامعه شود. فرم های ظاهری و رویدادهای کم و بیش پوپولیستی در مقاطعی جز اتلاف منابع و عقب انداختن توسعه حاصلی نداشته است.
6. اندیشه تجددستیز به عنوان مانع عمده توسعه است
از عوامل و موانع درون زای فرهنگی توسعه، تجددستیزی است. هر نوع تغییر و تجدد که توسعه نیازمند آن بوده با موانع فرهنگی و فکری مواجه شده است. هر گامی به جلو با مقاومت مواجه شده است و دو گام پس روی شده است. بنابراین شرایط درون فرهنگی خود مانع اساسی برای تحقق توسعه گردیده است.

بنابراین می توان گفت تحقق توسعه در جامعه با مانع بزرگ فرهنگی مواجه شده است. تا زمانی که سواد عام جامعه درک معنی دار از توسعه را نداشته باشد انگیزه توسعه در شخصیت انسان ها نهادینه نشده باشد، دانش توسعه در ابعاد جامعه رسوخ نکرده باشد، بازار و تفکرات سنتی دست از منافع قبیله و گروه برندارند و تن به صلاح و ثواب جامعه در کلان موضوع ندهند، از تجدد ستیزی و نوآوری دست بردارند و دولت ها برای آینده جامعه نیندیشند و اقشار جامعه با تفکر تو.سعه ای یکپارچه برای پیشرفت کشور خود نیندیشند، توسعه در این کشورجامه عمل به خود نخواهد پوشید. قانونگرایی و اجرای قانون، احترام به حقوق فردی و اجتماعی همه انسان ها، کار و ارزش کار و شایسته سالاری و عدم وجود تبعیض و رانت و فساد، روابط موثر بین المللی و منطقه ای از عوامل تحقق توسعه اند و متاسفانه در جامعه ما به عنوان موانع موثر توسعه که ریشه ای فرهنگی دارد، عمل می کنند. امروز برای هموار کردن راه توسعه و پیش بینی موانع و مسائل مبتلابه دست به آینده پژوهی می زنند. آینده پژوهی در موقع بررسی شرایط امروز، روند تغییرات، بررسی عوامل موثر و پیش بینی عوامل پنهان است که در صورت انجام دقیق و علمی موانع را از پیش پای می توان برداشت. در باره آینده پژوهی، ضرورت و نقش آن در تحقق توسعه بیشتر خواهیم گفت، مقوله مهمی که امروز فقدان و یا ضعف آن تدوین برنامه برای توسعه را دشوار می کند.

2

از هدف های عمده برنامه ریزان هر جامعه ای که تعالی و پیشرفت را سرلوحه کارهای خود قرار می دهند رشد فرهنگ عمومی جامعه است. به عبارت روشن تر، برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی، عموما رشد فرهنگ عمومی جامعه را دنبال می کنند زیرا که پایه و اساس رشد و پیشرفت هر کشور در زمینه های اقتصادی قرارگرفتن برنامه ها در چارچوب های فرهنگ عمومی است. به همین دلیل ضرورت دارد فرهنگ عمومی مورد کندوکاو قرار گیرد و مفاهیم روشنی از آن ارائه شود:
به عقیده جامعه شناسان فرهنگ عبارت از یک مجموعه درهم و به هم تافته ای که شامل سنت ها، قوانین، عادات و آداب و رسوم، هنر و اخلاق است که فرد در جامعه به ارث دریافت می کند و به هیچ وجه این توارث جنبه بیولوژیکی ندارد بلکه انسان ها در نتیجه همزیستی دریافت می کنند(1)
از فرهنگ تعاریف گوناگون ارائه شده است. دانشمندان، روانشناسان، مردم شناسان، جامعه شناسان، هنرمندان، فیلسوفان و… هر کدام جنبه خاصی از زندگی اجتماعی انسان را نمایانده اند. در اینجا ویژگیهای مشترک تعاریف بازخوانی شده فرهنگ را بررسی می کنیم:
1. فرهنگ روحی است که در کالبد رفتارها، نگرش ها، برخوردها و سایر شئون افراد جامعه متجلی می شود.
2. فرهنگ یک امر اجتماعی است که به گروه، مردم و اقوام تعلق دارد نه به فرد.
3. فرهنگ یک امر سیال است که قابلیت رشد، انحطاط و ابتذال دارد.
4. مفهوم فرهنگ به خودی خود بار ارزشی ندارد. هیچ طایفه ای، گروه، مردم، و قومی بی فرهنگ نیست. فرهنگ ها را می توان سنجید.
5. فرهنگ یک امر قطعی و خلق الساعه نیست، ضمن این که تغییر پذیر است جنبه میراثی آن بارز و قوی است.
6. فرهنگ پایدارترین وجه جامعه است. بنابراین تغییرات آن کند است و هرگز یک شبه فرهنگ جامعه تغییر نمی کند.(2)

اگر در مفهوم و معنی فرهنگ به همین میزان بسنده کنیم تامل و غور در باب مفهوم توسعه فرهنگ ضروری می نماید. چیزی که از چند دهه پیش در جوامع به عنوان یکی از اهداف های اساسی توسعه منظور شده است. تجربه های دهه های اخیر این واقعیت را در جوامع قوت بخشیده که توسعه فرهنگی از ارکان و بنیان های مهم توسعه کشور است.
توسعه فرهنگی را می توانیم فراهم آوردن امکانات آفرینندگی فرهنگی و هنری بر پایه مشارکت تمامی افراد جامعه توصیف کنیم. با توجه به این که توسعه اقتصادی به تنهایی رضایت و تامین خوشبختی بشر کمک نکرده است، رضایت انسان از زندگی، عوامل و امکانات وسیع تری را طلب می کند. به همین دلیل تعمیم فرهنگ و هنر و مشارکت خلاق افراد جامعه، همچنین برنامه ریزی و پیش بینی و فراهم کردن امکانات فرهنگی از جنبه های توسعه فرهنگی بشمار می آید.(3)
جوهر توسعه فرهنگی، آزادگی فرهنگی است. اگر این آزادی وجود نداشته باشد. توسعه فرهنگی با سختی های بسیار روبرو خواهد شد، زیرا که توسعه فرهنگی مستلزم آفرینش است. آفرینش در فضای آزاد فرهنگی امکان پذیر می باشد. لذا باید دید در قبال آفرینش فرهنگی و هنری چه سیاست هایی اتخاذ می شود. سیاست محدودکننده و سخت گیری های بی حد و حصر مانع رشد آفرینندگی است و این خود از موانع توسعه فرهنگ هاست. به همین دلیل بین خلاقیت، تعمیم فرهنگ و هنر و مشارکت خلاق و تمرکز امور فرهنگی در دست دولت ارتباط معنی دار وجود ندارد. همه و بخصوص دست اندرکاران می دانند که دستیابی به توسعه اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی لازمه اش بسط قدرت فرهنگی و رشد همه جانبه فرهنگ در عرصه تحولات اجتماعی است(4)، حاکمیت فرهنگ در جامعه لازمه اش تکیه بر منابع فرهنگی است که در زمره عظیم ترین جریانات معنوی، فکری، اخلاقی، هنری، عرفانی، تاریخی و انسانی قرار دارد و از ذخایر و گنجینه های فرهنگی محسوب می شوند. با توجه به شرایط مباحث مطرح شده، آیا نباید دنبال این باشیم که فرهنگ در ابعاد مختلف به عنوان یک قدرت تعیین کننده در عرصه های اجتماعی و سیاسی ظهور و بروز کند؟ در پاسخ به این پرسش سهم شرایط در حاکمیت قدرت فرهنگ چنین می توان ارزیابی کرد که بر اساس آن چند گزینه به این شرح می توان مطرح کرد:
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ، عملکردها مورد مداقه و نقد قرار می گیرد. در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت، عملکرد مسئولان نه تنها مورد نقد قرار نمی گیرد بلکه چاپلوسی به صورت معیار ارزش و سنجش جایگزین می گردد.
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ در مرحله اتخاذ تصمیم ها در عرصه های گوناگون، فرهنگ عمومی و نگرش های مردم مورد توجه جدی قرار می گیرد.
در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت مردم به بازی گرفته نمی شوند.
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ، مردم صادقانه نیازهای خود را بازگو می کنند، مردم جرات ابراز نظر دارند. در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت کسی زبان به عرض نیازها نمی گشاید.
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ، همواره ظرفیت های فرهنگی بازیابی می شوند و ظرفیت ها رشد و توسعه را موجب می شوند. در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت نه تنها ظرفیت های مردم و جامعه مورد توجه نیست بلکه ذهنیت قدرتمندان است که ظرفیت شمرده می شوند.
– در حاکمیت قدرت فرهنگ، ایده ها، اندیشه ها حائز اهمیت اند. بدون این که لحاظ شود چه کسی و از چه موضع سیاسی این ایده و فکر را مطرح می کند. مهم نیست چه کسی می گوید مهم اینست که چه می گوید.
در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت، ایده و فکر باید از مجراهای خاص بروز نماید تا مورد توجه قرار گیرد.
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ امر انتقاد یک اصل پذیرفتنی و اصلاح گر شمرده می شود. در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ، انتقادها، مغرضانه، منتقد در ارتباط با آن سوی مرزها و توطئه شمرده می شوند.
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ از همه استعدادها و افکار متنوع که در جامعه حق حیات دارند استفاده می شود. در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت پتانسیل های بیشمار جامعه به دلایل واهی کنار زده می شود و افراد خاص در طیف فکری خاص نخود هر آش می شوند.
– بسط قدرت فرهنگ لازمه اش قانونگرایی است ولی بسط فرهنگ قدرت، زورمداری و قانون گریزی است.
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ، همه فعالیت های بخش عمومی و خصوصی در بستر فرهنگ، روان و جاری است ولی در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت، اغلب فعالیت ها ثمربخش نمی شوند.
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ، همه رفتارهای مردم بر اساس الگوهای فرهنگی و عرفی است ولی در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت، رفتارها بر اساس نظرهای مثبت یا منفی صاحبان قدرت ارزیابی می شود.
– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ، آزادی ارزش فرهنگی شمرده می شود. در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت، آزادی یک ارزش فرهنگی نیست و استبداد در شئونات مختلف زندگی مردم نمود پیدا می کند.

– در شرایط حاکمیت قدرت فرهنگ، رسانه ها بر پایداری فرهنگ قدیم و اصیل که تبلور آداب و آیین های مردمی است اصرار می ورزد ولی در شرایط حاکمیت فرهنگ قدرت آنچه بنیان قدرت را مستحکم می نماید ترجیح داده می شود.

زیرنویس:
1. جامعه شناسی عوام- دکتر نصرالله پورافکاری- ص 22
2. بررسی تحلیل اوضاع فرهنگی آذربایجان شرقی- دبیرخانه فرهنگ عمومی- حسن علیزاد پروین
3. پیرامون ساخت و نقش رسانه ها- پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه- جمشید اکرمی- ص 95
4. فصلنامه فرهنگ عمومی شماره 5 شورای عالی انقلاب فرهنگی- ص 30
سایر منابع: فلسفه علوم- دانشگاه تبریز- دکتر علی اکبر ترابی + فرهنگ در تهدید رسانه ها، همشهری 3 دی ماه سال 86، عادل جهان آرای

■ منبع: مجله انجمن- شماره 35

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین