شیرجه زدن در کشتی شکسته

شیرجه زدن در کشتی شکسته
 تیر ۲۴, ۱۴۰۰  goroob online  7 هنر , هنر و جامعه , منتخب , شعر
شیرجه زدن در کشتی شکسته

شعر: آدرین ریچ

ترجمه: رُزا جمالی

مجله هنر و جامعه ❘ شماره اول

آدرین ریچ (2012-1929) از شاعران منتقد سیاستِ خارجی آمریکا ست و شعرهایش در نقد جنگ ویتنام ، جنگ های خاورمیانه، تبعیض نژادی و جنسیتی سروده شده‌ است. بعنوان زنی روشنفکر همیشه صدایی مخالف، چپ گرا و از بانیان شعری معترض بوده است، آدرین ریچ را از چهره های موج دوم فمینیسم می شمارند. او مباحثی نظیر هویت، جنسیت و سیاست را مورد پرسش قرار می دهد. او از جمله شاعرانی ست که قالب غزل را در شعر انگلیسی تجربه کرده است.

از کتاب های آدرین ریچ می توان به عناوین زیر اشاره کرد: عکس فوری از عروس، شیرجه زدن در کشتیِ شکسته، تغییر دادنِ جهان، اطلسِ جهانِ پیچیده،  اراده ای برای تغییر، زمین های تاریکِ جمهوری، چاقوی الماس، ضرورت های زندگی و…

شعر «شیرجه زدن در کشتیِ شکسته» حکایت سفری زن- محورانه به دنیایی مادی و پوسیده است که یک زن ناچارست که مفاهیم آن را از نو برای خود بسازد و تعریف کند. بر این شعر بررسی های بسیاری موجودست و آن را مهمترین اثر او می دانند. فرآیند استعاره پردازی و روایت داستانی در این شعر قابل تامل است.

شعر آدرین ریچ همانطور که منتقدی مثل جولیا کریستوا مطرح کرده است متنی کاملا زنانه و خوانشی زنانه را می طلبد که مبتنی بر یک نشانه شناسی زنانه باشد.

آدرین ریچ شعرهایی هم در زمینه حمله آمریکا به افغانستان نوشته است و در سال های آخر حیاتش یک فعال مدنی بر علیه جنگ های خاورمیانه بوده است.

 

بعد ازین که کتاب اسطوره ها را خواندم

و فیلم را در دوربین کار گذاشتم

و لبه‌ی تیز چاقو را چک کردم

پلاستیک سیاهی را شبیه زره

به تن می کنم

دمپائی‌های پلاستیکی

و این نقابِ سخت و ناشیانه.

ناچارم که این کار را انجام دهم

نه مثل یک افسر نیروی دریایی

همراه با خدمه‌ی کشتی اش

سوار بر آن قایق بادبانی پهن شده در آفتاب

که همینجا و به تنهایی.

 

نردبانی ست آنجا

این نردبان همیشه آنجا بوده

همیشه بی تقصیر، همیشه بی گناه آویخته شده

تاب می خورد

ماها که در بند آن بوده ایم

می دانیم به چه دردی می خورد

و به غیرِ این

تنها یک ریسمان دریانوردی ست

یکی از همین اسبابِ جورواجور.

 

پایین می روم از طناب ها و به آرامی

اکسیژنِ هوا مرا فشرده ست

و این نور آبی رنگ

ذراتی که شفافند

هوایی که آدمی در آن نفس می‌کشد

پائین می روم

دمپایی های غواصی فلجم کرده

مثل حشره ای پائین می خزم از نردبان

و هیچ کس نیست

که به من بگوید

اقیانوس از کجا شروع می شود.

 

اول فضایی آبی رنگ ست و بعد

آبی تر و پس آبی تر و پس از آن سبز و آنگاه سیاه

چشم‌هایم سیاهی می‌رود

اما نقاب من بی بدیل و نفوذگذارست

خون من به آن توان بخشیده

 

دریا داستانِ دیگری ست

دریا آن چیزی نیست که در توانش شک داشته باشی

 

باید به تنهایی بیاموزم

که تنم را بی هیچ نیروی خارجی برگردانم

در عمقِ ژرفنای این محیط.

 

و اکنون چه ساده است فراموش کردن

آنچه که پیِ آن می گردم

میانِ این همه که همیشه اینجا زیسته اند

با تکان تکان دادن پره های کنگره دارشان

لابه لای صخره ها

و ازین گذشته

تواین پائین شکل دیگری نفس می‌کشی

 

من آمده ام که این کشتی شکسته را پیدا کنم

کلمات مقصدِ ما هستند

من آمده ام تا ببینم که ما چقدر پرداخته ایم

و این گنج که از آنِ ماست

نورهای چراغم را هدف می‌گیرم

در امتداد جانب چیزی

ماندگارتر از ماهی وُ علف

 

آن چیست که من پیِ آن آمده‌ام:

لاشه‌ی کشتی و نه داستانِ لاشه‌ی کشتی

خودِ خودِ کشتی و نه افسانه ی کشتی

چهره‌ی مغروق خیره مانده تا همیشه

به خورشید

شهادت می‌دهد به آنچه که ما از دست داده‌ایم

فرسوده از نمک و دور ازین زیبایی نخ نما

و این دنده های مصیبت است

که خم شده است بر آنچه گفته اند

در میان تسخیرکنندگانی که مرددند

 

و اینجا همان جاست

و من اینجا هستم،

این مرد دریایی که زره به تن دارد

ما در سکوت حلقه می‌زنیم

گردِ این کشتی که شکسته

شیرجه می رویم سوی انبار

من شکلِ مونث او هستم

من شکلِ مذکرِ او هستم.

 

که چهره‌ی مغروق اش با چشم های باز به خواب می رود

که سینه هایش هنوز فشار را تاب می آورد

که با زر و سیم و مسِ بارهایش قرار گرفته

بی هیچ نام و نشان مدفون است

نیمه شکافته  و گذاشته شده اند بپوسند

ما ابزارهای نیمه ویرانی هستیم

که روز قدم در راه گذاشتیم

دفترچه ی خیسِ کشتی شکسته‌ها

قطب نمایی خراب

 

ما، من، تو

با ترس یا شهامت

کسانی هستیم که راه بازگشتمان را

به این صحنه می یابیم

با کارد، با دوربین

کتاب اساطیر

که در آن

از نام و نشان ما در آن اثری نیست.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز