روح مجموعه داران آسیب دیده است

روح مجموعه داران آسیب دیده است
 مهر ۲۲, ۱۳۹۹  goroob online  فرهنگ
روح مجموعه داران آسیب دیده است

روح مجموعه داران آسیب دیده است

نشستی با مجموعه داران و موسسین موزه های خصوصی تبریز
گام نخست تشکیل انجمن مجموعه داران استان

آن چه در پیش رو دارید، نخستین نشست موزه داران بخش خصوصی تبریز و برخی از مجموعه دارانی است که تقریبا اکثر آنها عمر خود را در این راه صرف کرده اند. ظاهرا این اولین نشست جمعی این تعداد بود که برای بحثی واحد، دور هم گرد آمده بودند. اولین بخش این میزگرد به معرفی حضار و برخی از بحث های مقدماتی گذشت اما در خلال همین صحبت های اولیه مشخص گردید که قسم اعظمی از چالش های آنها، مربوط به عدم وجود تشکل صِنفی می باشد. بنابراین مهمترین تصمیم نشست اول، ایجاد انجمنی تحت عنوان موزه داران و مجموعه داران بخش خصوصی می باشد تا این که بتوان از عهده چالش های مختلف برآمد.
با تشکر از مدیریت کبریت ممتاز تبریز، و نیز استاد محمد علی جدیدالاسلام و رضا سرابی که عهده دار دعوت از این عزیزان را بر عهده داشتند، و همچنین با تشکر از تمامی افرادی که در این نشست حضور یافتند، اولین بخش این نشست را تقدیم خوانندگان عزیز می نماییم. در شماره بعدی، گزارش تکمیلی را در این زمینه ارائه خواهیم داد.

براساس تعریف جهانی ایکوم، موزه محلی برای گردهم آوردن نعمتهای فرهنگی و طبیعی با هدف نمایش، نگهداری و مطالعه آنهاست. به عبارتی، موزه ها در جهان متمدن، پايگاه هاي تحقيق هستند. بخش پژوهشي و پشتوانه تحقيقي و آموزشي موزه ها پشتوانه رساله ها و تذكره هاي علمي است. همين پشتوانه است كه به موزه ها اهمیت خاصی می بخشد. بنابراین موزه ها در اساس مكاني هستند براي فرهيختگان، دانش طلبان و آگاهي جويندگان. موزه در قاموس صحيح خود نوعي آزمايشگاه است. دانشجويان را مي برند به موزه و كلاس درس را دركنار اشيا برگزار مي كنند تا آنها تجسمي روان تر و عيني تر از موضوع درس داشته باشند. هنرجویان با معلم و مربي خود به موزه می روند تا آثار هنری و تابلوهاي متنوع را بينند و بدین طریق به تفاوت نگرش هاي حاكم در دوره هاي مختلف نسبت به انسان پی ببرند. اين نوع شناختن ها را نه در كتاب ها و نه حتي در شبكه هاي ديجيتالي هم نمي شود يافت. اما درموزه اين امكان وجود دارد كه آدميزاد دوره و زمانه اي از گذشته را حس کند و لمس نماید چرا که موزه‌ها نشان می‌دهند که در گذشته چگونه بودیم. ما تنها در موزه ها است که پی می بریم هنرهای دوره قاجار تکرار هنر صفوی نبودند، و هنر صفوی نیز تکرار هنرهای ماقبل خود.
کارکرد موزه‌ها امروزه فراتر از آن چیزی است که در گذشته بوده است. آنها علاوه بر مکانی برای حفظ و عرضه آثار هنری، حلقه واسط بین آثار هنری و فرهنگ یک کشور با مردم سرزمین خود به‌شمار می‌آیند. به طور کلی موزه‌ها موسساتی چند وجهی از باب ایجاد گفتمان‌های جدید هستند که همیشه در حال تبادل فرهنگ و هنر از بستر سنت به دنیای مدرن و معاصر هستند. می‌توان اذعان داشت آینده سنت و حفظ و اشاعه آن تا حدودی به عملکرد موزه‌ها بستگی دارد. به عبارتی، موزه یک نهاد فرهنگی است و موزه‌ها ولو کوچک می توانند با تمام دنیا در ارتباط باشند.
امروزه اگر قصد تولید ثروت فرهنگی و توسعه پایدار داریم، بایستی از کارکردهای چندگانه موزه های خود باخبر باشیم.

استان آذربایجان شرقی در زمینه موزه ها جز استان های پیشتاز است و این پیشتازی، هم به لحاظ سابقه و هم به لحاظ تعدد و تنوع موزه هاست. سابقه ایجاد موزه در این شهر به سال ١٣٢٨ می رسد، یعنی بعد از تهران، تبریز جزو اولین شهرهایی است که موزه در آن تشکیل شده است. در سال ١٣٢٨ موزه دانشگاه تبریز تحت عنوان «موزه آذربایجان» در دانشکده ادبیات شروع به کار می کند، و در ادامه موزه آذربایجان در سال ١٣٣۶ بنیان گذاری می شود.
تبریز به علت قدمت تاریخی و فرهنگی خود در طول تاریخ توانسته که گنجینه عظیمی از عظمت گذشته خود را با خود داشته باشد. این تاریخ پرابهت گذشته را نه تنها می توان در بناهای قدیمی شهر و کوچه ها و دالان ها دید، بلکه می توان به بخشی از آن نیز در موزه ها پی برد. اما این همه فقط یک روی سکه است چرا که تبریز لایه های دیگری نیز دارد. برای دیدن تاریخ تبریز، تنها نمی توان به سیمای ظاهری شهر و موزه های آن بسنده کرد چرا که در کنج خانه ها، اشیا و اسنادهای ارزشمندی وجود دارند که توسط خانواده ها نسل به نسل به دیگری انتقال یافته و حفظ شده اند. در کنار این امر، مجموعه داران خصوصی متعددی وجود دارند که همواره در راه اندازی موزه‌ها و شکل گیری آن‌ها مشارکت غیرقابل انکاری داشته‌اند. یعنی با حضور مجموعه داران فعال در این منطقه، روند تجهیز موزه‌ها تسهیل و موزه های تخصصی، به ویژه خانه موزه ها با رشد چشمگیری همراه گشته اند. در سالیان اخیر بخشی از همین مجموعه داران توانسته اند که برای خود مجوزهای تاسیس موزه های خصوصی را اخذ نمایند، اما همین افراد در این راه دچار چالش های متعددی گردیده اند، چالش هایی که به نظر می رسند در بسترهای دولتی قابل حل نیستند چرا که اراده ای برای حل این چالش ها در دستگاه های دولتی به چشم نمی خورد. نمونه بارز چنین چالشی را می توان در مورد موزه مشاغل تبریز مشاهده کرد، موزه ای که موسس آن تا پای محاکم قضایی هم کشیده شده است.
این میزگرد- که با حضور موزه داران خصوصی و بخشی از مجموعه داران شهر تشکیل گردیده- در پی بررسی مشکلات موزه داری خصوصی و واکاوی چالش های آن در جهت یافتن راهکارهایی برای خروج از چنین چالش هایی می باشد. این که موزه های خصوصی و مجموعه های فردی می توانند نقش بسزایی در توسعه درآمد شهری داشته باشند اما چرا خود از بهره مندی از این توسعه عاجزند؟

میزگرد مجموعه داران و موزه داران بخش خصوصی مجله «هنر و اقتصاد» به پیشنهاد دکتر کبیر نجات- مدیر کارخانه کبریت ممتاز- در محل موزه کبریت تبریز تشکیل گردید. موزه کبریت تبریز یکی از موزه های خصوصی تبریز است که به همت مدیرعامل وقت کارخانه کبریت سازی ممتاز، چند سالی است که در محل کارخانه کبریت سازی ممتاز بنا شده است. در این مورد در بخش آخر گزارش سخن خواهیم گفت.

– تبریز به علت قدمت تاریخی و فرهنگی آن، و نیز به علت وجود شخصیت های تاثیرگذار، همواره در فعالیت های بخش خصوصی پیشتاز بوده و همین ویژگی آن را از سایر مناطق مجزا می نماید. مهمترین نمود این امر را می توان در میان موزه های بخش خصوصی و مجموعه دارانی دید که توانسته اند بخش عظیمی از تاریخ این سرزمین را حفظ کرده و در معرض دید آیندگان قرار دهند. اما متاسفانه همین افراد خود درگیر بسیاری از چالش ها و مشکلاتی هستند که ظاهرا دیگر در بستر دولتی قابل حل نمی باشد چرا که اراده ای در این امر دیده نمی شود.
مجله «هنر و اقتصاد» با این نگاه، اولین نشست خود را با بخشی از مجموعه داران و موزه داران خصوصی تبریز ترتیب داد تا علاوه بر زمینه سازی برای آشنایی افكار عمومی با فعالیت های «مجموعه داری»، مشكلات فعالان این بخش نیز مورد واكاوی قرار گرفته و راهكارهای خروج از این چالش ها مورد نقد و بررسی قرار گیرد. و این که موزه های خصوصی و مجموعه های فردی چه نقشی در اقتصاد و توسعه شهری دارند؟ و خود تا چه حد توانسته اند که از این نقش بهره مند شوند؟ با تشکر از مدیریت موزه کبریت تبریز که امکان چنین نشستی را فراهم نمود، در ابتدا از هر یک از مجموعه داران می خواهیم که خود را معرفی و در مورد مجموعه شان توضیحاتی را بفرمایند:

خلیل غفاری، موسس موزه خودروهای کلاسیک تبریز:

بنده مجموعه دار اتومبیل های کلاسیک هستم. بش از 50 سال است که اتومبیل های مختلف قدیمی را جمع آوری می کنم. البته از سالیان درازی به فکر داشتن چنین مجموعه ای بودم. بعدها به پیشنهاد دوستان و همچنین تشویق مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، تصمیم گرفتم دو سالن برای اتومبیل ها درست کنم. در این مجموعه خصوصی 50 دستگاه اتومبیل وجود دارد که بیشتر آنها شناسنامه دار هستند؛ به عنوان مثال یک نمونه از اتومبیل ها متعلق به یکی از نوادگان امیرکبیر و یا یکی از آنها مربوط به قوام السلطنه می باشد. چند تا از آنها را در گذشته از اروپا وارد کرده ام و برخی را خریده ام. البته در آن زمان قیمت اتومبیل ها نسبتا مناسب بود و هزینه زیادی بابت آنها نداده بودم. البته چند تا از این اتومبیل ها را هم به اصطلاح از زیر گیوتین نجات داده ام، چون دولت آنها را به قیمت دو و نیم میلیون تومان می خرید و آنها را اوراق می کرد که من آنها را خریداری و بازسازی می کردم تا به شکل مناسب در می آمدند. در حال حاضر قدیمی ترین اتومبیل 85 سال قدمت دارد.

محمد علی جدید الاسلام، اولین کلکسیونر دوربین عکاسی:

بنده تا سال 1397، 950 فقره دوربین و ابزار آلات مربوط به آن را داشته ام که امسال تعداد آنها را افزایش داده و به بیش از 1000 عدد رسانده ام. حدود 126 عدد را به همت برادرم و شهردار وقت تبیرز- مهندس نوین- به طبقه زیرزمین امارت شهرداری تبریز انتقال دادم و مبلغ ناچیزی نیز از بابت آنها دریافت کردم. قرار شد این دوربین ها و عکس ها به نام خودم در موزه به نمایش درآیند که متاسفانه این اتفاق نیافتاد. در حال حاضر 1000 دوربین در اختیار دارم که حدود 250 عدد از آنها را به موزه مشاغل تبریز داده ام. سه سال است که قراردادهای مختلفی را برای این امر منعقد می کنند ولی چون به آنها عمل نمی کنند بنده نیز همه را در اتاقکی با نام عکاسخانه تبریز جمع آوری کرده ام و اگر مکان مناسبی برای این امر در اختیار داشته باشم آنها را به معرض نمایش خواهم گذاشت. قیمتی ترین دوربین موجود در حال حاضر، مجموعه دوربین های آنالوگ و دوربین دیجیتال لایکا است که قیمت سه عدد لنز آن حدود 200 میلیون تومان است. از قدیمی ترین دوربین ها هم می توان به دوربین میرزا عبدا… قاجار و دوربین روسی خان اشاره کرد. بزرگترین دوربین موجود در مجموعه ام نیز یک دوربین فانوسی است و کوچکترین آن هم دوربین جاسوسی لایکا می باشد که ابعاد آن در اندازه یک قوطی کبریت است.
من از سال 1343 حرفه عکاسی را آغاز کرده ام. اولین دوربین خود را به قیمت 25 تومان خریداری نمودم و به تدریج انواع مختلف دوربین ها را خریده و نگهداری کردم که بیشتر از ارزش مالی، برای من ارزش معنوی دارند تا حدی که من و دوربین هایم باهمدیگر حرف می زنیم. فکر می کنم هم اکنون ارزش ریالی مجموعه بنده حدود 3 میلیارد تومان است.

علی خیاطی، مجموعه دار دوربین و شاقول ترازو:

بنده کارمند شهرداری هستم و حدود دوازده سال است که مشغول جمع آوری ترازو می باشم. از آنجایی که رشته بنده معماری است علاقه زیادی به جمع آوری ابزارآلات مربوط به آن را دارم. یکی از مجموعه های خاص من شاقول می باشد، حدود 180 نوع شاقول دارم که 80 نوع آن قدیمی است و بقیه آنها بازسازی شده است. 100 نوع تراز دارم که برخی از آنها مربوط به افراد به نام است.

حسین احمدپور، مجموعه دار سماور و رادیو:

شغل بنده چلوکبابی است و 40 سال است که وسایل قدیمی جمع آوری می کنم. حدود 700 نوع دوربین عکاسی و 1600 نوع ساعت جمع آوری کرده ام. تفاوتی که مجموعه من با بقیه مجموعه ها دارد در این است که تمام وسایل من سالم هستند و کار می کنند. در کل حدود 31000 فقره لوازم در حوزه های مختلف از جمله اسکناس، سکه، سیگار، دوچرخه و… جمع آوری کرده ام ولی کارت مجموعه داری من به عنوان مجموعه دار سماور و رادیو ثبت شده است که سعی می کنم هر روز به این مجموعه ام وسایل جدیدی اضافه کنم. من تمام این مجموعه ها را با علاقه شخصی خودم جمع آوری کرده ام و همه را به یک اندازه دوست دارم، البته به مجموعه دوربین عکاسی هایم علاقه بیشتری دارم. ناگفته نماند که در طول این مدت هیچ کمکی از طرف نهاد های دولتی، شهرداری و یا میراث فرهنگی دریافت نگرده ام و به تنهایی این همه کار را انجام داده ام. هدف غایی من این است که مکان مناسبی را ایجاد کنم که هم چلوکبابی خود را داشته باشم و هم مشتریانم از مجموعه ام بازدید کرده و بهره برند.

رشید کفیلی، موسس موزه چاپ و نشر:

قبل از این که بخواهم در مورد مجموعه ام توضیحاتی بدهم می خواهم یک نمونه از مشکلات مجموعه داران بازگو کنم که مشخص شود ما با چه چالش هایی مواجه هستیم. یکی از دوستان بنده که خود مجوعه دار است چندی پیش اشیای خویش را به شهرداری داده بود تا به معرض نمایش گذاشته شود ولی بعد از مدتی که به دنبال اشیای خود رفته موفق به پس گرفتن آنها نشده است. جالب است وسایلی که فرد با زحمت فراوان جمع آوری کرده است را به خودش پس نمی دهند.
مجموعه بنده در حوزه چاپ و نشر و تا حدی مطبوعات است. با توجه به این که تبریز در زمینه چاپ و نشر از اولین هاست، سعی کرده ایم که در جمع آوری و تدوین این امر همت گماریم. قدیمی ترین دستگاه در این زمینه را از مجموعه آقای علمیه خریداری نموده ام و یکی از ابزارهای قدیمی مجموعه ام ساعت حضور و غیابی است مربوط به کارخانه پشمینه است. البته اولین دستگاه چاپ در مجموعه آقای رضا سرابی است که در اختیاز شهرداری گذاشته شده است.
مهم‌ترین هدف ما از گردآوری ادوات چاپ و نشر جلوگیری از نابودی هویت و شناسنامه این کهن‌شهر تاریخی می باشد چرا که صنعت چاپ شناسنامه تبریز است، و این صنعت اولین بار از تبریز آغاز شده و هر کجا که نام چاپ می‌آید پشتوانه آن تبریز است. در طول ۳۰سالی که برای جمع‌آوری دستگاه‌های چاپ اقدام شده، سعی کردیم از تخریب و نابودی ادوات چاپ جلوگیری کنیم. وقتی می‌شنوم در جایی یک دستگاه چاپ را به قطعات اوراقی تبدیل کرده و از بین برده‌اند ناراحت می‌شوم، دوست ندارم این دستگاه‌ها از بین بروند و در نتیجه این دستگاه‌ها را خریداری کرده و نگهداری می‌کنیم.

محمد رضا زالی، مجموعه دار مردم شناسی:

بنده حدود 30 سال است که مجموعه اسباب و اثاثیه منزل را جمع آوری می کنم. در این مجموعه هر چیزی که در خانه مورد استفاده قرار می گیرد را دارم که از آن جمله می توان به ظروف مختلف، 100 نوع سفال که از تمامی مناطق آذربایجان هستند، کبریت، اسکناس، سکه، شیشه، سیگار، 100 عدد صندوق لباس و 60 عدد ویترین اشاره کرد. چند روز پیش از مدیر کل میراث فرهنگی طی نامه ای تقاضا کرده ایم که مکانی برای این لوازم در اختیار ما قرار دهند تا از فرسوده شدن آنها جلوگیری کنیم و بتوانیم این مجموعه را در معرض دید عموم قرار دهیم.

توحید خطیبی، مجموعه دار اسناد، تمبر، پاکت نامه و اسناد مالیه:

بنده مجموعه دار تمبر، پاکت، اسناد مالیه، اسکناس و سکه هستم. البته در حال حاضر بیشترین تمرکز من بر روی اسناد مالیه و پاکت های نامه ایران است. جالب است که اخیرا در آمریکا کتابی با عنوان «اسناد مالیه در ایران» به چاپ رسیده که 700 صفحه می باشد. همچنین تمبرهای مختلفی که مربوط به دوره قاجار است، نیز در مجموعه ام وجود دارند. قدیمی ترین پاکت و اسناد مالیه این مجموعه مربوط به دوران مظفرالدین شاه و ناصرالدین شاه است. اسکناس های جمهوری اسلامی و پهلوی دوم را به صورت کامل دارم. زمانی که اسکناس های دوره پهلوی اول را تکمیل می کردم اغنا شدم و تصمیم گرفتم دست به جمع آوری چیزی بزنم که منحصر بفرد باشد و در نتیجه شروع به جمع آوری پاکت نامه و اسناد مالیه کردم. یکی از اسناد جالب که اخیرا از همدان به دستم رسیده، تلگرافی از تلگرافخانه همدان است که در آن زمان عثمانی ها آن را سانسور کرده بودند و روی آن نمی توان قیمت گذاشت. در حال حاضر مجموعه داران پاکت نامه و اسناد مالیه اکثرا ساکن آمریکا هستند و دائما قیمت هایی که برای خرید این مجموعه ها اعلام می کنند به روز می شود.
البته من نمی ختوانم که پاکت ها و یا اسناد تمام شهرها جمع آوری کنم چرا که گاه قیمت هر پاکت نامه ای حدود 5000 یورو است، به همین دلیل مجموعه خویش را صرفا مختص منطقه آذربایجان کرده ام. تمام مهرهای پستی از زمان ناصرالدین شاه را جمع آوری کرده ام؛ برای مثال یک پاکت به نام «قره عینی» دارم که همان «قره ضیاءالدین» است که جنگ چالدران در آنجا اتفاق افتاده است. از این پاکت در دنیا فقط یک عدد وجود دارد.

امیرحسین نیکپور، مجموعه دار اسناد خطی قدیمی:

بنده از آنجایی که علاقه زیادی به خط دارم، مجموعه اسناد تاریخی مربوط به دوره قاجار و ماقبل آن دوران، نامه های درباری قاجار و رجال آن عصر را جمع آوری نموده ام. در این مجموعه ام با ارزش ترین اسناد خطی مربوط به فرمان ها است، قدیمی ترین آن نیز به دوران صفوی بازمی گردد که فرمانی متعلق به شاه طهماسب صفوی است. بنده فقط به خاطر علاقه زیادی که به خط دارم علاقه مندم تمام اسناد خطی را جمع آوری نمایم.

حسین ساجدی، موسس موزه صدا و موسیقی:

بنده مسئول و صاحب امتیاز موزه صدا در تبریز هستم. موزه ما کاملا تخصصی و در حوزه صدا و عمدتا موسیقی است که برای اولین بار در ایران پایه گذاری شده است. اصولا در دنیا چیزی به نام موزه صدا وجود ندارد. این موزه تخصصی در اختیار پژوهشگران، محققین و کسانی که در حوزه صدا فعال هستند دایر است. اولین تالار موزه بخش ادوات صوتی در طول صد سال گذشته از قبیل انواع رادیوها، رادیو نفتی، فونوگراف ها، گرامافون ها و ریل ها است. دومین تالار سازهای مضرابی، سومین تالار سازهای بادی، چهارمین سازهای آرشه ای و پنجمین تالار سازهای کوبه ای، ششمین تالار سازهای کلاویه دار و هفتمین تالار متفاوت است. من همچنین آیین های ایرانی در رابطه با موسیقی مانند تکم گردانی و یا پرده خوانی، کوبه های در در شهرهای مختلف در رابطه با صدا، زنگوله های چهارپایان از دوران صفوی به بعد، ناقوس های کلیسا و زورخانه ها و همچنین آرشیو صوتی موسیقی ایرانی از موسیقی دانان، آواز خوانان، نوازندگان، آهنگسازان، منقبت خوانان و مؤذنان، آرشیو عکس، پوستر و نت و آرشیو تاریخ شفاهی را در موزه دارم.
بایستی عرض کنم که موسیقی زیر مجموعه صدا و بخش هایی از صدا است و جامعیت دارد. مجوزی که من از تهران دریافت کرده ام مجوز صدا است و به نظر خود بنده بخش عمده موزه مربوط به صدا است که تمام موارد مربوط به صدا را جمع آوری کرده ام، مثلا آیین مخصوص کشاورزی، یا انواع سوت ها و دیاپازم ها. متجاوز از 35 سال است که من این مجموعه را جمع آوری کرده ام. غنای موزه ای بنده حتی در موزه موسیقی تهران با زیر بنای 1400 متر نیز وجود ندارد. متاسفانه در ایران موسیقی هنر مظلومی است و به آن بها داده نشده است و من برای بسط و گسترش و فرهنگ سازی در این رابطه این موزه را پایه گذاری کردم.

رضا سرابی اقدم، موسس موزه مشاغل:

بنده تقریبا جزو اولین موزه داران بخش خصوصی می شوم که حدود 45 سال است که در این حوزه فعالیت می کنم. تقریبا می توانم ادعا کنم که در تبریز هر موزه ای که افتتاح شده، من در آن نقش داشته ام. می توان گفت که حدود 50 درصد اشیا و وسایل موزه قاجار- که پانزده سال پیش تاسیس شد- را من تامین کرده و به آنها امانت داده ام. در تاسیس موزه شهرداری، وسایل چندین تالار را فراهم کردم و هنوز هم مقداری از آنها از جمله اولین ماشین بستنی سازی، دستگاه چاپ، ماشین تایپ، انواع فانوس ها و غیره در آنجا باقی مانده اند. 100 درصد موزه علی مسیو را تامین کردم، صاحب امتیاز موزه مشاغل هستم و مدتی نیز مسئول این موزه بودم که با بی ملاحظه گی برخی از مسئولان شهری، دیگر این سمت را ندارم.
من در حوزه های مختلفی فعالیت کرده و اشیایی را جمع آوری کرده ام؛ برای مثال وسایل شکار غارنشینان را که مربوط به 20 هزار سال پیش است، را دارم. بسیاری از وسایل مجموعه ام مربوط به دوران صفوی، زندیه، سلجوقی و قاجار است. بسیاری از وسایل که کهنه و شکسته هستند را من همانطور نگهداری می کنم. علاوه بر این اکثر وسایلی که من دارم هویت دار هستند و امروزه نایاب هستند. بسیاری از وسایل متعلق به دوره حکومت ملی آذربایجان از قبیل اسناد، مدال ها، لباس ها، کلاه ها، ماشین تایپ، تابلوها مانند تابلوی سردرب حکومت ملی کمیته شهر تبریز را که مربوط به سال1325 بود را در مجموعه ام دارم. به راحتی ادعا می کنم که بیشترین وسایل و اسناد متعلق به دوران حکومت ملی آذربایجان را در مجموعه خویش دارم. در موزه مشاغل بیش از 2000 قلم اشیا وجود دارد که اگر مشکل به وجود نمی آوردند قصد داشتم آنجا را گسترش دهم.
در مورد نحوه تهیه این وسایل خاطرات متعددی دارم. گاها برای خرید چیزی می رفتم که به جای آن وسایل دیگری هم می دیدم و می خریدم. یک بار که برای خرید شیشه مورد استفاده در داروخانه های قدیمی رفته بودم به تابلوی حکومت ملی آذربایجان برخوردم و آن را خریداری نمودم.

اکبر غفرانی، مجموعه دار سلاح های دوره صفویه وقاجاریه:

شغل اصلی بنده مهندسی و معمار شهرسازی است. حدود یک سال است که با آقای سرابی همکاری کرده و با این مقوله آشنا شدم. من قبلا در بحث توریستی فعالیت هایی را انجام داده بودم و در مورد مجموعه داری نیز بیشتر بخش تجاری این مقوله را مد نظر قرار داده ام. در این زمینه توانستیم موزه سلاح های آقای سرابی را گسترش داده و کارت مجموعه داری ام هم در این زمینه اخذ نماییم. بنده می خواهم به بحث درآمدزایی از طریق موزه ها بپردازم. در مورد تجاری سازی این کار باید گفت که اولا در بحث مجموعه داری کسی که می خواهد این کار را ادامه دهد از لحاظ مالی بایستی پشتوانه خوبی داشته باشد، ولی از منظر دیگر می توان از این کار درآمدزایی نیز نمود که در این مورد بررسی هایی را انجام داده ام. اما باید در این مورد حوزه های مختلفی دست به کار بشوند. در حال حاضر یا باید زیرساخت هایی را برای این امر ایجاد بکنیم و یا این که وضع موجود را اصلاح نماییم.

محمد کبیرنجات، مدیرعامل کارخانه کبریت سازی ستاره ممتاز:

بنده از سال 89 در این مجموعه فعال بوده و شغل اصلی ام تدریس در دانشگاه است و عضو هیئت علمی هستم. همیشه به این موضوع فکر می کردم که کاری انجام دهیم که در پرسنل احساس مسئولیت بیشتری ایجاد شود، بنابراین تصمیم به ایجاد موزه کبریت گرفتیم. با توجه به قدمت طولانی کارخانه، توانستیم اسناد متعددی از سهامداران و دست اندرکاران گذشته و نیز اشیای قدیمی را جمع آوری کنیم تا این که در سال 92 این ایده را با آقای دکتر خویی- ریئس هیئت مدیره کارخانه- و دیگر دوستان در میان گذاشتم و آنها نیز استقبال نمودند. قرار شد کار را از گردآوری عکس های قدیمی سال 1300 شروع کنیم، برخی از این عکس ها حتی در موزه هم نبودند. آرشیو ما شامل عکس های قدیمی، کبریت های قدیمی که از اولین تولیدات کارخانه بودند و ماشین آلاتی که از زمان جنگ جهانی دوم استفاده می شده اند، بوده که ما آنها را جمع آوری کرده و اواخر سال 92 این موزه را افتتاح نمودیم. در ابتدا این موزه را فقط برای سهامداران و کارکنان خود کارخانه ترتیب داده بودیم ولی بعدها تصمیم گرفتیم که موزه را در معرض دید عموم قرار دهیم. به همین خاطر ابتدا به مدارس پیشنهاد بازدید دادیم و سپس با شهرداری ها صحبت کردیم. در حال حاضر هر ماه حداقل چندین گروه برای بازدید از موزه کبریت می آیند که ما هزینه ای هم از این بابت دریافت نمی کنیم. بازدیدکنندگان ابتدا فیلم مربوط به کارخانه را تماشا می کنند و بعد از پذیرایی و بازدید از موزه، عکس یادگاری می گیریم و به عنوان یادگاری به آنها محصول خودمان، یعنی کبریت، را هدیه می دهیم.
تاسیس موزه باعث شده که محیط ما زنده تر از قبل بشود، و همچنین سبب می شود کبریتی که به تدریج فراموش می شود دوباره به خاطره ها بازگردد. از طرف دیگر هم قدمت کارخانه و خوشنام بودن مؤسسان و سهامداران کارخانه و حس مسئولیت آنها نسبت به جامعه را نشان می دهد.
این کارخانه از سال 1300 کار خود را شروع کرده است. و قبل از ما آقای توکلی در سال 1297 در کارگاه های کوچک به تولید کبریت می پرداخت. البته پیش تر نیز از کشورهایی مانند ژاپن کبریت وارد کشور می شد ولی از سال 1340 واردات این محصول به کشور قطع شده است.

مهندس خویی، رئیس هیئت مدیره کبریت ممتاز:

تاریخ آغاز تولید کبریت در ایران به زمان ناصرالدین شاه باز می گردد که ابتدا آقای واعظ تبریزی در تبریز اولین کارخانه را تاسیس کرد و روی کبریت ها تبلیغ ملی «ایرانی جنس ایرانی بخر» را می زدند. بعد از ایشان چندین شخص دیگر هم اقدام می کنند تا این که از سال 1300 به بعد در استان های دیگری مانند مشهد، همدان و اصفهان هم کارخانه هایی تاسیس می شود و تعداد آنها به 33 کارخانه می رسد. هم اکنون از این تعداد فقط سه کارخانه کبریت سازی ممتاز، توکلی و مشگین باقی مانده اند. البته کارخانه ابهر آذر هم وجود دارد که فعالیت کمی دارند و تولیداتشان در بازار زیاد دیده نمی شود. در حال حاضر آینده کبریت سازی در ایران رو به افول است و همانطور که گفتم از 33 کارخانه فقط همین سه کارخانه باقی مانده که خود ما هم خط تولید را از پنج خط به دو خط کاهش داده ایم.

– با این معرفی به این نکته پی می بریم که چه سرمایه مادی و معنوی عظیمی در این راه گذاشته شده و چه مجموعه غنی و بی نظیری در این منطقه از کشور فراهم گردیده است. اما در این میان سوالی که به ذهن می رسد این است که چرا بیشتر مجموعه داران به صورت حرفه ای و اختصاصی به این امر نپرداخته اند؟ ظاهرا به نظر می رسد که در این مجموعه ها پراکنده کاری هایی دیده می شود که ممکن است توان و انرژی ما را هدر دهد. پاسخ به این امر از آنجایی مهم است که می تواند برای افراد دیگری که می خواهد به چنین کاری اقدام کند، تجربه جدیدی را در اختبار دهد. مثلا با این معرفی مشخص گردید که چندین فرد اقدام به جمع آوری دوربین های عکاسی کرده اند. آیا این موازی کاری انرژی ما را بیهوده نمی گیرد؟ از طرفی دیگر، آیا همین که اشیای قدیمی را خریداری و جمع آوری نمودیم می توانیم ادعای مجموعه داری داشته باشیم و یا مجموعه داری برای خود تعریف دیگری دارد؟ از حاضرین خواهشمندیم که نظرات خود را در این موارد بیان نمایند؟

محمد علی جدیدالاسلام: من از سال 1343 به حرفه عکاسی مشغول بودم و بنا به شغلی که داشتم دوربین ها و عکس های قدیمی را جمع آوری کردم. زمانی که می خواستم دوربین ها را خریداری کنم گاها اشیاء قدیمی دیگری هم می خریدم ولی بعدها به این نتیجه رسیدم که باید در حرفه خودم مجموعه داری کنم. در حال حاضر دوربین های عکاسی دوره قاجار به بعد و عکس های قدیمی را جمع آوری کرده ام به طوری که از همه جای ایران هم اگر به عکسی قدیمی نیاز داشته باشند به من مراجعه می کنند، نگاتیوهای شیشه ای از دوران قاجار از جمله عکس مظفرالدین شاه، احمدشاه و عکس های مربوط به دوران مشروطه را دارم. تمام وسایل و اشیای قدیمی خود مانند سماورها، فانوس ها و حتی چندین تابلوی قدیمی را به همکاران دادم و در عوض دوربین و عکس خریدم. به تدریج شناسنامه عکس هایی که داشتم را مشخص کردم، به عنوان مثال دو عکس از کارخانه توکلی و ممتاز داشتم که به کمک دوستان آنها را مشخص کردم، از آقای خطیبی کاتالوگی گرفتم که سال ساخت تمام دوربین ها را نشان می داد. من تمام این اطلاعات را کسب کردم و در مجموعه ام از آنها استفاده کردم. در حال حاضر می توانم تمامی دوربین ها و عکس ها را شناسایی کنم. از نظر من مجموعه دار کسی است که برای جمع آوری یک مجموعه خاص هزینه کرده باشد و هر اطلاعاتی در زمینه آنها لازم باشد را داشته باشد. در ضمن هرکس که در حرفه و زمینه خود تخصص یافته باشد بهتر از کسی است که انواع مختلفی از اشیا را داشته باشد.

خلیل غفاری: البته این مقوله تا حدی هم به عشق و علاقه افراد برمی گردد. مثلا اشیا و وسایلی را می خرد و بعد از آن علاقه مند می شود که یک نوع دیگر از همان جنس را بخرد، و یا این که کم کم اشیا و جنس های مختلف دیگری را جمع آوری می کند. اما با این همه، به نظر بنده اگر شرایطی به وجود می آمد که تمام این مجموعه ها در یک جا جمع می شدند، هم جاذبه توریستی محسوب می شد و هم این که منظر بهتری داشت. پراکنده بودن این مجموعه ها حالت خوشی ندارد و بازدیدکننده به نحو مطلوب نمی تواند استفاده کند. من به شخصه از مکان خود راضی نیستم. همچنین بهتر است که این مقوله تجاری شود. در موزه لوور تمام اشیا و یا کشورها طبقه بندی شده بودند و هر چیز در یک قسمت قرار داشت و این موزه به حدی بزرگ بود که ما نتوانستیم در سه روز از تمام قسمت های موزه بازدید کنیم.

حسین ساجدی: تاریخچه موزه داری در ایران حدود 80 سال می باشد که آن هم کاملا دولتی است. ما همزمان با چندین کشور این کار را شروع کردیم اما اکنون فاصله آنها با ما بسیار زیاد است. در سال 84 هیئت دولت تحت آیین نامه ای تعریف مشخصی از یک مجموعه دار یا موزه دار ارائه کرد که مجموعه دار کسی است که دارای اشیای قدیمی باشد و قصد فروش آنها را نداشته باشد یعنی اگر به خرید و فروش اشیا بپردازد مجوز وی لغو خواهد شد. متاسفانه در سال 84 آیین نامه ناقصی تصویب شد و سپس به تعریف موزه دار پرداخته است، بدین شرح که «موزه دار خصوصی کسی است که مالک اشیاء باشد». در کشور ما از سال 84 فعالیت هایی در این زمینه صورت گرفته که بیشتر توسط نهادها بوده است، البته بحث خانه موزه ها جداست. در هر صورت بحث مجوزها در تبریز از سال 90 به بعد آغاز شد. تا آن زمان در تبریز فقط یک موزه آذربایجان را داشتیم. در ایران تقریبا یک دهه است که تلاش شده تا موزه ها تخصصی شوند و تخصصی شدن موزه ها از اروپا آغاز شد. در این مورد مثلا در آمریکا موزه آیینه اتومبیل وجود دارد که سالانه 400 میلیون نفر از این موزه ها بازدید می کنند. در ایران هم موزه ها به سمت تخصصی شدن می روند و مجوز موزه داری یا کارت مجموعه داری را به کسی می دهند که در یک حوزه مجموعه داشته باشد.

رضا سرابی: یکی از ایرادات ما مجموعه داران این است که تشکل خاصی نداریم، حتی یک انجمن ساده هم نداریم، بنده و آقای ساجدی تلاش زیادی در این مورد انجام دادیم ولی موفق نشدیم. اکثریت اصناف و مشاغل دارای اتحادیه و تشکلی هستند که اعضا می توانند اگر مشکلی برای آنان به وجود آمد به آنجا مراجعه می کنند. اگر تشکل و یا انجمنی داشته باشیم در صورتی که مشکلی هم برای هرکدام از ما پیش بیاید، می دانیم که تشکلی است که می تواند حامی ما باشد و صدای ما را به گوش مسئولین برساند.
یکی دیگر از ایرادات ما موازی حرکت کردن با همدیگر است؛ به فرض اگر یکی از مجموعه داران به جمع آوری ماشین تایپ مشغول است و من این جنس را داشته باشم و یا به آن برخوردم بایستی این وسیله را به او بدهم و یا کسی که می داند من فانوس جع آوری می کنم با من همکاری کرده و فانوسش را به من بفروشد و یا تعامل کند. اگر انجمن و یا تشکلی داشته باشیم این مشکلات در آنجا ارائه و حل خواهند شد. من همیشه در یک حوزه فعالیت کرده ام و نخواسته ام اشیای متفاوتی را جمع آوری نمایم.

علی خیاطی: فرق یک عتیقه فروش با مجموعه دار در تخصصی بودن کار او است. برای مثال آقای جدیدالاسلام در مورد دوربین و تاریخچه و نحوه کار کردن آن اطلاعات کافی دارد ولی یک عتیقه فروش در مورد جزئیات یک دوربین چیزی نمی داند و فقط آن را برای فروش گذاشته و ارزش واقعی دوربین هیچ گاه مشخص نخواهد شد. مجموعه داران برای حوزه کاری خود وقت و ارزش فراوانی می گذارند. البته یکی از مشکلاتی که مجموعه داران با آن مواجه هستند وجود اشیای تقلبی است. مثلا آقای خطیبی که در حوزه پاکت و اسناد کار می کنند تا از اصل بودن آنها مطمئن نشوند اقدام به خرید نمی کنند و این تفاوت بین یک مجموعه دار و عتیقه فروش است.

امیر حسین نیک پور: در حوزه بنده که مربوط به اسناد خطی می باشد، از روی کاغذ، خط و نوشته می توان به تقلبی بودن و یا نبودن سند پی برد و من در مورد اسناد و یا کاغذها این موردهای تقلبی را به ندرت دیده ام.

رضا سرابی: تعداد موزه ها در تبریز بسیار زیاد است که وجود این موزه ها باعث گردیده تعداد گردشگران نسبت به 10 سال گذشته افزایش چشمگیری یابد. ما از طریق این موزه ها گذشته و مدنیت خود را به مردم نشان می دهیم و این گذشته موجب بالا رفتن سطح فرهنگ آنها نیز می شود. کسی که از تمدن و گذشته تاریخی کشور و شهرش آگاهی داشته باشد به شهر آسیب نمی زند و فرهنگ شهر نشینی اش ارتقا می یابد. موزه ها برای شهر فواید زیادی دارند و درآمدزایی می کنند ولی خود به درآمد نمی رسند؛ به فرض توریستی که وارد شهر می شود و برای دیدن چندین موزه در شهر می ماند با وجود این که هزینه کمی را به موزه ها می پردازد، پول خوبی را به شهر تزریق می کنند.

حسین احمدپور: به نظرم دولت باید برای حمایت از موزه داران و یا مجموعه داران، مکان مشخصی را به آنها اختصاص داده تا همگی در آنجا جمع شوند و بازدید کننده ها هم بهتر بتوانند از مجموعه های مختلف بهره برند. اما در مورد تخصصی بودن یا نبودن مجموعه داری هم باید بگویم که اگر بنده در چندین حوزه مجوعه دارم به خاطر شغلم است. از آنجا که در رستوران سلایق های مختلفی رفت و آمد می کنند من هم وسایل و اجناس گوناگونی جمع آوری کرده ام که این امر در راستای افزایش درآمد زایی شغلی ام نیز موثر است. من نمی خواهم سرمایه زیادی برای مجموعه ام صرف کنم که در آینده شهرداری و یا دولت مفت و مسلم صاحب آن شود.

حسین ساجدی: اگر کسی توقع درآمدزایی از شغل موزه داری در کشور ما را داشته باشد باید گفت که کاملا در اشتباه است، چون در کشور ما تعریف نادرستی از موزه داری ارائه شده است. موزه آذربایجان که از موزه های مشهور تبریز است فقط در ایام عید و تابستان هزینه خود را درمی آورد و بقیه سال بایستی دولت به آن سوبسید بدهد. اگر حال و روز موزه آذربایجان که پردرآمدترین موزه شهر است این باشد می توان وضعیت بقیه موزه ها و مخصوصا موزه های بخش خصوصی را هم حدس زد. دولت بخشی را به بخش خصوصی واگذار می کند ولی این واگذاری به تنهایی کافی نیست و به درد نمی خورد. در حال حاضر تمام مجموعه داران مشکل دارند و از نظر روحی ناراحت می باشند. مجموعه دار فردی پاکباخته است که تمام سرمایه اش را صرف علاقه اش نموده و هیچ درآمدی هم ندارد. ما باید این امر را به شورای عالی میراث فرهنگی طرح موضوع نماییم تا این قانون ناکارآمد را بردارند. فرق بین اشیای موجود در موزه آذربایجان و اشیائی که در دست مجموعه داران خصوصی است جه می تواند باشد، در حالی که هر دو جزو اشیای ملی هستند. ما حتی در کار خود امنیت هم نداریم، کسانی که در راس هستند نگاه خوبی به ما ندارند. این تشکلی که از آن سخن می گوییم، بایستی در راستای ارائه طرح و اصلاح قانون باشد. این موزه ها و یا مجموعه ها در نهایت برای شهر درآمدزایی دارند، هزینه ای که شهرداری برای کاتالوگ ها و یا تبلیغاتی که هر ساله در ایام عید و تابستان برای جذب توریست صرف می کند میلیاردی است. آنها شهر را به صورت شفاهی معرفی می کنند درحالی که ما به صورت عملی شهر را معرفی می کنیم. اگر به کشورهای دیگر مانند قطر نگاهی بیندازیم که بیشتر جمعیت آن را مهاجرین تشکیل داده و سرمایه آنها به حدی است که مثلا امیر قطر می تواند با پولش به تمام جمعیت کشور نهار و شام بدهد، اما آنها به جای این کار دست به تاسیس موزه می زنند، چون آنها به این نتیجه رسیده اند که برای کشورشان توریست لازم دارند و باید بتوانند کشور و فرهنگ خود را معرفی کنند.

موزه هم از لحاظ درآمدی که به کشور می آورند مهم هستند و هم این که در دادن وجهه سیاسی و فرهنگی به آن اهمیت بسزایی دارند که موجب بازگویی فرهنگ و تمدن یک کشور می شوند. اما با این همه اهمیت، در کشور ما قیمت بلیط در موزه ها بسیار پایین است. اخیرا یک گروه از کشور فرانسه که برای بازدید از موزه صدا به مجموعه بنده آمده بودند با تعجب اظهار می کردند که قیمت بلیط در کشور ما کمتر از 30 دلار نیست، شما چگونه با یک سوم دلار- 3 هزار تومان!- این موزه را اداره می کنید؟ با این وضعیت، پس از چندین سال دیگر بسیاری از این موزه ها و مجموعه را نخواهیم دید چون تمام صاحبان آنها از نظر روحی آسیب دیده اند. ما منتهی به جاده ناکجا آباد هستیم. ما از ناکارآمدی جریان موزه های خصوصی سازی شده- که اتفاقا غنی تر از موزه های ملی نیز هستند- رنج می بریم. درآمدی که موزه ها با خود می آورند اکثرا به همراه جذب توریست است. مثلا در یکی از روستاهای انگلیس از باجه خالی تلفن یک موزه درست کرده اند که هر سه ماه یکبار اشیای آن تعویض می شود و به عنوان کوچکترین موزه جهان شناخته شده است که بسیاری از گردشگران برای دیدن این موزه به آن روستا می روند. ما اگر به شکل متحد و منسجم و به صورت یک تشکل درآییم، می توانیم مشکلات خود را به مسئولین مختلف بازگو کنیم. باید همگی تلاش کنیم تا قوانین اصلاح شود. ما هنوز نتوانسته ایم نمایندگان مجلس و اعضای شورای شهر را متقاعد کنیم که از عمارت شهردار تبریز، که مکانی تاریخی و متعلق به شهر است، به ساختمان دیگری نقل مکان کنند تا این عمارت به موزه ها تحویل داده شود. در این صورت تمامی موزه های خصوصی می توانند در یک جا جمع شوند و از لحاظ امنیتی نیز نگرانی نداشته باشند.

محمد علی جدیدالاسلام: در تایید صحبت های آقای ساجدی باید بگویم که از 150 دوربین بنده در مجموعه شهرداری، فقط 20 دوربین در موزه به نمایش گذاشته شده و بقیه را در انبار گذاشته اند. متاسفانه مسئولان ما، مسئولان بی مسئولیت هستند و فقط به فکر پرکردن جیب هایشان هستند، حس وطن دوستی در آنها وجود ندارد. دو سال پیش من به رئیس جمهور نامه داده و درخواست موزه کرده بودم، آنها هم به میراث فرهنگی ارجاع داده بودند. زمانی که من به رئیس سازمان میراث فرهنگی درخواستم را نشان دادم قول دادند که خانه آقای مجتهدی را در اختیار من قرار دهند تا موزه ام را تاسیس کنم ولی بعد از مدتی همان مکان را در اختیار لشگر عاشورا قرار دادند. ما باید باهم متحد بشویم و حامی هم باشیم تا کسی نتواند برای ما مشکلی ایجاد کند.

حسین ساجدی: ما از این کار برای خود کیسه ای ندوخته ایم. ما فردی سیاسی هم نیستیم اما باید مسائل خود را کتبا در اختیار مسئولین شهر قرار داده و از آنها بخواهیم که اصلاحاتی انجام دهند. امیدوارم مشکلات متعدد ما حل شوند. یکی از مشکلات من این است که موزه من حتی یک تابلو هم ندارد! موزه من در کنار موزه مطبوعات، خانه حریری و حمام نوبر واقع شده است، موزه مطبوعات و خانه حریری هم تابلو ندارند و مسافران نمی دانند که محل موزه ها کجاست ولی حمام نوبر که رستورانی غیرفعال است، تابلو دارد. برای نصب یک تابلو باید چندین میلیون هزینه کنم. جالب است که رئیس موزه های استان آذربایجان شرقی تا حال در مورد مشکلات من چیزی نپرسیده. ما باید از طریق تشکل یک چارچوبی را ارائه دهیم تا قوانین بر طبق آن اصلاح شوند و مطالبات خود را قانونی بخواهیم.

– ما در این نشست از کم توجهی مسئولین و نمایندگان شهر گفتیم ولی نقش خود موزه داران و مجموعه داران و نیز نقش مردم برای اصلاح این جریان چیست؟

حسین ساجدی: ابتدا باید فرهنگ سازی شود. مثلا یک نفر که از شهر دیگری می آید 30 هزار تومان برای بازدید از موزه صدا می دهد ولی شهروند تبریزی-که اتفاقا عضو هیئت علمی دانشگاه هم است- پولی نمی دهد و در مقابل اعتراض می گوید: فقط آمده ایم تماشا کنیم و کار دیگری نداریم! و چندین مورد دیگر از این نوع که همگی نشان می دهند ما در این زمینه نیاز به فرهنگ سازی داریم. در سبد فرهنگی مردم، بازدید از موزه را تعریف نکرده ایم. مردم را باید با موزه ها آشتی دهیم. در باب موزه ها دو مورد غفلت واقع شده، که یکی آموزش و دیگری پژوهش است. موزه گورستان اشیا نیست بلکه باید در حیطه های آموزش و پژوهش نیز فعال باشد. هدف از موزه سه بحث نمایش، آموزش و پژوهش است که ما فعلا در بخش نمایش هم مشکل داریم. من یک پیشنهاد داده بودم که نمایشگاهی را به نام «تایسیزلار» یا بی همتایان برپا کنیم که همه مجموعه داران و موزه داران از اشیایی که نادر هستند و در هیچ کجا همتای آن وجود ندارد به نمایشگاه آورده و به معرض نمایش بگذاریم که مورد استقبال قرار نگرفت. به صورت خصوصی هم نمی شد این نمایشگاه را برپا کرد چون بحث امنیت این اشیا و وسایل پیش می آید. یکی دیگر از طرح هایم موزه معلولین بود که بهزیستی باید همکاری می کرد و یا طرحی به نام موزه در موزه داشتم که موزه داران بایستی باهم توافق می کردند که در موزه خود، بخشی را هم به موزه اشیای مجموعه دار و یا موزه دار دیگری اختصاص دهند.

محمد علی جدیدالاسلام: البته از بابت امنیت نباید زیاد هم مطمئن بود چرا که در خود موزه آذربایجان با وجود داشتن تدابیر امنیتی و دوربین های مدار بسته، بشقاب های طلایی به سرقت رفتند!

اکبر غفرانی: به نظر من ما از طریق مسئولین به نتیجه ای نخواهیم رسید. در طول تاریخ آذربایجان هم مشخص شده که دولت مرکزی هیچ گاه به داد آذربایجان نرسیده و ما همیشه تنها مانده ایم ولی آذربایجان همیشه با نیرو و قدرتش خود را نجات داده است. اگر استقامت خود ما نبود ما تا این زمان نمی توانستیم دوام بیاوریم که این خود یک معجزه است. ما از جان و مال خود گذشته ایم تا وطن را حفظ نماییم. بیشترین وظیفه ما متحد کردن مجموعه دارانی است که به صورت مجزا فعالیت می کنند. ما نباید از استاندار و یا مسئول دیگری انتظاری داشته باشیم، فقط باید خودمان کاری انجام دهیم. من با NGOهای زیادی سرو کار داشته ام و می دانم که کاری از دست آنها هم بر نمی آید.

100 سال با کبریت ممتاز

چنانکه پیش تر رفت، این نشست در محل کارخانه کبریت سازی ممتاز تبریز و موزه کبریت آن برگزار گردید.
لازم به یادآوری ست که صنعت کبریت یکی از صنایع قدیمی ایران است که قدمت آن به بیشتر از یک قرن می‌رسد. در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه یک شرکت روسی با مشارکت امین‌الملک اولین کارگاه کبریت‌سازی را در تهران دائر کرد که پس از مدت کمی برچیده شد. گفته می‌شود در جریان مبارزات مشروطیت، یک کارگاه ابتدایی توسط حاج میرزا حسین واعظ در شهر تبریز دایر شد که روی قوطی‌های آن شعارهای ملی چاپ می‌شد. اما بعد از آن خانواده‌های توکلی و خویی به طور جدی نسبت به اقدام کارخانه و تولید کبریت با کیفیت مرغوب اقدام کردند.
شرکت کبریت ممتاز- که به زودی شاهد یکصدمین سالگرد تاسیس آن خواهیم بود- در سال 1300 شمسی به همت حاج محمد رحیم و حاج محمدباقر خوئی بنیانگذاری شد و مجلس در سال 1302 اولین امتیاز احداث کارخانه را به نام این دو نفر صادر کرد.
شرکت ممتاز با کارخانه خود را با خرید ماشین آلات نیمه اتوماتیک از آلمان در محله باغمیشه تبریز احداث و به تولید انبوه کبریت پرداخت.
کارخانه کبریت‌سازی ممتاز با توجه به تاریخی بودن در حوزه کبریت‌سازی ایران اکنون موزه‌ای را نیز برای گردشگران راه اندازی کرده است که ما نیز پس از اتمام نشست مطبوعاتی، به همراه مجموعه داران و موزه داران بخش خصوصی، دیداری از محل این موزه داشتیم.
موزه کبریت ممتاز تبریز نخستین موزه کبریت کشور، اولین موزه صنعتی آذربایجان شرقی و چهارمین موزه خصوصی در تبریز است. در این موزه کلکسیونی از کبریت ها، عکس و شجره نامه موسس ها و نوادگان و وراث آنها، عکسهایی از دوران های مختلف کارخانه کبریت سازی که با سلیقه خاصی بر روی تخته شاسی ها جا گرفته بودند. بر روی میزها چندین آلبوم عکس از عکسهای قدیمی کارخانه وجود داشت. ماشین های تایپ قدیمی، تلفن ها، دستگاه های سختی سنجی کبریت، دستگاه های ساخت و پرس کبریت، دستگاهی برای ساعت زدن ورود و خروج کارگران، و… است که در مکانی جذاب چیده شده اند. راستش انتظار دیدن چنین زیبایی در دل یک کارخانه صنعتی را نداشتیم. در میان چوب و تنه درختان، به ناگاه به دو سالنی برمی خوریم که تاریخ کبریت را روایت می کنند.
مهندس بابک محررزاده، مسئول بخش آی تی کارخانه کبریت سازی ستاره ممتاز و طراح و مسئول موزه کبریت، با حوصله در مورد موزه گزارش کاملی ارائه داد.
وی می گوید: طرح تاسیس این موزه به دلیل وجود یک سری اشیا و اسناد تاریخی مرتبط با این صنعت در کارخانه پیشنهاد شد و پس از یکسال طرح و برنامه ریزی در سال ۹۱ تاسیس شد
محرر زاده گفت که در این موزه: ۲۰۰ قطعه عکس مرتبط با افتتاح و خط تولید کارخانه، عکس های تاریخی بازدید سران وقت و تصاویر مرتبط با صنعت کبریت سازی تبریز، اسناد و دفاتر حسابرسی های صد سال گذشته، دو ویترین کلکسیون کبریت جهان و دو ویترین از کلکسیون کبریت ایران، گاو صندوق و ماشین آلات صنعتی مرتبط با صنعت کبریت سازی در این موزه نگهداری می شود.
او یادآور می شود: اعضای هیئت مدیره کارخانه کبریت سازی ممتاز سعی می کنند که این مجموعه را نه به شکل یک مجموعه اقتصادی صرف؛ بلکه از این مجموعه منظری فرهنگی نیز ارائه دهند.
گشت و گذار در موزه کبریت ساعتی به طول کشید، در طول بازدید از میهمانان با سینی هایی از قهوه خوشمزه ای پذیرایی گردید. ولی شاید دلپذیرترین بخش بازدید از این موزه، نمایش بخش هایی از فیلم مستند «کوپریتو» ساخته مهران فیروزبخت بود. فیلم با این دیالوگ شروع می شد که «هنوز هم در خانه‌ها قوطی کبریتی هست. تا قبل از دل‌بری کردن فندک از سیگار، هم در جیب هر سیگاری یک قوطی کبریت پیدا می‌شد. امروزه دیر زمانی است که دیگر کبریت آن بازار گرم و پر حرارت‌اش را از دست داده و به‌خصوص فندک‌های چینی جای کبریت‌های وطنی را گرفته‌اند. گرچه تا نیاز به آتش هست، هنوز هم این گُرز کوچک سه چهار سانتی‌متری به کار می‌آید».
این فیلم مستند در صد سالگی کبریت، به سراغ این آتش‌افزای سالخورده رفته تا تاریخ کبریت در ایران را روایت کند. او دریافته که کبریت فقط یه کبریت ساده نیست، چرا که کبریت در تاریخ سیاسی و اجتماعی صد ساله گذشته ایران چه آتش‌ها که نیافروخته است!

منبع: مجله هنر و اقتصاد | شماره 5

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین