رعایت عدالت رمز موفقیت کسب و کارهاست

رعایت عدالت رمز موفقیت کسب و کارهاست
 فروردین ۱۱, ۱۴۰۰  goroob online  منتخب , ثروت آفرینان
رعایت عدالت رمز موفقیت کسب و کارهاست

گفتگو با مهندس مسیب زاده

 

– لطفا خودتان را معرفی کنید و بگویید چطور شد که شغل فروش لوازم تاسیسات ساختمانی را انتخاب کردید؟

 

مسیب زاده: من یعقوب مسیب زاده، متولد سال 55 در تبریز می باشم که بعد از اتمام خدمت سربازی فرصتی برای تحصیلات عالیه دانشگاهی برایم فراهم نگردید و با توجه به این که پدرم نیز در شغل تاسیسات فعالیت داشت، به سمت بازار گرایش پیدا کردم. من از همان روز اول، کار خود را به صورت فردی آغاز کرده و پس از سال ها فعالیت، در حال حاضر در این صنف شناخته شده هستم. حتی به واسطه این شناخت و با توجه به این که صنف ما یک صنف کشوری است، در چندین مرتبه به کشور های اروپایی از جمله ایتالیا سفر هایی داشته ام و اکثر هم صنفان در سایر استان ها نیز شناخت کافی از تجارت اینجانب دارند.

 

– چه شد که به کارهای خیریه علاقه مند شدید؟

 

مسیب زاده: روزی یکی از دوستان من که مدیریت خیریه ای را بر عهده داشت، پیش من آمد و صحبت هایی در این مورد انجام داد و این صحبت ها برای من انگیزه ای شد تا بتوانم در کارهای خیر فعال باشم. همچنین با توجه به این که در مکتب و دین ما نیز به آن اشاره شده است، تصمیم گرفتم نیت خود را صاف کرده و در سال 1395 کلنگ زنی احداث خیریه را آغاز کنم. این مراسم با حضور افرادی چون امام جمعه محترم هریس، سردار شاکری از آستان قدس رضوی، یکی از خادمان حرم امام رضا (ع) و سایر مقامات برگزار گردید و در نهایت توانستیم در سال 1396 خیریه دختران بی سرپرست و بد سرپرست با رده سنی 6 الی 12 سال را در شهرستان هریس احداث کنیم. این خیریه یک اقامت گاه شبانه روزی می باشد و در حال حاضر حدود 10 کودک در آن جا نگه داری می شود که همه هزینه ها بر عهده خیریه می باشد. یک کاری هم که حدود 3 ماه پیش آغاز کرده ایم، فاز دوم بوده که محل نگه داری کودکان معلول است و در کل کشور فقط در 6 استان وجود دارد که یکی از آن ها هم در استان آذربایجان شرقی می باشد. این مجموعه حدود چند ماه پیش توسط اینجانب در تبریز افتتاح گردید و در حال حاضر  هم به شهرستان هریس انتقال داده شده است. موسس این مجموعه خودم هستم که به صورت خانوادگی ( پدر، مادر، خواهر، برادر و …) اداره می شود و برای نگه داری  پسران زیر 15 سال در نظر گرفته شده است. فاز سوم نیز یک مجموعه 40 نفری برای بزرگسالان دارای بیماری های روانی مزمن می باشد که دارای بخش هایی همچون اتاق ایزوله، اتاق بیمار، اتاق پرستار و خوابگاه و … با تمام امکانات رفاهی می باشد و زیر نظر سازمان بهزیستی فعالیت خواهد کرد.

 

– در گفتگوهایتان از پدرتان نام بردید، لطفا در مورد فعالیت های ایشان هم توضیح دهید؟

 

مسیب زاده: پدر بنده جزو هیت مدیره شرکت تعاونی های استان و معتمد صنف فروش پکیج، شوفاژ، کولر و … می باشد که نمایندگی مجوعه ایران رادیاتور را نیز بر عهده دارد. تقریبا می توان گفت که یکی از اولین های صنف تاسیسات می باشد.

 

– چه خاطره ای از اولین مشتری خود دارید؟

 

مسیب زاده: اولین مشتری من یک پیرزن بود که کلیه لوازم خانه خود را از فروشگاه من خریداری کرد و گفت که برای خانه ام همه چیز لازم دارم و در این فروشگاه هم همه چیز موجود است. جالب این که حدود یک ماه پیش هم به مغازه آمده بود و می گفت که چون من اولین مشتری شما بوده ام، به همین خاطر مغازه شما پر برکت شده است. بنابراین با توجه به این که فروش زیادی داشتم آن روز خیلی خوشحال بودم و همیشه سعی می کنم از هر مغازه ای که تازه افتتاح شده باشد اولین خرید را انجام دهم و این برایم خیلی لذت بخش است.

 

– اولین نمایندگی که دریافت کردید چه بود؟

 

مسیب زاده: من در سال 76 (22 سالگی) اولین نمایندگی را از شیرآلات سامین اخذ کردم.

 

– با توجه به این که متاسفانه امروزه برای جوانان انگیزه ای برای کار کردن وجود ندارد، چه انگیزه ای باعث شد که شما در سن 22 سالگی  مشغول به کار شوید؟

 

مسیب زاده: من قبل از این که وارد بازار کار شوم، به کار تجارت بسیار علاقه مند بودم. حتی با توجه به این که پدرم در این شغل فعالیت داشت، اما بر خلاف او، من علاقه داشتم چیزی درست کنم و بفروشم. حتی در برخی موارد فرفره و اجناس شانسی و جایزه دار ساخته و می فروختم که گاهی هم با مخالفت پدرم رو به رو می شدم.

حتی خاطره ای هم دارم که قبل از خدمت سربازی عازم شهر مقدس مشهد شده بودم. در آن زمان استفاده از پکیج رایج نبود. با توجه به این که برای زیارت به آن جا رفته بودم، اما به خیابان سناباد غربی ( بورس تاسیسات مشهد) رفته و تعدادی مشعل خریداری کرده و به فروش رساندم  که  بسیار نیز سود کردم. می خواهم بگویم که از ته دل به کار خرید و فروش و تجارت علاقه دارم.

 

– بزرگترین رکوردی که برای خودتان در فروش زده اید چه بود؟

 

مسیب زاده: یکی از آن ها خرید کولر بود که جزو لوازم خانگی بازار محسوب می شود. کارخانه یکی از برند ها دارای نمایندگی های معتبری در سطح شهر بود و من تعداد قابل توجهی  از آن ها خرید انجام دادم که تعجب کارخانه را به همراه داشت و به من گفتند که تا به حال از 5 نماینده رسمی که داشتیم هیچ کدام  به این مبلغ از ما خرید کولر انجام نداده بودند. وقتی که این کولر ها را به مغازه آوردم، برای این که شکست نخورم، بدون سود بانکی در بین همکاران به صورت مدت دار 15 ماهه به فروش رساندم و هر چه خریده بودم تمام شد. این کار باعث شد که برند کولر در فروشگاه و صنف تاسیسات رواج یابد.

همچنین ما به مدت 3 سال پشت سر هم در فروش کولر به عنوان فروشنده نمونه انتخاب شدیم و در این راستا به صدا و سیمای تهران نیز دعوت شدیم که هنرمندانی همچون استاد جمشید مشایخی و داریوش ارجمند از ما تجلیل به عمل آوردند.

 

– راز و رمزی که بتوانید یک کار نشدنی را انجام دهید چیست؟

 

مسیب زاده: چون کار ما فروشندگی است، بیشتر با مردم سرو کار داریم. اگر اخلاق و رفتارمان خوب باشد موفق خواهیم شد. ما در این جا با مشتری سازش می کنیم و به دلخواه او محصولاتمان را می فروشیم که این رمز موفقیت ما است.

به عنوان مثال؛ مشتری به مغازه ما مراجعه کرده و گفته بود که من و همسرم فرزند شهید هستیم و تشکیل زندگی داده ایم، منتها هیچ چیز نداریم. من نیز به آن ها گفتم که ما به شهیدان مدیون هستیم و هر کمکی که از دستم بر آید برای شما انجام خواهم داد. بنابراین دست آن ها را برای پرداخت پول باز گذاشتم و گفتم که هر طور که پرداخت هایتان را انجام دهید برای من مورد قبول است. بنابراین همه اجناس را به قیمت نقدی و با اقساط بلند مدت به آن ها فروختم و از آن موقع نیز مشتری ما هستند و به مغازه ما می آیند.

به نظرم رعایت عدالت و فروش با قیمت عادلانه که با رضایت مشتری نیز همراه شود می تواند رمز موفقیت بسیاری از کسب و کارها باشد. حتی بسیار اتفاق افتاده است که مشتریان ما گفته اند که ما وسایل سرمایشی و گرمایشی و سایر ملزومات منزل خود را از فروشگاه شما و با رضایت کافی خریداری کرده ایم.

در فروشگاه ما قانون این است که نباید حتی یک کلمه دروغ گفته شود، و تا به حال هم این کار انجام نشده است و همه فروش هایمان بر روی صداقت بوده است.

ما در این فروشگاه تنوع اجناس بسیار بالایی داریم و بنابراین مشتری را کاملا تفهیم و راهنمایی می کنیم تا از خرید جنس مورد نظر خود اطلاع و آگاهی کافی را داشته باشند. مثلا در این فروشگاه 3 نوع کولر با قیمت های متفاوت وجود دارد که هر قشری می تواند بنا بر وسع مالی خود خرید کند. چون قدرت اقتصادی و خرید مردم به شدت افت کرده و این کاملا عیان و قابل لمس می باشد. البته به مقدار کم هم پکیج های ایتالیایی داریم تا تنوع اجناسمان همیشه کامل باشد.

 

– با چقدر سرمایه اولیه کار خود را شروع کردید؟

 

مسیب زاده: من با پشتوانه اولیه، کار خود را در سال 76 شروع کردم و نزد پدرم رفتم تا موضوع را با او در میان بگذارم. او نیز گفت که به حسابم نگاه خواهم کرد و هر چقدر پول داشته باشم به تو خواهم داد. حال اگر موفق باشی یا نباشی بلاخره این پول مال تو است. آن موقع یک میلیون و چهارصد و سی و پنج هزار تومان در حسابش پول بود که همه آن را  طی یک فقره چک به من داد که مدارکش را نیز نگه داشته است.

 

– با پولی که گرفتید چه کاری انجام دادید؟

 

مسیب زاده: با تمام پولی که در اختیارم گذاشته شد جنس خریداری کردم و سود نیز بردم. چون من به برکت پول خیلی معتقد هستم.

 

– تعریف شما از برکت چیست؟

 

مسیب زاده: خداوند در قرآن فرموده است که به هر کس، هر مقدار ثروت بدهم به خودم مربوط است و روزی هم دست خودم است. برکت نیز مثل این است.

مثال بارزش هم این است که در سال 74 که عازم خدمت سربازی بودم،  برادرم کوچک بود و پدرم نیز تنها. ما نیز در اقواممان افرادی را داشتیم که می توانستند کمک های زیادی برای راحت سپری شدن خدمت سربازی ام انجام دهند. پدرم به یکی از  افراد  گفت که یعقوب عازم خدمت سربازی است و قرار است به سنندج برود و من نیز تنها هستم. او نیز در پاسخ به پدرم گفت که من خانواده شما را خیلی خوب می شناسم و می دانم که افراد سرشناسی در بین آن ها حضور دارند، اما آیا خداوند را از یاد برده اید؟ این حرف من را تکان داد و با خودم گفتم که چه طور می شود آدم مذهبی مثل من که همیشه نماز می خواند و مومن است  و پدرش نیز مداح افتخاری و پدر بزرگش روحانی است، خدا را از یا ببرد! او با سرودن شعری به من گفت که «حیف است تو ارباب وفا را نشناسی، ما یار وفادار تو باشیم، تو ما را نشناسی» با شنیدن این بیت فردای آن روز به خدمت سربازی رفتم و با کمک خداوند موفق نیز شدم.

 

– همان طور که فرمودید، وقتی کار خود را شروع کردید برخی موفقیت ها به شما انگیزه داد و باعث شد به کارتان ادامه دهید، اگر در ابتدای کار موفقیت کسب نمی کردید و کارهایتان طبق برنامه پیش نمی رفت، آیا باز هم این شغل را انتخاب و ادامه می دادید؟

 

مسیب زاده: همیشه و در هر زمانی برای همه انسان ها تنش هایی به وجود آمده است. برای مثال؛ در صنفی که شروع به کار کرده بودم به تعطیلی کشانده شد و باعث شد همزمان به کار ساخت و ساز نیز بپردازم و چندین پروژه را همزمان جلو ببرم. چون در آن زمان تجهیزات موتورخانه گران بود و هر کسی قادر به خرید آن نبود که باعث شد مغازه خود را تعطیل کنم، اما وقتی پکیج رایج شد، اوضاع کمی فرق کرد و تاسیسات موتورخانه از رده خارج و باعث گردید من به کار خودم برگردم و دوباره شروع کنم و نمایندگی اولین و برترین برند ها را بگیرم.

 

– چه انگیزه ای باعث می شود که به دنبال اولین ها بروید؟

 

مسیب زاده: همیشه آن ها به دنبال من می آیند نه من! بعضا حجم کاری من به قدری زیاد است که برای بسیاری از آن ها نیز جواب رد می دهم.

 

– چه عاملی باعث می شود علاوه بر این که فروشگاه های متعددی در صنف شما وجود دارند، اما مردم به فروشگاه شما مراجعه و خرید می کنند؟

 

مسیب زاده: گزینه اول توجه پروردگار عالم است که اگر نباشد هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. گزینه دوم صداقت در کار است. یعنی با عملکردی که از خود نشان داده ام، با عنایت خداوند اعتباری کسب کرده ام و سوم این که به حلال و حرام بسیار اعتقاد دارم و نسبت به آن چیزی که معتقدم با عنایت خدا و برکتی که حاصل شده فروشم خدا را شکر خوب است.

 

– بدترین شکستی که خوردید چه بوده است؟

 

مسیب زاده: من تا به حال شکستی در کار خود نداشته ام و همیشه رو به جلو حرکت کرده ام. چون اهل ریسک کردن نیستم. ریسک طوری است که یا فرد را به موفقیت می رساند و یا به زمین می زند.

 

– آیا وقتی به شرکتی مراجعه می کنید و بدون اطلاع از بازار فروش آن، جنسی را خریداری کرده و به فروشگاه خود می آورید، این کار ریسک نیست؟

 

مسیب زاده: نه ریسک نیست. چون حداقل دو برابر سرمایه آن را داشتم و شیوه فروش را نیز بلد بودم. مثلا یکی از شیوه ها این بود که اجناس 3 ماهه را با 15 ماه اقساط می فروختم و همه نیز می خریدند. برای فروش باید تکنیک خاصی داشته باشید و از خود خلاقیت نشان دهید تا متفاوت از دیگران باشد. من الان با چندین ارگان قرارداد دارم و اجناس را با اقساط 24 ماهه به آن ها می فروشم. با این که می دانم که اجناسم 4 برابر گران تر از گذشته شده است، اما فقط پول برایم مهم نیست. مثلا در سال گذشته به مبلغ 700 میلیون تومان کولر فروختم که ارزش آن در حال حاضر2 میلیارد و 800 میلیون تومان می باشد، در حالی که این مبلغ را هم که با شرایط اقساطی فروخته ام، چند سالی طول می کشد تا به دستم برسد. باورم این است در دعای این افراد و مشتری ها برکتی بزرگ وجود دارد و این برایم خیلی مهم است. 90 درصد مشتریانم می گویند که ما از شما راضی هستیم، البته آن 10 درصد هم باید ناراضی باشند چون قوانین جامعه این طور است. امیر المونین (ع) می فرمایند که بترس از روزی که همه از تو راضی باشند.

 

– فرض کنید در حال حاضر جوانی با تحصیلات عالیه می خواهد وارد بازار کار شود و هیچ گونه سرمایه و پشتیبانی هم ندارد. در این شرایط حاکم  به عنوان یک فرد موفق چه راهکاری برای او ترسیم می کنید؟

 

مسیب زاده: در جامعه کنونی که فشار اقتصادی بیش از حد می باشد، این کار خیلی مشکل است، ولی بلاخره باید از یک جا شروع کرد. ولی مهمترین چیز این است که آدم باید شرایط را بسنجد و ریسک نکند. مثلا پسر من که پشتوانه مالی دارد و برایش مغازه نیز باز کرده ام، هنوز نتوانسته در عرض یک ماه حتی یک قلم جنس را فاکتور کند، در حالی که خود من در این جا روزی حداقل چند فاکتور دارم. البته این به سوابق تجاری من بر می گردد. مثلا چند روز پیش شرکتی برای من 100 قلم جنس فاکتور کرد ولی من 60 درصد آن را قبول نکردم. چون اگر در حال حاضر جنس خریداری کنم در آینده ضرر خواهم کرد و تجربه گذشته ام راهنمایی ام می کند.

 

– جنابعالی تا چه حدی موفقیت را شخصی قلمداد کرده و تا چه حدی از اطرافیانتان می بینید؟

 

مسیب زاده: به نظر من همه این عوامل در کسب و کار موثر است. مثلا خود من با اعتبار و نام پدرم این کار را شروع کردم و البته در کارم هم برکت بوده و خداوند نیز عنایت داشته است. به عنوان نمونه در یکی از روزها، خانمی به همراه همسرش که ظاهرا از شهرستان جدیدا به تبریز نقل مکان کرده بودند، یک کیسه برنج را که داخلش پر از پول بود را بر روی میز من گذاشتند و گفتند که برای ما یک پکیج نیاز است. (البته تلفظ آن را هم به درستی بلد نبودند) و ما نیز از آن سر در نمی آوریم و به خدا توکل و شما را وکیل می کنیم تا جنس خوبی برایمان بدهید. ایمان من  در مقابل پول قرار گرفته بود و باید رفتار درست و مناسبی از خود نشان می دادم. الان حدود 10 سال است که به آن ها جنس فروخته ام. اول اینکه وجدان من راحت است که جنس خوبی به آن ها فروخته ام و دوم این که کیفیت جنسم طوری است که در مدت 10 سال یک بار هم شکایتی از آن نداشته است. پول در آوردن رزق است و می آید و بیش تر شدن آن تکاثر است و تبدیل کردن آن به کوثر، نعمت است.

مثال دیگر این که در یکی از روزهای سال 79 چند نفر آقا که ظاهرا ناظر خرید بودند، 80 میلیون تومان پول نقد همراه خود آورده و گفتند که برای تجهیز کردن چندین مدرسه از شما جنس می خواهیم، حال چقدر حساب می کنی و برای ما چند می فروشی؟! من در جواب از آن ها پرسیدم که فرزند دارید؟ گفتند بله. گفتم فرض کن که من برایت فاکتور کردم، تو چطور می خواهی این پولی را که بیت المال است به سفره فرزندان و خانواده خود ببری؟! به چشمانم نگاه کرد و گفت که تو فقط فاکتور کن، اما با مخالفت شدید من رو به رو شد. وقتی دید که چاره ای ندارد، درخواست دیگری کرد و گفت که اشکالی ندارد آن قیمتی را که می گویی عادلانه است آن را فاکتور کن و ما جنس ها را بخریم و سپس آنها را برای خودت بفروشیم و پولمان را بگیریم. گفتم مگر برای مدرسه نصب نمی کنید؟ گفت فعلا نه. در پاسخ گفتم که اگر این را به من نمی گفتید و بعد از خرید، اضافه ها را پس می دادید آن ها را از شما پس می گرفتم چون الان موضوع را فهمیدم هرگز این کار را انجام نخواهم داد. در نهایت آن ها رفتند و از یکی از همکاران ما خرید کردند.

 

– اگر به دوران جوانی برگردید آیا باز هم در مسیر اعمال خیر خواهانه قدم بر می داشتید؟

 

مسیب زاده: بله. چه کاری بهتر از این. خیلی از پولدارها هستند که وقتی هزار تومان خرج می کنند جانشان در می آید در حالی که خداوند عنایت کرده و من را وسیله قرار داده تا به نیازمندان کمک کنم. همین که خداوند بر روی من دست گذاشته و مرا به عنوان واسطه بر گزیده است برای من کافی است.

 

– اگر به سن 20 سالگی برگردید آیا باز هم همین شغل را انتخاب می کنید؟

 

مسیب زاده: اگر به آن سن بر می گشتم، در تصمیماتم تجدید نظر می کردم و سعی می کردم حداقل با تحصیلات عالیه وارد این کار شوم و به عنوان مهندس در این شغل فعالیت کنم. بالاخره در جامعه، سواد و مدارک تحصیلی هم مهم است. البته ناگفته نماند که بنده هر روز کتاب می خوانم و بیشتر هم کتاب های مذهبی و تاریخی را مطالعه می کنم. حتی هر سال دو مرتبه قرآن را ختم می کنم و این کار را اغلب صبح ها و قبل از شروع به کارم انجام می دهم و سپس به کارهایم می رسم.

 

– نظرتان در مورد ازدواج چیست و برای شما تا چه حد در پیشرفت زندگیتان تاثیر گذار بوده است؟

 

مسیب زاده: من در سن 22 سالگی ازدواج کرده و هم اکنون دارای 2 فرزند می باشم. به نظرم هر کس زود ازدواج کند موفق تر خواهد شد و زودتر احساس مسولیت خواهد کرد. محوریت خود بنده خانواده ام می باشد، به طوری که وقتی از مغازه خارج می شوم مستقیما پیش خانواده ام می روم و اوقات فراغتم را در کنار آنان سپری می کنم. حتی همسر بنده نیز عضو هیت مدیره مجموعه خیریه هستند و من را در کارهایم یاری می کنند و در موفقیت بنده نیز تاثیر زیادی دارند.

 

– آخرین سوال این که، در مورد کار و موفقیت های خود چه راز و رمزی را در درون دلتان داشته اید که تا به حال آن را برای هیچ کس آشکار نکرده اید؟

 

مسیب زاده: همانطور که در ابتدای سخنانم عرض کردم، موفقیت به صورت پله ای است و نباید ریسک کرد. هر کسی را که در اطرافیان خود می شناسم که ریسک کرده اند، شکست خورده اند و فرد موفقی را تا به حال ندیده ام. برای شکست مثال زیاد می توان زد، ولی کسی که در کار خود مانده و صبر کرده است، موفق بوده است. هیچ موفقیتی یک شبه به دست نمی آید و باید مراحلش طی شود ( البته همیشه استثناهایی هم وجود دارد). حتی خود پیامبر بعد از 40 سالگی پیامبر شد و آیات خداوند نیز کم کم نازل گردید.

اگر عمرم یاری دهد، می خواهم این کرامت خانه هایی که در حال حاضر تعدادش 4 تا است را به نیت 14 معصوم به این تعداد برسانم. چون این کار را قلبا دوست دارم و از انجام آن اشباع نمی شوم و برایم لذت بخش است. البته باید در این مدار باشید تا بفهمید که من چه می گویم. خرج کردن پول در این راه لذت بخش است، زیرا خداوند خودش روزی آدم را بیشتر می کند و چه بهتر از این که انسان هم در این مسیر خرج کند.

 

– چرا بیشتر انسان ها این گونه فکر نمی کنند؟

 

مسیب زاده: چون اعتقادات و ایمان آن ها ضعیف است. آن چیزی که ما از خداوند در ذهنمان تصور داریم صرفا ساخت ذهن آدمی است در صورتی که انسان باید اول خودش را بشناسد و بعد خداوند را.

 

– شما چقدر توانسته اید خودتان را بشناسید تا خدا را هم بشناسید؟

 

مسیب زاده: در حد خودم به این شناخت پی برده ام ولی آروز دارم خداوند بصیرتی اعطا کند تا این شناخت فراتر رود و آن وقت است که حس لذت به آدمی دست می دهد.

 

■ گفتگو از: رحیم آغاسی جاوید

منبع: مجله انجمن- شماره 39


یک پاسخ به “رعایت عدالت رمز موفقیت کسب و کارهاست”

  1. سلام و عرض ادب و احترام
    و تقدیر و تشکر از انجام چنین مصاحبه‌ای که الگوی جوانان امروزی و استفاده از تجارب بزرگان و کارافرینان عزیز ایرانمان میباشند لازم به توضیح است که جناب مسیب زاده شناختی که بنده از ایشان دارم دلیل اصلی موفقیت ایشان.
    با ایمان بودن
    متعصب به حلال و حرام بودن
    خوش اخلاق بودن
    احترام به مشتری
    عرضه محصولات با کیفیت
    رضایت مشتری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین