دوچرخه سواری مرگ خاموش اقتصاد

دوچرخه سواری مرگ خاموش اقتصاد
 مهر ۱۲, ۱۴۰۰  goroob online  اقتصاد , انجمن , گزارش
دوچرخه سواری مرگ خاموش اقتصاد

دکتر محمد بلورچیان تبریزی

چندی است شاهد دست به دست شدن مطلبی در بین عامه مردم هستیم که مطلبی منتسب به مدیرعامل بانک «اگزیم» است با این عنوان که «دوچرخه سواری باعث مرگ آرام اقتصاد جهانی است». بی توجه به صحت و سقم مطلب و اینکه این مطلب را فی الواقع مدیر بانک اگزیم مطرح کرده یا خیر و یا اینکه اصلا سود نخواهد داشت تا دنبال این باشیم که مطلب از کجا انتشار یافته است ولی تنها چیزی که باعث توجه می شود عنوان و متن درخور آن است. وقتی خواننده آن را مطالعه می کند و درگیر می شود و سریعا در گروهای مرتبطش منتشر می کند و یا برای دوستانی از جنس خودش می فرستد که در باب این مطالب اهل اندیشه است، ما را نیز به این فکر فرو می برد که این مطلب چه دارد که انگیزه های نشر را درون مخاطبش بر می انگیزد. شاید جنس مطلب و یا آشکار شدن تضادی است که خواننده را به فکر فرو می برد زیرا سالیانی است که همواره درباره فواید جهانی شدن و اقتصاد جهانی شنیده است و در وهله اول ترسی است که بخاطر از دست دادن این فواید درونش زاییده می شود و بعد از خواندن مطلب شاید دقیقا برعکس آن پی به تله هایی می برد که اقتصاد در پیش پایش باز کرده است تا تمام دسترنج ش را ببلعد. همان طوری که در بالا به آن اشاره شد، بی قصد و غرض و بدون کنکاش در صحت و سقم و اصالت مطلب و با قبول تمام منابعی که به آن ارجاع شده می بینیم که ایشان به اصلی اشاره می کند که به ظاهر اقتصاددانان را دچار حیرت می کند.

«یک دوچرخه سوار برای اقتصاد کشور فاجعه بار است زیرا او ماشین نمی‌خرد و برای خرید ماشین وام نمی‌گیرد. پولی برای بیمه پرداخت نمی‌کند و سوخت هم نمی‌خرد. برای نگهداری و تعمیرات دوچرخه هزینه‌ای پرداخت نمی‌کند. پولی صرف پارکینگ نمی‌کند و منجر به تصادفات شدید هم نمی‌شود. او به بزرگ‌راه‌های چند لایه نیاز ندارد».

تا اینجای مطلب از آنجایی قابل قبول است که نه فقط دوچرخه سواری بلکه کلیت اقتصاد بر مبنای صرف و تامین کالاهای مصرفی بنا نهاده شده اما وقتی همین اقتصاد برای رسیدن به رشدهای عجیب پا را فراتر می گذارد اینگونه می شود که دوچرخه سوار را در عمل برای خود یک تهدید بالقوه قلمداد می کند، چرا که او به باشگاه ورزشی و داروهای لاغری نیاز ندارد زیرا چاق نمی‌شود!

«افراد سالم برای اقتصاد فایده‌ای نداشته و لازم نیستند زیرا آنها پولی برای خرید دارو نخواهند پرداخت. همچنین به بیمارستان و دکتر نیاز ندارند. دوچرخه سواران هیچ چیز به تولید خالص ملی نخواهند افزود!».

افسار اقتصاد وقتی بدست افرادی سودجو بیافتد این می شود که نقطه مقابل دوچرخه سواری را هدف می گیرد و آن را هدف قلمداد می کند و خدمات مرتبط با آن را ملاک عمل خود قرار می دهد یعنی از نظر این اقتصاد، «در نقطه مقابل هر رستوران مک دونالد علاوه بر افرادی که بطور مستقیم در رستوران کار می‌کنند، حداقل ۳۰ شغل ایجاد می کند،۱۰ متخصص قلب، ۱۰ دندانپزشک و ۱۰ متخصص تغذیه!» این مساله‌ای است که ارزش درنظر گرفته‌شدن دارد!

در اصل دیگر وظیفه سیستم اقتصادی رفاه، امنیت و سلامت بشر نیست بلکه در این نگاه سیستم اسیر سوداگری اقتصادی است و همه در عقبه تولید ثروت برای گروهی خاص قرار دارند. در این سیستم یکباره متوجه می شود که زیرسیستم ارزش آفرینی مثل بورس به محلی برای سوداگری گروهای تراس تبدیل شده و شما دایما متضرر این بازی عجیب هستید. برای این سیستم پیاده روی از آن هم بدتر است زیرا افراد پیاده حتی همان دوچرخه را هم نمی خرند!

با اشاره به موضع فوق به هیچ وجه قصد و نیت مان زیر سوال بردن جهانی سازی یا تحت شعاع قرار دادن اقتصاد جهانی نبوده است زیرا هر دوی این فلسفه ها با تمام نواقص شان، بخشی از روند رو به رشد و تکاملی بشر و سیستم زندگی او در این کره خاکی است و تاکنون بلاتردید منافع آن بسیار بیشتر از مضرراتش برای زندگی بشر بوده و علیرغم تمامی نقاط منفی که برای فلسفه اقتصاد جهانی که بر پایه جهانی سازی شکل گرفته است، شمرده شده ولی در عصر حاضر بسیار حیاتی و دارای دستاوردهای بی بدیل بوده و تقریبا جایگزینی برای آن وجود ندارد. از طرفی نیت بر این هم نبوده که انزوا گرایی را ترویج و یا سیستم های سوخته اقتصادی را نقطه رهایی و شفای بشر نشان دهیم بلکه هدف اصلی بر کوبیدن کولون دربی است که افکار ما را اندکی به لرزه درآورد تا با خود بیندیشیم که میراثی که قرار است برای فرزندانمان به ودیه بگذاریم چگونه رو به ابتذال است. البته در بین تمام ابتذالهایی که می توان در روابط جوامع بشری برشمرد، این هم نوعی ابتذال و فساد در زندگی بشر به حساب می آید. این شکل از ابتذال در نظام اقتصادی از جایی نشات می گیرد که سیستم اقتصادی هدف وجودی خود را فراموش می کند و وارد ورطه بازی هایی می شود که تنها سود اندوزی هدف نهایی ش می شود.

در این بخش از مبحث لازم است به این اصل اشاره شود که نباید سود اندوزی را با کاپیتالیسم اشتباه گرفت زیرا برای راه اندازی هر بنگاهی و توسعه آن به خلق ثروت نیاز است و بخشی از این ثروت  باید در بنگاهها برای توسعه فناوری و پیشرفت سرمایه گذاری مجدد شود. سرمایه محرک اصلی تولید به حساب می آید. همانطوری که سرمایه محرک هر بنگاه اقتصادی است مصرف محرک اقتصاد است و عملا بدون مصرف بنای اقتصاد شکل نمی گیرد. تا آنجایی که اقتصاد برنامه های جاری برای تامین نیازهای بشری و تامین رفاه او را مدیریت می کند بسیار پسندیده است. حتی پا را اندکی از این مرز به سمتی فراتر می گذاریم که تئوری تحریک تقاضا را مطرح می کند. تئوری تحریک تقاضا دلالت بر برهه های تاریخی در فرهنگ هر جامعه دارد که می تواند به نوعی تقاضایی را برای دسته ای از محصولات فراهم کند. بازرگانان با آگاهی از این برهه های تاریخی برای جلب و جذب تقاضا بهره بردای می کنند. بدین معنی که با تبلیغ و تشویق مناسب تقاضای حاضر را به سمت برندهای مورد نظرش سوق می دهد. دراین میان تقاضای ایجاد شده در حول و حوش مصرفی است که باعث افزایش دور گردش اقتصاد می شود و از این میان بنگاههای اقتصادی رشد و توسعه یافته و مسببات ایجاد اشتغال و توزیع مناسب ثروت در جامعه فراهم می شود. مبحث تحریک تقاضا موضوع غریبی نیست. شاید صرفا تاکنون به آن فکر نکرده اید و روی این موضوع تمرکز نداشته اید و الا در کلاسهای بازاریابی همواره روی مباحث این تئوری بحث و تبادل نظر می شود. برای مثال عید نوروز در خاورمیانه یا فطر در بین بلاد اسلامی و یا عید هندی ها و عید چینی در جنوب  شرق آسیا و کریسمس در دی ماه از موارد جهانی قابل مثال هستند که برخی از این عید ها هم به واسطه گسترش جهانی سازی بدون مرزهای مشخصی در تعاملات و فرهنگ ملل وارد شده است. رویدادهایی مثل جام جهانی، المپیک و آغاز تعطیلات تابستانی برای شرکتهای توریستی همواره غنیمت شمره می شود. پیش از این ایام شرکتهای توریستی برنامه های خاصی برای مشتریان خود در قالب پکیچ های تورهای مسافرتی تدارک می بینند. حتی فروشندگان بازی های رایانه ای و تلویزیون ها جعبه های بازی تا تولیدکنندگان تیشرت و لباسهای ورزشی نیز از این رویداها متنفع می شوند. امروزه در کشور ما در حوالی محرم بازار عظیمی از جامه های سیاه منقش به خطاطی های خاص با عرض ارادات به خاندان ابا عبدالله حسین (ع) بازار بزرگی پیدا کرده است. همچنین امروزه شاهد آن هستیم که برخی گروههای بزرگ چند ملیتی با اختیار کردن گروههای فرهنگی در حال رویداد سازی هستند. جشنی مثل پوریم در غرب خاورمیانه از این دست است. برخی این رویدادها ریشه فرهنگی دارند و برخی ریشه های تاریخی. تمام این رویدادها صدالبته اگر ایجاد ارزش نکند، دیر یا زود از ذهن فرهنگی مردم اقوام و ملل پر خواهد کشید و فراموش خواهد شد. امروزه صحبت از جشنهای کابالا برای مردم دنیا مذحک و خنده آور است، حتی اگر کسانی سعی کنند پنهانی آن را حفظ کنند. کمتر کسی درباره مراسم های سرخ پوستی صحبت می کند. جشنهای دوهزار پانصد ساله هم خوب یا بد دیگر طرفداری ندارد. اما آنچه مهم است ارزشی است که بازرگانان و تولیدکنندگان به مصرف کننده می رسانند و برای رفاه و سلامت ایشان تلاش می کنند. همه ما با خرید در این ایام و حتی در تخفیف ها احساس رضایتی وصف ناشدنی از معامله ای که انجام داده ایم دریافت می کنیم بی آن که فکر کنیم زیاد خوردن آجیل و شیرینی در عید نوروز ممکن است بهترین بازار مصرف برای پزشکان فراهم آورد، بی آنکه اجبار و فشاری بر گروهی حادث شود، بی آنکه به این نکته فکر شود که اصل وجودی تقاضای ایجاد شده از کجاست. فقط و فقط به ارزشی که از تهیه کالایی خاص بدست می آید توجه می شود، بی آنکه توجهی به هزینه هایی شود که از حواشی هر خرید ممکن است به خریدار برگردد. همگی قبول کرده ایم که بخشی از هزینه های نگهداری اقلامی که خریداری می شود اجتناب ناپذیر است و برخی قبول کرده ایم که حتی باید در خرید و مصرف کالاهای حتی مضرر آزاد باشیم. وقتی مبادرت به خرید و مصرف سیگار می کنیم مطمئنا روزی اسیر بیماری شده و با خطرات ناشی از آن دست به گریبان خواهد شد. اما بد داستان آنجاست که سیستم اقتصادی بجای سوق دادن نیروهای خود به سمت خدمات موثر و مفید در جامعه به دنبال سوء استفاده از مصرف کننده برای موثر نشان دادن خود باشد. برای مثال آنجایی فاجعه خلق می شود که سیستم اقتصادی متواضعانه خود را موظف و مسئول بداند که برای هر پزشک فارق تحصیل شغل ایجاد کند در حالی که پشت پرده این داستان به جایی ختم می شود که هر پزشک برای راه اندازی کلینیک تقاضای بالقوه ای برای وام بانکی به وجود خواهد آمد. پا را کمی فراتر خواهیم گذاشت و نگاهی ژرف به چند لایه پشت قضیه خواهیم انداخت. به قولی آنچه همه در آیینه می بینند ولی ما در خشت خام می بینیم. توسعه بسیاری از خدمات در راستای رفاه و تعالی زندگی بشر اتفاق نمی افتد و یا در ایده و نطفه خفه می شود زیرا توسعه خدمات یا بهبود عملکرد و کیفیت کالاها باعث حذف برخی خدماتی می شود که در نهایت تقاضای موثری برای گروههای ذی نفوذ خاصی مانند بانکها داشته است. این اتفاق در آمریکا رخ داد و در دهه شصت تا هشتاد شهرداری نیویورک قصد داشت تمام تاکسی و اتوبوسرانی شهر را که تشکیل دهنده سیستم حمل و نقل شهر بودند را برقی نماید اما بواسطه نفوذ کارتل های نفتی که هدفشان کسب منافع از واردات و پالایش نفت بود، این اتفاق نیفتاد و شهر نیویورک بزرگترین وابسته واردات بنزین باقی ماند. این قبیل مثالها در جوامع مختلف بسیار و بسیار قابل مشاهده است. مخصوصا در حوزه بانکی که وابسته به توزیع وام است. در صورتی که بازار سهام را به عنوان رقیب بالقوه خود در عرصه تامین نهاده های مالی می یابد قصد خارج کردن این رقیب نو پا از صحنه را دارد. اینجاست رسالت و مسئولیت اجتماعی بنگاههای اقتصادی باید به داد مصرف کننده و حقوق مصرف کننده برسد. نگاه فرهنگی به مقوله های اقتصادی اجتماعی ضرورت بسیاری می یابد. اتفاق و حوادث بخشی از زندگی روزمره است و وجود پزشک و کلینیک پزشکی برای رسیدگی به این حوادث ضروری است و البته باید نگران نبود آن باشیم ولی تولید حادثه برای ایجاد کار و تقاضا در جهت سر پا نگاهداشتن خدمات از جمله آتش نشانی پزشکی و خدمات عمومی از این دست بیشتر ما را یاد افکار پلید ژانرهای وحشت می اندازد که مدیران پلید با هوش های سیاه پشت سیستم های عمومی در حال مدیریت هستند، مانند سیستم سهام و بورس که بایستی تامین کننده امنیت سرمایه گذاری خرد باشد. ولی در عین حال از بورس به عنوان منظری برای تامین مالی و کسر بودجه خود نگاه می کند و رسوایی بزرگ برای خود ببار می آورد. لزوم مدیریت صحیح اقتصادی و استفاده فعال و برنامه ریزی داینامیکی یا به عبارتی پویا مسلح به ابزار آینده پژوهی کارآمد در اینجا هویدا می شود. بعد از آن دیگر نیاز نیست نگران شغل پزشک بواسطه کاهش استفاده از خودرو و تصادفات باشیم. نیاز نیست به خاطر مخاطرات گروهی خاص کلیت سیستم را اقتصادی را فدا کنیم بلکه این سیستم اقتصادی و الزامات اجتماعی آن است که چراغ مسیر خواهد بود.

 

■ مجله انجمن- شماره 42


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز