در نمایش مناظره | دکتر مهدی شبروهی

در نمایش مناظره | دکتر مهدی شبروهی
 خرداد ۱۸, ۱۴۰۰  goroob online  دیدگاه , جامعه
در نمایش مناظره | دکتر مهدی شبروهی

در نمایش مناظره | دکتر مهدی شبروهی

پرنسیپ و بینش، دو شاخصه کلیدی یک مدیر که 7 نفر نداشتند

پرنسیپ که معادل معنایی آن به زبان عامه عبارت است از مقید بودن به آداب پسندیده گفتاری و رفتاری بر پایه نظم و ادب که از ارکان بایسته هر فرد در قلمرو حضور عمومی است و بنوعی جلوه های آن تلفیقی از زبان بدن و زبان سر می باشد.
این نمایش مناظره در تلویزیون که به زعم حکومت دارای قدرت فراخوان بوسعت کل کشور بوده است، اگرچه این وسعت از نظر جغرافیائی بر مبنای صحت است و از نظر مستمعین و مخاطب دارای شائبه تردید و فقط در حد ادعا معتبر است و سالیان درازی است که این رسانه، دارای اشتیاقات دیداری و استماعی نمی باشد، ولی به هر حال موید این نظر بوده است که علت به تصویر کشاندن مناظره، حضور در میدان داوری عموم و تحریک تمایل آنان به انتخاب و گزینش بوده است. اگرچه چنین پیامدی بوجود نیامده است زیرا همه 7 کاندیدای تایید شده و برگزیدگان نهایی از سیستم فیلترینگ استصوابی شورای نگهبان، فاقد بدیهیات نظام انتخاب و گزینش از منظر بسیاری از انتخاب کنندگان به معنی ظاهری ملت، به استناد آمار استخراجی از سوی نهادهای معتمد حکومت که حدود 70 درصد جمعیت حائز شرایط رای دادن را شامل میشود بوده است و در خوشبینانه ترین حالت 30 درصد جمعیت را در قاب خود قرار میدهد، بوده است. اما در میان همین جمعیت هم از اقبالی برخوردار نشده است، برای اینکه از ابتدای سخن و اظهار و یا به عبارتی توضیح نظرات خود بر اسب سرکش تندخویی و رکاکت در بیان و الفاظ نامانوس با حوصله ادب و نتیجتا با تعرض به حوزه شعور مخاطبین محدود سوار شدند و هر یک با نفی شدید و تمامیت آنچه که گذشته است، تصویری از قوالب فکری خود و رهیافتهایی امید بخش ارائه دادند که گویا این آقایان در تمام این چهل و دو سال در کشوری با قلمرو جغرافیایی محدود به مرزهای شناخته شده ایران حضور نداشته و هر یک از دیاری دوری و بعید، ساعتی قبل از مناظره وارد کشور شدند و با ویرانی این چنین برخورد کردند و بر دیگری آنگونه تاختند که به نظر می آمد با دشمنی غاصب در حال نبرد میهن دوستانه اند. یکی با یک اسکناس بر شاه کلید روحانی تاخت و آن دیگر مسافرکشی خود را محصول فساد دیگری دانست، کسی دیگر نداشتن اتومبیل شخصی را فخر خود و شرم واردات پورشه احمدی نژاد دانست، یکی بر مدرک دکتری نامعلوم خود بر کارنامه ششم ابتدایی آن دیگر شورش کرد و خلاصه هر یک با پتکی آهنین و اصابتی جانکاه به جان شعور گاها در امان مانده این ملت افتادند و نفهمیدند که آستانه حضور در پیشگاه ملت، بایسته رعایت پرنسیپ و آداب ظاهری حضور در جمعی به این وسعت است. اگرچه در تمام این مدت همینگونه بر صفحه خاطرات حضوری نابهنگام داشته اند.
بینش به تعبیر عام و بین الافواهی به سیستمی از نظام فکری و تدابیر اندیشه شده گفته میشود که یک فرد در مقام مدیر را از وضع موجود به وضع مطلوب هدایت و رهنمون میگردد و استلزامات دانش تابعی از متغیر بینش است و متکی شدن به دانش محض و صرفا کلاسیک و یا مستند سازی معرفت علمی، وجه لازم است اما کافی نیست. دنیای امروز پیش نیاز ترقی و رشد و تامین رفاه را در گرو فرآورده های بینش میداند و سپس اندوخته های دانشی و نه ذخایر معلوماتی را لوازم کسب نتیجه و رسیدن به هدف نهایی می شناسد. آنچه که تاکنون از حضور همه این کاندیداها در مناصب و مصادر امور تحت تصدی، میتوان درک و فهم نمود این واقعیت است که همه این آقایان در حوزه های مسئولیت مدیریتی خود جز انباشت زیان و ضرر و ناکامی استراتژیک، ذخیره دیگری نداشتند، چه آن فردی که با معدل 19 و خورده ای از رساله دکتری خود دفاع کرد و چه آن عزیز دیگری که بزعم کاندید دیگری کارنامه ششم ابتدایی داشت، آنچه که آقایان کاندیداها مرثیه غم و اندوه به فراغش میخواندند تا دیروز مداح و مدیحه سرای آن بودند. فساد، نتیجه تبعیض در اجرای عدالت بوده است. تورم، محصول افزایش نقدینگی و خلق بی دلیل پول به جهت تامین کسورات ناشی از اختلاس و دزدی پول و منابع پولی بوده است. فقر و بیکاری، ناشی از نابودی تولید صنعتی و توسعه دلالی و تجارت سوداگرانه بوده است. انحطاط اخلاقی، منبعث از تغییرات تنازلی شاخصه های منزلتی و ترجیحات تمکن و تمول نا مشروع بر تخصص و تعلیم و تعلم بوده است. ناامنی اجتماعی، به دلیل مصوبات قانونی مخرب و توسعه جرم انگاری بلاجهت و تضییقات ناموجه بر رفتارهای مجاز و مشروع انتخابی بوده است و… قس علیهذا.

پر واضح است که اگر بینش برای تعیین و تشخیص هدف در مسیر رشد و تعالی و ترقی و شکوفایی انسان مدار نداشته باشیم به دانش چندانی احتیاج نخواهیم داشت و اگر اصرار بر علم آموزی داریم، غایت آن ذخایر معلوماتی است نه دانش کاربردی و آن معلومات نیز استنادی است نه استنتاجی، حال یا مستند علمی را میتوان از میدان انقلاب با پول و تمول خرید و یا از دانشگاه های داخل و خارج با زور و تطمیع و نهایتا هر چه هست مستند است نه مجسم
حال که ما چنینیم… چرا در ادعا چنانیم.
النهایه این مناظره
نه اینکه بر میل و رغبت آن اندک قلیل نیافزود
بلکه بر، نه، این اکثر کثیر خواهد افزود.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز