حکام ما با مقوله حکمرانی خوب بیگانه اند

حکام ما با مقوله حکمرانی خوب بیگانه اند
 فروردین ۱۷, ۱۴۰۰  goroob online  اقتصاد , منتخب
حکام ما با مقوله حکمرانی خوب بیگانه اند

حکام ما با مقوله حکمرانی خوب بیگانه اند

یادداشتی از؛ دکتر محمود جام ساز؛ اقتصاددان

دولت آینده با مشکلات و چالش های بسیار زیاد و غیرقابل حلی مواجه خواهد بود زیرا سیاست گذاری های هشت ساله دولت روحانی استمرار سیاست های دولت های قبلی بود که به سبب ناکارآمدی و عدم آگاهی سیاسی و اقتصادی بسیاری از مسئولین و تصمیمات اشتباه شان، افزایش نامطلوب قیمتها را در پی داشت و در کنار آن با تحریم های حداکثری امریکا و خارج شدن ترامپ از برجام اقتصاد در یک نابسامانی غیرقابل تصوری فرورفت و اقتصاد کشور تخریب شد.
اما در سال جدید با توجه به کاهش درآمدهای نفتی اوضاع سخت تر می شود. با توجه به وابستگی کشور به درآمدهای نفتی در گذشته دولتها از اصلاح امور مالیاتی دور شدند و درآمدهای ارزی کشور هم اکنون به شدت محدود شده و زمانی که درآمدهای ارزی کم شود درآمدهای ریالی نیز کاهش خواهد یافت، مصارف بودجه ای دولت و بنگاه های فرادولتی نیز وضعیت سال بعد را مشکل تر کرده است.
این طور به نظر می رسد که دولت آینده حداقل باید برای سه سال وام های دریافتی دولت روحانی از صندوق توسعه ملی و اوراقی که به فروش رفته را بپردازد و درآمد آنچنانی هم به دلیل تحریم ها و عدم شروع مذاکرات و دستیابی به نتیجه قطعی- که به نفع اصحاب برجام باشد- پیش بینی نمی شود.
در این مدت دولت ایران با توجه به خروج امریکا از برجام از برخی از قوانین در برجام تخطی کرده و غنی سازی اورانیوم را بیشتر از اندازه مصوب کرده است. و اخیرا هم مقامات ایران گفته اند که تا ۶۰ درصد هم توان تولید را داریم. از سوی دیگر مسئله ساخت موشک های بالستیک و کروز و مسئله حقوق بشر ایران از سوی امریکا همچنان مطرح است و از جمله مواردی است که همواره به آن اشاره می کنند.
ضمن آنکه حمله اخیر امریکا به نیروهای نیابتی ایران در سوریه و اعلام آمادگی امریکا برای شروع مذاکرات و شرکت در ۵+۱ سیاست دو گانه ای است که امریکا در پیش گرفته و ایران هم تاکید دارد که امریکا باید تمامی نکات برجام را رعایت کند تا ما هم به تعهدات خود بازگردیم و این مسائل شروع مذاکرات را مشکل می کند.
بایدن به دنبال برجام قوی تری است و به نظر می رسد حتی اگر مذاکرات هم از سرگرفته شود باز هم تحریم ها به سادگی برداشته نخواهد شد زیرا این مذاکرات بسیار طولانی خواهد بود و مطالبی که از سوی آمریکا و به تبع ۴ کشور اروپایی مطرح می شود بسیار وسیع تر است که به مذاق ایران خوش نمی آید و نتیجه اینکه زمان مذاکرات بسیار طولانی خواهد شد که مسلما تطویل زمان بنفع اقتصاد کشور و مردم نخواهد بود.
با این وصف در سال ۱۴۰۰ نباید انتظار لغو تحریم ها و فروش نفت ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز را داشته باشیم چرا که واقعا مشخص نیست این گونه پیش بینی ها بر چه اساسی صورت گرفته! واقعا اینگونه نیست که برخی فکر می کردند تا ترامپ تغییر کند درهای اقتصاد جهان به روی ایران باز خواهد شد و همه تحریم ها لغو می شود. به نظر می رسد این موضوع نشان دهنده ناآگاهی از سیاست های جهانی و آرمان گرایی و توهمات برخی از سیاستگذاران است. اکنون ۷۵ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی گزارش می شود و باید دید این فرار مالیاتی از جانب کدام ارگان ها و نهادهاست؟ و چرا دولت توان اینکه از این شرکتها مالیات بگیرد را ندارد؟ مالیات بر مسکن و خودرو و درآمد بازیگران و وبلاگ نویسان هم که اخیرا تصویب شده چندان چشم گیر نخواهد بود اما موضوع مهم این است که همه افرادی که در این کشور مشغول فعالیت هستند باید مالیات بدهند و پرداخت مالیات نباید تنها محدود به کارگر و کارمند و اصناف و تولیدکنندگان کوچک و متوسط باشد.
هر چند گسترش طیف مؤدیان مالیاتی کار درستی است اما بنظر می رسد دولت در این زمینه با محدودیت هایی روبروست، در حالیکه‌ صدها شرکت زیرمجموعه حاکمیت هستند که یا مالیات نمی دهند و یا رقم بسیار کمتری را پرداخت می کنند و اگر دولت از این شرکت ها مالیات بیشتری اخذ کند می تواند آن را جایگزین درآمدهای نفتی نماید. ضمن اینکه دولت باید سیاست های خود در زمینه اقتصاد را تغییر دهد و بیشتر به بهداشت، آموزش و معیشت مردم و توسعه اقتصاد بپردازد چرا که دولت ها وظیفه اصلی شان حمایت از حقوق و منافع مردم است.
در بسیاری از کشورها یک فرد می تواند با پرداخت ۲۵ درصد از حقوق خود با اخذ وام های ۳۰ ساله و ارزان قیمت مسکن مورد نظر خود را تهیه کند. این در حالی است که امروز مسکن در ایران یک چالش جدی است و گاهی فرد تا ۸۰ درصد از دستمزد خود را باید بابت اجاره بها بپردازد. فردی که در ابتدای دوره دولت روحانی طی دوازده سال می توانست یک خانه خریداری کند اینک با این وضعیت اقتصادی مدت انتظار برای خانه دار شدن به ۱۳۰ سال رسیده است!

در شرایط کنونی در سبد معیشتی برخی قیمتها تا ۳۰۰ درصد هم رشد داشته اما تورم نقطه به نقطه را ۳۰ تا ۴۰ درصد عنوان می کنند که صحت آن در سبد مصرفی مردم احساس نمی شود. قیمت مرغ امروز به بیش از ۴۰ هزار تومان در هر کیلو رسیده و بسیاری از مردم مصرف مرغ و تخم مرغ را از سبد مصرفی شان خارج کرده اند و برای تامین زندگی شان به هر دری می زنند و برخی افراد چند شغله هستند و با شرایط سختی زندگی خود را می گذرانند، در حالی که خط فقر ۸ تا ۱۰ میلیون تومان مطرح می شود حقوق ها و درآمدهای کثیری از مردم‌ بین ۳ تا ۴ میلیون تومان است. البته برخی افراد هم هستند که حقوق های نجومی و بیش از ۵۰ میلیونی دریافت می کنند که اغلب مدیران شرکت های دولتی و بظاهر غیردولتی هستند اما بسیاری از مردم حقوق شان کفاف یک زندگی معمولی را هم نمی دهد و معیشت این افراد دستخوش چالش بزرگی شده و سوء تغذیه برای فرزندانشان ایجاد می کند که نتیجه آن تضعیف قوای جسمی و سلامت عقلی و دماغی آنان است که باید اداره کنندگان فردای کشور باشند.
سیاست اقتصادی دولت تنها آسیب به اقتصاد ایران نزده و محیط زیست و فرهنگ ما را هم رو به اضمحلال برده، در نتیجه دولت آینده با توجه به کمبود درآمد و محدود شدن صادرات غیرنفتی و قرار گرفتن ایران در انزوای سیاسی و ‌اقتصادی در تولید محصولات نیز با مشکل مواجه می شود و تورم نیز افزایشی خواهد بود.
این تورم بر دوش طبقات آسیب دیده تحمیل م یشود و لایه های فوقانی طبقه متوسط در حال سقوط به سمت پایین و خط فقر هستند. تنها راه این است که بودجه به گونه ای تنظیم شود که درآمدهای موهوم در آن منظور نشود و اصلاح نظام مالیاتی مطلوب صورت گیرد و طیف مؤدیان مالیاتی گسترش یابد.
از دولت آینده انتظار می رود جلوی اختلاس ها را بگیرد تا هر روز شاهد اتلاف منابع و ثروت ملی نباشیم. اکنون این سوال مطرح است که چرا قوا در این خصوص بر یکدیگر نظارت نمی کنند؟ این قوا درست است که از هم منفک هستند اما باید یکدیگر را ارزیابی و کنترل کنند تا قدرت در یکجا متمرکز نشود.
هدف بودجه باید تامین رفاه مردم با نگاه توسعه گرایانه باشد اما امروز رشد اقتصادی همچنان منفی و تورم دو رقمی است. تورم تا ۳ درصد در همه کشورها طبیعی و معمولی است. تورم از ۳ تا ۱۰ درصد خطرناک است اما از ۱۰ درصد به بالا اقتصاد رو به فرو پاشی است، تورم باید کنترل و نزولی شود و از طریق سیاست های درست پولی و مالی و اولویت منافع ملی بر مصالح ایدئولوژیک کشور اداره گردد.
آنچه مسلم است دولت آینده سال بسیار سختی را پیش رو دارد و امیدوارم دولتمردان واقعیات را درک کنند و عقلانیت و خردورزی را جایگزین واپس گرایی کرده و دغدغه شان نجات مملکت از این وضع اسفبار اقتصادی و تبعات اجنماعی آن باشد. وضعیتی که ایران سرافراز ما را سرافکنده کرده و کثیری از ایرانیان وطن دوست تحت انقیاد زور نامشروع چنان به انفعال کشانده شده اند که تنها به تامین معیشت روزمره اندیشه می کنند. سفله پروری چنان بخشی از فرهنگ فاخر ایرانی را تخریب کرده که برای دریافت یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی- که معادل حدود ۱/۸ دلار در ماه و کمتر از ۶ سنت در روز است- لحظه شماری می کنند. با این وصف اما در این مدت شاهد اعتراضات اجتماعی زیادی بودیم که روز به روز بر ظرفیت آن افزوده شده، چیزی نمانده که دیواره آستانه صبر و تحمل مردم فرو‌ ریزد. لذا اتفاقاتی که در سالهای ۱۳۹۶ یا ۱۳۹۸ رخ داد و اعتراضاتی که به صورت پراکنده در مورد مالباختگان موسسات مالی و بورس به وقوع پیوست و معضل کمبود حقوق معلمان و بازنشستگان و کارگران باید جدی گرفته شود.
این نکته حائز اهمیت است که مردم جنوب کشور واقعا در رنج هستند و در زلزله سر پل ذهاب هنوز خرابی ها سامان نیافته و در زلزله سی سخت هم مردم به همین سرنوشت دچار شدند و زندگی شان نابود شد. و یا مردم سیستان و بلوچستان واقعا مجبور به سوختبری برای امرار معاش هستند و نباید فراموش کرد که کولبران قاچاقچی نیستند و بسیاری از کولبران تحصیل کرده اند و از روی ناچاری و بیکاری که شغل و کارخانه ای در شهرشان نیست اقدام به کولبری می کنند. بر اساس گزارش ها نزدیک به ۳۵ میلیارد دلار در سال قاچاق از سوی قاچاقچیان حرفه ای در ایران انجام می شود و به گفته دبیر کل ناتو؛ آقای استو‌لنبرگ تنها ۲ دهم درصد قاچاق مربوط به کولبری است. حذف شغل غیر رسمی کولبری گلوله نیست ایجاد شغل است. این تکلیف دولت است که بر اساس اصل ۲۸ قانون اساسی امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل برای همه افراد فراهم آورد. از سوی دیگر اعتراض به نقض حقوق قانونی افراد حق مسلم آنان است اما پاسخ اعتراضات اعمال زور نامشروع نیست. دولت باید پاسخگو باشد.

امروز می بینیم مردم دیگر به دولتها اعتمادی ندارند اما در مقابل در رسانه ها سیاست مداران ما با افتخار از موفقیت هایشان دم میزنند. در حالی که ایران با این وسعت سرزمین و تعداد جمعیت و سرمایه های اجتماعی می توانست به عنوان ۵ کشور برتر در جهان محسوب شود، در حال حاضر به این فلاکت افتاده
که از ۲۵ کاردار تجاری در کشورهای مختلف تنها ۲ کاردار تجاری در عراق و افغانستان باقی مانده است و در حالی که پول ایران زمانی جزء ۵ ارز معتبر جهان روا در دنیا بود امروز ریال ایران از افغانی و دینار عراق پایین تر شده است. این اتفاقات نتیجه سیاست گذاری های دولت هاست و تحریم ها تنها بهانه ای است برای پوشاندن ضعف عملکردشان، این در حالی است که دولتها طی این سالها می توانستند با وجود این تحریم ها با اتکاء حکمرانی خوب کشور را بهتر اداره کنند اما متاسفانه حکام ما با مقوله حکمرانی خوب بیگانه اند زیرا یا رموز و فنون آن را نمی دانند و فاقد علم سیاست اند و یا طبع طماع و ثروت اندوزی، اکثر آنان را بفساد کشانده و منافع و مصالح ملی را فدای مطامع شخصی و گروهی خود نموده اند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین