حاکمان شهر چه سیاست هایی در دست اجرا دارند؟

حاکمان شهر چه سیاست هایی در دست اجرا دارند؟
 آبان ۱۵, ۱۳۹۹  goroob online  دیدگاه , گزارش
حاکمان شهر چه سیاست هایی در دست اجرا دارند؟

حاکمان شهر چه سیاست هایی در دست اجرا دارند؟

چندی پیش بحثی در رابطه با گسل های تبریز و احتمال زلزله، در صحن شورای شهر مطرح گردید که به خاطر حساسیت افکار عمومی، موج هایی را در سطح خبری ایجاد نمود. بر همین اساس مجله «انجمن» در نظر گرفت که در این رابطه نشستی را برگزار کرده تا این موضوع را در دو حوزه عمومی و تخصصی به بحث بگذارد. در ابتدا ترتیب یک میزگرد با افراد مختلف درنظر گرفته شد و بر همین اساس از افراد مختلفی دعوت گردید. متاسفانه برخی از اعضای شورای شهر به بهانه های مختلف- اما در واقع به خاطر گریز از فشار افکار عمومی- این دعوت را رد کردند. مدیریت بحران شهرداری تبریز و مدیر کل پدافند غیر عامل استانداری نیز- علیرغم اینکه مقرر بود حضور یابند- با واسطه هایی خبر عدم حضور خود را رساندند!
به هر حال این میزگرد با حضور سه کارشناس برگزار گردید. دکتر بهروز ساری صراف، استاد گروه آب و هواشناسی دانشگاه تبریز- دکتر محمد حسین رضایی مقدم، استاد گروه ژئومورفولوژی دانشگاه تبریز- و دکتر علیلو، استاد دانشگاه و عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان استان در رشته شهرسازی، برگزار گردید.
آنچه از گفته ها برمی آید متاسفانه عملا هیچ اقدام چشمگیری در زمینه رفع چنین بحرانهایی- اگر هم اندیشیده شده باشد- تدارک دیده نشده است، مخصوصا اینکه سیستم شهرسازی تبریز بارها آسیب پذیری خود را در شرایط مختلف نه چندان جدی، نشان داده است.
در ادامه گزارش این نشست را می خوانید:

– جناب آقای دکتر صراف، در ابتدا بفرمایید آیا مطرح کردن بحث های تخصصی مانند زلزله، در میان عموم مردم چه پیامدهایی دارد؟

دکتر صراف: بحث در مورد مسائل اکوسیستم و محیط زیستی مانند زلزله، سیل و همچنین بحث در باره دریاچه ارومیه و مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی همگی به شورا مربوط می شود چرا که در شورا تمام تفکرات مربوط به شهر دخیل می باشند. بنابراین مطرح کردن چنین مسائلی مشکل ندارد ولی شاید در شرایط کنونی- که مسائل سیاسی و اقتصادی در اولویت قرار دارند- طرح این مسئله به تاخیر می افتاد، بهتر بود. ولی با این همه بایستی این مسائل گفته شوند؛ برای مثال اگر هم اکنون به مسئله آلودگی محیط زیست و یا دریاچه ارومیه ا رسیدگی نشود پس چه زمانی برای رسیدگی به این مسئله مهم مناسب خواهد بود؟! در نتیجه در شورای شهر که نمایندگان مردم حضور دارند باید به این گونه مسائل رسیدگی شود ولی اشخاصی که در این موارد تخصصی اظهار نظر می کنند بایستی دارای شاخص هایی باشند. پس شورای شهر باید میزبان و پاسخگوی افرادی باشد که دغدغه زیست محیطی دارند. در حال حاضر که دمای کره زمین 3 درجه بیشتر شده و میزان بارش ها کمتر گردیده و ما با مشکل جدی به خطر افتادن محیط زیست روبه رو هستیم برای رفع این مشکلات یک نگاه حاکمیتی لازم و ضروری است، اما در شورای شهر یک نگاه مشورتی حاکم است که بیشتر می تواند به راه حل این مشکلات منجر شود.

– به نظر می رسد که در این گونه موارد باید عموم مردم نیز آگاهی یابند تا شاید فشار افکار عمومی بتواند کاری از پیش ببرد، پس مطرح کردن این گونه چالش ها در بین عموم مردم می تواند کمکی نیز به حل آن بکند؟

دکتر علیلو: به نظر من طرح این موضوعات ضروری و لازم است، برای مثال در مورد زلزله بارها متخصصان و کارشناسان هشدار داده اند هر چند خیلی سخت است که کسی مدعی شود که کدام روز زلزله اتفاق می افتد ولی زلزله یک امر طبیعی است و احتمال اینکه رخ خواهد داد زیاد است و جنان که تاکنون اتفاق افتاده است. واقعیت این است که مردم ما به برخی از مسائل نگاه ساده انگارانه ای دارند. باید به مردم آگاهی و اطلاعات لازم داده شود تا بلکه جدی تر به این مسئله نگاه کرده و آمادگی لازم را از هر نظر داشته باشند.

دکتر رضایی: در مورد شورای شهر به نظر می رسد که هر زمان که در صحن شورا موضوعی برای بررسی مطرح نباشد، به صورت ادواری به این گونه موارد پرداخته می شود. البته امسال پیش زمینه مطرح شدن این موضوع از رانش زمین در منطقه باغمیشه شروع شد و این سؤال پیش آمد که چرا شهرسازی ما به سمت قسمت های زلزله خیز و گسل ها پیش رفته است! در این زمینه اظهار نظرهای متعددی شده است و حتی این مسائل را به این امر ربط می دهند که زلزله های اخیر موجب تحریک گسل و باعث رانش زمین شده است. در این میان در برخی از نهادها و سازمان ها نیز برخی از کارشناس ها و اظهارنظرهایی می نمایند که بیشتر قصد دارند در کانون توجه قرار بگیرند. در تهران هم همین طور است. مثلا بعد از زلزله های اخیر بحث های زیادی به وجود آمد که اگر این اتفاق در شهرهای بزرگی چون تهران یا تبریز روی بدهد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این امر تبدیل به موضوعی می شود که مدتها می توان در شورا بر روی آن بحث کرد، در واقع شوراها در قبال گسترش شهر به سمت گسل ها مسئول هستند.

– با توجه به اظهارات مطرح شده در صحن علنی شورا توسط یکی از کارشناسان سازمان زمین شناسی، طبق مطالعات انجام گرفته تحرکات 25 سال اخیر بر روی گسل های تبریز پیش بینی شده است که کوه عون بن علی به ارتفاع یک متر و به عرض 4 متر جابجا خواهد شد. این موضوع تا چه حد بر اساس پایه های علمی بیان شده است؟

دکتر صراف: البته طول و عرض و خط گسل کاملا مشخص است ولی از لحاظ فنی تاکنون حتی دانشگاه های بزرگ دنیا و مراکز تحقیقاتی ژئوفیزیک نیز نتوانسته اند این گونه موارد را به طور دقیق پیش بینی کنند. مطرح شدن این موضوع در مورد کوه عون بن علی بسیار اغراق آمیز است و باید ابزار سنجش به حدی قوی باشد که بتوان چنین ادعایی را نمود.

– با توجه تاریخ زلزله های تبریز، آیا نمی توان چنین رویدادی را پیش بینی نمود؟

دکتر صراف: زمین لرزه ها معمولا از طریق جابجایی زمین مشخص می شوند ولی تاکنون ابزار سنجشی دقیقی برای پیش بینی آن وجود نداشته و فقط برخی کلی گویی ها بیان شده است. البته در این بیانات به مستندات تاریخی استناد شده است. زمانی که می گویند بر اساس زلزله های 25 سال اخیر، یعنی به تاریخ مراجعه می کنند. برای مثال چند سال پیش در زلزله اردبیل آب های زیر زمینی گرم شده بودند و ما می توانستیم طبق همین تجربه گرم شدن آب های زیر زمینی سراب و میانه را شاخص قرار دهیم. در این مطالعات به تکنولوژی یا متدولوژی خاصی اشاره نشده است و این کلی گویی ها موارد علمی این چنینی را مسئله دار می کند.

– جناب آقای علیلو، با توجه به این که شما در سازمان نظام مهندسی ساختمان حضور دارید در مورد سازه های ساختمانی چه نظری دارید؟ چرا که طبق اظهارات مطرح شده در پیش بینی های زلزله احتمالی، زمین هم به صورت عمودی و هم افقی جابجا خواهد شد که در این صورت هیچ سازه ای تاب مقاومت نخواهد داشت؟

دکتر علیلو: با توجه به اینکه رفتارهای سازه ای در ساختمانها بسیار مهم است، بنابراین بهتر است در این زمینه مهندسین سازه و ژئوتکنیک پاسخ دهند. لازم به توضیح است که نظام مهندسی ساختمان دارای هفت رشته از جمله شهر سازی، عمران، معماری برق، مکانیک، نقشه برداری و ترافیک است که این هفت رشته با هم یک شهر را می سازند و ضرورت دارد که جایگاه این سازمان و رشته های هفتگانه آن بر جامعه تبیین گردد و رسانه های می توانند در این زمینه جهت آگاهی مردم و شهروندان نقش موثری ایفا کنند. اگر ما به تبریز و منطقه شمال آن تمرکز کنیم ساختمان ها دو قسمت هستند، یک قسمت ساختمان هایی هستند که دارای طراحی می باشند و نظام مهندسی در ساخت آنها دخیل بوده، و یک قسمت دیگر هم ساختمان هایی هستند که به صورت غیرمجاز و غیرفنی و بدون توجه به ضوابط و مقررات فنی ساخته شده اند. بنابراین هر کدام از این ها را بایستی به صورت جداگانه بررسی کنیم. در حالت کلی ساختمان هایی که طراحی می شوند بهتر است در مناطق زلزله روی پی های بتنی و به ویژه مسلح احداث شوند و اگر چنین شود انتظار می رود که احتمال آسیب ساختمان کاهش یاید. ولی این امر در مورد ساختمانهایی که به صورت غیر فنی ساخته می شوند احتمال خطر در تمامی ایام و به ویژه به هنگام وقوع زلزله بیشتر خواهد. ولی در مورد آسیب پذیری ساختمان به هنگام وقوع زلزله ضریب اطمینان به میزان ریشتری که ساختمان نسبت به آن طراحی شده است بستگی دارد و هر چند احتمال آسیب پذیری و تخریب ساختمان نیز در ریشتر های بالای زلزله حتمی و فقط انتظار این است که خسارت کمتر ایجاد شده و جان مردم را نگه دارد. از نظر شهرسازی مکان یابی ساختمانها بسته به نوع کاربری آن ساختمان حایز اهمیت است. هر چند امروزه شاهد هستیم که ساختمان مرکز تجارت جهانی در دامنه شمالی کوی ولیعصر صرفا با نگاه سازه ای و پایداری سازی شهرک ساخته شده است و از نظر شهرسازی و نظام محله بندی، مکانی نامناسب می باشد.
در بحث شهرسازی ما بسیار غافل مانده ایم. ملاک عمل در ساختمان سازی مقررات فنی سازمان نظام مهندسی و به ویژه آیین نامه 2800 است. در این آیین نامه ها فقط به تک ساختمان ها اهمیت داده اند طوری که در میان تدوین کنندگان این آیین نامه، فرد متخصص شهرسازی و ترافیک حضور ندارند تا مکان بناها نیز از نظر شهرسازی مورد تاکید قرار گیرد.
بالاخره زلزله همیشه با خود آسیب به دنبال دارد و اگر زلزله ها در کانون شهرها اتفاق بیافتد آسیب ها طبیعتا چند برابر خواهد شد. خوشبختانه تاکنون زلزله هایی که کانون آن با مرکزیت شهر اتفاق بیافتد کم بوده است ولی زلزله بم متاسفانه در 4 کیلومتری شهر بم روی داده بود، اگر زمین لرزه با همین ریشتر در تبریز به وقوع بپیوندد فاجعه بسیار بزرگی پیش روی ما خواهد بود در حالی که اکثر ساختمان های بَم خشتی بوده و در جا فرو ریخته بودند که با این وضع نزدیک به 30 هزار نفر جان خود را از دست دادند.

– در بحث توسعه شهری، تبریز به سمت شمالی توسعه می یابد که بر روی گسل قرار گرفته است، در حالی که جنوب شهر بیشتر مستعد شهرسازی است که از نظرها غافل مانده است. جالب اینجاست که مناطق شمالی شهر با توجه به آسیب پذیر بودن خود از لحاظ زمین لرزه، از لحاظ ریالی هم ارزش بیشتری دارند. چه سیاست هایی این مسئله را ایجاب می کند؟

دکتر رضایی: ابتدا به تاریخچه فعالیت های گسل ها اشاره می کنم و بعد از بررسی مشخص خواهد شد که آیا این تصور درست است یا نه! تاکنون حدود 10 زلزله بزرگ در تبریز ثبت شده که فاصله زمانی هر کدام از آنها حدود 200 سال است. آخرین زلزله بزرگ تبریز مربوط به سال 1786 میلادی است و شاید بر همین اساس است که برخی از کارشناسان پیش بینی می کنند که به زودی در تبریز زلزله ای به وقوع خواهد پیوست. البته این 10 زلزله بعضی اوقات فاصله کمی از هم داشتند و بعضی ها فاصله زمانی زیادی باهم داشتند اما در هر حال پتانسیل این زمین لرزه ها در حدود بزرگای 5/6 تا 7 بوده است، بنابراین اگر ما منتظر یک زلزله از این گسل باشیم حدودا به بزرگای 5/6 یا 7 خواهد بود ولی با این همه هیچ گاه نمی شود زلزله را پیش بینی کرد و پیشرفته ترین دستگاه ها هم فقط 10 ثانیه قبل از زلزله آن را نشان می دهند. البته در تهران در اطراف گسل های مهم GPS نصب کرده اند تا تغییرات ایجاد شده را ثبت کنند و این نقاط ثبت شده تغییرات ایجاد شده را نشان می دهد. در مورد شهر تبریز هم می توان گفت که 15 الی 20 گسل فرعی در اطراف گسل اصلی وجود دارد. امتداد گسل اصلی روباز در حدود 100 کیلومتر برآورد شده است که البته امتداد آن بیش از این می باشد و تا کشور ترکیه کشیده می شود. از طرف دیگر هم این گسل تا زنجان ادامه می یابد. گسلی که در زنجان است پوشیده است ولی گسل تبریز رو باز است. حال گسل تبریز در قسمت شمالی تبریز واقع شده است و یک زمانی علی رغم آگاه بودن از این حقیقت، شهرسازی های متعددی در این قسمت ها انجام گرفته است، شاید یکی از دلایل این است که این منطقه رو به آفتاب است و دریافت انرژی از این سطح بهتر است. به هر حال وقتی گسل تبریز به صوفیان می رسد به دو شاخه تقسیم می شود. گسل تبریز در این قسمت راستگرد است و راستگرد بودن آن موجب افزایش پتانسیل زلزله خیزی آن در آینده می شود، پس اگر قرار باشد زلزله بزرگی رخ دهد در منطقه صوفیان خواهد بود، ولی با این حال نمی شود پیش بینی کرد. اما با توجه به مطالعات انجام گرفته در کل دنیا، شدیدترین زلزله ها در گسل های سه گانه رخ می دهند یعنی سه گسل در یک نقطه تلاقی می یابند و در آنجا به سه شاخه تقسیم می شوند مخصوصا زمانی که فشار یکی از گسل ها بیشتر باشد. اما در مورد این که منطقه جنوبی تبریز برای توسعه شهری بهتر است باید بگویم که شاید به لحاظ نسبی و نوع جنس لیتولوژی مرغوب باشد چرا که از لحاظ لیتولوژیک شهری منطقه ولیعصر در بخش مرکزی شرق تبریز وضعیت بسیار بدی دارد و روی خاک مارن (گونه ای خاک دارای 35 تا 65 درصد رس و همین مقدار کربنات است) قرار گرفته است. اما اگر در آینده گسلی تحریک شود و یا جابجایی در آنها صورت بگیرد از لحاظ ضریب امنیت سیستم گازی مطمئن هستیم که مشکلی به وجود نمی آید چرا که خط لوله های گاز مشکلی ندارند. ولی اگر از طریق لوله های آب به خاک مارن آب وارد شود احتمال رانش زمین وجود خواهد داشت، البته در ساخت و سازهای جدید 10 الی 12 متر شمع کوبی صورت گرفته و این ساختمان ها دارای ضریب اطمینان بالاتری هستند. در ساختمان هایی که شمع کوبی انجام گرفته- مانند ساختمان های ژاپن- در زلزله خم می شوند و در نتیجه در آنها تخریب صورت نمی گیرد.

دکتر علیلو: آیا به لحاظ تئوریک توصیه می کنید که توسعه شهری به سمت منطقه جنوب تبریز پیش برود؟

دکتر رضایی: بله من شخصاً مسکنی که انتخاب کرده ام در منطقه شاه گلی تبریز است. این منطقه از لحاظ لیتولوژیکی ولکانی سنتر هستند و علی رغم رسوبی بودن، پدیده نشست در آنها محدود است. در بخش شرقی تبریز که خاک آن بیشتر گچی است از دیدگاه ژئوتکنیکی رفتار مکانیکی آن نیز می تواند دچار مشکل شود. اما در مسیر باغمیشه چند منطقه از جمله شهرک رشدیه وجود دارد که بر روی سنگ هستند یعنی روی لایه رسوبی سنگ قرار گرفته اند و می توان این اطمینان را حاصل کرد که با وجود این که این منطقه به گسل نزدیک تر است، مقاومت ساختمانی آنها از ساختمان های موجود در ولیعصر بیشتر است. از لحاظ گسل های فرعی هم باید گفت که ما گسل های ریز یا پَر گسل بسیار زیادی داریم و میلیون ها پر گسل در سطح شهر پراکنده است و خود شهر تبریز یک چاله تکتونیکی است یعنی رسوبات دوران چهارم در آن شکسته و نشسته است که نشان دهنده این است که با هر فعالیت گسل تبریز بخش های دیگر هم جابجا و تحریک شده اند. در نتیجه نمی توان گفت که اگر ما به سمت جنوب شهرسازی می کردیم صددرصد در امنیت بودیم. البته سطحی بودن و عمقی بودن کانون زلزله نیز در این مورد بی تاثیر نخواهد بود و هر چه قدر عمق کمتر یا بزرگای کمتری باشد آسیب تخریبی بیشتری نسبت به عمق بیشتر با بزرگای بیشتر خواهد داشت.

دکتر صراف: شهر یک مقوله چند وجهی است و یک شهر فقط از جانب زلزله تهدید نمی شود، تمام عواملی که سلامت شهروندان را به خطر می اندازند تهدید به حساب می آیند. برای مثال در منطقه خاوران که جدیدا هم شهرسازی به آن سمت می رود بحث زمین لرزه وجود ندارد ولی انهدام آب ها و قنات و آب های کشاورزی وجود دارد. تکنولوژی می تواند در مقابل تکان های زمین کاری از پیش ببرد ولی نمی تواند خاک و یا آب تولید کند. من قصد دارم به قول یکی از نمایندگان شهر وارد سیاست گذاری های کلان در رابطه با توسعه شهر بشوم. افزایش جمعیت بی رویه منجر به شهرسازی و توسعه شهری بی رویه و در نتیجه انهدام بی رویه خاک و مراتع کشاورزی و در نتیجه انهدام تالاب های رودخانه ای می شود و مانند یک دومینو تا آخر ادامه دارد و یکی خراب بشود همه منابع طبیعی خراب خواهند شد. مسئله آب و کمبود آن یکی از بحران های اخیر است که بعدها در این مورد بیشتر خواهیم شنید. شورای شهر محل تدبیر و اندیشیدن در باره این گونه موارد است ولی دچار سیاست زدگی شده است. در واقع مسائل انسانی قابل مهارتر از مسائل طبیعی است چرا که شاید بتوان با هر دشمن انسانی روی کاغذ به تفاهم و سازش رسید ولی با مسائل طبیعی مانند بی آبی، طوفان شن، تصاعد گاز متان و فروچاله ها نمی توان سازش کرد.

– تبریز از لحاظ زمین شناسی به صورت یک کاسه است که در بین دو گسل وجود دارد، عمق آب های سطحی نیز در تبریز بالاتر است بدین لحاظ برخی کارشناسان اظهار می کنند که اگر زلزله ای در این شهر رخ دهد به دلیل سطح بالای آب های زیر زمینی رانش اتفاق می افتد و دیگر بحث مقاوم سازی ساختمان ها در این زمینه مطرح نخواهد شد. آیا از لحاظ شهرسازی این دیدگاه درست است؟

دکتر علیلو: در واقع یک شهر در یک فضای کالبدی شکل یافته است. در حال حاضر ما فقط به ساختمان ها توجه می کنیم و از خود شهر غافل مانده ایم. در واقع وزارت راه و شهرسازی باید مدافع شهرساز باشند. از نظر شهرسازی هر کاربری باید در مکان مناسب خود قرار گیرد و شرایط فیزیکی زمین در این زمینه بسیار اهمیت دارد و زمین هایی که از نظر زمین شناسی مناسب نیستند نباید برای شهرسازی انتخاب شوند. به عنوان مثال در اولین طرح جامع تبریز منطقه ولیعصر و بخش های شمالی تبریز به عنوان توسعه پیشنهاد نشده است ولی بعدا بنا به دلایل شاید اقتصادی و دسترسی به زمین، این مکان ها در توسعه شهری به صورت لکه های جداگانه آورده شده است و طرح جامع بعدی شهر مجبورا در داخل طرح جامع وارد نموده است.
اگر بخواهیم آسیب پذیری ساختمان ها را کم کنیم باید از منظر شهرسازی به این مسئله نگاه کنیم. انواع کاربری های در پهنه این شهر قرار گرفته اند بافت شهر از نظر فشردگی و پراکندگی حائز اهمیت می باشد و تراکم های ساختمانی مهم هستند. مثلا در منطقه ملازینال، با بحث فشردگی بافت شهری مواجه بودیم، یعنی فضای باز مناسب میان بناها وجود ندارد . و در دهه های اخیر با توجه به ترزیق وام های بافت فرسوده این بناها بدون توجه به اصول شهرسازی صرفا از نظر استحکام بنا و مقاوم سازی شده اند و مکان این بناها از نظر شرایط فیزیکی زمین چندان مناسب نبوده و اینکه چقدر در مقابل زلزله رانش اتفاق نخواهد شد باید متخصصان ژئوتکنیک پاسخ دهند ولی آنچه که از نظر شهرسازی واضح است نبود فضای باز در اینگونه بافت های می باشد . و یکی دیگر از مواردی که امروزه حایز اهمیت است تعریف بافت فرسوده است و برای اینگونه بافت ها شاخص های یکسان تعریف نموده اند که به نظر درست نیست چرا که بافت حاشیه و بافت سنتی قدیم با همدیگر تفاوت بیشتری دارند. مثلا در بافت حاشیه ممکن است بنا تازه باشد ولی مصالح به کار رفته غیر فنی و نادرست و بی دوام باشد و مساحت قطعه خیلی کوچک باشد، در حالی که در بافت قدیم هر چند بنا فرسوده است ولی از شرایط متفاوتی برخوردار می باشد. بنابراین مقاوم سازی در این موارد متفاوت خواهد بود. ولی در ساختمان سازی به اصول شهرسازی بر می گردم. از نظر شهرسازی و معماری نوع ساختمان ها را به چند رده تقسیم کرده اند که شامل ساختمان های با اهمیت خیلی زیاد، ساختمان هایی با اهمیت زیاد، ساختمان های با اهمیت و ساختمان های کم اهمیت که همه این موارد در بحث زلزله اهمیت دارند. و ضرورت دارد در مکان یابی تمامی ساختمانها با توجه به کاربری آنها توجه بیشتری صورت پذیرد.

– طبق یکی از مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری، در پهنه گسل بلند مرتبه سازی مخصوصا در تبریز ممنوع است و این آیین نامه نشان می دهد که مخصوصا در منطقه شهرک رشدیه این مورد رعایت نشده و حتی تا خود منطقه عون بن علی نیز رپیش فته است. شما به این مسئله چه نگاهی دارید؟ حریم بلند مرتبه سازی در اطراف گسل تا چه اندازه ای باید رعایت شود؟

دکتر رضایی: همانطور که قبلا هم اشاره کردم در گسل های فرعی تبریز جابجایی های شدیدی نشان داده شده و تغییرات و بریدگی هایی که در آبرف های جوان یعنی کواترمی ها از خود نشان داده اند کم نبوده است. بنابراین احتمالا در اصول شهرسازی حداقل فاصله یک تا دو کیلومتر را بایستی در نظر بگیرند. به نظر من در شهر تبریز- که گسل اصلی و مهم کشور در آن قرار دارد- حریم امنی وجود ندارد و اگر شیب سطح گسل را هم در نظر بگیریم هیچ گاه از خود سطح گسل کانون زلزله به وجود نمی آید و شاید در یک کیلومتری گسل این کانون قرار بگیرد. پس نمی توان گفت که اگر منطقه ای بر روی خط گسل باشد زلزله در آنجا شدت بیشتری دارد ولی اگر در خود خط گسل جابجایی ایجاد شود می توان اظهار کرد که خطر در آن قسمت به لحاظ تغییر ارتفاعی بیشتر است اما از لحاظ امواج نمی توان اظهار نظر کرد که ساختمان ها چند کیلومتر از خط گسل فاصله داشته باشند. همچنین در ساختمان های بلند مرتبه نوع پی مهمتر از این است که ساختمان ها تا چه اندازه با گسل فاصله داشته باشند و این که پی از لحاظ ایتولوژیکی روی چه نوع خاک یا زمینی قرار بگیرد اهمیت دارد. به نظر من فاصله تاثیر چندانی ندارد. ما هرچه به کانون نزدیک می شویم نوع امواجی که تاثیر خواهند گذاشت تغییر می یابد به فرض اگر کانون سطحی تر باشد و امواج به صورت P و S آزاد شوند چون این دو به هم نزدیک هستند قبل از این که به نوسانات اصلی خود برسند از منطقه رد خواهند شد. پس صرفا نزدیکی به کانون بر اساس بزرگای زلزله قابل تعریف است. برای مثال اگر کانون نزدیک باشد و زلزله به بزرگای بیش از 7 باشد تاثیرگذار خواهد بود ولی هرچه فاصله زیاد بشود امواج P از یک طرف رد شود امواج S می تواند تاثیر شدیدتری بگذارد و آثار تخریبی زیادی به بار آورد و اگر از نظر لیتولوژیکی زمین هم سست باشد امواج S است که تخریب های شدیدی به وجود می آورد. اگر در زلزله های اخیر مانند ورزقان و سراب و میانه توجه کنید قبل از زلزله یک صدا آمده و در فاصله زمانی چند ثانیه احساس شده که یک موجی می آید. این موج که بعدا می آید همان امواج S است که اگر در یک زلزله شدید نزدیک کانون باشیم همین امواج بیشترین تاثیر را خواهند گذاشت چون می تواند به صورت عرضی تمام لیتولوژی های مسیر را جابجا کند.

– آقای دکتر صراف در ابتدای بحث شما در رابطه با عدم امکان پیش بینی زلزله مطالبی را بیان کردید که البته از نظر علمی نیز صحیح می باشند، اما آقای اسماعیلی در صحن شورا به چند مورد اشاره کرده بود که از آن جمله می توان به پژوهش بر روی روش های پیش نشانه گری زلزله، رصد شبانه روزی عواملی همچون مقاومت الکتریکی زمین، پایش گاز های محلول در آب های زیرسطحی و حتی به گسل حجاز اشاره کرده بود که هر سال دو سانتی متر به سمت ایران پیش روی می کند و عامل بیشتر زلزله های ایران می باشد. با توجه به 10 زلزله بزرگ تبریز و وجود جابجایی های گسل و موارد دخیل دیگر، اگر زلزله ای در تبریز روی دهد از نظر کارشناسی چه شمایی می توانید ارائه دهید؟ چه تصوری از این رویداد دارید؟

دکتر صراف: البته پلیت (صفحه) عربی مستقیما با گسل تبریز کاری ندارد و در امتداد گسل زاگرس قرار می گیرد. خطرات نسبت به عواملی همچون توجه به شهرسازی و فرهنگ و عدم نظارت، شهر را تهدید می کنند. برای مثال اگر سیلابی رخ دهد می توان آن را کنترل کرد فقط باید بسترهای لازم را فراهم کرد، زلزله هم همینطور است ما باید بسترها را فراهم کنیم. در زلزله بم حدود 40 هزار نفر جان خود را از دست دادند در حالی که همین شدت زلزله با فاصله کمی در ژاپن رخ داده بود و تنها چهار نفر جان خود را از دست داده بودند. در واقع طبیعت همان طبیعت است ولی در ایران به دلیل عدم نظارت ها، فرهنگ شهری و برخی آسان گیری ها و غیرقانونی ها موجب شد ما به ازای یک نفر در ژاپن 10 هزار نفر در ایران از دست بدهیم. ما باید به مدیریت ها و نظارت ها توجه کنیم. سوال این است که در برابر مقاوم سازی شهری، حاکمان شهر چه تدابیر و سیاست هایی را در دست تهیه و اجرا دارند؟ با توجه به این که تعداد حاشیه نشینان در شهر رو به افزایش است و جان این افراد بی دفاع در خطر می باشد چه کارهایی را انجام داده اند؟ افرادی که در مناطق باغمیشه و یا ولیعصر زندگی می کنند خودشان با سرمایه شخصی می توانند ساختمان هایشان را مقاوم سازی کنند ولی در قسمت های حاشیه ای، آیا حکمرانان شهری کاری از پیش برده اند و یا می خواهند که تقصیرها را به گردن مردم بیندازند؟ حقیقت این است که مردم توان مقابله با مشکلات زیست محیطی را ندارند و باید یک قانون و یا آیین نامه ای باشد و شورای شهر هم مدیریت و نظارت نماید. بعد از باغمیشه و ولیعصر، شهرک ارم نیز بر روی گسل قرار دارد و باید به مسائل آن توجه شود.

– با در نظر گرفتن این که عمده ترین مشکل در مورد حاشیه نشینان و حاشیه نشینی است چرا که این اراضی روی گسل قرار دارند. حتی بر اساس آمار ما 44 هکتار بافت فرسوده داریم و جان بیش از 400 هزار نفر در این مناطق در خطر است. از منظر توسعه شهری نظر شما چیست؟

دکتر علیلو: مناطق حاشیه ای تبریز در دهه های اخیر به ویژه بعد از انقلاب متاسفانه رشد کرده اند و با یک نگاه کاملا متوجه هستیم که اصول شهرسازی و ساختمان سازی رعایت نشده است. آنچه که مهم است اینکه در این مناطق اندازه قطعات ریزدانه می باشند و به علت فشردگی بافت و نبود فضای باز در زمان وقوع زلزله وضعیت حادتر می گردد . چرا که فضا برای مدیریت بحران چندان وجود ندارد. در سالهای اخیر وام های بافت فرسوده منجر به آن شده است که مقاوم سازی درجا انجام پذیرد و اصول شهرسازی از نظر نفوذ پذیری و فضاهای باز شهری توجه نشده و تراکم ساختمانی نیز بالا رفته است.
به دلیل قرار گرفتن این منطقه در همجواری خط گسل خانه ها به جای دیگری انتقال یابند ولی به دلیل مشکلات فرهنگی این امکان به وجود نیامد. من در سال 81 در شهرداری منطقه دو به شخصه در این منطقه همکاری کرده ام و خانه هایی که در مسیر بازگشایی یوسف آباد بودند مترکشی کرده ایم و بعد از کد گذاری مشخص کردیم که شهرداری به صاحبان این خانه ها در جای دیگر قطعه مسکونی و وام دهند که در عمل به علت مشکلات فرهنگی امکان پذیرد نشد. تقاضا براین است که نظام مهندسی در این مناطق از نظر حق الزحمه تخفیف بدهد، و شهرداری هم در عوارض پروانه از حق خود می گذرد و تخفیف می دهد. یعنی پروانه رایگان می دهد منتها با توجه به شرایط عمومی منطقه باید بخش مهندسی و رعایت اصول و ضوابط فنی جدی گرفته شود. اکنون توسعه در شمال شهر به پایان رسیده و باید به مدیریت بحران بیاندیشیم. ما اگر این سه شاخصه را در کنار هم بگذاریم متوجه می شویم که باید تمهیداتی را در حاشیه نشینی به کار بریم. برای مثال اگر روزی به ما اطلاع بدهند که در یک تاریخ مشخص قرار است زلزله ای به وقوه بپیوندد، مدیریت بحران چه تمهیداتی را باید در نظر بگیرد؟ ابتدا در مورد ساختمان ها باید فکری کرد، ما ساختمان ها را به چهار دسته مهم تقسیم نموده ایم: ساختمان های درجه اول، ساختمان هایی هستند که پایداری آنها هنگام وقوع زلزله برای ما اهمیت بسیار بالایی دارد مانند بیمارستان ها، مراکز آتش نشانی ها، آبرسانی ها، مخابرات و رادیو و تلوزیون است. آیا ما از مقاوم بودن این ساختمان ها اطمینان داریم؟! ما امروزه باید به بررسی این ساختمان ها بپردازیم و آنها را مقاوم کنیم. دومین مورد ساختمان هایی مانند مدارس، دانشگاه ها و سینماها است و آنهاییر که تعداد زیادی انسان در آن جمع می شوند، آیا باز ما از این ساختمان ها اطمینان کامل داریم؟! در ادامه ساختمان هایی که خرابی آنها موجب از دست دادن میراث فرهنگی ما می شود مانند موزه ها و مراکز فرهنگی مانند کتابخانه ملی، و در نهایت ساختمان هایی که خرابی آنها آلودگی زیست محیطی به وجود می آورد مانند پالایشگاه ها و انبارهای سوخت و… ولی آیا ما از مقاوم بودن این ساختمان ها اطمینان کامل داریم؟! و در آخر ساختمان های مسکونی هستند. در حال حاضر بیشتر سرمایه افراد در بخش مسکن تعریف شده است. در شهرهای بزرگ خانه ها به حدی به هم فشرده و ریز دانه هستند که از دور مانند قوطی کبریت به نظر می رسند، اگر به فرض زلزله ای مانند بم در تهران یا تبریز رخ دهد فاجعه ای به بار می آید که کشور از لحاظ اقتصادی و مالی و حتی اجتماعی با ضرر جبران ناپذیری روبه رو می شود. نبود آمایش مناسب یکی از اشتباهات بزرگ شهرسازی است. تمام مشکلات موجود در تهران از توجه کشور به مرکزگرایی و در واقع نبود آمایش در عرصه شهرسازی در سرزمین ناشی می شود. ما وقتی از توسعه سخن می گوییم باید به توسعه توازن شهرها توجه می کردیم . برای مثال در خود تبریز ما شهرک سهند را ساختیم تا از بار تبریز بکاهیم ولی تبریز راه خود را رفته و شهرک سهند نیز راه خود را.

اما راهکارهای عملیاتی که من می خواهم در این بحث ارائه دهم: اولا تمهیدات لازم برای نفوذ ناپذیری باید انجام گیرد، اگر به فرض در تبریز زلزله ای رخ دهد در مناطقی از حاشیه شمالی شهر که کوچه ها باریک و با شیب تند هستند چگونه می توان امداد رسانی کرد؟ مطمئنا این مناطق قفل خواهند شد. دوم وجود فضاهای باز جهت مدیریت بحران است. در صورتی که نفوذ ناپذیری در بافت وجود دارد و فضای باز مناسبی وجود ندارد آیا امکان هلی برد خواهد بود؟ البته شاید به صورت کاغذی وجود داشته باشد ولی به صورت عملیاتی باید توجه گردد. سوم این که باید از نظر نظام مهندسی به ساختمان سازی توجه بیشتری گردد. مردم ما باید از راه درست آگاهی یابند که ساختمانی که درست می کنند برای خودشان باقی خواهد ماند. یکی از مشکلات این است که متاسفانه در ساخت یک ساختمان نود درصد سازنده ساختمان مالک آن نیست. اگر مالک خودش برای خودش خانه بسازد به آن ارج می نهد. ما شدیدا به فرهنگ سازی نیاز داریم، باید به تدریج و با راه های مختلف فرهنگ سازی این کار انجام پذیرد و البته نه فقط برای مقابله با زلزله بلکه نسبت به مقاوم سازی ساختمان ها و رعایت مقررات باید مردم فرهنگ سازی شوند. جدیدا در یکی از شهرهای استان آماری را دیدم که اکثریت مردم با ماده 100 خانه سازی می کنند و این نشان می دهد که مردم کاملا بر علیه مقاوم سازی نسبت به زلزله عمل می کنند. باید ساختمان های با اهمیت های گفته شده شناسایی شوند و در ضمن تمام این راهکارها باید به صورت عملیاتی پیاده شوند.

 

– با توجه به این که بیشتر این موارد عملا در شهر به چشم نمی خورند، به نظر شما این گونه توسعه شهرسازی ما معلول چه چیزی است؟ چه عواملی باعث شده است که این وضعیت حاکم شود؟

دکتر رضایی: دراین برهه زمانی چنین بحث هایی جدی شده اند که شهر به هر حال در معرض خطر است. باشد که ما طرح های توسعه ای تبریز را نیز انجام داده باشیم. من سه سال پیش طرح جامع تبریز را بازنگری کرده و مشخص کردم که بایستی توسعه شهری به کدام سمت باشد. مجری طرح هم یک شرکت غیربومی بود که نگرش کاملی هم به شهر تبریز نداشت. بالطبع در چنین شرایطی این شرکت نمی تواند طرح را به درستی اجرا نماید. اخیرا در شهر تهران طرحی مطرح شد که شهر ری را از تهران جدا کنند. جلسه مشابهی هم در تبریز برگزار شده بود که شهرهای حاشیه ای را به تبریز اضافه کنند و دلیل آن هم این بود که با اضافه کردن شهرستان ها و توسعه شهر تبریز می توان جمعیت شهر را افزایش داد و با افزایش جمعیت میزان بودجه شهر هم افزایش خواهد یافت. ما در واقع جمعیت یک شهر را به صورت کاذب افزایش می دهیم که بودجه بیشتری از کشور دریافت نماییم. در طرح جامع شهر نگاه ما باید بیشتر به سمت داخل شهر بود تا خارج شهر. ما چه کارهایی را می توانستیم انجام دهیم که توجهمان بیشتر به داخل شهر معطوف می شد؛ برای مثال در شهر پاریس کمربندی وجود دارد که آن را از اطراف شهر جدا ساخته است و پاریس از هر لحاظ به صورت مستقل عمل می کند و مناطق و شهرهای اطراف هم به همین صورت می باشند، حتی سیستم های اداری آنها هم با هم متفاوت است. ما به ظاهر همین کار را در مورد شهرداری ها انجام داده ایم ولی در عمل در برنامه جامع برنامه ای نداشته ایم که می خواهیم با این کار به چه نتیجه ای برسیم. برای مثال در بخش تاریخی شهر چه کارهایی را باید انجام دهیم؟ در بخش بیرونی چه برنامه هایی را باید پیاده کنیم؟ ما در برنامه طرح جامع تبریز به تغییرات دو دهه اخیر هیچ توجهی نکرده ایم. ما همیشه در پایان نامه های دانشجویان بهترین برنامه ها را داریم ولی هیچ کدام از آنها به مرحله عمل نمی رسند؛ برای مثال یکی از این طرح ها بحث پارکینگ های محله ای بود یعنی در هر محله ای بخشی وجود دارد که بلا استفاده است و شهرداری می تواند آنها را بخرد و از این مکان ها هم می توانند به صورت جند منظوره استفاده کرده و هم این که در مواقع ضروری می توان افراد را در آنها اسکان داد.

– جناب دکتر صراف، با توجه به صحبت های قبلی جنابعالی مبنی بر این که یک شهر فقط از ناحیه زلزله تهدید نمی شود و یک مقام مسئول باید تمهیدات لازم را برای پیشگیری این تهدیدات انجام دهد. اگر شما مسئولیتی داشتید ابتدا از کدام قسمت آغاز می کردید؟

دکتر صراف: در واقع سیاست های نظام قصد گسترش شهر را دارد ولی زمانی که برنامه جامعی برای این منظور وجود ندارد گسترش شهر یک خطر محسوب می شود. ما برنامه را بعد از انجام دادن یک کار می نویسیم، مانند برنامه ای که بعد از گسترش شهر در قسمت خاوران انجام دادند که برنامه را برای توجیه این کارشان می نوشتند. احساس من این است که مدیران بیشتر می خواهند زمان مسئولیتشان سپری شود تا این که آینده نگری داشته باشند و برای آینده برنامه جامعی تهیه کنند. شهرداری ها و مسئولین به کمک شهروندان باید در برابر برخی از حرکت های غیرقانونی و ساخت و سازهای غیرقانونی و غیرمجاز ایستادگی کنند.
اما من چند پیشنهاد دارم که شاید اما تئوریک باشند. باید در واقع در سیاست گذاری های کلان تغییراتی اساسی ایجاد شود. برای مثال برخی ها گمان می کنند با گسترش شهر یک مدال افتخار به آنها می دهند در حالی که گسترش و رسیدگی به برخی مناطق موجب افزایش جمعیت می شود و در نتیجه مهار جمعیت غیرممکن می شود. این موضوع شبیه این است که ما آموزش عالی را افزایش دادیم در حالی که اکنون به تکنسین و دانشجوی فنی نیاز بیشتری داریم. اکنون باید رشد کلانشهر را مهار کنیم. البته در برخی از شهرها سیاست نظام افزایش جمعیت مطرح است ولی نه در همه آنها، چرا که یک شهر باید دارای امکانات زیست محیطی و جلوه های حیات باشد که مردم در آنجا اسکان یابند. مردم باید دارای برخی توانمندی ها باشند تا مقاوم سازی ساختمان هایشان را انجام دهند. در مورد سیل باید قسمت های بالا دست شهر- که سیل از آنجا ناشی می شود- را مقاوم کرد چرا که قسمت های بالا دست شهر اکثرا قسمت های حاشیه نشین شهر می باشد و اکثرا چون روستایی هستند زندگی در حاشیه شهر را به زندگی در روستا ترجیح می دهند. برخی مسائل نیاز به اصلاح فکری و فرهنگی دارد و باید رسانه ها نیز در این زمینه فعال باشند، مثلا تلویزیون ترکیه موظف است در مورد نظام تنظیم خانواده و محیط زیست به طور مرتب برنامه داشته باشد. ما نه برنامه جامع توسعه شهری داریم و نه برنامه های جامع شهری موجود را بازنگری می کنیم. از چه کسی می خواهیم انتظار داشته باشیم که این کارها را انجام دهد؟
در حال حاضر سازمان مدیریت بحران شهرداری تبریز تضعیف شده است، که این سازمان باید تقویت شود. ما در واقع معنی مدیریت بحران را متوجه نشده ایم. ما منتظریم که زلزله ای رخ دهد و بعد هر چه بادا باد! به نظر من سازمان مدیریت بحران را شهرداری باید تقویت کند. البته کارهایی هم انجام داده اند و برخی کارها اما باید عملیاتی گردند و برخی مطالعات نیز بایستی انجام گیرد.

■ مجله انجمن- شماره 30

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین