تحلیلی بر گزارش مجله فوربس مبنی بر ظهور 250000 ابر میلیارد

تحلیلی بر گزارش مجله فوربس مبنی بر ظهور 250000 ابر میلیارد
 تیر ۱۲, ۱۴۰۰  goroob online  اقتصاد , انجمن , دسته‌بندی نشده
تحلیلی بر گزارش مجله فوربس مبنی بر ظهور 250000 ابر میلیارد

دکتر مهدی شبروهی

 

اگر طبق معمول این گزارش از سوی حکومت و دست اندرکاران، دیپلماسی رد که عادتا در پیشخوان کارگزاران به فراوانی یافت می شود و حتی بنا به مصلحت از انکار افتاب در وسط روز هم احتراز نمی کنند، نکاتی قابل تامل به نظر می رسد که هم از نظر حقوق عمومی و همچنین حقوق اقتصادی نیازمند واکاوی و پاسخدهی از سوی متصدیان حکومت در طی 42 سال اخیر است.

ظهور 250000 نفر ابر میلیاردر علاوه بر میلیاردرهای پنهان و ابر میلیاردرهایی که دارای پوششهای امنیتی و حمایتی بی دریغ هستند در جامعه ای که در طی تمام سالهای بعد از بهمن 57 شاهد نابودی تولید صنعتی به طرق مختلف بوده است- چه در زمان جنگ 8 ساله و چه در دوران تحریمهای بین المللی و چه در سایر ایامی که جهت حمایت واردات و تجارت سوداگرانه- میخهای متعددی بر تابوت تولید صنعتی کوبیده شد. جامعه ای که محصول عمر چهل و دو سال آن انباشت فقر و فلاکت مستمر و واقعیتهای انکارناپذیر کنونی که بارها از سوی نهادهای حکومتی اعلام و تایید شده و بیانگر وجود 60 میلیون نفر از آحاد اجتماعی در موقعیت فقر و مماس با فقر مطلق است که شدیدا نیازمند حمایتهای دولتی برای ادامه حیات هستند. اگر با عوارض و اوضاع و احوال حاکم بر افراد فقیر- که حد اقل 15 میلیون خانوار را شامل می شود- و اعضای خانواده این خانوارها دارای هویت های جایگاهی از قبیل دانش آموز، فارغ التحصیل، اشتغال ناپایدار و بخش بزرگی بیکاران جامعه را تشکیل می دهند این اوصاف هویتی نشان می دهد که هیچ آینده ای با چشم انداز مطلوب و متناسب با شان انسانی ندارند. و در آن سو جمعیتی را داریم با تعداد محدود ولی دارای حضوری چشم گیر و مسلط بر تمامی منابع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی که لاجرم در حال تغییر الگوهای زیستی از طریق نشانه های ظاهری و مشهود هستند و تمامی قواعد لازم الرعایه یک جامعه انسانی مقید به شرافت وجدانی و اصول مقید به سازگاریهای نوع دوستانه و تعالی طلب و خیر خواهی عمومی را به سمت انحطاط قطعی برده و  شاخص های منزلتی دژنره شده نمایند که در آینده هیچ نشانی از وجدان، شرافت، تعهد، وفاداری به اصول زندگی انسانی یافت نخواهد گردید.

اما چگونه جامعه ای که جز از طریق فروش منابع طبیعی و تحت الارضی و سطح الارضی، منبعی برای تولید دارائی و ثروت زاینده ندارد و اصلی ترین منابع تولید ثروت- که تولیدات صنعتی هر کشوری است- به نابودی مطلق و فروپاشی گریزناپذیر رسانده است و نرخ رشد اقتصادی آن عموما منفی و در کمتربن مدت دارای نرخ رشد مثبت، تازه آن هم نامتوازن بوده است، این جمعیت به تعداد آشکار شده چگونه به چنین تمول و مکنتی رسیده اند؟! برای آنالیز چنین وضعی به راحتی می توان به مکانیزم چنین دارائیهایی پی برد چون این نتایج بر اثر جادو و رمل و اسطرلاب و علوم غریبه حاصل نمی شود و دارای اضلاع و زوایای کاملا علمی و دقیق است. این عده بر اثر بی عدالتی گسترده و طولانی با قرار گرفتن در مسیر حمل اموال مسروقه از حقوق جمعیتی بیش از 60 میلیون، توانسته اند اندوخته های در حال حمل را به سرقت ببرند. مکانیزم و ابزارهای زیادی در جهان امروز وجود دارد که می تواند دارائی و حقوق یک جمعیت عظیم از نظر کمی را به نفع یک عده خاص مصادره و از قید مالکیت آنان خارج و بحساب آن عده خاص واریز نماید. یکی از این ابزار، تورم است که باعث می شود حقوق و اموال و دارائی جمعیت کثیری از افراد جامعه به سمت عده ای محدود- که در چرخه مبادلات کالایی حضور دارند- پارو نماید. ابزار دیگر انحصارات است که باعث می شود نرخ تعدیل کالا با پول تحت قدرت و اختیار افراد و متصدیان عرضه کالا قرار گیرد. یکی دیگر از ابزار رانت و امتیازات ویژه است که در اختیار حکومت است و به عده ای محدود و معدود تعلق می گیرد و از این طریق حقوق و دارائیهای قابل تحصیل عموم مردم که پیش بینی ریسک و تملک آن ناممکن است مورد تصاحب رانت جویان، آن هم بدون ریسک و مخاطرات ضرر آفرین قرار گیرد. از دیگر ابزار مدرن در غارت حقوق و اموال عموم مردم به نفع عده ای خاص بازار سرمایه و بازار پول است. دقیقا همان بلایی که بورس بر سر حدود 50 میلیون افراد کشور آورده است و یا بانکها و موسسات مالی اعتباری که کل بازار پول را در اختیار دارند و دیده ایم که چگونه هزاران میلیارد تومان پول سپرده گذاران تحت امنیت حکومت را غارت و از پوشش امنیتی کافی برخوردار و موجب فریب مالباختگان شدند و به میزان دارائیهای خود افزودند و جالب تر اینکه با محکومیت های ظاهری در پناه قانون قرار گرفته اند.

همه این ابزار دقیقا در اختیار متصدیان حکومتی است و کلیه این 250000نفر ابر میلیاردر افشا شده توانسته اند از همین فرصتهای مجرمانه و تحت حمایت همین قوانین، اموال و دارائی و حقوق جمعیتی بالغ بر 60 میلیون نفر را به غارت و سرقت ببرند و امروز با بالاترین شاخص های منزلتی در راس خوشبختیهای مالی قرار گیرند. اگر در چین، عربستان، هند، برزیل، امارات، روسیه و یا کشورهای اروپائی شاهد افزایش سرمایه داران و ابر میلباردرها هستیم، تمامی آن کشورها از طریق تولیدات صنعتی و حضور در بازارهای تقاضای جهانی، موفق به کسب درآمدهای کلان و افزایش ثروت می شوند و از این طریق نیروی کار جامعه را نیز به رفاه و نیکبختی بیشتر می رسانند و جامعه بوسیله این تولیدات ارزش آفرین سطح رفاه عمومی را بالاتر می برند، در حالیکه در جامعه ما چنین ارزشهایی هیچگاه کسب و تولید نشده است بلکه تمامی این غارتها و سرقتها بوسیله این عده و جمع دیگری که دیرتر افشاء و یا روئیت پذیر خواهد گردید تحت مدیریت و حمایت و کارسازیهای حکومتی موفق به رشد چشمگیر مالی و پولی برسند و بیش از 60 میلیون نفر را مالباخته و فقیر نمایند و خود از طریق این رفتارهای مجرمانه به دارائیهای محیرالعقول و بهت آور برسند.

کشوری که هیچگونه حضوری در بازار عرضه کالاهای تولیدی ندارد، کشوری که چوب بستنی را وارد می کند، کشوری که تولیدات صنعتی آن از چهل و دو سال پیش تاکنون جز مرگ و سقوط، تجربه دیگری ندارد، این جابجایی ثروت چگونه تحقق می یابد؟ فقط و فقط دلیل چنین تمول و مکنت و دارائی جز غارت محافظت شده قانونی و دولتی، امکان ندارد و شایسته است در این مورد بتوانند پاسخگو باشند که چگونه به بهای فقر مطلق 60 میلیون نفر، چندین ده هزار نفر به دارایی مطلق و حیرت آور می رسند؟! در چنین جامعه ای عدالت عمومی و قضایی چگونه تعریف می گردد؟ در حالیکه چندین ده هزار نفر در این چهل و دوسال به دلیل جرائم مالی کوچک و تحت شکایت اشخاص حقوقی و حقیقی مشخص، در زندانها بیتوته کرده و با تحمل مجازاتهای سنگین به همراه خانواده شان نابود و محو شدند ولی در پناه همین قوانین عده ای با ارتکاب به چنین جرائم دهشتناکی، هیچگاه در مقام متهم با وصف وجود 60 میلیون شاکی احضار و تحت تعقیب و مجازات نشدند، این ثروتهای افسانه ای فقط در سایه حمایتهای قانونی و نادیده گرفتن حقوق و قواعد اقتصادی توانستند بر ویرانه های حقوق ضایع شده 60 میلیون کاخهای بهشتی بسازند، اگر پاسخی هست همگان خواهند شنید!


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز