تجربهِ شهر

تجربهِ شهر
 آبان ۲۹, ۱۴۰۰  goroob online  دیدگاه , منتخب , تجربه و شهر
تجربهِ شهر

 

دکتر مرتضی میرغلامی- دبیر شورای سیاستگذاری مجله «تجربه و شهر»

بخش تجربهِ شهر بر آن است تا تصویری دیگر از شهرها را پیش روی مخاطبین مجله قرار دهد. تصویری که حاصل تجربه روزمره و قدم زدن در پیچ و خمهای شهر مدرن است. شهر مدرن را به دو گونه می توان فهمید. در برخورد اول این شهر را می توان به یک کل انتزاعی، ساده شده، کلان و قابل فهم، یکدست و منظم و قطعی تعبیر کرد. چنین شهری بیشتر مورد علاقه مهندسین، برنامه ریزان، مدیران، نظم دهندگان به شهر و در یک کلام اصحاب قدرت است. شهری که می توان آن را روی نقشه آورد، برایش آمار و ارقام نوشت و آینده اش را ترسیم کرد. شهر برجها، اتوبانها و پاساژها و دکل ها. چنین شهری را دی سرتو، فیلسوف فرانسوی شهر کانسپت (انگاشت یا مفهوم) می نامد. شهری که از بالا به آن نگاه می کنیم بدون وقوف به جزئیات، تکثر و تغییرات و معانی اش. شهری که در نقشه های جامع و تفصیلی به خطوط و رنگها و اسامی و اندازه ها فروکاسته می شود.

اما نگاه دیگری به شهر آن را از دریچه چشم قدم زنندگان در شهر و تجربه کنندگان زیر و بم خیابانها و فضاها، پاتوقها و گذرها، بازارچه ها و قهوه خانه و مواجهه های از پیش نامعلوم، اتفاقی، زودگذر بین غریبه ها همراه با خاطرات، تصورات، اندوه ها و شادی های ساکنین مستتر در زیر این پوسته به ظاهر یکپارچه به شهر می نگرد. شهر تجربی یا شهر حاصل تجربه زیسته شهروندان. شهری که به قول والتر بنیامین همانند هزارتویی می تواند ظرفیت رهایی بخشی و تحقق آمال و آرزوهای فروخفته و شگفتی  و مواجهه با شوک شهری باشد.

چنین تصویری از شهر امروزه مورد توجه گروههای مختلفی ازشهرپژوهان از مردم نگاران، رمان نویسان، جامعه شناسان و هنرمندان گرفته تا فیلم سازان و معماران و شهرسازان و نشانه شناسان و… قرار گرفته است. این نگاه می تواند ما را با پیچیدگیها، معانی نامکشوف، احساسات، خاطرات و تجربیات مختلف از شهر و فضاهای شهری و محله ای آشنا ساخته وظرفیتهای ناشناخته شهرها را آشکار سازد. این دو نگاه خود حاصل ماهیت متناقض و دوگانه مدرنیته است. ماهیت یکسان ساز، فرم گرا و سخت مدرنیته که در پی تخریب، نوسازی، یکسان سازی و توسعه است و ماهیت نرم، نامتعین و تمنای آن برای ساخت فردیت.

البته تاکید روی تجربه شهر، معانی و جزئیات نباید به معنی کنار گذاشتن راهبردهای کلان، فراموش کردن مسائل ساختاری و کل نگری باشد بلکه این دو در واقع مکمل همند و هر شهری برای تبدیل شدن به بستری برای بالیدن و رشد کردن شهروندان باید دارای چشم انداز، برنامه راهبردی و طرح باشد و شهرسازان و طراحان شهری بایستی با قوه تخیل و خلاقیت خود فضاهای کالبدی مورد نیاز برای تجارب خوب ساکنین شهر را فراهم کنند اما این تجسم و تخیل فضاهای آینده شهر نباید صرفا در یک گفتمان نخبه گرایانه و طبقه خاص محدود شده و مردم هیچ حضور و یا نقشی در تصمیم سازیها نداشته باشند. خوانش و فهم مفهوم فضاها، فعالیتها، تجربیات و نزدیک شدن به عینکهای مختلفی که شهر با آنها هر روز دیده و زیسته می شود کمک می کند تا فضاهای شهر متنوع تر، منعطف تر و همه شمول تر و پذیراتر و خلاق تر باشند و صرفا نگاه گروهی خاص از جمله مردان، خودروسواران، بالاشهریها، مدیرها، مهندسها، بسازبفروشها، دلالها، بورس بازان و… آینده شهر را ترسیم و تعیین نکنند. از این طریق تجربه و دانش کودکان، زنان، سالمندان، فرودستان، دانشجویان، نوجوانان، دستفروشان، کارگران، کسبه، معلولین، هنرمندان و نویسندگان از شهر و به عبارتی تفاوت ها نیز در این فرایند تولید فضا نقش داشته و می تواند راهکارهای بهتری را برای خلق فضاهای شهروندمدار، الهام بخش و نوآور فراهم کنند. شهر مدرن امروز خود سرشار ازاین فضاهاست ولی نگاههای کل نگر و انتزاعی صرف روز به روز این فضاها را به حاشیه رانده و فضاهای دلخواه خود را جایگزین آن می کنند. تخریب باغات، خانه های تاریخی، گذرها، میدانچه ها، فضاهای حضور کودکان و پاتوقهای محله ای و شهری به منظور ساخت پارکینگ، پاساژ، برج، اتوبان، زیرگذر، روگذرو انبار نمونه هایی ست که هر روز شاهد ظهور آنها در شهرها هستیم. وظیفه علاقه مندان به موضوع تجربه شهر آن است تا با کشف، مطالعه و تحلیل تجربه حضور در فضاهای پذیرا و غنی به لحاظ حسی و معنایی زمینه حفظ، تقویت و بازتولید آنها را فراهم کنند.

از خلال تجربه شهرها می توان به تغییرات و گذار آنها نیز پی برد. تجربه همنشینی عناصر متضاد از سنت و تجدد در شهرها، تغییر در اقتصاد شهرها، طبقات اجتماعی، شکل گیری فضاهای نو و اضمحلال فضاهای قبلی و یا همنشینی آنها (قهوه خانه و کافی شاپ، خیابان و کوچه، بازار و پاساژ)، تغییر در مفاهیم، مرزها، عرصه های عمومی و خصوصی، امر قدسی و امر عرفی، فراغت و کار، جنسیت، محله وندی و شهروندی همه و همه موضوعاتی است که می توان به قول برتولت برشت با آشنایی زدایی از امور تجربه شده در شهر می توان به آنها پرداخت و این ستون در صدد است تا در هر شماره به واکاوی شهر از دریچه یکی ازاین موضوعات بپردازد. خوانش تجربه زیسته در فضاها می تواند روح مستتر در این کالبدها را آزاد و خاطرات نسلهای پیشین از فضا را رها ساخته و در اختیار نسل امروز قرار دهد. انتقال این خاطرات و تجارب بین نسلها می تواند کمک کند تا شهر در عین تحول و پویایی پایا باشد. مدرنیته اگر چه در پی گسیختن از گذشته است اما این گسیختگی به قول دکتر فاضلی به معنای گسست از سنت نیست. این امر را با حضور در شهرهای اروپا که خود را محل ظهور مدرنیته می دانند می توان درک کرد. ظهور چیزهای نو در این شهرها منجر به انقطاع آنها از گذشته شهر نشده و حفظ سنتها، بناها، نشانه ها، یادمانها، آیین ها و معاصر سازی آنها زمینه را برای انواع همنشینی نو و کهن فراهم کرده. اما نسیم تجدد وقتی در شهرهای ما وزیدن گرفت اگر چه در ابتدای امر و در دوره قاجار و تاحدی اوائل دوره پهلوی اول همچنان تداوم سنتها در شهرقابل لمس بود و ظهور فضاهایی مثل خیابانهای تربیت و امام و عمارتهایی مثل شهرداری در میدان ساعت و یا باغ گلستان از منظر سنت باغ سازی نوعی تجربه بومی از تجدد را به نمایش گذاشت اما به تدریج این فاصله بین گذشته و حال بیشتر و گسست بین سنت و تجدد عمیق تر گردید. این گسست نتیجه ضعیف شدن روابط اجتماعی بین نسلها و جایگزین شدن این روابط با عواملی انتزاعی همچون سرمایه و تکنولوژی بود. سرمایه ای که منبع آن نفت و تکنولوژی که مرجع آن واردات بود و طبقه متوسط شهری که زاییده این فرایند تکنوکراتیک بوروکراتیک و مدرنیزاسیون سریع بود. بنابراین رفته رفته الگوهای جدید فضایی بواسطه این عوامل انتزاعی وارد تجربه روزمره ساکنین شهر شدند بدون اینکه آنها مهلت درک و فهم و هضم و جذب آنها را داشته باشند. میدانچه های محلی به پارکینگ، گذرها به خیابان، حیاطها به برج، رودخانه ها به اتوبان، قناتها و آب انبارها به آب لوله کشی و بازارها به پاساژ تبدیل شدند و روابط اجتماعی که اخیرا به پیامکها و پیغامهای مجازی بواسط تکنولوژی ارتباطی تغییر یافته اند. شهر پوست انداخت اما ساکنینش هنوز فرصت شهروند شدن پیدا نکرده بودند. البته این به معنای انقطاع کامل بین مفاهیم مذکور نبوده و شاهد فضاهای بینابین و دورگه و همنشینی این عناصر در کنار هم در شهرها نیز هستیم لذا فهم فرایند تجربه تجدد که شهر بهترین بستر ظهور آن است امری است که شاید از مهم ترین مسائل فرهنگی امروز جامعه ایرانی باشد. در این شماره به بررسی فضای قهوه خانه ها به عنوان پاتوقی مردانه در شهرهای گذشته که همچنان این ویژگی به ظاهر بدیهی اما نیازمند تحلیل و آشنایی زدایی را در شهر معاصر نیز حفظ کرده اند و البته نشانه های تغییر در ماهیت آن نیز ظاهر شده است می پردازیم.

 

برای مطالعه بیشتر رجوع شود به:

– الیوت، برایان (1399). بنیامین برای معماران (ترجمه احسان حنیف). تهران: انتشارات فکر نو.

– فاضلی، نعمت الله (1398). کلانشهر و فرهنگ، جستارهای انسان شناختی درباره پژوهش شهری ، فرهنگ و سیاست شهری.تهران: انتشارات فرهامه.

– فریس، دیوید (1399). مقدمه کیمبریج بر والتر بنیامین (ترجمه زانیار ابراهیمی). تهران: انتشارات علمی فرهنگی

 

منبع: مجله تجربه و شهر- شماره اول


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز