به سوی مدیریت فقر به پیش می رویم

به سوی مدیریت فقر به پیش می رویم
 شهریور ۲۶, ۱۳۹۹  goroob online  دیدگاه , انجمن , دسته‌بندی نشده
به سوی مدیریت فقر به پیش می رویم

به سوی مدیریت فقر به پیش می رویم

– جناب آقای کلامی، اتفاقا یکی از انتقادات موسسات خیریه بر نهاد کمیته امداد این است که آنها مدعی هستند کمیته امداد تلاش می کند آمارهای ما هم توسط امداد اعلام گردد تا این کمیته بتواند  بر آمارهای خود بیفزاید؟

کلامی: ما مسئول و متولی خیریه ها نیستیم و هیچ ارتباط تشکیلاتی و سازمانی با آنها نیز نداریم. مجوز موسسات خیریه توسط استانداری و سازمان بهزیستی داده می شود. ما علاوه بر تعامل با  برخی از خیریه های مطرح استان از جمله موسسه خیریه ابرار قائم، جان نثاران، مستمندان، خیریه نوبر و…، خیلی از دیگران را اصلا به رسمیت هم نمی شناسیم تا بخواهیم به آمارهای آنها هم  دست یابیم. ما خیریه هایی داشته ایم که مسئولان و هیئت امنای آنها به خاطر اعمال خلاف و غیرقانونی دستگیر هم شده اند. ما به جز خیریه های آبرومندی که با آنها تعامل داریم- که البته این تعامل  هم یک طرفه بوده و تنها از جانب ما صورت می گیرد نه آنها- با سایرین ارتباطی نداریم. تعامل ما به گونه ای است که به طور مثال، تمام هزینه های بیماران صعب الاعلاج خیریه مستمندان  توسط ما پرداخت می گردد. و یا مثلا با خیریه نوبر در زمینه درمان در ارتباط صددرصدی هستیم. با موسسه خیریه ابرار قائم در باب ساخت مسکن در ارتباط هستیم. ولی با این وجود، ما کاری به  آمارهای این نهادها نداریم چرا که آمارهای آنها در سازمان ما قابل ثبت نیستند. صندوق صدقات ما بایستی به ترتیب شماره و مجزا شمرده شده و در سامانه امداد ثبت گردد. ما حتی حدود دو سال  پیش به موسسات خیریه استان پیشنهاد کردیم که کلیه موسسات خیریه در جهت زیبایی شهر صندوق های صدقه خود را جمع آوری کنند و در مقابل کل درآمد حاصل از صندوق های صدقات آنان را ما پرداخت نماییم.

– اتفاقا یکی دیگر از انتقادات برخی از موسسات خیریه این است که کمیته امداد جهت غیر رقابتی کردن، کلیه صندوق های صدقات سایر موسسات را در سطح شهر جمع آوری کرده تا تنها صندوق های این کمیته باقی بماند؟

کلامی: قاعدتا هیچ خیریه ای حق نصب صندوق صدقه در سطح شهری را ندارد. اگر شما به کلیه کلان شهرها نگاه کنید، متوجه این امر می شوید. تنها کلانشهری که اجازه داده شده موسساتش  صندوق خیریه در سطح شهر داشته باشند، تبریز است که این هم به خاطر احترامی است که ما به برخی از موسسات سابقه دار شهر داریم و در سایه همین ها بوده که سایرین هم توانسته اند  صندوق های خود را در شهر نصب کنند. در قانون و طی مصوبه مجلس آورده شده که موسسات خیریه فقط حق توزیع صندوق خانگی دارند و نمی توانند از صندوق خیابانی استفاده کنند. از طرفی  دیگر، اکنون زمان جذب این گونه کمک ها به صورت سنتی گذشته است. مگر در جیب مردم پول خُردی پیدا می شود که آن را در داخل صندوق بیندازد؟ امروزه کلیه اقدامات توسط کارت های بانکی  صورت می گیرد و به همین دلیل صندوق های شهری کارکرد خود را از دست داده اند. از طرف دیگر، حتی شهرداری چند باری هم تعداد کثیری از صندوق های صدقات ما را جمع آوری کرده که تحریک  کننده آن هم سخنان یکی از هیئت امنای موسسات خیریه بود که پسرش شهردار شده بود. به هر حال دیگر دوران این گونه رفتارهای سنتی گذشته و برخی از دوستان با این گونه سخنان نشان می  دهند که همانند 40 سال پیش فکر می کنند. کمیته امداد کنونی از مرحله صندوق خیابانی گذشته، ما امروزه در این میان به هزینه و فایده این نوع کارها می پردازیم. به عنوان مثال بررسی می کنیم  که در مقابل درآمد یک صندوق صدقه، هزینه نگهداری و جمع آوری پول آن چه میزان است تا بدانیم از یک صندوق صدقه چقدر عایدی ما می شود. اگر قرار است هزینه ما بیشتر از درآمد یک صندوق  باشد، دیگر آن هزینه را خودمان به فقرا اختصاص می دهیم.

– یکی از بحث های دیگر مابین بخشی از روشنفکران و افکار عمومی- که سبب عدم اقبال به عملکرد کمیته امداد گردیده- بحث کمک های کمیته امداد در قالب های مختلف به مناطقی در خارج از  کشور از قبیل سوریه، لبنان، غزه و… می باشد. آیا واقعا کمیته امداد چنین عملکردی در هزینه کردهای خود دارد؟

کلامی: آیا همین روشنفکران می دانند که ما در استان ماهانه چه مقدار مستمری به نیازمندان می دهیم؟ ما در استان برای 85 هزار خانوار تحت تکفل خویش، بیشتر از 18 میلیارد تومان است. –  البته این دیدگاه در بحث کلان کمیته امداد مطرح است؟ کلامی: در بحث کلان هم باید گفت که شهرها و استان های دیگر هم مثل ما هستند. تازه ما که جزو استان های ثروتمند کشوری هستیم، 18  و نیم میلیارد تومان مستمری ماهانه می دهیم. در کنار آن، جهیزیه می دهیم، هزینه درمان می دهیم، حق مسکن و مراقبت از سالمندان می دهیم، و… که اگر این موارد را هم به حساب آوریم،  ستمری ما به بیش از 20 میلیارد تومان افزایش می یابد در حالی که کل درآمد های ما- تازه با افزایش آن- چیزی حدود 22 میلیارد است. بنابراین برای ما پولی نمی ماند که آن را در خارج از کشور خرج  کنیم. در افکار عمومی هم شاید این سوال پیش آید که کمیته امداد این همه پول صدقه را چه می کند؟! در حالی که نمی دانند ما برای یک بیمار پیوند کلیوی عضو کمیته امداد، 15 میلیون تومان  بلاعوض می دهیم. تازه این مبلغ، جدای از هزینه های دارو و درمان های دیگر است. و یا در بخش مسکن 30 میلیون تومان بلاعوض می دهیم.

– آیا این نوع هزینه کردها به بازتولید فقر کمک نمی  کند؟

کلامی: رویکرد اصلی کمیته امداد بحث اشتغال است. جامعه مددجوی ما 85 هزار خانواده است که بخش عمده آن افراد سالمند و بیماران صعب الاعلاج است که مجبوریم تا آخر عمر همراه این عده  بمانیم. ما آنها را میهمانان دائمی کمیته امداد می دانیم. تنها نزدیک به 20 هزار خانواده از توان کار کردن برخوردارند که ما طی برنامه ریزی های به عمل آمده تصمیم گرفته ایم که در مدت 3 سال آنها را  شاغل نماییم. ما طی امسال در نظر داشتیم که برای 9200 خانوار آموزش داشته باشیم، بعد از آن در نظر داریم که 8700 طرح اجرا کرده و برای 1800 نفر هم شغل ایجاد نماییم. ما برای این خانواده  های عضو کمیته امداد طی نامه ای ابلاغ کرده ایم که اگر در طی مدت این 3 سال به سوی اشتغال سوق پیدا نکنند آنها را از اعضای تحت تکفل خود حذف خواهیم نمود. کمیته امداد حالت اورژانسی را  دارد که هر کسی می آید بایستی از فرصت ها استفاده کرده تا به خودکفایی برسد مگر این که سن خودکفایی و شرایط جسمی خودکفایی ایجاب نکند. این رویکرد اصلی کمیته امداد در کل کشور  است. بنابراین ما به صورت تخصصی بر روی همه موضوعات کار می کنیم تا سیاست های ما منجر به بازتولید فقر نگردد. به عنوان مثال ما اگر ندانیم که از زنان مطلقه چگونه باید حمایت کنیم به خود  پدیده طلاق دامن می زنیم. باید بدانیم که از یک خانواده زندانی چگونه باید حمایت کنیم چرا که در بسیاری از اوقات یک مجرم برای انجام جرم محاسبه هزینه و فایده می کند و اگر فایده جرم بیشتر از  هزینه آن باشد به طرف جرم سوق پیدا می کند. ما اگر هزینه این جرم را با تامین خانواده وی به پایین آوریم، آن فرد با خیال راحت به سوی انجام جرم تمایل پیدا می کند چرا که از تامین خانواده خود  مطمئن خواهد بود. امروزه پدیده مبارزه با فقر یک فرآیند پیچیده ای است که با حالت سنتی نمی توان پاسخگوی آن گردید. باید افراد متخصصی در این زمینه باشند و مطالعات تخصصی متعددی در این  زمینه ها انجام گیرد.

– آیا کمیته امداد به چنین رویکردی سوق پیدا نموده است؟

کلامی: دقیقا. امروزه آمارهایی که ما در زمینه فقر داریم، از آمارهای دولتی هم دقیق تر است. شما اگر از نهادهای دولتی بپرسید که خط فقر استان به چه میزانی است، شاید ندانند ولی ما با  آمارهای دقیقی اعلام می کنیم که خط فقر در استان ما به چه حدی است. ما بر روی همه این موارد کار کارشناسانه انجام می دهیم. ما امروزه خوب می دانیم که خط فقر غذایی برای یک خانواده  آذربایجانی به چه میزانی است. ما مشخص کرده ایم که برای یک خانواده، چه میزانی از کالری و ویتامین غذایی مورد نیاز است. از طرف دیگر بر روی این امر نیز مطالعه کرده ایم که این مقدار کالری و  پروتئین و ویتامین بایستی از چه منابع غذایی تامین گردد؟ ارزان ترین راه تامین این مقدار چیست؟ ما همه این موارد را تعیین کرده و سپس این نوع غذاها را درجه بندی نموده ایم. در نتیجه مشخص  کرده ایم که برای تامین این همه برای هر خانواده چه مقدار هزینه لازم است. ما همه این کارها را انجام داده ایم. کمیته امداد دیگر همان سازمان 20 سال پیش نیست. امداد بعد از مدیریت مهندس  فتاح، یک امداد جوان و مطالعه گری است. در ساختار مدیریتی کمیته امداد، هرم سنی مدیران امداد از سایر سازمان های دولتی، چند سال هم جوان تر هستند. امداد امروزی یک سازمان جوان و  تحصیل کرده ای است. این امر یک رویه کلی و کشوری است که اجرا می گردد. به همین خاطر امداد در نظر دارد که در سال 1403 عضو پرسنلی خود را در کل کشور به 6 هزار نفر برساند و در استان ما  هم به حدود 330 نفر تقلیل یابد تا منابع دولتی خود را برای افزایش خدمات رسانی صرف نماید.

– یکی از رویکردهای منفی دیگر به کمیته امداد ناشی از نگاه منفی و عدم اطمینان به نهاد دولت است  که در بخشی از افکار عمومی وجود دارد. در کنار این امر، چه عواملی سبب ایجاد نگرش منفی به کمیته امداد گردیده است؟

کلامی: کمیته امداد هم مثل خیلی از نهادهای دیگر یک نهاد حاکمیتی است. امروزه وقتی که دلار افزایش یافته و گرانی را به همراه می آورد، این امر سبب یک نگرش منفی به نهادهای حاکمیتی و از  جمله خود ما هم می شود و در نتیجه به محبوبیت ما هم ضربه می زند. در کنار این امر، موارد دیگری نیز وجود دارد. از آنجایی که ما در گذشته بیشتر به صورت سنتی عمل کرده ایم در نتیجه توان  معرفی خود و عملکردمان را نداریم. ما نتوانسته ایم با شیوه های مدرن خود را معرفی و عرضه کنیم. از طرفی دیگر، بهترین مُبلغ امداد باید جامعه تحت پوشش و مددجویان ما باشد، در حالی که  مددجوی ما منکر عضویت در کمیته امداد است. ما مدیر کلی داریم که خود مددجوی کمیته امداد بوده، شهرداری داریم که در تلویزیون هم با افتخار این امر را اعلام کرد، دادستانی در یکی از استان  های کشور داریم که مددجوی کمیته امداد بوده. ما در استان در حال حاضر 2500 دانشجوی تحت پوشش داریم، برای دانشجویان دوره دکترا در هر ترم 5/ 3 میلیون تومان هزینه اختصاص می دهیم. آیا  دانشجویی حاضر است این موارد را در دانشگاه اعلام نماید؟ آیا دانش آموزی حاضر است اعلام کند که هزینه های تحصیلی وی را کمیته امداد تقبل نموده است؟ نه تنها افراد تحت پوشش ما این کارها  را نمی کنند بلکه برخی از مددجویان ما برای این که کمک های دیگری نیز از جامعه اخذ کنند، ادعا می کنند که کمیته امداد ماهانه 50 هزار تومان به آنها اختصاص می دهد در حالی که خانواده های  بالای 4 نفر نزدیک به قانون کار از ما مستمری دریافت می کنند. این موارد در ذهنیت شهروندان ایجاد شک و شبهه می کند.

– حداقل پرداختی های کمیته امداد به چه میزانی است؟

کلامی: حداقل  پرداختی ما در خانواده های تک نفره، 245 هزار تومان پول نقد و در خانواده های بالای 4 نفره نزدیک به 750 هزار تومان است. در کنار آن، ما خدمات دیگری از قبیل اختصاص مسکن  بلاعوض، وام بلاعوض تعمیرات به میزان 6 میلیون تومان، شهریه دانشگاه و کمک هزینه تحصیل، جهیزیه، اردوی زیارتی و سیاحتی، بسته های غذایی و معیشتی و… می دهیم. – سیاست های  اجرایی شما بیشتر سیاست واسطه ای و بازتوزیعی است که کمک های مالی را از بخشی از مردم اخذ کرده و در اختیار بخش دیگری قرار می دهید. کلامی: سیاست ما در مورد کالا بازتوزیعی است  ما در مبارزه با فقر چنین سیاستی نداریم.

– در مبارزه با فقر چه رویکردی دارید؟

کلامی: در حوزه آموزش، ما هزینه های کلانی خرج می کنیم. ما معتقدیم که فقر از میان نمی رود مگر این که مهارت در جامعه ارتقا  یابد. ما در بین 14500 نفر دانش آموز تحت تکفل خود، به طور دائم  وضعیت آنها را از کلاس های کنکور و وسایل مورد نیاز گرفته تا موارد دیگر رصد کرده و پیگیر و ناظر مسایل آنها هستیم، هر کجایی که احساس نیاز می کنیم برای پیشرفت آنها سرمایه گذاری می کنیم،   یا 2500 دانشجو را حمایت و ساپورت می کنیم و تا مرحله  بازاریابی و کاریابی همراه آنها هستیم، در بخش اشتغال و مهارت آموزی، کلی سرمایه گذاری می کنیم و تحت تکفل های ما در  راکز مختلف آموزش می بینند و برای آنها کاریابی می کنیم، و خیلی از  موارد دیگر. اینها که دیگر سیاست های بازتوزیعی نیستند بلکه نقش های راهبردی ما هستند. این امر سبب می گردد که ما با این   فراد گام به گام به جلو پیش رویم. اما در مورد بخشی از جامعه هدف، مجبور هستیم که صرفا سیاست های بازتوزیعی داشته باشیم. به طور مثال برای یک فرد 80 ساله در یک روستای دور افتاده، به  غیر از سیاست بازتوزیعی، چه می توانیم بکنیم؟ ما در کنار خدماتی که برای یک جامعه 85 هزار نفری ارائه می دهیم، به جامعه بیرونی خود نیز خدماتی ارائه می دهیم. شما فکر می کنید که وام  های کمیته امداد برای اشتغال و آموزش فقط برای افراد تحت پوشش خود ما است؟ ما در سطح بازار تبریز تولیدی های کفش، زرگری و… متعددی داشته ایم که پس از ورشکستگی، با کمک کمیته  امداد توانسته اند به کار خود بازگشته و آن را ادامه دهند. بنابراین خدمات ما صرفا برای افراد تحت تکفل خودمان نیست. ما دستگاه برتر استان در زمینه ایجاد اشتغال در سطح استان بوده ایم. ما در  ایجاد اشتغال به حدی موفق عمل کرده ایم که تهران برای راست آزمایی آن چندین بار بازرسانخود را فرستاد تا آمارهای ارائه شده ما را بررسی کنند، و حتی دو بار- آقای معصومی- معاون اشتغال وزیر  کار به یکی از مراکز اشتغال ما در جهت الگوگیری کشوری آمده است.

– هزینه ای که برای ایجاد اشتغال صرف می کنید چقدر است؟

کلامی: میانگین هزینه تولید یک شغل 200 میلیون تومان است در حالی که ما با 10 میلیون تومان توانسته ایم ایجاد شغل نماییم. اما در این میان لازم به ذکر است که اشتغال ما مبتنی بر 3 نوع  است. یک بخش مبتنی بر آموزش است. بخش دیگر، کاریابی است. ما برای کارفرماها- در صورت بکارگیری افراد تحت تکفل کمیته امداد- امتیازات متعددی می دهیم. به عنوان مثال حدود 2 سال بیمه  حق کارفرمایی نیروی شاغل را کمیته امداد تقبل می کند. همچنین 50 میلیون تومان از بابت این بکارگیری برای کارفرما وام اشتغال اختصاص می دهیم. و نوع دیگر ایجاد اشتغال ما، راهبری شغلی
است. یعنی ممکن است برخی افراد با تخصص هایی که دارند برای راه اندازی شغلی نیازمند افرادی باشند که ما این نیروها را در جهت تولید محصول و خدمات مورد نظر در اختیار آنها قرار می دهیم که  این امر را راهبری شغلی می نامیم. بخش دیگری از این اشتغال، خودکارفرماییاست که خود مددجویان ایجاد اشتغال می کنند. البته مرحله اول در این زمینه استعدادسنجی است، یعنی این گونه  نیست که فردی از مددجویان برای ایجاد شغلی وام درخواست کند و ما نیز بلافاصله در اختیار وی قرار دهیم بلکه او را در مراکز مورد نظر خود در زمینه مورد نظر استعدادسنجی می کنیم. بعد از  استعدادسنجی، وی را جهاد دانشگاهی، سازمان فنی و حرفه ای و در دیگر مراکز، تحت آموزش قرار می دهیم. ما بر تمامی این روند نظارت می کنیم. پس از گذراندن این مراحل است که یک نفر کار کارفرمایی خود را شروع می کند. تازه پس از آن هم ناظرین شغلی ما به صورت ماهانه روند کاری آنها را مورد بازرسی قرار می دهند. و آنگاه در برخی از نمایشگاه هایی که کمیته امداد برگزار می کند،  اقدام به فروش چنین محصولاتی می نماییم. امروزه حتی کمیته امداد کشور سایتی همانند دیجی کالا طراحی کرده که به صورت اینترنتی نیز اقدام به عرضه و فروش محصولات آنها می نماید.

– آیا اینها اشتغال پایدار هستند؟

کلامی: 83 درصد پروژه های اشتغال کمیته امداد آذربایجان شرقی- طبق بررسی بازرسان کشوری- پایدار بوده اند. در بین آن 17 درصد بقیه هم ما شاهد مواردی از قبیل فوت کارفرما، جابجایی کارفرما  به استان دیگر، و… بوده ایم. کلا می توان گفت که حدود 9 درصد از پروژه های ما منتج به شکست گردیده اند.

– چرا در سیاست های کمیته امداد، تولید درآمد و ثروت پیش بینی نشده است؟ این  رویکرد چه تاثیرات مثبت و منفی می تواند به همراه داشته باشد؟

کلامی: کمیته امداد از ورود به فعالیت های اقتصادی منع شده است. هر تصمیم علوم انسانی می تواند تبعات و پیامدهای مثبت و منفی متعددی به همراه داشته باشد. اما اگر امروزه ما وارد بحث  تولید سرمایه و ارزش گردیم، پیامدهای متعددی می تواند داشته باشد. به صورت کلی معتقدیم نهادهای دولتی که در ایران وارد بحث اقتصادی گردیده اند نه تنها نتیجه مثبتی اخذ نکرده اند که اعتماد  عمومی را هم خدشه دار نموده اند. بنابراین ما کفه عدم حضور در اقتصاد را سنگین تر می دانیم، مخصوصا این که ما داریم به سوی مدیریت فقر به پیش می رویم. ما در فکر این هستیم تا بتوانیم قوانینی به مجلس ارائه دهیم که تصویب آنها بتواند مانع از تولید فقر گردد. ما می خواهیم به مرحله ای برسیم که بتوانیم مسئله فقر را راهبری کنیم.

– آمارهای ارائه داده شده شما ظاهرا در توقف فقر  ثبت می نمایاند. آیا این سیاست ها می توانند در تقابل با سایر سیاست هایی که منجر به افزایش فقر که می گردد، خوب عمل کند؟

کلامی: روندهای افزایش فقر ربطی به ما ندارند. می توان گفت که خروجی سیاست های غلط بخش های دیگر، ورودی کمیته امداد است. سیاست گذاری امداد در این مسیر است که از مجلس و  دولت مطالبه کند تا جلو برخی از مسایلی که سبب تولید فقر می گردد، گرفته شود. ما در تولید فقر نقشی نداریم. مثلا یک تصمیم قضایی در مورد حکم زندان، می تواند منجر به تولید فقر گردد و  همین تصمیم کار را برای ما سخت تر می کند. و یا وقتی بخش فرهنگی جامعه کار خود را به درستی و خوبی انجام نمی دهد، می تواند در اثر تولید طلاق، بزه کاری و… فقر افزایش بیابد. بنابراین  کمیته امداد پاک کنی است که اشتباهات دیگران را در جامعه پاک می کند.

– آیا فکر می کنید که امداد توانسته این غلط ها را به خوبی پاک کند؟

کلامی: معتقدم که امداد در بخش درمانگری فقر موفق عمل کرده است. اگر در بحث کرونا، عملکرد کمیته امداد نبود آن زمان مشخص می شد که امداد چه تاثیری داشته است. این که امداد نزدیک به  18 میلیارد تومان، به غیر از مددجویان خود، کمک مالی نموده است، این که با معرفی برخی از کارخانه هایی که در این میان ورشکسته شده اند، به کمیته امداد و ارائه بسته های معیشتی به  کارکنان آنها جهت ادامه زندگی، و خیلی از موارد دیگر صورت گرفته، همگی نشانگر تاثیرگذاری ما است. معتدم که کمیته امداد در زمینه های مختلف- از جمله بحث امنیت اجتماعی- دستاوردهای  وبی  رای جامعه داشته است. 85 هزار خانوار تحت پوشش کمیته امداد از لحاظ تامین مواد اولیه زندگی در امنیت هستند و می دانند که گرسنه نخواهند ماند. اگر حتی یک درصد از این خانوارها در اثر  دم امنیت غذایی دست به اعمال بزه اجتماعی بزنند، امنیتی در جامعه باقی نمی ماند. یکی دیگر از دستاوردهای بعدی ما، نشاط اجتماعی است. ما در ایام و مراسمات مختلف همانند عید نوروز، ماه  رمضان و… در کنار خانواده های نیازمند  هستیم. در بخش آموزش تاثیرگذار هستیم به طوری که در کنکور سراسری، سالانه بالای 7 نفر رتبه زیر 1000 داریم.

– خب با این همه خدمات، برای اقناع افکار عمومی چه راهکاری برگزیده اید؟

کلامی: این امر یکی از چالش های کاری ماست. کار در امداد خیلی سخت است چرا که نمی توان خدمات خود را در سطح افکار عمومی نشان داد. من شهردار نیستم که برای ایجاد پلی چند تا بنر در  سطح شهر نصب کنم. من در این میان در پارادوکس دو نوع تفکر هستم. تفکری که معتقد به حفظ حرمت است و تفکری که معتقد به شفاف سازی می باشد.

– شما خود معتقد به کدام تفکر هستید؟

کلامی: من معتقد به حفظ حرمت ها هستم، حتی اگر با این رویکرد، بخشی از کمک های مردمی به سازمان من کاسته گردد. اصولا کمیته امداد برای حفظ حرمت ها شکل گرفته است. من به تمام  مدیران خود اعلام کرده ام که اگر در شهرهای استانی برنامه ای برای افتتاح مسکن برگزار کنند، اخراج خواهند شد. ما خانه می سازیم که حرمت شهروندان حفظ شود تا آنان بتوانند برای فرزندان  خویش آینده بهتری تدارک ببینند و فرصت های خوبی برای آنها ایجاد کنند نه این که با نصب تابلویی برای افتتاح، حرمت آنها را از بین ببریم. به نظر من حفظ حرمت مقدم بر شفاف سازی است. البته  ممکن است در آینده راهکار دیگری برای این امر پیدا شود ولی تا آن زمان، من معتقد به این رویه هستم.

– اما در راستای شفاف سازی، می توانید سیاست های تدوینی خود را جهت تنویر افکار  عمومی ارائه دهید؟

کلامی: حجم توان تبلیغی ما با حجم توان تبلیغی آنهایی که با ما نیستند قابل مقایسه نیست. بخشی از جامعه در مورد عملکرد من ساکت است، اما بخش دیگری از جامعه بر علیه من است، در
این میان آن بخش سومی که عضو خانواده امداد و مددجو است از عملکرد آن دفاع نمی کند. مثلا فردی که در بازار تبریز- به کمک امداد- دوباره شروع به کار نموده، هیچ وقت نمی آید بگوید که من با کمک کمیته امداد توانستم دوباره راه بیفتم!

– اگر بخواهیم به بحث سیاست های غلط در تولید فقر بازگردیم، لازم است بپرسیم که این سیاست ها در زمان های اخیر تا چه حدی توانسته اند به افزایش تولید فقر- حداقل در سطح استانی-  بینجامند؟

کلامی: ما در سال های اخیر طی 3 مرحله با گسترش فقر مواجه شده ایم. مرحله اول به التهابات ارزی سال 96 بازمی گردد. در سال 96 که بنده مدیریت امداد استانی را در اختیار گرفتم، 73 هزار  خانوار تحت پوشش داشتیم که در بهمن 96 با افزایش 20 هزار نفری به 93 هزار خانوار رسیدیم. در دی سال 97 ، در اثر افزایش قیمت بنزین هم 7 هزار خانوار دیگر بر تعداد فقرای استان افزوده گردید.  سومین مرحله هم مربوط به کرونا بود که سبب گردید افرادی که در آستانه فقر بودند، به سبد فقر استان افزوده شوند و در نتیجه این امر نیز 15 هزار خانوار بر ورودی های امداد افزوده گردیدند. در بحث  نوسانات اخیر ارزی هم حدود 3200 خانوار افزوده گردیده که البته این تولید فقر هنوز هم ادامه دارد.

– و پیش بینی شما برای آینده در زمینه افزایش تولید فقر چیست؟

کلامی: پیش بینی می کنیم که در سال جاری- 99 – تعداد مراجعین به کمیته امداد بسیار بیشتر هم خواهد شد، هر چند که در نظر داریم حدود 10 هزار نفر از تعداد افراد تحت تکفل امداد بکاهیم.

–  جنابعالی به عنوان یک کارشناس اقتصادی، ریشه این نوسات اقتصادی و افزایش فقر را در چه می دانید؟

کلامی: این سیاست ها ناشی از عملکرد چند و چندین ساله اخیر نیست بلکه این امر به ریشه های تاریخی آن بازمی گردد. تا قبل از انقلاب درآمد نفت در بودجه کشوری صرف هزینه های جاری نمی  شد ولی بعد از انقلاب- بنا به دلایلی- درآمد نفت وارد بودجه های جاری شد. وقتی نفت وارد بودجه های جاری شود، اقتصاد اتوماتیک وار از مسیر خود خارج می گردد. در اقتصاد مبتنی بر نفت  هر نالایقی قدرت مدیریت پیدا می کند که همین امر سبب گردیده شایسته سالاری به سمت مدیرانی پیچ خورد که هیچ دانشی از علم مدیریت ندارند. عارضه بعدی در این است که بعد از افزایش  درآمد نفت، حتی از دوره نخست وزیری آموزگار، به مراتب سهم سوبسیدها- در بخش های مختلف اقتصاد زیاد می شود. بنابراین درآمد عمده اقتصادی کشور سهم سوبسیدهایی شده که شاید اصلا  نیازی به آنها نبود. سپس برای اقتصاد ایران طرحی تدوین شده تحت عنوان «توسعه تولید به عنوان جایگزین واردات ». یعنی سیاست اقتصادی ما بر این مبتنی گردید که تولید کنیم تا وارداتی نداشته  اشیم. این سیاست ذاتا اشتباه بود. به عنوان مثال کشور کره جنوبی سیاست های خود را برای گسترش صادرات انجام داد ولی سیاست های ما مبتنی بر جلوگیری از واردات بود. همین نگاه باعث  شده که ما پس از 50 سال تولید در امر خودرو، شاهد هیچ گونه افزایش امر کیفی در آن نباشیم. به عنوان نمونه می توان به دو کارخانه اتومبیل سازی هیوندا و پیکان اشاره نمود. هیوندا از اول قصد  داشت که وارد بازارهای جهانی شود، بنابراین به دنبال بالاترین و بهترین تکنولوژی رفت. اما ایران خودرو نیاز به صادرات را در خود ایجاد نکرده است، بنابراین روز به روز شاهد افت کیفیت خود بوده است.  بنابراین مسیر اشتباهی پیشرفت،نگاه مدیریتی و اقتصادی اشتباه و در نهایت اقتصاد دولتی، امروزه ریشه تمامی مصائب اقتصادی ما هستند. به عبارتی، اصلی ترین درد اقتصادی ایران- در کنار  استراتژی های غلط دیگر- اقتصاد دولتی است. اگر بحث مالکیت و مدیریت جدای از هم باشند، برون دهیاقتصاد به هدر می رود. انشقاق بین مالکیت و مدیریت، سبب افزایش  هزینه های تولید می  گردد. شایسته سالاری از مدیریت کنار می رود و به جای آن شاخصه های دیگری حاکم می گردد تا بتواند مثلا در انتخابات ضمانت های لازمه را برای گروهی ایجاد کند. در نتیجه اقتصاد دولتی، ذاتا یک  اقتصاد بیمار است که نمی تواند ارزشی تولید کند. وقتی ارزشی تولید نگردد، صادراتی هم انجام نخواهد گرفت. شما نگاه کنید و ببینید که تا به حال در کدام بانک واقعا خصوصی اختلاسی روی داده  است؟ چرا این همه اختلاس صرفا در بانکهای دولتی ما اتفاق می افتد؟

– چرا حاکمیت نمی تواند یقه خود را از این اقتصاد دولتی رها سازد؟

کلامی: در بیشتر مواقع اقتصاد ما مبتنی بر دیدگاه ایدئولوژی است، به طوری که مقام رهبری اصل 44 را برای اجرا طرح می کند ولی بعدا گلایه می نماید که دولت ها- نه یک دولت- نتوانسته اند در این  زمینه موفق عمل کنند. این امر دلایل متعددی دارد. همسایگی ما با اتحاد شوروی و ایدئولوژی اقتصاد دولتی آنها، خواسته یا ناخواسته در تفکرات بخشی از روشنفکری ما نفوذ کرده است. شما به  خوبی می دانید که در دهه 40 بحث چپ گرایی، نماد روشنفکری بود. از طرف دیگر، بحث در اینجا این است که خیلی ها می خواهند هم چنان پدرخوانده باقی بمانند تا قدرت چانه زنی آنها بالا باشد.  ه عنوان مثال در دوره دولت احمدی نژاد بحث خصوصی سازی بانک مرکزی مطرح گردید تا بانک مرکزی از دولت جدا شود. چه اتفاقی روی داد؟ دولت دید که با این کار صندوق خود را از دست خواهد داد.  بنابراین در مقابل این امر مقاومت گردید. این بخش ایدئولوژی موضوع در کنار بخش انتفاعی آن، سبب گردیده که ما دوست نداشته باشیم که اقتصاد دولتی خود را از دست بدهیم. ما پدرخواندگی را  دوست داریم. ما معتقدیم که راه مبارزه با فقر صرفا از مسیر امداد نمی گذرد، بلکه راه مبارزه با فقر از درون خانواده ها، محلات و خیابان ها آغاز می شود و آنگاه به سطح جامعه بازمی گردد. بنابراین  مبارزه با فقر یک مبارزه درونی است. اما اعتقاد بنده در مورد موسسات خیریه خیلی شفاف و روشن است. مطمئنا خیریه ها می توانند از شدت سنگینی بار ما بکاهند اما باید متوجه باشند که امروزه  وش مبارزه با فقر تغییر یافته است. ما باید متناسب با تغییرات اجتماعی، شیوه ها و  عملکردهای خود را تغییر دهیم. اگر به این نتیجه برسیم که راه مبارزه با فقر صرفا توزیع پول و کالا نیست و  درنتیجه بتوانیم به شیوه های جدیدی روی آوریم، اثرگذاری موسسه ما بیشتر خواهد بود.

– نسخه شفابخش ما چیست؟

کلامی: تا وقتی که ما دارای اقتصاد دولتی هستیم، قادر به تولید ارزش و ثروت نخواهیم بود.

– اقتصاد دولتی از نظر شما چه تعریفی دارد؟

کلامی: مدیری که به هر نحوی از سوی دولت تعیین گردد، آن بخش، اقتصاد دولتی است. در اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد، دولت حق تعیین مدیر برای یک واحد تولیدی را ندارد.- بازگردیم به بحث مقدماتی  ود و رابطه امداد با دیگر  موسسات خیریه ای.

– در استان آذربایجان- با توجه به سابقه تاریخی خود- تعداد بیشتری موسسه خیریه وجود دارد. وجود این تعداد موسسه برای شما چه کارکردی دارند؟  اصولا نگاه امداد به این موسسات چگونه است؟

کلامی: ما معتقدیم که راه مبارزه با فقر صرفا از مسیر امداد نمی گذرد، بلکه راه مبارزه با فقر از درون خانواده ها، محلات و خیابان ها آغاز می شود و  آنگاه به سطح جامعه بازمی گردد. بنابراین مبارزه بافقر یک مبارزه درونی است. اما اعتقاد بنده در مورد موسسات خیریه خیلی شفاف و روشن است. مطمئنا خیریه ها می توانند از شدت سنگینی بار  ما بکاهند اما باید متوجه باشند که امروزه روش مبارزه بافقر تغییر یافته است. ما باید متناسب با تغییرات اجتماعی، شیوه ها و عملکردهای خود را تغییر دهیم. اگر به این نتیجه برسیم که راه  مبارزه با فقر صرفا توزیع پول و کالا نیست و درنتیجه بتوانیم به شیوه های جدیدی روی آوریم، اثرگذاری موسسه ما بیشتر خواهد بود. اگر قادر به این تغییر نباشیم، یا اثرگذاری ما کمرنگ شده و یا حتی می تواند
نقش مخربی نیز داشته باشد.

– آیا امداد توانسته که با تعامل خود، این تغییرات را در نگاه و عملکرد سایر موسسات خیریه ای ایجاد کند؟

کلامی: ما در سرفصل بودجه کمیته امداد، بخشی در رابطه با تعامل با موسسات خیریه ای داریم، یعنی بخشی از درآمدهای دولتی خود را صرف همین خیریه ها می کنیم. ما با موسسات شاخصی  که در سطح شهر فعالیت می کنند، ارتباط خوبی داریم اما این ارتباط خوب با تمامی آنها این چنین نیست.

– یکی از انتقادات جدی به نهادهای دولتی این است که هیچ مرکزی وجود ندارد که ناظر بر عملکرد این موسسات نیکوکاری باشد. حتی مرکزی واحد هم برای صدور مجوز وجود ندارد. کمیته امداد در  سطح کلان خود، چه اقداماتی می تواند انجام دهد؟

کلامی: قبل از بحث نظارت، اصولا بحث ارائه مجوز بایستی در اولویت قرار گیرد. باید به افرادی مجوز داده شود که علاوه بر شاخصه های دیگر، خوشنام هم باشند. کمیته امداد در مجلس قبلی، طرحی  در جهت ساماندهی همین امر تحت عنوان «مدیریت خیریه ها و مراکز حمایتی » ارائه داد. متاسفانه به خاطر کارکردهای غیرخیریه ای! برخی از موسسات، مجلس وارد این حوزه نشد و در نتیجه این  قانون تصویب نگردید. بنابراین کمیته امداد هیچ نقشی در این میان، چه در لحاظ اعطای مجوز، نظارت و بازرسی و… در قبال خیریه ها ندارد. اما با این حال ما خیریه ها را برای خود رقیب نمی دانیم و  حتی حاضر هستیم به هر خیریه ای که مطابق با قانون کار می کند- در صورت نیاز- کمک مالی نیز به آنها بنماییم.

– ارتباط شما با دانشگاه ها و نخبگان جامعه چگونه است؟

کلامی: ما مطمئنا جلسات بیشتری با دانشگاه ها- نسبت به دیگر دستگاه های اجرایی- داشته ایم. در کنار این، خود ما هم یک سری کارگروه های تخصصی محرومیت زدایی داریم که در آن از نظرات  اساتید مختلف دانشگاه و اشخاص شاخص استفاده می کنیم. اما در کنار این داشته ها، هجمه ها هم به ما خیلی است.

– چرا هجمه زیاد است؟

کلامی: کمیته امداد رابط طبقات فقیر جامعه با انقلاب است. مخالفین نظام مانع از این ارتباط هستند و دوست ندارند که این ارتباط شکل گیرد. و به همین دلیل می خواهند که خدمت رسانی آن را  تحت الشعاع قرار دهند. مثلا زمانی در رسانه ها تشویق می کنند که صندوق صدقات کمیته امداد را آتش زنند، بدون این که بررسی گردد کارکرد صندوق کمیته امداد چیست؟

– باید بدانیم که علت این  آتش زدن ها در چیست؟ گرچه این سوال را نباید از جنابعالی پرسید ولی به هر حال شما به عنوان عضوی از خانواده امداد می توانید نظر دهید.

پاسخ این است که شاید ریشه بخشی  از این کارها را  بتوان در نگرش های خارج از مرزی امداد و سیاسی کاری های  آن دانست.

-سوال این است که آیا کمیته امداد- در قالب کمک به محرومین- نگرش سیاسی خود را در خارج از مرزها هم دنبال می کند؟  آیا کمیته امداد یک ابزار ایدئولوژیک در پیشبرد اهداف حکومتی است؟

کلامی: در کمیته امداد نه عزمی و نه منابعی برای کمک به خارج از کشور وجود ندارد. بنابراین ما هیچ گونه فعالیت فرامرزی نداریم. حتی اگر منِ کلامی هم- به طور مثال- این گونه فعالیت ها را دوست  داشته باشم، باز قادر به انجام آن نخواهم بود.. همانطور که قبلا هم گفتم، ما در ماه حدود 20 میلیارد تومان هزینه کرد- طبق اسناد- داریم در حالی که میزان صدقات مردمی- تازه آن هم با افزایش- زیر  20 میلیارد تومان است.

– اصولا منابع درآمدی کمیته امداد از کجاست؟

کلامی: منابع درآمدی امداد از 3 منبع است. اولی بودجه دولتی است. یعنی ما هم مثل خیلی از نهادهای دولتی دیگر، سرفصل بودجه دولتی برای حقوق، هزینه های عمرانی و… داریم. دومین بخش  درآمدهای امداد، هدایا و بخشش های مقام معظم رهبری است. بخش سوم هم شامل کمک های مردمی است. 71 درصد از هزینه های استانی ما از طریق همین کمک های مردمی تامین می  گردد. اگر بخواهیم این را با آمار و ارقام بیان کنیم، لازم است بگوییم که در رشد میزان صدقات، در 3 سال گذشته، استان آذربایجان شرقی مقام اول را داشته است. میزان صدقات در اواخر سال 95  حدود 9 میلیارد تومان بود. در سال 96 با 14 درصد رشد نیز باز مقام برتر کشوری را داشتیم- افزون بر 11 میلیارد تومان- در سال 98 افزایش 19 درصدی داشتیم- بالای 17 میلیارد- و پیش بینی ما برای  سال 99 حدود 22 میلیارد تومان است.

– سیاست های پذیرشی کمیته امداد چگونه است؟

کلامی: ما برای جذب مددجو به کمیته امداد، هیچ نیازی به تحقیق محلی نداریم، چرا که از طرفی مراکز نیکوکاری و معتمدینی در محلات داریم که آنها شناخت کافی به حوزه خود دارند. اما مهمتر از  آنها، بحث سامانه ها است. مثلا برای مشخص کردن بحث اشتغال و بیمه می توان با یک جستجو در سامانه تامین اجتماعی به این امر دست یافت. و یا برای این که مشخص کنیم آنها از چه سازمان  هایی اخذ خدمات می کنند، می توان آن از سامانه ها مشخص کرد. از همه مهمتر این که دولت در راستای هدفمندسازی یارانه ها، اطلاعات ریز افراد شامل گردش مالی، رسوب اعتباری، داشتن  مسکن و… را در اختیار ما قرار می دهد.

– اگر بخواهید انتقادی بر عملکرد کمیته امداد وارد کنید؟

کلامی: من مهمترین انتقاد به خود را در ضعف ارتباط با بدنه اجتماعی می دانم، اما معتقدم هر کسی که بدون غرض با امداد آشنا شود، آن را دوست خواهد داشت چرا که امداد سازمانی سراپا  رحمت است که در قبال خدمات خود، هیچ هزینه ای اخذ نمی کند. اما امداد با این همه کارکرد، نتوانسته خود را به جامعه معرفی نموده و از ارتباطات اجتماعی به نفع خود بهره برد. مهمترین مشکل  امداد در بحث اعتمادسازی است.

– مهمترین چالش کمیته امداد؟

کلامی: چالش ما افزایش تولید فقر در جامعه است که این پدیده ما را دچار استیصال می کند چرا که یک شوک اقتصادی تمام زحمات سالانه ما را از بین می برد و ما را به جای قبلی مان بازمی گرداند.

– و رویکرد آتی شما چیست؟

کلامی: این است که به سمت الکترونیکی شدن به پیش برویم.

 

منبع: مجله انجمن | شماره 34

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین