با آموزشی غیر از زبان مادری، فرآیند شخصیتی افراد دچار وقفه می شود

با آموزشی غیر از زبان مادری، فرآیند شخصیتی افراد دچار وقفه می شود
 اسفند ۲, ۱۴۰۰  goroob online  دیدگاه , منتخب , حقوق , جامعه
با آموزشی غیر از زبان مادری، فرآیند شخصیتی افراد دچار وقفه می شود

محمد پورحسن

تصور عموم و حتی برخی خواص حوزه علوم اجتماعی و سیاسی از مقوله زبان مادری، یک مساله فانتزی و فاقد اولویت است که تنها سخن گفتن انسان ها را دربردارد. این افراد حتی گاهی پا را فراتر گذاشته، اساسا وجود زبان هایی غیر از زبان فارسی را باعث بروز شکاف در جامعه می شمارند. حال آن که اهمیت زبان مادری یا به قرائتی دیگر «زبان نخست» هر انسان بیش از آن چیزی است که در قالب کلمات از دهان او خارج شود و ارتباط مستقیمی با رشد و پروش قوه تفکر، خلاقیت، اعتماد به نفس، هوش هیجانی و… دارد.

زبان مادری، زبان بروز احساس و عاطفه در انسان هاست. زبان سوگواری در ماتم هاست و زبان دفاع از حق خود در محاکم است و در یک جمله «زبان مادری زبان زندگی هر شخص است». اگر معتقد به مفهوم توسعه باشیم و طی کردن مسیر توسعه را ضرورتی ناگزیر بدانیم، باید در جامعه چند زبانه ایران که متکلمین به زبان های غیرفارسی اکثریت جامعه را تشکیل داده اند (و یا حتی اقلیتی محض باشند!) نباید با بی توجهی به مقوله زبان مادری و آموزش به زبان مادری، حس مورد تبعیض واقع شدن را به گروه های اتنیکی مختلف وارد کنیم. بدیهی است در سیستمی که یک زبان به عنوان زبان ملی و زبان فرادست معرفی و برای حفظ آن میلیاردها تومان هزینه انجام می‌شود و از طرفی زبان سایر افراد در بهترین حالت مورد بی توجهی و در بدترین حالت به طور سیستماتیک تضعیف می‌شود، متکلمین به آن زبان ها حس می‌کنند بی عدالتی و تبعیض شامل حال آنان شده است و این حس تبعیض خللی بزرگ در مسیر توسعه  فردی و اجتماعی او خواهد بود!

کودکی را تصور کنید که تا شش سالگی به زبان مادری خود فکر می کند، حرف می زند و خیالبافی می کند و به ناگاه و در یک روز مجبور است به زبانی دیگر، آموزش ببیند و درس های جدید خود را (که صرف حجم مطالب جدید و استرس محیط مدرسه بیش از تحمل یک کودک هفت ساله است) با زبان جدیدی که شاید تسلط کاملی به آن ندارد، یاد بگیرد! روشن است که با این کار ما در واقع با تحمیل یک استرس بالا به کودک، فرآیند تکامل زبانی و تفکر او را متوقف یا کند کرده ایم و اعتماد به نفس و خلاقیت را از او گرفته ایم. کودکی که می توانست با زبان مادری خود حرف بزند و با همسالان خود بازی کند و شعر بخواند، به ناگاه تبدیل به فردی منزوی می شود که حس می کند تفاوت او با سایر کودکان که زبان مادری شان فارسی است، ناشی از کند ذهنی اوست و سالها رنج این فشار را با خود به همراه خواهد داشت و این روند در آینده کودک باعث بروز اختلالاتی می شود که فرصت برابر را میان او و کودک فارس زبان از میان می‌برد و تبعیض شکل میگیرد.

خلاصه تر این که: با آموزش با زبانی غیر از زبان مادری، فرآیند تکامل ذهنی و شخصیتی بیش از نیمی از افراد جامعه دچار وقفه می شود و کودک نمی تواند توانایی های خود را به طور کامل شناخته و آن را شکوفا کند و این چیزی نیست جز بی عدالتی! برای دستیابی به عدالت مد نظر و احقاق این طبیعی ترین حق انسانی (از بیان ادله حقوقی و… این مبحث صرف نظر می کنیم) نخست باید کنشگران و فعالین مدنی و علمی به این باور برسند که مشکلی وجود دارد و مدام با دلایل واهی و تکرار انگ های تکراری، فعالین زبان مادری را نرانند و سپس بعد از قبول وجود درد، در پی درمان باشد. به عقیده من گام مهم شروع این درمان، تفکیک مسائل سیاسی و غیر علمی از فضای «زبان مادری» و نگاهِ علمی و آکادمیک به این مقوله است، و در این دید آکادمیک است که به دور از حب و بغض های قومیتی و مسائل سیاسی و… می توان به این نتیجه رسید که در دنیای توسعه یافته، برای این بدیهیات، درمان هایی یافته اند و چه بسا بهتر است ما نیز به جای اختراع چرخ، از تجارب آنان استفاده کنیم.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز