باید به بسترهای معماری گذشته خود بازگردیم | رحیم آغاسی جاوید

باید به بسترهای معماری گذشته خود بازگردیم | رحیم آغاسی جاوید
 مهر ۱۹, ۱۳۹۹  goroob online  ثروت آفرینان , دسته‌بندی نشده
باید به بسترهای معماری گذشته خود بازگردیم | رحیم آغاسی جاوید

باید به بسترهای معماری گذشته خود بازگردیم | رحیم آغاسی جاوید

گفتگو با مهندس هادی نهایی
مدیر عامل دفتر معماری END STUDIO ، مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی شهریاران

مهندس هادی نهایی مهندسی است که دغدغه های معماری او در خلال گفتگوهایش مدام بیان می شود، دغدغه هایی که او را وامی دارد تنها راه گذر از آن را روی آوردن به معماری غنی و باشکوه  گذشته و تلفیق آن با معماری روز مدرن بداند. و به موازات همه این مباحث، تغییرات نیازهای جامعه، همخوانی با فرهنگ و بالا بردن کیفیت سلیقه مردم نیز از جمله مواردی است که این مهندس جوان به آنها اشاره می کند.
مهندس هادی نهایی در این گفتگو همچنین از ایده ها و آرزوهای ارزشمند خود برای تعالی معماری می گوید که گزارش کامل این همه را در ادامه می خوانید:

من قبل از تبریز فعالیت های خود را در تهران شروع کرده ام. البته در آنجا دفتری نداشتم بلکه به عنوان کمک آتلیه در برخی از پروژه ها فعالیت می کردم و به همین خاطر است که امروزه تفاوت کار بین  تبریز و تهران را خیلی خوب لمس می نمایم. من در تبریز به معماری بهای زیادی داده ام به طوری که تا سال گذشته به هیچ وجه سفارشات مربوط به احداث نمای رومی را قبول نمی کردم چرا که  معتقدم نمای رومی، ضربه ای به هویت معماری بومی و هویت ساختاری ما است. اما با این حال مشاهده کردم که پروژه ای در ولیصر توسط یکی از برندهای معماری شهر با این نوع سبک معماری در  حال احداث است. با خود اندیشیدم این پیشکسوتان که برای خود اندوخته ای کسب کرده اند ولی با این حال اقدام به اجرای چنین طرح هایی می کنند ولی من جوان و نوپا- که بایستی به فکر  اجاره  دفتر و حقوق کارمندان خود باشم- با این حال به حفظ هویت معماری شهر خود بها و اهمیت می دهم ولی آن کسی که  چنین دغدغه هایی نداشته و یا به عنوان استاد دانشگاه و هیئت علمی  فعالیت می کند، نه تنها به این موارد بهایی نمی دهد بلکه به راحتی اسم خود را هم بر روی چنین پروژه هایی نصب کرده و کسب درآمد می  کند. بنابراین رویکرد خود را تغییر دادم اما نه این که نمای رومی کار کنم بلکه موتیف های نمادهای سنتی خودمان  را بررسی نموده و آنها را در قالب نماهای رومی درآورده و در طراحی های خود از آن بهره  گرفتم. اتفاقا بازخورد خوبی هم از این طرح گرفته ام.  ما با  این حال همین مورد را هم به عنوان یک سبک فکری و خط سیری تبدیل نکردم تا در  جامعه برخی از تازه واردان از آن بهره برداری ناشیانه بکنند  و مسیر طرح را تغییر دهند.

از دیگر اقدامات  من این بوده که با هزینه شخصی خود، بزرگان معماری را جهت هم اندیشی به دفتر خود دعوت نمودم که متاسفانه خیلی از آنها نیامدند. ناچارا خود حضورا به نزد برخی از این بزرگان رفته و پیشنهاد  ادم که هر از چند گاهی دور هم جمع شده و نسبت به شناساندن معماران نامدار شهرمان و همچنین بررسی چالش های معماری در شهر، برنامه هایی تدارک ببینیم. به عنوان مثال  یکی از چالش های طراحی ما، معماران پاشنه بلندی هستند که به عنوان معمار در سطح شهر کار می کنند ولی کارکردهای آنها بیشتر به عنوان یک مدل است تا یک طراح معماری! البته با عرض  احترام نسبت به خیلی از معماران نخبه خانم- که حتی در سطح بین المللی نیز معروف هستند- باید بگویم که برخی از معماران خانم به اسم یک معمار ولی در واقع به عنوان یک مدل به برخی از  روژه ها ورود پیدا می کنند و پروژه ها را از  مسیرهای نامتعارف، با قیمت و کیفیت پایین اخذ و اجرا می کنند، در مقابل افرادی امثال ما هم که می خواهند کارهای باکیفیتی ارائه دهند مجبورند که  قیمت خود را بالا نگه دارند.

مهندس نهایی ادامه می دهد:
به نظرم معماری مظلوم ترین رشته است و تنها موردی است که هیچ وقت رونق اقتصادی نداشته و هرگز با تعرفه خاصی به پیش نرفته است. ما هنوز هم تا به حال از یک تعرفه مناسب و متناسب از  طرف سازمان نظام مهندسی برخوردار نیستیم. وقتی که ما تعرفه قیمتی نداریم در نتیجه برخی از همکاران حتی پایین تر از حداقل ها نیز کار ارائه می دهند چرا که دغدغه آنها فقط اخذ کار و کسب  درآمد است. آنها حتی در بسیاری از اوقات در خانه خود نشسته و بدون هیچ هزینه  ای کار می کنند ولی من که در سال 96 به عنوان دفتر کارآفرین استان در حوزه صنعت ساختمان انتخاب شده ام، دغدغه ایجاد شغل بیشتر برای افراد بیشتری را دارم. همین دغدغه های مختلف سبب می گردد که من در بازار قیمت ها را در سطح مناسبی نگه دارم و خیلی از شاخص های دیگر را هم حفظ نمایم،  ولی ارگان های مربوطه من جمله انجمن های معماری و… که هر از گاهی در شهر بیان می شوند، متاسفانه رویکرد بهینه سازی ندارند. من به عنوان  هادی نهایی- با توجه به سابقه کم  خود- 13 مقام برای شهرم کسب کرده ام. مقام دوم فستیوال بین المللی هندوستان-دهلی را کسب  کرده ام، دفتر نمونه استان انتخاب شده ام، به عنوان مهندس نمونه استان برگزیده شده ام، و  خیلی از موارد دیگر. خب من این عناوین   را برای این شهر و استان کسب کرده ام. پس چرا تا به حال هیچ مسئولی پیگیر مشکلات ما نشده تا ببیند که آیا ما واقعا کارآفرین هستیم؟

من با هزینه  شخصی بود اقدام به راه اندازی یک پایگاه خبری در حوزه معماری و شهرسازی و عمران نموده ام و تا به حال نیز قلم خود را نفروخته و اجازه نداده ام که نویسندگانم هم دست به چنین  کاری زنند. حال چگونه است که من درآمد معماری خود را صرف هزینه های فرهنگی می کنم ولی یکی نیست که پیگیر کار ما باشد؟ من دلم می سوزد به حال جوانی که کاهش عمر خود را با افزایش  قیمت دلار معاوضه می کند! امروزه افکار جوانان ما به سمت دلار و بورس و خیلی از چیزهای کاذب دیگر سوق می یابند و  متاسفانه هنر روز به روز شاهد تنزل خود می گردد. اگر حمایت های لازمه در این زمینه صورت نپذیرد کیفیت هنر از این هم که هست نازل تر خواهد گردید. اعتقاد شخصی من این است که اگر معماری ما درست شود اقتصاد نیز درست می شود. اگر معماری ما اصلاح گردد،  اجتماع ما نیز رو به بهبود خواهد گذاشت. در یکی از مسابقات معماری تحت عنوان میر میران، در تهران، شرکت کردیم و در آن به بررسی ریتم ملودی آهنگ های پرداختیم که بر روی انسان تاثیر  خشنی می گذارند. متوجه شدیم که ریتم چنین آهنگی یکنواخت نیست و افت و خیز بسیاری دارد. سپس مطالعات خود را در بستر شهر نیز در این رابطه ادامه دادیم و متوجه شدیم که همان اختلاف  ریتم ملودی در بستر شهر هم اتفاق افتاده است. ما مشاهده کردیم که ساختمانی به ناگاه خیلی بلند مرتبه ساخته شده و ساختمانی دیگر به صورت یک یا دو طبقه احداث گردیده و خط آسمان  رعایت نشده است. در نتیجه این چنین شهرسازی و معماری، ناخودآگاه بر روی انسان تاثیر منفی می گذارد به طوری که ما شاهد نزاع های فردی و دسته جمعی بسیاری در سطح شهر هستیم.  بنابراین معتقدم که بستر و استراتژی شهرسازی و معماری ما ضعیف است و اگر بر چنین روالی ادامه پیدا کند رو به زوال و نابودی خواهیم رفت.

– پس به نظر جنابعالی، نوع معماری تاثیر مستقیمی بر رفتار و خشونت های اجتماعی دارد؟

هادی نهایی: شاید 70 درصد تاثیر مستقیمی داشته باشد. من خود 12 سال است که جمله «حذف موارد حاشیه نشینی تبریز » را می شنوم. وقتی در منطقه حاشیه نشینی و در یک خانه 60  متری، 10 نفر زندگی می کنند، در محله ای که گنجایش 20 خانوار را دارد ولی هم اکنون با 70 خانوار مواجه است- من خود خانواده ای را می شناسم که در یک مساحت 12 متری 6 نفر زندگی می  نند- مگر می توان انتظار رفتارهای نابهنجار را نداشت؟ اگر معماران و شهرسازان می توانستند متناسب با نیاز شهر کار کرده و به آن پاسخ دهند و به عبارتی با هزینه های کمتر، بازدهی بیشتری را  داشتند مطمئنا چنین اقداماتی می توانست به حذف حاشیه نشینی شهر بینجامد. متاسفانه بیشترین نابهنجاری های اجتماعی ما در مناطق حاشیه نشینی شهر رخ می دهد. از طرف دیگر چرا  معماری شهر نتوانسته آن مهر و محبت قدیمی را در بین خانواده های محل و بخصوص در مناطق بالا نشین شهر حفظ کند؟ وقتی سرانه فضای سبز در یک منطقه 40 هکتاری حاشیه نشینی نزدیک به  صفر است چگونه می توان در چنین افرادی انگیزه ایجاد نمود؟ چگونه می توان در این فضا نسبت به تخلیه فشارهای خود اقدام نمود؟ بنابراین نوع معماری و شهرسازی در این بخش ها رابطه   ستقیمی با انسان دارد. به صورت غیرمستقیم نیز معتقدم که حدود 300 شغل با نوع معماری و ساختمان  سازی درگیر هستند. اگر بتوانیم نوعی معماری متناسب با وضعیت اقتصادی امروزی ارائه   هیم، آن 300 بخش صنعتی هم فعال می شوند. متاسفانه ما قادر به انجام چنین اقداماتی نبوده ایم. ما نوع  معماری را به سطح خیلی لوکس- آن هم در مناطق بالایی شهر- ارتقا داده ایم که نه  ویت و شناسنامه ای از ما در خود باقی گذاشته اند و نه این که خواهند توانست خود را از عارضه های بعدی آن- از قبیل سنگین کردن بیش از حد ساختمان- حفظ نمایند. این موارد را باید معماران و  شهرسازان شهر لحاظ کنند.

البته ارتباط مستقیم معماری و نابهنجاری های اجتماعی را از زوایای دیگری هم می توان بررسی کرد. وقتی در یک خانه 60 متری یک بالکن متناسب و یک محل دنجی برای انسان وجود ندارد، این  وضعیت می تواند در درون خانه منجر به ایجاد تنش گردد. کرونا این مفهوم را خیلی خوب نمایان کرد. در منطقه اندیشه، خیلی از خانه های ما حتی محروم از یک بالکن کوچک برای برخورداری از هوای  آزاد هستند. وقتی خانواده ای به مدت دو ماه در چنین محیطی قرنطینه می شود، مطمئنا سبب افزایش خشونت ها می گردد. همین مورد باعث شده که ما در یک پروژه بزرگ 200 واحدی خودمان در  این منطقه کم برخوردار رویکرد فضاهای جمعی را در معماری مان گسترش بدهیم. طبق آمارهایی که خود من اخذ کرده ام، در آن دوران نسبت مراجعه حضوری و غیر حضوری به مشاوران خانواده  چندین برابر شده بود. بنابراین ما بایستی تاثیر معماری را در چنین بستری بررسی کنیم. متاسفانه از آنجایی که معماری خود را وامدار اقتصاد نموده است )در حالی که باید اقتصاد وامدار معماری بود(  با تنزل اقتصادی، وضعیت معماری هم تنزل می یابد و با تنزل معماری، فضای شهری از بین می رود و با از بین رفتن فضای شهری، هویت انسانی )چه در سطح ملی و چه در مقیاس منطقه ای( هم از  میان می رود. وقتی هویت ها از میان می رود، همه چیز از بین خواهد رفت. ما باید برای رهایی از چنین چالش هایی به بسترهای معماری گذشته خود بازگردیم. متاسفانه ما در سطح شهر تبریز  کمتر دفاتر معماری سراغ داریم که در کنار کار خود به فرهنگ سازی معماری نیز اقدام نماید. مردم هم بایستی متوجه این امر باشند که بین دفتر دکوراسیون داخلی و دفترمعماری تمایز قائل گردند چرا  که چنین دفاتری نمی توانند هم طراحی کرده و هم اجرا نمایند. حوزه آنها طراحی نیست و به همین خاطر است که آنها در بروشورهای خودمی نویسند «طراحی رایگان !» اگر قرار است طراحی به  صورت رایگان انجام پذیرد پس چه ضرورتی داشته که ماها این همه سال به تحصیل پرداخته و هزینه نماییم؟ باید این تضاد بررسی گردد، که متاسفانه چنین نمی شود. در دوران قرنطینه قرار گذاشتم  که گفتگوهایی با معمارانشهر تحت عنوان «معماری چیست » انجام دهم تا آن مطالب را در پایگاه خبری خود منتشر سازیم. شاید باور نکنید که برای گرفتن مطلبی از 12 معمار، دو ماه زمان صرف  کردم، آن هم در زمانی که همه در قرنطینه بودند و برای همگی وقت آزاد زیاد بود.

– اکنون بهتر است به گذشته بازگردیم و از خود هادی نهایی بپرسیم که نهایی کیست و کار خود را چگونه آغاز نموده است؟

هادی نهایی: رزومه کاری من در حوزه معماری فراتر از سن و سال خودم است و به نظر می رسد که رزومه یک معمار چندین ده ساله است. همیشه متذکر می شوم که من به خاطر معماری، دوران  جوانی نداشته ام. هادی نهایی متولد سال 70 در تبریز است. تقریبا از سال 88 به صحنه معماری ورود یافته و نزدیک به 3 سال در یکی از دفاتر فنی- مهندسی فعالیت داشته ام. تحصیلات خود را در  مقطع کارشناسی ارشد در رشته معماری به اتمام رسانده ام و اکنون نیز به مدت 7 سال است که به صورت حرفه ای در حوزه معماری فعالیت می کنم اما فعالیت من تنها منحصر به تبریز نبوده بلکه به  صورت فرامنطقه ای کار کرده ام به طوری که در مناطق مختلفی از جمله تهران، بانه، زنجان، خوزستان، و… پروژه داشته ام.

– برخی از جوانان عنوان می کنند که مسئولین هیچ کمکی نمی کنند، از طرف دیگر منابع مالی هم نداریم. همین کمبودها سبب ایجاد ذهنیت هایی در جوانان در مورد افراد موفقی چون شما می  گردند که حتما این گونه افراد به خاطر وجود برخی از حمایت ها بوده که توانسته اند موفق گردند. به نظر شما عوامل بیرونی در موفقیت چه نقشی دارند؟

هادی نهایی: اگر بخواهم خیلی کوتاه بگویم، باید عرض کنم که زیر صفر! البته اگر حمایت خانواده را به عنوان یک عوامل بیرونی محسوب کنیم می توان نقش آن را )البته نه صرفا از ابعاد مالی( به 50  درصد افزایش داد. گرچه از خود من نیز حمایت های مالی خانواده صورت گرفته ولی نه در آن حدی که تصور می شود. در شروع کارم در اثر بی تجربگی یکی از مدیران کاری، دچار ضرر زیادی شدم که  ین ضرر را پدرم جبران نمود. به غیر از این یک مورد، هیچ یک از عوامل بیرونی دیگر در موفقیت من نقشی نداشته اند. البته این صرفا در مورد حمایتهای مالی است والا در مورد حمایت های معنوی  خانواده ام نقش زیادی داشته اند. شاید بد نباشد خاطره ای برای شما از این عدم حمایت ها بگویم. چندی پیش، یکی از شهرداران پیشین تبریز به دفتر ما آمده بودند. وقتی به رزومه کاری و عناوین کسب شده من نگاه کردند گفتند: شما کجا بودید که ما شما را ندیده ایم ولی از بانه آمده اند تا طرح دهکده توریستی بانه را شما اجرا نمایید؟! من نیز پاسخ دادم که جنابعالی به مدت 8 سال در این  شهر شهردار شدید ولی چه زمانی حتی به مدت 8 دقیقه به ما جوانان وقت ندادید که ما را در دفترتان دور هم جمع کنید؟ شما باید ما را پیدا کنید چرا که ما همیشه در پشت درهای مسئولین می   انیم. بنابراین می خواهم بگویم که هیچ گونه حمایتی از هیچ ارگان و سازمانی نداشته ام و صرفا با توکل به خدا و تلاش خود، خانواده و همسرم توانسته ام این مراحل را طی نمایم.

– اولین کارتان را چگونه آغاز کردید؟

هادی نهایی: من قبل از معماری، سردبیر مجله معماری «اُرُسی » بودم که البته درآمد خوبی هم داشتم. همچنین همزمان در دفتر فنی و عمرانی هم مشغول بکار بودم. در نتیجه درآمد خوبی داشتم  به طوری که وقتی می خواستم اقدام به تاسیس دفتر معماری نمایم خیلی ها مرا سرزنش کردند که وقتی درآمدی به این خوبی داری چرا  می خواهی به زیر بار مسئولیت بروی؟! اما در مورد  اولین کارم. اولین طرحی که سبب گردید من به این وادی کشیده شوم، یکی از طرحهای معماری باغ- تالار در منطقه بازرگان بود. این طرح به یکی از همکلاسی های ما سفارش داده شده بود که  متاسفانه این دوستان نتوانسته بودند رضایت کارفرما را جلب نمایند. در نتیجه کارفرما مهلت دو هفته ای برای آنها تعیین کرده بود که در  صورت عدم توانایی، از آنها شکایت خواهد نمود. زمانی که  سردبیر مجله بودم، این دوستان با من تماس گرفته و ماجرا را گفتند. خلاصه قرار شد که ما بر روی این طرح کار کنیم. کار را شروع کرده و در  مدت معین نیز آن را به کارفرما تحویل دادیم. گرچه در ابتدا کارفرما  قبل از دیدن طرح، خیلی به سردی با ما برخورد نمود ولی وقتی که  نگاه دقت آمیزی به طرح داشت خیلی خوشحال شد و حتی 10 درصد بیشتر از قرارداد مقرر شده پرداخت نمود. این اولین کار موفقیت آمیزم جرقه ای در این روند شد. البته این پروژه سفارشی بود. اولین پروژه  ای که خود مستقلا شرکت نمودم طرح مسابقه شهدای طلوع فجر مراغه بود که توانستیم رتبه سوم را کسب نماییم.

– در ضمن صحبت ها مطرح نمودید که عناوین مختلفی برای شهر تبریز کسب کرده اید. در باره این عناوین توضیحات بیشتری دهید؟

هادی نهایی: رتبه اول طراحی دهکده 750 هکتاری بانه، که یک مسابقه محدود بود، از طرف کارفرما انتخاب شدم- رتبه دوم المان ورودی ارک جدید بم- رتبه سوم مشترک پروژه 12 هکتاری آب و فاضلاب استان- رتبه اول یادمان شهدای ایلخچی- رتبه اول یادمان شهدای خسروشاه- رتبه دوم فستیوال دهلی هندوستان در طراحی داخلی، که البته اگر بعد از مرحله اجرایی طرح را می فرستادیم  قطعا رتبه اول می شدیم- فینالیست پروژه دهلی هندوستان در سال -2017 رتبه سوم المان شهدای طلوع فجر مراغه- و رتبه اول المان مسابقه محدود میدان گمرک بازرگان.

– چه عواملی را در زمینه  طراحی های خود مد نظر قرار می دهید؟

هادی نهایی: رویکرد اولیه من در طراحی این است که این طراحی از لحاظ کلان و خُرد چه تاثیراتی در بستر پیرامونی خود می تواند داشته باشد؟ چرا که در چنین بررسی هایی است که متوجه می  شویم آیا چنین طرحی می تواند ظرفیت های جدید اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایجاد کند یا نه؟ سپس مطالعه می کنیم که چه عواملی می توانند سبب ایجاد تغییر و تحول مثبتی در این زمینه  گردد؟ پس از بررسی نیازهای اصلی جامعه، نیازهای اصلی کارفرما را نیز مطالعه و بررسی می نماییم. البته طرح هایی هستند که کارفرمای آن یک نفر است ولی در طرح هایی که کارفرما به نوعی  خود جامعه است نیاز به بررسی های متعددی دارد. وقتی که من المانی را طراحی می نمایم در واقع برای کل یک جامعه طراحی می کنم. بعد از بررسی این همه، آن چیزی که می تواند برای من  ادآور هویت گذشته خود باشد، کلید اولیه استارت پروژه هایم  است. به همین ترتیب به پیش می رویم تا به فرم دلخواهی برسیم.

– اولین چیزی که در چنین طراحی های مدرنی به چشم می خورد، هزینه بالای آن است. وقتی که در جامعه توان اقتصادی کافی برای چنین امری وجود نداشته باشد مجبورا هر کسی بر اساس فکر و  توان مالی خود عمل می کند. همین نگرش سبب  ایجاد ناهنجاری هایی می شود که جنابعالی هم قبلا از آن نام بردید. چگونه می  توان بر این چالش ها غلبه نمود؟

هادی نهایی: البته لوکس بودن طرح، همیشه لزوما پر هزینه بودن طرح را در بر ندارد. به عنوان مثال ما طرحی را در کوچه برق لامع تبریز اجرا کردیم و در آن همان آجری را بکار بردیم که در واقع باید بکار برده می شد ولی ما آجر را به جای این که به صورت مستقیم بر روی هم قرار دهیم، کمی متفاوت قرار داده و آن را به بیرون کشیدیم. تاثیر این کار این بود که نور خورشید سبب ایجاد سایه ای از   ساختمان بر روی سطح زمین می گردید که با حرکت خورشید و نور، سایه هم جابجا می شدند. ما اسم این طرح را «رقص آجر » گذاشتیم. بنابراین می خواهم بگویم که لوکس بودن طرح الزاما منتهی به  هزینه بر بودن آن نمی گردد. حتی برخی از معماران کارکشته ای هستند که  خود تلاش می کنند هزینه پروژه را بکاهند. ما در خیلی از بخش ها خود نیز کنترل هزینه می کنیم چرا که معمار در واقع  وکیل کارفرما است، بنابراین باید به درستی عمل کند. ما با چنین دیدگاه هایی است  ه به این نوع فضاها ورود پیدا می کنیم ولی از آنجایی که طراحی های ما کمی متفاوت تر است فکر می کنند  که این کار سبب افزایش هزینه ها می گردد.

– هادی نهایی چقدر توانسته کارآفرینی بکند؟

هادی نهایی: در دفتر معماری من، به صورت مستقیم 10 نفر و با مجموعه پایگاه خبری و کانون تبلیغاتی، جمعا 25 نفر به طور غیرمستقیم. 33 پیمانکار هم در بیرون از محیط دفتر با ما کار می کنند.

– برنامه آینده شما چیست؟

هادی نهایی: خیلی آرزو دارم که بتوانم برای شهر تبریز چندین پروژه خوب اجرا کنم. متاسفانه خیلی از پروژه های بزرگ مقیاس من در خارج از استان صورت گرفته است. همچنین آرزو دارم که بتوانم  دفتری تاسیس کنم تا نه تنها در آن پروژه های ناب تبریز بتوانند طراحی و اجرا گردند بلکه بتوانم برای فارغ التحصیلان رشته معماری هم محلی برای فعالیت ایجاد کنم. امروزه بیش از 90 درصد از فارغ  لتحصیلان این رشته نمی توانند در حوزه تحصیلاتی خود کار کنند که این یعنی هدر دادن هزینه و انرژی استاد و دانشجو. بنابراین آرزو  دارم آکادمی معماری ایجاد کنم تا بتوانم هم با متد جدید به  آموزش معماری بپردازم و هم این که بتوانم طرح های نابی را اجرا نمایم.

– گفتید آرزو دارید که برای تبریز طرح هایی زیبایی ایجاد کنید. ایده آل ذهنی شما از این طرح های زیبا چیست؟

هادی نهایی: امروزه شهرهایی مثل ارومیه و حتی بوکان به تازگی وارد این عرصه شده اند که پروژه های خود را چارچوب دار نمایند به طوری که پروژه ها دارای طرح هنری هستند. وقتی در بحث هنر  پروژه ای چارچوب های خاص خود را داشته باشد، حتما در آن مقتضیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی لحاظ گردیده است. اگر میهمانی به تبریز بیاید و از ما بخواهد که پروژه جدیدی را به وی نشان  هیم، ما به جز پروژه اطلس، برج ابریشم و برج بلور )که البته  همگی این موارد نیز با اما و اگرهای زیادی همراه هستند( ما پروژه دیگری برای ارائه نداریم. در فضای تفریحی )به غیر از شاه گلی( هیچ   ضای دیگری نداریم. در حوزه تجاری هم به عنوان مثال، من نوع معماری پروژه لاله پارک را در حد صفر می دانم که فقط برندها  هستند که به آن ژست معماری بخشیده اند والا در نوع معماری پروژهاتفاق خاصی روی نداده است. در کنار این همه، من وقتی از معماری ارزشمند صحبت می کنم منظورم آن نوع معماری است که بتوانیم  برای اقشار کم درآمد معماری خوبی طرح نماییم- که البته  خود بنده در این حوزه فعالیت می کنم- و بتوانیم برای اقشار کم درآمد واحدهای با کیفیت ایجاد نماییم و البته در ارزش معماری و هنری آن هم هویت منطقه ای لحاظ گردد. متاسفانه در حوزه  معماری- با توجه به پتانسیل های بسیاری که دارد- دیدگاه ساختمان سازی بر دیدگاه معماری حاکم گردیده است. ساختمان سازی برای فروش و کسب سود انجام می گیرد.

– نگاه و رفتار هادی نهایی در مورد شکست چیست؟

هادی نهایی: شاید در این چند سالی که در حوزه معماری کار می کنم، 3 بار ضربدر صفر شده و دوباره به پا خواسته ام. خدا را شاکرم که از یک دفتر 30 متری کارم را شروع کرده ام و امروزه کارم را در  ک دفتر نزدیک به 150 متری ادامه می دهم. کارم را از معماری   شروع کردم ولی اکنون در 3 حوزه- معماری، کانون تبلیغاتی، پایگاه خبری- فعالیت می کنم. همانطوری که قبلا گفتم- اولین شکستم  ربوط به شروع کاری بود  که در آن پروژه شکست خوردیم و کمک مالی پدرم بود که توانست ما را از این وضعیت نجات دهد. این اولین شکست کاریم بود، به قرارداد سنگینی ورود کرده بودیم که تاخیر و   تعدیه آن خیلی بالا و در مقابل درآمد آن خیلی پایین بود. من در آن پروژه شکست خوردم و احساس کردم که دیگر قادر به ادامه کار نخواهم بود. ولی از آنجایی که پیش از این کتابهای انگیزشی متعددی  وانده بودم این مطالب در  این برهه بر من تاثیر گذاشتند و در من این انگیزه دوباره برخواستن را ایجاد کردند. این انگیزه ها راه را بر من باز کردند و توانستم بار دیگر به کارم ادامه دهم. بعد از آن  ر شکست دیگری- حتی بزرگتر از آن- مرا تا حدی پخته تر کرد به طوری که امروزه اگر شکست   نخورم دلگیر می شوم! چرا که با هر شکستی متوجه می شوم که یک مرحله به پیش رفته ام. شاید قبل از آن این امر را صرفا در کتابها  خوانده بودم که شکست آدمی را بزرگ می کند ولی اکنون این امر را خود حس کرده و می بینم. بنابراین من واقعا با این شکست ها بزرگتر شده ام. شکست اگر در  جای خود اتفاق افتد واقعا می تواند یک نعمت محسوب گردد و من همیشه منتظرم که خداوند با شکستی  دیگر، درس دیگری به من بیاموزد.

– این که گفتید شکست در جای خود یک نعمت است، این جا و زمان را چه کسی تعیین می کند؟

هادی نهایی: ما به حاکمی وصل هستیم که در مقابل آن تسلیم هستیم. به قول شاعر: لطف آن چه تو اندیشی/ حکم آن چه تو فرمایی. همین نیروی حاکم در برخی از اوقات می خواهد که به ما  گوشزدی بنماید و یا با شکست کوچکی، جلو شکست بزرگتری را بگیرد. فقط در این میان گاها صبر ما تمام می شود و این امر ما را می ترساند و فکر می کنیم که دیگر همه چیز تمام شد.

– و در  نهایت، سخن هادی 29 ساله به همسالان و همنوعان خود چه می تواند باشد؟

هادی نهایی: باید به این نکته باور داشته باشند که هیچ کس و هیچ کس دیگری نمی تواند به آنها کمکی کند  مگر این که خود آنها بخواهند. ما خواسته یا ناخواسته به این دنیا آمده ایم و محکوم  هستیم که در آن برای مدتی زندگی کنیم. اگر به این امر باور داریم که باید زندگی کنیم، بایستی برای این زندگی کردن از نقطه ای شروع کرد تا این زندان دنیا را آباد نمود و بتوان راحت تر در آن زندگی  کرد. چه پولدار و چه بی پول مجبور هستند که در این زندان زندگی کنند.

– البته این زندانی که شما از آن صحبت می کنید، در خیلی از اوقات لذت های فراوانی هم دارد! کسی که در ساختمان های قصر مانند و با تمام امکانات آن زندگی می کند، در واقع در یک بهشت قرار  دارد نه زندان.

هادی نهایی: نه، زندان همان زندان است که فقط قالب و نوع زندان  ها فرق می کند. کسی که در چنان جاهایی زندگی می کند، خود دارای زندان دیگری بوده و بر پاهایش زنجیرهای دیگری بسته شده است. شاید زنجیرهای پای او از زنجیر ماها هم سنگین تر باشد.

– به سخن قبل در مورد زندگی و ساختن این زندان بازگردیم.

هادی نهایی: بله می گفتم که ما باید تلاش خود را برای بهتر ساختن این زندان آغاز کنیم تا لذت بیشتری از آن ببریم. اما ما لذت را در تکامل می دانیم. اگر بهترین غذای دنیا را در جلو یک کودک  شیرخواره قرار دهیم هیچ لذتی از آن نخواهد برد و فقط بعد از بزرگ شدن و تکامل یافتن است که می تواند از آن لذت ببرد. همه چیز را نباید در مادیات خلاصه کرد. البته بر این هم باور دارم که پول همه  چیز نیست اما به شرطی که خود پول وجود داشته باشد.

– سوال اینجاست که چگونه می توان این پول را به دست آورد؟

هادی نهایی: باید به سمت آن حرکت کرد. نباید با دیدن فرد موفقی، به دیده انکار به آن نگریست. باید به این نکته توجه کرد که شاید زمانی که وی در دوران جوانی به خوش گذرانی های معمول می  پرداخته، همین فرد موفق برای سال های متمادی از آنها چشم پوشیده است. طبیعی است که در چنین حالتی باید منتظر نتیجه متفاوتی باشیم. در عالم انصاف می توان دید که کائنات هر چیزی راکاشته ایم، به ما بازگردانده است.

– و در نهایت اگر به گذشته بازمی گشتید، دوباره معماری را انتخاب می نمودید؟

هادی نهایی: بله دوباره همین رشته را انتخاب می کردم، با این تفاوت که شاید کمی دیرتر دفتر خود را تاسیس نموده و بیشتر در نزد یکی از پیشکسوتان این امر به آموزش و یادگیری می پرداختم. به  خاطر عدم این کار، ضررهای زیادی را پرداخته ام. اگر در آن دفاتر کسب تجربه می کردم دیگر مجبور به پرداخت چنین ضررهای گزافی نبودم. بنابراین یا باید نزد کسی می آموختم و یا برای آموختن آن  متضرر می شدم که برای من راه دومی اتفاق افتاد.

■ علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر در این مورد می توانند با دفتر معماری هادی نهایی تماس گیرند: 09142358700

منبع : مجله انجمن | شماره 34

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز