اکسپوی پنجم تبریز تا چه حدی به ترویج اقتصادِ هنر انجامید؟

اکسپوی پنجم تبریز تا چه حدی به ترویج اقتصادِ هنر انجامید؟
 شهریور ۳۱, ۱۴۰۰  goroob online  7 هنر , هنر و جامعه
اکسپوی پنجم تبریز تا چه حدی به ترویج اقتصادِ هنر انجامید؟

نگاهی نقادانه به پنجمین اکسپوی تبریز

مجتبی نخجوانی- رئیس انجمن نقاشان تبریز

اکسپوی پنجم تبریز چندی پیش برگزار شد و به پایان رسید و یک خسته نباشید  به مدیران و برگزارکنندگان این اکسپو بدهکاریم؛ اکنون که قدری دورتر شده ایم، شاید بهتر می توان این اکسپو را بررسی و آسیب شناسی  کرد و در رفع کاستی هایش کوشید.

اکسپویی که از اوایل بهار سال ۹۹ مقدمات برپایی آن فراهم شد و به علل مختلف از جمله شرایط اجتماعی ناشی از فراگیری کرونا تا اوایل تابستان ۱۴۰۰ به تعویق افتاد. هدف غایی و نهایی اکسپو از برگزاری چند دوره- همچنانکه در کاتالوگ و از قول مدیر اکسپوی هنری تبریز نیز آمده- رسیدن به اقتصاد هنر و معیشت هنرمندان و فروش آثار نقاشی و در کل آثار هنری و ترویج اقتصاد هنر بین مردم و مجموعه داران بوده است. در این خصوص و اینکه اکسپو تا چه اندازه به این مهم دست یافت و مقصود برگزارکنندگان به تمامی  برآورده شد یا نه، جای بحث باقی است و بررسی آن را به فرصتی دیگر وامی‌گذارم و عجالتا به سه موضوع مهمتر دیگر می پردازم که ارتباط تنگاتنگ و مستقیم با موضوع  فروش آثار هنری عرضه شده در اکسپو دارد.

قبلا باید یادآور شوم که با وجود فروش اثر اینجانب در اکسپوی اخیر، نتوانستم چشم بر برخی نارسایی ها ببندم و امیدوارم هدف از بیان این مختصر، امید به برگزاری هرچه بهتر و سالم تر اکسپوهای آتی تلقی گردد و بس.

انتخاب آثار برتر در بین صدها اثری که هنرمندان و گالری داران ارائه می کنند، قطعا در تمامی نمایشگاه ها، آرت فیرها و اکسپو های هنری علاوه بر سلیقه ای بودن، تابع مقررات و استانداردهایی است که عدول از آنها معمولا نیز مورد مناقشه و چالش برانگیز می باشد.

صرف نظر از انحصارطلبی ها و باندبازی هایی که گریبانگیر جامعۀ هنری در ایران و کل جهان است و از دایرۀ موضوع این بحث خارج، اولین شاخص در انتخاب انبوه آثار ارائه شده، ترکیب هیات انتخاب آثار هنری می باشد. معمولا سه یا پنج نفر کارشناس و گاه بیشتر- و البته همواره بصورت عدد فرد- با شور و رایزنی و سیاست گذاری معین، آثار رسیده را در چند مرحله  از نظر گذرانده و در نهایت باتفاق آراء اثر یا آثاری را رد یا تایید می کنند.

در دوره های قبلی اکسپو و بخصوص اکسپوی چهارم متاسفانه این مهم را- حداقل در مورد آثار تجسمی- فقط یک نفر بعهده داشت و قاعدتا تمامی آثار نقاشی ارائه شده از منظر نگاه بلامنازع همان یک نفر بررسی و رد یا تایید شده بود و این نقطه ضعف بسیار مهمی برای اکسپو بشمار می رفت که آثار خوبی که با معیارهای گزینشی یک نفر همخوان نبودند، از راهیابی به اکسپو باز ماندند. در اکسپوی پنجم نیز همین ضعف تکرار شد، با این تفاوت که تعداد کارشناسان به دو نفر رسید.

طبق اطلاعات رسیده، در اکسپوی پنجم دو نفر در انتخاب و گزینش آثار ارائه شده از طرف گالری ها و مجموعه داران و خود هنرمندان دخیل بودند که این امر، علاوه بر اینکه کاملا مغایر با مانیفست گزینش آثار و عملکردی غیرحرفه ای بود، کل آثار انتخاب شده و نشده را زیر سوال می برد و تکلیف یک اثر تجسمی را که از سوی یکی از آنان تایید و احیانا از سوی دیگری رد می شد، نامعین جلوه می داد و چگونگی انتخاب و یا عدم انتخاب آن را به چالش می کشید. انتظار بجایی خواهد بود که در اکسپو های آتی، برگزارکنندگان، با برخوردی حرفه ای تر این نقیصه را از بین ببرند و با ارتقاء تعداد آنان به سه یا پنج نفر، شبهات احتمالی ناشی از چگونگی برگزیدن آثار را کمتر نمایند.

نکتۀ مهم دیگری که در فروش آثار- برخلاف اهداف برگزارکنندگان اکسپو- تاثیرگذار بود و نتوانست در همان روز اول که مختص خریداران بود، با فروش تعداد بیشتری از انگشتان یک دست به فروش بیشتر از دوره های قبل دست یابد، انتخاب سالن محل برگزاری در هتل کایای لاله پارک بود.

سالن عروسی هتل کایا برای این منظور اختصاص یافته بود و چیدمان نامناسب تابلوها در فضای بسیار شلوغ و پر از عناصر بصری غیرلازم برای نمایشگاهی چنین مهم که نحوۀ عرضۀ تابلوها و نورپردازی حرفه ای نقش بسیار مهمی در جذب و جلب و ترغیب خریداران مدعو داشت، شانس فروش را به حداقل رسانده بود. بخشی از سالن خالی بود و در عوض تابلوها تنگاتنگ هم چیده شده و فضای پشت تابلوها بجای اینکه با سطحی صاف و خنثی پوشیده شده باشد، با استندهایی فلزی با پوششی از جنس کتان که شکلی نامتعارف هم داشتند، بر زواید بصری مزاحم بر تمرکز دید روی تابلوها افزوده بود.

بافت و رنگ و نقش و نگارهای روی دیوارها و نیز کف سالن با موکت نقش و نگاردارش و خطوط منحنی و متقاطع کف، حاکی از کاربری کاملا متفاوت سالن بود و ذهن را کاملا از تمرکز روی آثار هنری دور می نمود.

البته اگر به جهت نزدیکی غیر استاندارد تابلوها به هم، می شد از تاثیر بصری هر تابلوی مجاور بر روی تابلوی دیگر صرفنظر کرد که میسر نبود!  بعضی تابلوها هم خارج از پوشش استند های پشتشان قرار گرفته بودند.

در گالری های نقاشی و موزه هایی که آثار هنری را در خود جای می دهند، بیش و پیش از کیفیت خود تابلو، به ارتباط محیط اطراف و عدم تاثیرگذاری هر عنصر غیرمرتبط با اثر پرداخت و اهمیت داده می شود که با نورپردازی ملایم در چنان فضایی تمامی زیبایی های خود را در معرض دید بیننده قرار می دهد.

در اینجا اما تنها چیزی که نمی توانست خود را بنمایاند و برای خریدار احتمالی دلبری کند، خود تابلو بود!

وقتی در مقابل یک تابلو قرار می گرفتی، تاثیر بصری دو تابلوی کناری، همراه با سازه های فلزی استندها، رنگ دیوارهای پشت، نقش و نگارها و انحناهای متقاطع موکت کف تالار آنچنان تمرکزت را بهم می زد که بی اختیار می خواستی خود را از هیاهوی بصری ایجاد شده در مقابل تابلو برهانی و در بیرون از تالار، نفسی تازه کنی!

در چنین فضایی- اگر که ناچار از برگزاری در آن بودیم- می شد با هزینه ای بسیار کمتر و با کشیدن پارچه ای با رنگ خاکستری ملایم و حتی گونی با ارتفاع کمی بیشتر از ارتفاع بزرگترین تابلو، در طول دیوارها و آویختن تابلوها در کنار هم و با فاصله ای مناسب از همدیگر، به نتیجه ای مطلوب تر رسید.

از اینها گذشته، قرار گرفتن تابلوهایی با سبک و شیوه و جنس و ماهیت متفاوت در کنار هم، بیش از پیش به ازدحام بصری افزوده بود. می شد تابلوهای با سبک و سیاق نزدیک به هم را در یک دیوار قرار داد. می شد تابلو های مدرن را در کنار هم و با رعایت اندازه و ابعاد آنها و تابلو های فیگوراتیو را هم در کنار هم به نمایش گذارد. تابلو های نقاشی را از تابلوهای خط نقاشی، عکس و حجم جدا کرد و هرکدام را در کنار هم به نمایش گذارد که بازار شام تداعی نشود.

آنچه مسلم است این که چیدمان آثار جزو مهمترین ویژگی های یک نمایشگاه است و طرز کنار هم قرار دادن، نورپردازی و ترتیب و توالی تابلوها می تواند چشم و ذهن بیننده را به آرامش دعوت کند یا بر تشویش ذهنی و بصری  او باعث شود. بویژه در اکسپو ها که هدف  اصلی، ارایۀ هرچه مطلوب تر و دلفریب تر و فروش اثر می باشد.

سردرگمی ای که در هنگام تماشای تابلوهایی با سبک و سیاق های متفاوت بویژه در بیننده ای که به قصد خرید به نمایشگاه آمده است ایجاد می گردد، قدرت تصمیم گیری در مورد انتخاب تابلو از وی را سلب می کند و مردد و مشوش، از نمایشگاه خارج می شود و رعایت و عدم رعایت همۀ اینها، حرفه ای بودن برگزار کننده را به چالش می گیرد و تاثیرات روانی حاصل از عدم رعایت این بدیهیات، مستقیما در ذهن بیننده  مشتاق خرید، نمود پیدا میکند.

موضوع مهم دیگر در اکسپوی پنجم، حضور هنرمندانی از شهرهای دیگر است. استفاده از آثار هنرمندان دیگر شهرها و حتی خارجی بسیار خوب است و شاید بقولی بتوان به سوی بین المللی شدن و البته طمطراق بیشتر تعبیرش کرد. اما با توجه به نام اکسپوی هنری تبریز، حق این بود که از ظرفیت هنرمندان مطرح و جوانان مستعد تبریز و آذربایجان بیشترین بهره را برد و آنگاه به تهران روی آورد. ایتالیا هم که جای خود دارد!

نام هنرمندان شناخته شدۀ بسیاری از تبریز در لیست شرکت کنندگان و بعبارت بهتر جزو هنرمندان مدعو و منتخب نبود و بالطبع اثری از آنان به نمایش درنیامده بود. علت این امر هرچه باشد، حضور هنرمندانی از شهرهای دیگر نه میتواند جای اینان را پر کند و نه میتواند توجیه گر عدم حضورشان باشد.

وقتی اکسپوی هنری با نام تبریز مزین است، انتظار می رود آثار فاخر هنرمندان بیشتری از تبریز زینت بخش دیوارهای اکسپو باشد و نام بیشتری از اینان در کاتالوگ نمایشگاه درج شود. اما جالب اینکه این ذهنیت و تصور نادرست درباور برخی دوستان هنرمند تبریزی نشسته که از مشاورۀ انجمن نقاشان تبریز در انتخاب و دعوت هنرمندان برای حضور در اکسپو بهره گرفته شده و گلایه مند بودند از مدیریت انجمن که چرا آنان نادیده گرفته شده اند، غافل از اینکه خود انجمن در این میان و دوره های قبل نیز نادیده گرفته شده بود!

امید که اکسپو های آتی، با تکیه بر تجارب گذشته و توجه به انتقادات اصولی، با انتخاب هوشمندانه تر محل نمایشگاه و نیز چیدمانی حرفه ای تر و البته حضور حداکثری هنرمندان تبریزی  بی نقص تر برگزار و برگزارکنندگان به اهداف از پیش تعیین شدۀ خود بیش از پیش نائل شوند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز