افزایش سالمندان در ایران

افزایش سالمندان در ایران
 آذر ۹, ۱۳۹۹  goroob online  جامعه , دسته‌بندی نشده
افزایش سالمندان در ایران

افزایش سالمندان در ایران

ما داریم بد پیر می شویم!
میزگردی برای بررسی چالش های جمعیت سالمندی | جمعیت سالمندی و چالش های آینده

در اغلب جوامع 60 سالگی مرز قراردادی آغاز سالمندی است، و در برخی 65 سالگی مرز مشخص کننده آغاز سالمندی است. البته روند پیر شدن یک فرد منحصر به خود اوست و شدیدا تحت تاثیر کنش بین عوامل ژنتیکی و محیطی می باشد. دیده شده است که برخی در سنین نسبتا جوانی پیر و بعضی تا دیرزمانی جوان می مانند.
بررسی آماری حکایت از افزایش تعداد سالمندان کشور و استان در یکی دو دهه آینده دارد، و به همین دلیل موضوع مراقبت و ارائه خدمات به سالمندان به موضوعی جدی تبدیل شده است. تشکیل شوراهای سالمندی و شکل گیری نهادهای مردمی از جمله بنیادهای فرزانگان سالمند در استان، پژوهش، پیش بینی و برنامه ریزی برای تامین رفاه سلامت و آرامش سالمندان جامعه است. سالمندانی که حق به گردن جامعه دارند و رسیدگی به مسائل و مشکلات آنان وظیفه ای ملی، اجتماعی و انسانی است.
آگاه سازی جامعه از شرایط معشیتی و نیازهای آنان، ترویج فرهنگ احترام و خدمت با هدف کاهش نسل و تزریق آرامش فکری، از جمله اهداف تعیین شده ای است که قطعا با همکاری رسانه ها و عزم و اراده و تصمیم ارگان های مسئول و خانواده ها محقق می شود.
بنیاد فرزانگان در این راه با ایجاد تعامل با نهادهای ارتباط جمعی، رسانه ها و حضور در مطبوعات گام برمی دارد و تشکیل میزگردی در ماه نامه انجمن- که در آن بر موضوع سالمندی و چالش های آینده بحث و بررسی شود- در این راستا انجام شده که امید است مفید و موثر گردد.
– منصور اسکندرنژاد: کارشناس سابق امور اجتماعی (سالمندان) بهزیستی، رئیس هیئت مدیره بنیاد فرزانگان سالمندان استان آذربایجان شرقی
– حسین بهجت: فوق لیسانس مهندسی بهسازی، مدیر اسبق بهداشت محیط و حرفه ای استان، بازنشسته مرکز بهداشت استان، عضو هیئت مدیره بنیاد فرزانگان
– حسن علیزاد پروین: کارشناس فرهنگ و رسانه، مدیر مسئول توسعه فرهنگ هنر و پژوهشی قیزیل قلم، عضو هیئت مدیره بنیاد فرزانگان سالمند، پژوهشگر و نویسنده
علیزاده پروین: ابتدا بر خود وظیفه می دانم که از مدیر مسئول مجله انجمن، جناب علی حامد ایمان، به دلیل دعوت و ترتیب میزگرد انعکاس مسائل سالمندی قدردانی کنیم.
این میزگرد می خواهد صدای سالمندان را به گوش مسئولین و جامعه برساند تا همگی آگاه شوند که در شرایط کنونی و نیز در آینده سالمندان و جامعه سالمندی با چه مسائل و چالش هایی روبرو خواهد شد.
در برخی از جوامع و کشورها که برنامه افزایش امید به زندگی، تامین سلامت جمعیت، و برنامه های سالم سازی جامعه در دستور کار قرار می گیرد، شاید فکر نمی کردند که روزی با پدیده سالمندی روبرو خواهند شد. بنابراین امروزه هم کشورهای توسعه یافته و هم در حال توسعه با پدیده سالمندی جامعه خود مواجه هستند. کنترل و حمایت این جمعیت نیاز به یک سری برنامه های خاص و تفکر و رفتارهای ویژه ای دارد. به طور حتم کشورهای توسعه یافته از مدتها پیش به این ضرورت پی برده و برنامه های لازم را لحاظ کرده اند و امروزه حاصل و نتایج همان برنامه ها را می بینند ولی کشورهای در حال توسعه هنوز برای این امر تدابیر موثری نیندیشیده اند.

حال با این مقدمه می خواهیم بدانیم در چه شرایطی جامعه با پدیده سالمندی مواجه می شود؟ و نیز مشخصات و عواقب این پدیده چه می تواند باشد؟

اسکندرنژاد: ما باید از خود بپرسیم که چرا به این پدیده سالمندی کم توجه شده ایم؟ چرا ما در دهه 60 با توجه به افزایش زاد و ولد، اقدامات پیشگیری لازم برای این قشر عظیم تدارک ندیدیم؟ بعد از آن زمان ما با مجموعه مسایل مختلفی در رابطه با جوانان از جمله شغل، ازدواج و… مواجه بودیم. چرا برای این همه برنامه ای نداشتیم؟ به نظرم سیستم تفکر جامعه ما این است که اقدامات پیشگیرانه را می گوییم ولی هرگز عمل نمی نماییم. این خود نشانگر بی توجهی به پدیده های اجتماعی، از جمله مسایل جوانان و سالمندان می باشد. در آن زمان برای جوانان برنامه جامعی نداشتیم و امروزه هم برای سالمندان چنین برنامه ای نداریم. و حال ما پس از 114 سال- بعد از فرانسه که نطفه توجه به مسائل سالمندی منعقد گردید- تازه می خواهیم به مسائل سالمندی به صورت علمی بنگریم. حال من نمی دانم که این امر ناشی از عدم قدرت و توان پیش بینی است یا ناشی از کمبود امکانات است که نمی توانیم برنامه ریزی کرده و مسائل خود را پیش بینی نماییم. چنانچه ما امروزه در برخی از مواقع در جامعه خود از سونامی سالمندی نام می بریم. سونامی سالمندی یک حرکت ویرانگری است که علی رغم این که معتقدیم سالمندان دارای خِرد، تجربه، ادب و فرهنگ هستند ولی واقعیت ها چیز دیگری است. واقعیتهای این قشر عبارت است از: بیماری ها، محیط نامناسب، کمبود امکانات، مشکل معیشتی، چالش تکریم و احترام، و برخی از مسائل در داخل خانواده ها. مجموعه این مسائل موجب مصائب اقتصادی، امنیتی و اجتماعی می گردد.

علیزاده پروین: ما به اتفاق فکر می کنیم که در جامعه ما نیز جمعیت رو به سالمندی است و جمعیت سالمند می شود. سالمند شدن جمعیت از لحاظ آماری چه ویژگیهایی دارد؟

اسکندرنژاد: در جامعه خودمان بر اساس تعریفی که سازمان بهداشت ارائه داده، افرادی که بالای 60 سال سن دارند سالمند تلقی می شوند. یعنی سن تقویمی را برای سالمندی عنوان می کنیم. علی رغم این که می دانیم سالمندان بالای 60 سال بسیاری داریم که فوق العاده حس جوانی دارند و از سلامت کامل برخوردارند و همچنان مولد هستند، و در مقابل جوانانی داریم که خمود و تنبل هستند. در این میان مخصوصا ما از سالمندان روستایی برخورداریم که بسیار فعال هستند. بنابر این اگر سن تقویمی 60 سال را مبنای سالمندی درنظر بگیریم، در سرشماری سال 95، میانگین نرخ رشد سالمندی نسبت به میانگین جمعیت 37/9 بود. یعنی در سال 95 تقریبا 7 میلیون و 450 هزار نفر جمعیت سالمند داشتیم. اگر به این آمار در استان آذربایجان شرقی بنگریم، بر اساس همان سرشماری، 73/10 صدم درصد از جمعیت سالمندی برخوردار بودیم، یعنی تقریبا 428 هزار نفر از جمعیت حدود 4 میلیونی. استان آذربایجان شرقی رده پنجم کشوری از لحاظ جمعیت سالمندی می باشد. تازه برخی از شهرستان های این استان، میانگین جمعیتی سالمندی از میانگین کشوری نیز بالاتر است. به عنوان نمونه در شهرستان شبستر 47/14 صدم درصد است. این وضعیت سالمندی کشور و استان آذربایجان شرقی است. اما باز ما یک تقاوت دیگر با کشورهای توسعه یافته داریم که آن هم از نظر سرعت رشد سالمند شدن است که پس از بحرین در رده دوم جهانی قرار داریم. اگر میانگین سرعت رشد سالمندی در دنیا 1/2 می باشد، سرعت رشد سالمندی ما 9/2 می باشد. تازه در سه دهه آینده این امر 5/3 برابر نیز رشد خواهد نمود. یعنی اگر میزان رشد سالمندی در دنیا 8 دهم درصد باشد، سرعت رشد ما 5/3 است. ببینید که ما از لحاظ سرعت رشد در چه حد بالایی هستیم.

علیزاده پروین: این سرعت رشد چیست؟ آیا جمعیت به سرعت پیر می شود؟

بهجت: برابری رشد سالمندی در هر سال نسبت به سال قبل را سرعت رشد سالمندی گویند. بنابر این منظور آقای اسکندرنژاد این است که نرخ رشد سالمندی در حال تغییر است ولی این سرعت در کشور ما بیشتر از سایر کشورهاست. یعنی اگر در سطح دنیا این امر از 1/2 به صورت آرام به 5/2 رسیده است یعنی برای هر هزار نفر، 25 نفر سالمند دارند ولی ما به سرعت 9/2 رسیده ایم. یعنی ما از لحاظ پیرشدن با سرعت بیشتری از آنها قرار داریم.

اسکندرنژاد: یکی از دلایل این امر این است که از طرفی میزان باروری جمعیتی ما کم است و از طرف دیگر طول امید به زندگی نیز بالاتر رفته است. این امر باعث می شود که کشور ما رشد بیشتری را در این زمینه نشان دهد. یعنی وقتی امید به زندگی از 70 سال بالا رفته و حتی به بالای 90 سال هم رسیده است، سرعت در اینجا مشخص می شود.

علیزاده پروین: به رشد 5/2 درصدی کشورهای توسعه یافته اشاره کردید، در آنجا رفاه جمعیت، و محیط سالم و آرام برای جامعه فراهم نموده اند ولی با توجه به نقصان های متعددی که ما در شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبرو هستیم، حال این سوال به ذهن می رسد که ما چرا باید از سرعت و شتاب بالایی در پیر شدن برخوردار باشیم؟ حالا این قیاس نه با کشورهای اسکاندیناوی و ژاپن که حتی ممکن است با برخی از کشورهای در حال توسعه هم باشد.

بهجت: به نظر من کشوری مثل ژاپن از همان اول هم از یک جمعیت سالمندی برخوردار بود. اما از آنجا که ما از طرفی با جمعیت جوانی برخوردار بودیم و از طرف دیگر- برخلاف برنامه های توسعه اقتصادی که در تمام دنیا یکسان نیست- از برنامه های بهداشت و سلامت جهانی نیز به یکسان برخوردار بودیم. بنابر این از طرفی ما جلو مردن افراد را می گیریم و از طرفی دیگر جوانان دیروزی نیز وارد صف سالمندی می شوند که در نتیجه جمعیت کل سالمندی در کشور ما زیاد می شود.

علیزاده پروین: شاید ما آن سونامی که مرتب تکرار می کنیم انتقال جمعیت جوان به دوره سالمندی، آن هم بدون برنامه ریزی و پیش بینی است که تبدیل به سونامی می گردد.

بهجت: بر اساس برآوردها، در سال 2050 جمعیت زیر 15 سال برابر با جمعیت بالای 60 سال خواهد بود. یعنی در طول تاریخ چنین اتفاقی روی نداده بود، بخصوص که ما در بین جوامع در حال توسعه هم از جمعیت جوانی برخوردار بودیم. زمانی میزان جمعیت جوان ما حدود 50 درصد بود ولی در سال 2050 جمعیت زیر 15 سال و بالای 60 سال برابر خواهد بود. از این پدیده به عنوان یک سونامی نام برده می شود.

اسکندرنژاد: فرصت پنجره جمعیتی ما در ایران و حتی استان آذربایجان شرقی حدودا بین 65 تا 70 درصد جمعیت ما بین 30 تا 50 سال می باشد. یعنی ما فعلا از جمعیت جوانی برخوردار هستیم ولی بعد از دو یا سه دهه، همین افراد جوان به صف سالمندی می پیوندند که ما سونامی را در این مرحله بکار می بریم. جامعه ایران در سال 1430 از یک جمعیت 100 میلیونی حدود 26 میلیون نفر جمعیت سالمند بالای 60 سال خواهد داشت. ما در 10 سال آخر هم از رشد منفی جمعیتی نیز برخوردار خواهیم بود. بنابر این ما در آن دوران با چالش ها و معضلات بسیاری مواجه خواهیم گردید که باید برای آن آماده شویم.

علیزاده پروین: بر اساس آماری که از واحد اجتماعی سازمان ملل یادداشت کرده ام، رشد جمعیت سالمندی دنیا بین 2015 تا 2030 چیزی حدود 58 درصد خواهد بود ولی بین سال های 2030 تا 2050 جمعیت سالمندی به دوبرابر می رسد که حدود 1/2 میلیارد نفر در جهان می باشد. این آمار چنین به ذهن متبادر می کند که مدیریت این جمعیت در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بار مالی هنگفتی به جوامع تحمیل خواهد نمود. جوامعی که می توانند این بار مالی را تحمل کنند می توانند برای این امر برنامه ریزی کنند ولی جوامعی مثل ما باید منتظر چالش های این پدیده باشند. ما در آینده با چالش هایی در این زمینه برخوردار خواهیم بود.

اسکندرنژاد: در سال های گذشته باروری جمعیتی زنان ما 9/5 بود اما امروزه تبدیل به 2/1 شده است. وقتی نسبت جمعیتی را محاسبه می کنیم به تعداد کل جمعیت 60 سال به بالا بخش بر جمعیت زیر 14 سال. از این امر نسبتی حاصل می شود.

علیزاده پروین: اگر از لحاظ اقتصادی به ماجرا نگاه کنیم، مدیریت یک خانواده 5 یا 6 نفری، تقریبا دیگر امروزه در سطح عموم امکان پذیر نیست. چرا که شیوه خاص زندگی، انتظارات و مسائل زندگی در گذشته شاید آن را ایجاب می نمود ولی امروزه تغییر شگرفی در این حوزه روی داده است که مهمترین آن کاهش توان اقتصادی است. از طرفی دیگر ما با شرایط عدم اطمینان به آینده هم مواجه هستیم. بنابر این کاهش سطح این باروری به خاطر زنان ما نیست بلکه به خاطر عدم آمادگی و زمینه و شرایط برای این امر است. بنابر این همین عوامل هستند که جمعیت را بدون هیچ بخشنامه ای کنترل می کند.

بهجت: حدود 50 سال پیش تصویری که در جامعه از ابعاد سلامتی وجود داشت، بحث بیماری های واگیردار، عفونی و میزان مرگ و میر بالا بود. یعنی در آن سال ها در اغلب کشورهای جهان کودکان به خاطر این گونه بیماری ها از دنیا می رفتند به طوری که میزان مرگ و میر ناشی از اسهال در جهان بالا بود. دسترسی به آب آشامیدنی فوق العاده ضعیف بود که این سبب می شد کودکان قبل از سن 5 سالگی دچار مرگ شوند. به عبارتی مرگ و میر کودکان زیر یک سال و زیر 5 سال فوق العاده زیاد بود. این امر مواجه شد با تاسیس و ایجاد سازمان جهانی بهداشت. این سازمان در دنیا مدیریت و کنترل بیماری ها را بر عهده گرفت و نهایتا پس از برنامه ریزی های متعدد و اخذ تعهد از کشورها مبنی بر رعایت سفارشات بهداشتی، نهایتا تغییر در شکل و قیافه بیماری ها اتفاق افتاد و بحث بیماری های عفونی جای خود را به بیماری های غیر واگیر داد. بنابر این مرگ و میرها صرفا به خاطر بیماری های قلب و عروق، سرطان و تصادفات گردید که همگی بیماری غیر واگیر بودند. یعنی بعد از برنامه های واکسیناسیون کودکان، مرگ و میر آنها تقریبا به صفر رسید. این باعث شد که امید زندگی در کشورها بدون این که تناسبی با توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع خود داشته باشند امید زندگی بالا رفت و تناسب طبیعی به هم خورد. زمانی که ما در کشور خود شاهد کاهش مرگ و میر کودکان در اثر واکسیناسیون بودیم، وقتی به هرم جمعیتی خود نگاه می کردیم تقریبا به شکل هرم مثلثی بود با قاعده بسیار پهن با نوک تقریبا متمایل به تیز. یکی از ابزارهای دقیق مدیریتی، هرم سنی است. توجه به این هرم سنی جمعیت برای تمامی مدیران ما لازم است. اگر ما به این هرم توجه داشتیم می دانستیم که این قاعده پهن آرام آرام به طرف بالا می آید که به دنبال آن مسائل نوجوانی مطرح خواهد شد. اگر در زمان کودکی در آن سال ها مشکل ما تامین شیر خشک بود- و من هنوز به یاد دارم که وزارت بهداشت چه تلاشی برای تهیه این شیر خشک می نمود که گرایش به اهمیت شیر مادر از آن دوران مطرح گردید- ما باید در آن سال ها متوجه می شدیم که این مشکلات رفته رفته به هرم های سنی بالاتر و نوجوانی خواهد رسید که با کمبود مدارس مواجه خواهیم شد، پس از آن در جوانی با مشکل اشتغال مواجه خواهیم گردید و این مشکلات تغییر می یافت. به همین خاطر از آنجا که آن قاعده پهن به طرف بالا می اید به احتمال قوی میزان جمعیت سالمندی ما بیشتر از کشورهای دیگر خواهد بود.

علیزاده پروین: باید سخنی را به فرمایشات جنابعالی در مورد توجه مسئولین به هرم سنی جمعیتی اشاره کنم و آن این که یکی از ضعفهای اساسی جامعه ما عدم وجود طرح های آینده پژوهی است. دهه ها است که در جوامع توسعه یافته اصلی که از لحاظ علمی و دانشگاهی رعایت می شود، طرح های آینده پژوهی است. این اصل، تاثیرگذار در زمینه جمعیتی، اشتغال، سیاسی و غیره است. برنامه ها و برنامه ریزی ها بر اساس داده های آینده پژوهی است که پیش بینی می شود و این گونه پیش بینی ها هدایتگر برنامه ها می گردد. جامعه ای که به صورت دیمی و بدون توجه به آینده به پیش می رود، نه تنها در حوزه جمعیت سالمندی می تواند با یک سونامی مواجه گردد، در دیگر مسایل اجتماعی نیز گرفتار خواهد شد. ما هنوز نمی دانیم بعد از سه دهه تعداد دانش آموختگان، دانشجویان، تعداد بیکاران و یا شرایطی که اسیب های اجتماعی برای ما ایجاد خواهد کرد، چه باید بکنیم! ما در زمینه محیط زیست هم چنین بحثی را مطرح نموده ایم که بایستی چندین دهه قبل چنین وضعیتی را که امروزه دچارش شده ایم را پیش بینی می کردند و عوارض آن را محاسبه می نمودند. بنابر این امروزه باید به صورت علمی به پدیده سالمندی در قاب طرح آینده پژوهی نگاه کنیم که متاسفانه این چنین چشم اندازی ملاحظه نمی گردد.
حال که چنین وضعیتی را ترسیم کردیم، بهتر است به چالش هایی که چنین اوضاعی ما را درگیر خود خواهد کرد را بررسی نماییم. همچنین راه های مقابله با این چالش ها را نیز طرح نماییم.
البته یک سوال دیگر هم به ذهن می آید که آیا سیاست های جمعیتی دولت و حاکمیت در چند ساله اخیر مبنی بر افزایش جمعیت، آیا بر اساس چنین دیدگاهی و همراه با نگرش به حل مسائل جمعیت سالمندی صورت می گیرد؟ اگر سیاست عنوان می کند که جمعیت ما باید 160 میلیون نفر باشد، چنانچه این امر بدون توجه به این که برای چنین جمعیتی چه برنامه های معیشتی، تحصیلی، دانشگاهی، سلامتی داریم فراهم شد، قطعا با مشکل مواجه می شویم. در حال حاضر با جمعیت فعلی، سه و نیم میلیون نفر بیکار داریم. حال بدون این که برای چنین جمعیت بیکاری فکر و برنامه ای داشته باشیم، بخواهیم این عدد را بیش از دو برابر بنماییم، باید برنامه ریزی دقیق و همه جانبه تدوین کنیم.

اسکندرنژاد: نسبت جمعیت سالمندی ژاپن 31 درصد است که بالاترین درصد در سطح دنیا است. با این وجود، چون مسایل را در سال های پیش پیش بینی نموده و برنامه ریزی کرده اند امروزه دیگر با چالش جدی روبرو نیستند. بعد از سوئد و سوئیس و برخی کشورهای اسکاندیناوی، ژاپن بالاترین رفاه را برای سالمندان خود ایجاد کرده است. پس می بینیم که با برنامه ریزی می توان بر این چالش ها غلبه کرد و با بیشترین درصد سالمندی، جامعه را مرفه نگه داشت و عزت و کرامت آن را حفظ نمود. ولی این که بایستی نرخ رشد جمعیتی هم متعادل باشد، بایستی درنظر گرفته شود. درصد پایین و بالا هر دو چالش هایی به همراه دارد ولی با توجه به شرایط جامعه، لازم است که جمعیت رشد داشته باشد ولی لازمه آن این اصل است که برای اداره این تعداد جمعیت هم بایستی برنامه داشت.

علیزاده پروین: یکی از چالش های حوزه سالمندی، ذهنیت و پیشداوری در مورد این قشر جامعه است که اگر این روند ادامه پیدا کند یکی از چالش های مهم، چالش گسست بین نسل ها می باشد. حال باید بحث کنیم که این عقاید منفی در حوزه سالمندی و سالمند ستیزی و نبود، احترام و کرامت دوران گذشته در رابطه با سالمندان، باعث چه شکافها و چالش هایی خواهد گردید؟ آیا عقاید منفی در مورد سالمندی و شکاف نسلی، یکی از چالش های مهم این حوزه می تواند باشد؟

بهجت: برای این که ذهن خوانندگان نسبت به کاربرد متعدد کلمه سونامی به تشویش نیفتد باید بگوییم که خوانندگان نباید فکر کنند که در آینده بایستی منتظر بلایی باشند. واقعیت است که می خواهیم این امر را گوشزد کنیم که مثلا شما برای یک عده میهمان ده نفری، سفره و غذای یک نفر را آماده نموده اید. طبیعتا وقتی که برای چنین ضیافتی آمادگی نداریم، هر دو طرف رنجیده خاطر خواهند شد. بنابراین می خواهیم بگوییم که سالمندی یک موهبت و دریایی از تجربه و دانسته ها است که نسل جدید هنوز از آنها غافل است. اما اگر برای این پدیده آمادگی نداشته باشیم، همین موهبت تبدیل به دردسر می گردد. بنابر این ما این بحث ها را برای همین منظور انجام می دهیم که برای آن دوران آمادگی داشته باشیم. در اینده حدود یک پنجم از جمعیت ما سالمند خواهد بود. اگر سالمندان مولد و فعال باشند، این امر یک موهبت است اما مشکل وقتی ایجاد می گردد که سالمندان آسیب پذیر تعداد بیشتری از این جمعیت را شکل دهند. شکاف نسل ها در چنین حالتی بیشتر می شود.

علیزاده پروین: ما نمی خواهیم جامعه را نگران کنیم بلکه می خواهیم به واقعیت ها اشاره کنیم. آیا سالمند با تمامی موهبت هایی که بر آنها معتقدیم، در جامعه از آن احترام اجتماعی مورد نظر برخوردار است؟ پاسخ پژوهش های متعددی نسبت به این سوال منفی است. من معتقدم که باید تغییر نگرش اساسی در جامعه نسبت به سالمند اتفاق بیفتد. فکر می کنید که این اتفاق چگونه باید روی دهد؟

اسکندرنژاد: ما گاها در ابراز نظر در باره واقعیت های جامعه تعارف می نماییم و واقعیت های لازمه را ذکر نمی کنیم. وقتی که در مورد سالمندی بحث می کنیم همه اقرار می کنند که احترام به سالمند واجب است اما واقعیت این است که با آن سرعتی که جامعه به سوی سالمندی به پیش می رود، با همان سرعت هم منزلت سالمندان کاهش می یابد. چرا این چنین است؟ تعداد جمعیت شهرنشین ما قابل مقایسه با چند دهه پیش نیست. در دهه های گذشته نسبت خانواده های روستایی بیشتر بود اما امروزه تنها حدود 22 درصد از جمعیت ما در روستاها باقی مانده اند. امروزه همه تقریبا یک خانواده هسته ای دارند که شامل پدر و مادر، و یک یا دو فرزند. در شهر ما با محیط های چالش برانگیز متنابهی روبرو هستیم. پدر و مادر شاغل است و کودکان هم در مهد بزرگ می شوند. در چنین خانواده ای موضوع سالمندی چگونه قابل طرح و حل است؟ این است که سالمند محبور است که به تنهایی زندگی کند و علت این که در شهرها مراکز نگهداری از سالمندان افزایش یافته، در همین مسئله است. اگر می خواهیم که سالمندان خود را در چنین خانواده های هسته ای نگه داریم باید امکانات محیطی و خانوادگی متعددی فراهم آوریم. تکریم سالمند در نقش های اجتماعی مشخص می گردد. اولین نقش اجتماعی سالمند مسئله بازنشستگی است. قبل از بازنشستگی، فرد نقش مفیدی را در جامعه ایفا می نمود اما بعد از بازنشستگی به ناگاه این نقش اجتماعی از وی گرفته می شود. در چنین حالتی نقش های مفید فرد از بین می رود. محیط هم برای حضور این فرد بازنشسته مناسب نیست تا بتواند او را جذب نماید. در نتیجه چنین فردی فعال بودن خود را از دست می دهد و او را به مراکز سالمندی می برند. اینجاست که کرامت سالمندی مشخص می شود. کرامت زمانی حفظ می شود که بعد از بازنشستگی بتوانیم برای او نقشی، ولو به صورت داوطلبانه، تعیین نماییم. باید برای حضور سالمندان، بتوانیم چنین محیطی را آماده کنیم تا این افراد در انزوا قرار نگیرند. حالا ما از سالمندان بازنشسته صحبت می کنیم نه از آن سالمندانی که آسیب پذیر هستند.

علیزاده پروین: من در مقطعی از کار اداری با یک فرانسوی دوره روش تحقیق و پرسشگری می گذراندم. وی از من پرسید که در نظرسنجی های میدانی از کدام قشر استفاده می کنید؟ که من بلافاصله پاسخ دادم از دانشجویان. این استاد فرانسوی با صدای بلندی داد زد که چه اشتباه وحشتناکی. او گفت که ما در فرانسه اصلا از دانشجویان در این زمینه استفاده نمی کنیم چرا که نتیجه مثبتی نگرفتم. او گفت که ما از سالمندان در زمینه تحقیق های میدانی بهره می بریم. ما افراد سالمند بسیاری در این زمینه آماده و تعلیم داده ایم چرا که این افراد مورد تایید جامعه و خانواده ها هستند و با شیفتگی و دقت به سوالات پاسخ می دهند. در ضمن با این کار، به این افراد اعتبار می دهیم و هم این که اعتبار کاری خود را افزایش می دهیم. متاسفانه زمانی که بنده در حوزه پژوهش مسئولیتی داشتم، با ابراز این عقیده مورد تمسخر قرار گرفتم. یعنی زمینه اجتماعی برای این امر وجود نداشت. از آن آینده ای که برای سالمند صحبت می کنیم، باید نسبت به حضور فعال سالمند در زمینه های مختلف برنامه داشته باشیم. این عقیده به این معنا نیست که از این افراد در موسسات و ادارات دولتی بهره گیریم بلکه خارج از دولت می توان زمینه های متعددی برای این حضور برنامه داشت.

بهجت: من معتقدم که اگر در آینده در زمینه جمعیت سالمندی دچار مشکل خواهیم شد، این چالش با سالمندان فعال نخواهد بود چرا که این نوع سالمندان می توانند به روند زندگی خود ادامه دهند. مشکل بزرگ ما با سالمندان غیر فعال و آسیب پذیر است. بنابر این باید برای درک چالش ها بررسی کنیم که چرا تعداد جمعیت سالمندی آسیب پذیر و غیر فعال ما زیاد است؟ اگر جمعیت سالمندی ما حدودا 5 میلیون نفر است، یک میلیون و یکصد هزار نفر از آن تحت پوشش تامین اجتماعی است. 700 هزار نفر تحت پوشش بازنشستگی کشوری قرار دارد. اگر فرض کنیم که 300 هزار نفر دیگر هم تحت پوشش بنیادهای دیگری قرار داشته باشد، ما حدود 3 میلیون نفر بازنشسته آسیب پذیر داریم. سوال من این است که چرا باید فرد سالمندی پس از بازنشستگی بدون نقش اجتماعی باشد و تنها در گوشه پارک ها بنشیند؟ بازنشستگی برای این است که آدمی از بقیه عمر خود لذت ببرد اما این که چرا چنین فردی نمی تواند از باقیمانده عمر خود لذت ببرد، نیاز به تحقیق و بررسی دارد.
پس چالش عمده پیش روی ما این است که تعداد سالمندان- مخصوصا سالمندان آسیب پذیر- افزایش یابد. ایا برای این افراد برنامه ای پیش بینی کرده ایم؟ سازمان بهداشت جهانی در دو دوره نسبت به مسایل سالمندی در دنیا پرداخت. یکی در سال 1999 که بحث سالمندی داشت در سطح دنیا مطرح می شد. در آن زمان این سازمان شعاری برای خود تعریف کرد تحت عنوان «سالم پیر شویم». یعنی با این حرف خود به مردم شوک بزرگی وارد کرد. آنهایی که در یک دهه اینده وارد دوره سالمندی خواهند شد، امروزه در دهه 50 زندگی خود هستند. اگر این عده واقعا به این شعار سازمان جهانی عمل کنند، تعداد سالمندان آسیب پذیر ما در آینده کاسته خواهد گردید. نباید منتظر دوران سالمندی ماند و آن وقت به حل چالش های آنها اندیشید بلکه حتی در دوران جوانی و میانسالی نیز باید برای این دوران برنامه داشت. در نتیجه سازمان بهداشت جهانی با این شعار خود بحث سلامتی را مطرح نمود.

علیزاده پروین: آیا این سخن سازمان بهداشت جهانی در جامعه ما شنیده شد؟

بهجت: کشورهایی که به این سخن عمل کردند، موفق شدند. این که جناب اسکندرنژاد اذعان داشتند که ژاپن با 31 درصد جمعیت سالمندی، مشکلی ندارد به همین خاطر است که آن سالمند هم دیگر زیاد سربار دولت خود نیست. اگر ژاپن دوران امید به زندگی خود را به بالای 90 سال رسانده و امروزه هم در مرز 100 سالگی است- البته علاوه بر این که نژاد زرد در این زمینه از پتانسیل های خوبی برخوردار است- به این خاطر است که سیاست های تربیتی، آموزشی، فرهنگی از طرف دولت ها به مردم خود تزریق شده و بحث سالم پیر شدن را درست اجرا نموده اند. اگر یکی از چالش های آینده ما همین امر خواهد بود، چه مانعی دارد که همین شعار را از همین حالا جزو اولویت های سیاست کاری خود قرار دهیم؟ سازمان بهداشت جهانی می گوید که نمی توان از پیر شدن پیشگیری کرد اما می توان از بد پیر شدن پیشگیری کرد.

علیزاده پروین: ما نمی توانیم از تجربیات موفق دنیا چشم پوشی نماییم بلکه باید برخی از تجربیات جهانی را بومی سازی نماییم ولی واقعیت این است که ما فاصله های بسیاری با این کشورها داریم. ما فقط این حرفها را می شنویم. واقعیت در کشور ما برخلاف گفته سازمان بهداشت جهانی است چرا که در واقع ما داریم بد پیر می شویم. و ما در این میزگرد می خواهیم به چالش های این امر بپردازیم. لازم است که ما راهکارهایی هم برای تغییر نگرش جامعه داشته باشیم. چگونه می توان جامعه را با سالمندی هماهنگ نمود؟ بین نسلی که پیر می شود و نسل جوان، ارتباط وجود دارد؟ با چه راهکارهایی می توان جلو گسست را گرفت؟ نسل جدید ارتباط عاطفی و منطقی با سالمندان ندارد. البته فرد سالمند هم نمی تواند چنین ارتباطی را ایجاد و حفظ نماید.
حال سوال این است که نقش دولت ها در این میان چه می تواند باشد؟ البته بنده به صورت کلی معتقدم که نسخه دولت ها در این زمینه به تنهایی ناکافی و ناکارآمد است.

اسکندرنژاد: ما نمی توانیم نقش دولت ها را در این زمینه نادیده انگاریم چرا که دستگاه های مختلفی هستند که در قبال سالمندی مسئولیت دارند و از بودجه کشوری نیز هزینه می کنند. مسئولیت رفاه جامعه- به صورت عام- بر عهده دولت ها است اما این که چرا آنها به این مسایل بی توجه هستند؟ برمی گردد به این که مسایل حوزه سالمندی موضوع جدید است که مطرح می گردد. ما باید صدای سالمندی را در هر محفلی بلند نگه داریم. روحانیون در قبال این مسئله مسئولیت بسیاری دارند، حوزه و دانشگاه باید در این زمینه ها پژوهش و تحقیق نماید، شکاف بین نسلی را آموزش و پرورش می تواند تا حدودی ترمیم نماید. کدامیک از دانش آموزان مدارس ما از مراکز سالمندی بازدید نموده اند؟ سالمندان در کدامیک از مدارس ما توانسته اند حضور یابند و از خاطرات و تجربیات خود گویند؟ در فرانسه از بسیاری از سالمندان دعوت می کنند که در مدارس برای دانش آموزان کتاب قصه بخوانند. این نوع اقدامات سبب از بین رفتن شکاف بین نسلی می گردد. اما ما چه کرده ایم؟ ما را به مدارس راه نمی دهند.
از طرفی دیگر، ما بایستی مسئولین خود را آگاه کنیم چرا که آنها در این حوزه ساده نگری می کنند. آنها فقط به ارائه گزارشی در این زمینه بسنده می نمایند در حالیکه دستگاه های مختلف باید برنامه های خود را برای سالمندان اعلام کنند. مثلا سازمان ورزش برای ورزش سالمندی چه برنامه ای دارد، آموزش و پرورش در برنامه های درسی خود چه تدابیری برای کاهش شکاف نسل ها اندیشیده است؟ ما این اقدامات را انجام نمی دهیم اما در سخن، حرف از تکریم سالمند می زنیم. هزاران سال هم همینگونه صحبت کنیم، هیچ دردی دوا نمی شود. ما باید در این زمینه ها شروع به اقدامات عملی نماییم، گرچه ممکن است در عمل هم نارسائی های زیادی داشته باشیم.

■ مجله انجمن- شماره 24

یک پاسخ به “افزایش سالمندان در ایران”

  1. حسن مخلوقی نیار گفت:

    با سلام و عرص ادب
    بحث بسیار مفید را با آینده نگری آغاز نموده اید . مسائل مرتبط با کهنسال شدن سریع جامعه را شکافته ید و خوشبختانه به هراه نقدها ، راهکارها را نیز تبیین نموده اید . امید که با همین اشتیاق و همت رهرو و راهبر باشید .پیروزی روز افزون در تلاش سازنده برایتان آرزومندیم .
    با احترام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز