استبداد یعنی حکومت مدعیان دانایی محض

استبداد یعنی حکومت مدعیان دانایی محض
 اردیبهشت ۲۶, ۱۴۰۰  goroob online  دیدگاه , منتخب , جامعه
استبداد یعنی حکومت مدعیان دانایی محض

دکتر مهدی شبروهی- حقوقدان

فرآورده های نسبی گرایی دانایی، محتوم به هیچ است!
نخست لازم است دریابیم که دانایی و عقلایی، محصولات مترادف از جنس فکر و دانش تحلیل شده درونی هستند یا خیر؟ و سپس لازم است ارزشهای تولیدشده هر یک از دو حوزه را تبیین و چگونگی فهم آن را در جهان امروز، مورد یررسی قرار دهیم و ضمنا به وجوه اشتراک و افتراق فن آورانه مقوله رفتار عقلایی و عقلانی با فاکتورهای زمان و مکان پدیده شناسانه بپردازیم.
توضیح: قصد از نوشتار حاضر عنصر شناسی فلسفی نیست و برای سهولت ادراک و تجهیز قوه شناخت، به عمومات متعارف و رویکردهای متداول توجه می گردد.
اما پیش نیاز ادراک بهتر، توضیحات موثر نسبت به مقولات ذکر شده و ارائه تعاریف مصداقی واژگان و قلمرو کارکردمتداول دانایی، عقلایی و عقلانی است که اینک با رعایت اختصار و برای شرح زبانی آن، توقف کوتاهی در مسیر پردازش متن خواهیم داشت.
■ دانایی، مفهومی است که دامنه فهم ادراکی نسبت به یک پدیده خارج از ذهن که گاها منطبق با عین معین است را توضیح می دهد و لزوما می تواند متابعتی از فرآورده های عقلی و معیارهای سنجشی آن نداشته باشد.
■ عقلایی، رفتاری معرفت شناختی و غایت اندیشانه نسبت به کلیه پدیده های ذهنی و عینی است، با ابزار عقل عمیق و مئال اندیشی تاثیر و تاثر پذیری زیست انسانی در کلیه ابعاد.
■ عقلانی، کیفیتی از رفتار است که با تکیه به مطلوب استنتاجی، اسلوب برخورد فرد با پدیده های خارج از ذهن را، ساماندهی و معیار پذیری عقل متعارف را تجهیز و تقویت می نماید.
برای تسهیل در فهم و تجهیز قوه دراکه، مناسب ترین وسیله جهت کسب نتیجه، برقراری یک رابط یا میان بند بین موضوع و مفهوم، تمسک جستن به نمونه های عینی و مصداقی است که بدان عمل میکنم.
برای تمییز و تشخیص یک بردار دانایی و عیان نمودن کارکرد آن، به یک واقعه تشبیهی و تجربه شده اکتفاء می کنم.
بسیاری از عزیزان که در دهه های سی یا چهل شمسی، حضور و حیات بیولوژیک داشتند می دانند که جاده های منتهی به امام زاده داود در غرب تهران از دو مسیر جاده مواصلاتی داشت. یکی از طریق دره فرحزاد و دیگری از مسیر کن و سولقان. در هر دو مسیر بعلت صعب العبور بودن مسیر، زائران را با قاطر حمل می کردند زیرا قاطرها بدلیل محتاط بودن ذاتی و غریزی قادر به پیمایش باریکترین راه ها هستند و سوار خود را باایمنی بیشتر از سایر چهارپایان به مقصد می رسانند، و عموما یک یا دو قاطر، دارای یک قاطربان که به نوعی تعبیر به چاروادار میشود بودند، البته اصطلاح چاروادار به مراقبین اسبها گفته میشد، به هر حال مترادف هستند و حامل مناقشه ای نیست. این قاطر بانان با سالها کار در جاده های مالرو و کوهستانی و حمل بار و زائر که در تمام نقاط کوهستانی کشور وجود داشتند به همت هوش این قاطرهای محتاط که همیشه در عقب قاطر راه می پیمودند این جاده ها را در موقعیتهای مختلف فصلی بخوبی کف دستشان می شناختند و حتی پلهای چوبی و اتصالات مختلف کاهگلی نهرها و جوی های جداکننده دو قسمت امتداد مسیر را از نظر استحکام و مقاومت تحمل وزن و بار با محاسبات دقیق تجربی و شهودی اندازه گیری می کردند و کمتر دچار اشتباه می شدند بدون اینکه سواد آکادمیک و یا فرمولهای نیرو و مقاومت در فیزیک را خوانده باشند و یا آشنایی با طول و عرض جاده ها از نظر دانش مهندسی و عمران و راه سازی داشته باشند زیرا اوزان حمل و نقل شده در تمام مدت کار در آن مسیرها به بضاعت تعداد زائرین و بار متعارف که یک بغچه و چند جعبه تامین قوت و غذا و مایحتاج سفر و اقامت چند روزه در امامزاده، حجم و وزن دیگری را در تجربه خود نداشتند، از قضا حکومت مستقر که جمع دانایان به شمار می آمدند تصمیم به بهسازی این مسیر میگردند، بطور طبیعی از همین دانایان قاطر بان دعوت به همکاری می کنند و به خبرگی و دانایی آنها به اعتبار تجربه یقین حاصل می کنند، همین خبرگان دانا با بکارگیری عده ای گارگر بیل بدست بدون تغییر مسیر و یا انحراف مفید جهت کم کردن طول راه اقدام به تعریض مسیر می کنند و برای آسفالت ریزی هم به خبرگان محلی و آشناهای شناخته شده خود مراجعه می کنند. همان عزیزانی که با مهاجرت از روستاها به حاشیه شهرها و در مجاورت همین خبرگان قاطر بان سکنی گزیده بودند و کار آسفالت پشت بامها را انجام می دادند و هنوز ایزوگام در بازار مصرف وجود نداشت، پیمانکار اسفالت همین جاده امامزاده داوود خودمان می شوند و جاده از مالرو به ماشین رو تبدیل میشود که مزایایی هم داشته است. مثل بی نیازی به تشریفات مناقصه، هزینه مشاور، استخدام ناظر و مهمتر بدلیل پاکی ذات و سرشت طبقاتی که از محرومین و زحمتکشان، کم توقع و پاک طینت بودند مرتکب اختلاس و ارتشاء و دزدی نمیشوند و ظاهرا کار با سلامت انجام شده است، این نتیجه یک کار با اتکاء به دانایی است که فعلا انجام شده است.

در همین راستا جاده های مواصلاتی بین شهری که باریک و با آسفالت سرد بود، در مسیر تصمیم بهسازی قرار می گیرد و همچنان دانایان حاکم به گروه دانایان خبره در این راه های مواصلاتی مراجعه می کنند و چندین نفر راننده های اتوبوس و کامیون که همه جاده های تردد خود را می شناختند به عنوان بهترین گزینه پیمانکاری دعوت بکار می شوند و تمام مزیت های قبلی در این مورد هم رعایت می شود و این عزیزان خبره و دانا با ادراک مشکلات فعلی روئیت شده که بعضی نقاط تنگ و یا پیچ خیلی تندی داشت بهسازی و بر پایه همان استراکچر قبلی روکش می شود و قسمتهای تعریض شده نیز به اعتبار مقاومت ظاهری قسمتهای اصلی، بی نیاز از زیر سازی، آسفالت می شود، در اینجا، عقلانیت ابزاری بکار گرفته شده است زیرا این گروه از پیمانکار خبره به مشکلات رفت و آمد دو طرفه پی برده بودند و با تعریض و همسان سازی از عقل ابزاری خود استفاده کرده اند ولی به هیچ وجه قادر به اندازه گیری سرعت رشد وسایط نقلیه در آینده نزدیک و افزایش حجم بار و مسافر و یکسانی نرخ تردد در فصول مختلف بدلیل رشد تکنولوژی و ارزشهای حمل و نقل سریعتر و بیشتر و محاسبه شیب جاده با توجه به سرعت بیشتر اتومبیلهای مورد استفاده نبودند و این پاره از اقدامات عمرانی با تکیه به عقلانیت ابزاری به نتایج زود بازده و رضایتمندانه می رسد و از امتیازات متعددی هم برخورار شده است، و محمول هیچیک از پی آمدهای بد خیم و مفسده آمیز رشاء و ارتشاء و اختلاس و دزدی نبوده است و کارنامه ظاهرا سالمی داسته است و درست در همین برهه، دانایان حاکم نیازمند احداث یک فرودگاه، در تبعیت از ابزار مدرنیزه کردن جامعه و تجهیز کردن شوارع عام و جاده ها با کمبود و یا فقدان خبرگان آکادمیک و لزوم رعایت مقررات بین المللی ناگزیر به استخدام پیانکاران خارجی و با مهارتهای علمی و خبرگی غیر محلی و منطبق با قواعد بالضروره فنی و مهندسی میشوند، و فرودگاه احداثی نیز با خاتمه عملیات سازه ای در مسیر پروژه های قابل استفاده قرار می گیرد و چون احداث فرودگاه به دلیل رعایت مسئولیتهای فرامرزی و تعهدات جهانی از منظر ایمنی سازه ها و نصب علائم لازمه و رعایت کلیه مقررات جاری که داینامیک و سیال و دائم التصیح می باشد و بعلت کاربرد دراز مدت، نیازمند برنامه های توسعه ای و پاسخدهی به نیازهای چندین دهه ای است لاجرم صلاحیت بکار گرفته شده در این پروژه، صلاحیت داده پردازانه عقلایی و زیر ساختهای عقلانی و خبره گی ویژه و اختصاصی بوده است که بر دوام و استهلاک تاخیری و طولانی مدت و پیش بینیهای توسعه ای استوار بوده است و برای تامین این نتیجه هزینه های حاشیه ای مثل تشریفات مناقصه و استخدام مشاور و ناظر و مدیریتهای مختلف، اجتناب ناپذیر گردیده است، ظاهرا همراه با مناقشات محاسبه ای، تدوینی و تکوینی و منازعه و مخاصمه احتیاطی، در درون کانون قدرت دانایان هم روبرو می شده است. اما در یک زمان واحد استفاده از این سه پروژه نتایج مختلفی حاصل می شود:
1-جاده امام زاده داود اگر چه با هزینه کم و ظاهرا با سلامت و بدون فساد ابتدایی، احداث شده بود چندین بار در معرض تخریب سیلابها قرار گرفته و پلهای احداثی غیر مهندسی تخریب گردیده و بعلت تردد وسایط نقلیه بیشتر که در ذهن دانایان محلی نمی گنجید همراه با تلفات انسانی و اشیایی و پرهزینه شده است.

جاده بین شهری نیز بعلت استفاده از مکانیزم عقلانیت ابزاری و اقدامات تاسیسی ظاهری و متعارف و هزینه فایده غیر علمی و صرفا بصری و شهودی و فقدان علم اندازه گیری پیشرفتهای تکنولوژیک و ضرورت مدرنیزه شدن بعدی، دچار تخریب قسمتهای اصلاحی و تعریضی به جهت فقدان زیر سازی و رعایت درجه های شیب مهندسی شده طولی و عرضی و استفاده از اسفالت فاقد محاسبه فنی تحمل نیروی داینامیک و سایر مشکلات ترافیکی، چندین بار تخریب و باز ساخت را تجربه کرده و از آنجا که کاربردهای عقلایی مورد توجه قرار نگرفته بود برای روانسازی ترافیکی و تحمل حجم تردد، نیازمند تخریب و بازسازی و تقطیع طولی و عرضی از جهت ناآزمایی میکانیک خاک و محاسبه نیروهای وارده شده است که هزینه های چندین برابری را به این پروژه ها تحمیل کرده است و در نهایت فرودگاه که متکی به رفتار عقلایی و محمول پیش بینیهای دراز مدت توسعه ای و ایجاد ظرفیت برای هضم تغییرات کمی و کیفی و متناسب با نیازمندیهای دور و طولانی بوده است با تحمل یک بار هزینه ثابت به ظاهر گران دارای ارزشهای تولیدی کم هزینه از باب تولیدات بیشتر و هزینه های ثابت کمتر و جاری شده است و با عمر طولانی دارای بهینه گی فرآورده ای شده است اما دو پروژه قبلی که متکی به کم خردی و اتکا به دانایی محض و فارغ از عقلانیت در جاده امامزاده داوود و پروژه بین شهری با برخورداری از دانایی ابتدایی و منظم به ابزار عقلانیت ابزاری محض و فاقد بضاعت دوراندیشانه عقلایی بوده است در مقیاسی کوچکتر به همان گرفتاری نابهینه گی استفاده مواجه شده است و نیازمند نوسازی و تغییرات جغرافیایی، پس از چندین بار باز ساخت مکرر شده است.
از این نمادهای عینی و عملی به چرایی پریودیکال بودن حکومتهای استبدادی میتوان پی برد کلیه حکومتهای استبدادیی دارای یک عمر مقطوع و غیر قابل تجدید پذیری هستند زیرا بنیاد حکمرانی بر خود داناپندار محض استوار است و بالاترین نقطه عزیمت دانایان به تعریف متعارف و بیان شده استفاده از فرآورده های عقلانیت ابزاری با توجه به قلمرو کارکردی بشرح تعاریف صدر الذکر است زیرا المانهای انتخاب صدارت و مدیریت، دارای عنصرهای رشد نایافته عقلایی است. برای گشایش بیشتر این نمونه ها میتوان به شرایط احصایی ذیل استناد جست:
بسیار دیده می شود که یک فردی که قبلا از طریق ساخت آفتابه مسی و مصادف شدن این شغل با یک موقعیت خاص تاریخی که دارای تقاضای زیاد بوده است و از این طریق به تمول و انباشت پولی و مالی رسیده بود بهترین گزینه برای وزارت صنعت شناخته می شود. یک بابای بقالی که در ترازو داری رعایت عدالت در توزین و فروش جو و گندم می نمود به عدالتخانه دعوت می شود، فلان شخص که میرزا بنویس یک حجره در میدان بار بود و صرف زیرکی در ثبت اقلام، به وزارت کشاورزی پیشنهاد میگردد. فردی که تحصیلدار یک حجره برای وصول طلب یک تاجر یا کاسب بوده، فقط بدلیل مهارت در شمارش پول یا وصول طلب به بانک مرکزی گمارده می شود و قس علیهذا. اینگونه است که حکومت استبدادی در اصل حکومت دانایان متعارف و خبرگانی است که دامنه فهم آنها فقط در مقدورات زیستی پدیده های معین خارج از ذهن است و همینکه پدیده ها ذهنی یا دارای متاسیون و جهش های ماهیتی شوند از حوزه تحلیل و دانش افراد دانا خارج و صدارت آنان نیز بر مناصب فاجعه بار خواهد شد، همانگونه که اکنون شده است. بد نیست ضمن تمثیل به یک واقعیتی از جنس شهودی نیز توجه داشته باشیم، به اعتبار مقیاسهای بالا، گروه اصلاح طلبان متروک در جامعه فعلی همان نیروهای برخوردار از عقلانیت ابزاری با پیش زمینه دانایی عرفی هستند و هیچگاه به پله های ترجیحات و امتیازات داده های عقلایی نمی توانند صعود نمایند و بدین سبب فرجام چنین حکمرانیهایی مقید به زمان مغیا و منتهی به پوچ خواهد بود، حتی اگر به قهر و به جبر بتوانند پدیده های مستقر در قلمرو امتیازات و ترجیحات عقلایی را به سطح پدیده های تک عنصری دامنه دانایی تنزل و تقلیل دهند که البته در این چهل سال تنزل قهقرایی داده اند، نگاهی به هویت وزرا و مدیران و کارگزاران حکومتی همین نشانه ها را مشاهده پذیر می کند. ولی هیچگاه نمی تواند بازخورد علمی و قهری کارکرد این پدیده ها را به سطح نازل و بی اثر تقلیل دهد زیرا میرزا بنویس و تحصیلدار و بقال عادل در توزین اوزان، نه تقاضاهای مدرن را می شناسند و نه عنصرهای مفید پیچیدگیهای حقوقی و قضایی جدید را خواهد شناخت و نه تحصیلدار محترم قادر است اثرات افزایش نقدینگی بر پایه پولی و عنصرهای رکو د تورمی و دلایل معوقات دینی را فهمیده و مدیریت نماید.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین