آشوب و آشفتگی در فضاهای شهری! | علی حامد ایمان

آشوب و آشفتگی در فضاهای شهری! | علی حامد ایمان
 شهریور ۱۶, ۱۳۹۹  goroob online  امضا , هنر و اقتصاد
آشوب و آشفتگی در فضاهای شهری! | علی حامد ایمان

آشوب و آشفتگی در فضاهای شهری! | علی حامد ایمان

مارشال مک لوهان- فیلسوف کانادایی و طرح کننده مفهوم دهکده جهانی- معتقد بود که «تنها امر مسلم در عصر مدرن،تغییر است ». تغییرات پرشتاب در ساختار جوامع شهری با پیدایش فن آوری های نوین، به خصوص در حوزه اطلاعات، اینترنت و شبکه های مجازی، بیش از هر تغییر دیگری، سبب تغییر رفتار شهروندان و سلایق و علایق آن ها گردیده است. اکنون این شهروندان تلاش می کنند که خود را با شرایط موجود جهان تطبیق دهند، و همین لزوم تطبیق ایجاب می کند که خود را برای مواجهه با هر تغییری آماده سازند. البته اما طبیعی است که این مواجهه با تغییر در همه جوامع به یکسان اتفاق نمی افتد.

این امر در جوامع غربی منجر به سامان دهی و ساختارمندی و ایجاد نظم بیشتر می گردد، اما در جوامع شرقی می تواند بحران هایی را ایجاد نماید.
این بحران ها نه تنها در حوزه های عملی بلکه در حوزه های نظری نیز اتفاق می افتد و هر آن چه را که در مسیر راه خویش یابد، تغییر می دهد. این تغییرات نه تنها در حوزه شهری و شهرنشینی، بلکه در مفاهیم هنری، ادبی و فرهنگی نیز اتفاق می افتد و به تبع آن حتی می تواند فلسفه وجودی انسان را هم دچار تغییر کرده و آن را بحرانی سازد. براساس همین بحران ها دیگر انسان امروزی همان انسانی نیست که قبلا بوده است. این قبلا می تواند نه تنها به گذشته دور، که بلکه به همین چند لحظه پیش هم تلقی گردد، و براساس چنین رویکردی است که خواسته ها و حتی خاستگاه انسانی نیز تغییر یافته و نیاز به تعریف نوینی دارد.

بر این اساس، نه تنها انسان و محیط پیرامونی اش که بلکه زمان هم تغییر می یابد. پیش از این، زمان مفهومی خطی بود که در چرخه های طبیعت و فصول سال مشخص می گردید. در این نگاه، زمان مفهومی گذشته گرا داشت. اما این نگاه در دنیای مدرن، حالت آینده نگرانه ای داشت که همواره رو به جلو می اندیشید و پیشرفت دائمی را به سوی آینده نشان می داد. اما همین تغییر آشوب گرایی  در شهرهای شرقی، مفهوم خطی زمان را نیز دچار آشوب کرده و کارکرد گذشته گرایی و آینده نگرانه وی را دچار اختلال کرده و آن را فرو می ریزد. دیگر ما اکنون نه با انسان گذشته گرا و یا آینده نگر، بلکه با انسانی رو به رو هستیم که برای او نه گذشته و نه آینده مفهومی ندارد. ما در این نگاه با لایه های مختلفی از انسان رو به رو هستیم که تلاش می کند محدودیت ها را دور زده تا بلکه بتواند فضاهای دلخواه خویش را بیافریند. تصاویری که از چنین انسانی به دست می آید، تصاویری است که دغدغه تجربه فضاهای نو و سبک های جدیدی از زندگی- آن هم با حضور قهرمان های دیگری- را دارد.

بر همین اساس او غیرقابل پیش بینی، پر تحرک و زنده تر است که می خواهد از هویت های رسمی و پذیرفته شده گذر کرده و خود را در بیرون از دایره هویتی قبول شده بپذیرد. در چنین رویکردی،  شهروندان نمی خواهند دیگر همچون دانش آموزی رو به تخته سیاه بنشینند و یا همچون سربازانی گوش به فرمان بایستند. برای او فضاهای اجتماعی قابل قبول از قبیل خانواده، مدرسه، دانشگاه و…  که دارای مرزبندی های خاص آن هم با قوانین مربوط به خود بود، دیگر قابل قبول نیست. او دیگر مرزبندی های این چنینی را نمی پسندد. او اکنون می خواهد کلبه خویش را ترک گفته و به عرصه  هایی پا گذارد که حتی پیش از این هم وجود نداشت. او می خواهد مورد آزمون و خطا قرار گیرد تا از این طریق بتواند به رهایی خویش- حتی به رهایی از درون خویش- دست یازد. بههمین دلیل اگر انسان پیشین در پیوند تنگاتنگ فضا، زمان و فرهنگ می توانست احساس انسجام و پایداری کند، امروزه درست به خاطر وجود همین عوامل، بیشتر احساس تزلزل و فروریختگی می نماید. اگر این  عوامل در گذشته به اقتدار آدمی می انجامید، دیگر اکنون به اقتدار وی آسیب می رساند.

اگر در گذشته، پیشرفت در اثر دوباره خوانی متون گذشته ایجاد می شد، امروزه در گرو تغییر جهت نگاه او است. او شاید نداند که مسیر آینده به کدامین سو در حرکت است- که گاها به آن نیازی هم ندارد- اما نمی خواهد به مسیر آمده گذشته خویش نیز دوباره بنگرد. چنین تغییری در نگرش ها، آن چنان سریع و عمیق اتفاق می افتد که سبب می شود همان فلسفه پیشینی که ضامن حفظ و بقای او بوده اکنون اما سبب بحران و آشفتگی وی گردد. بر همین اساس است که دوست ندارد دوباره از آن جایگاه نگاه پیشین به آن بنگرد. هویت او دیگر دگرگون یافته و مقاوم پذیرتر شده است و همین هویت او سبب ایجاد بخشی از ارزش ها، نگرش ها و رفتارهایی می گردد که حتی ممکن است در تضاد با هنجارهای پیشین وی باشد.

امروزه ما این تغییر را نه تنها در انسان، بلکه به تبعیت از او، در فضاهای متعدد شهری هم می بینیم که منجر به تحول فضاهای شهری و کاکرد آن ها نیز گردیده است. اگر در گذشته، فضاهای عمومی شهر- همچون بازار، مساجد و…- علاوه بر کارکرد ذاتی خویش محلی برای دیدار و کسب اخبار و اطلاعات بودند، اگر آن ها در آن زمان فضایی برای بودن، پرسیدن، آموختن و فضایی برای گذر اوقات بودند، اگر زمانی مکان هایی عمومی نظیر حمام- علاوه بر مکانی برای بهداشت و نظافت- محلی برای تفریح و آگاهی بودند که مردم ساعاتی چند در آن بودند، بقچه و چمدان می بستند و در آن حتی غذایی نیز می گذاشتند، اگر زمانی آن فضاها محلی برای دیدار و باخبر شدن از اخبار و حوادث بود، اگر زمانی کافه ها و قهوه خانه ها محل نقل و روایت و نقالی و قصه گویی بود، دیگر اکنون همه و همه  این فضاهای عمومی شهر یا از بین رفته اند و یا حداکثر این که کم رنگ گردیده و کارکرد خود را از دست داده اند.

اکنون دیگر شهرها پوست انداخته اند و نیاز به فضاهای جدیدی دارند، فضاهایی که از طریق حضور یابندگانِ آن مفهوم می یابند و فضایی را برای تخیل می گشایند، فضایی که با حضور امواج، تصاویر،  صداها، اطلاعات و داده ها هرگونه همگونی را بر هم می زنند. همین ناهمگونی منجر به دگرگونی فرهنگی و دوگانگی آن می گردد و به شکاف نسلی می انجامدکه حتی به دشواری فراوان هم نمی  توان دو دهه از آن نسل را در یک امتداد معینی قرار داد.

این دگرگونی گرچه در اثر آگاهی انسان ها و نسل ها از ارزش ها و هنجارهای دیگر جوامع صورت می گیرد اما هویت سنتی انسان شرقی و افراد وابسته به آن را نیز دچار بحران میکند. در چنین  شرایطی هیچ امر با ثباتی وجود ندارد، و باور داشتن به برتری دنیایی خاص و دفاع از درستی مطلق آن، بسیار دشوار می گردد. از همین تغییر فضاهای شهری است که فضاهای جدیدی را در آن ایجاب می کند اگر ما هنوز نخواهیم در این مقاله از فضاهای حساسیت انگیز! و تنش زاهای اجتماعی سخن گوئیم )البته در خلال روند آتی نشریه از آنها بسیار سخن خواهیم گفت(، می توانیم عنوان کنیم که مراکز بزرگ خرید و مال ها، کافی شاپ ها و رستوران های مجلل، محصول همین تغییر یافتگی فضاهای شهری- و به تبع آن فضاهای اندیشه ای انسانی- هستند. امروزه این فضاها چنان گریزناپذیر گشته اند که با سرشت انسان کنونی عجین شده اند، اما با این همه ساده لوحانه خواهد بود که این فضاها را در امتداد فضاهای قبلی و شکل تکامل یافته آن بدانیم. به عبارتی نه می توانیم مال ها را ادامه منطقی بقالی ها، و نه این که کافی شاپ ها را ادامه خطی قهوه خانه ها بدانیم.

اگرچه این فضاهای جدید عناصری از فضاهای گذشته را در خود دارند، اما آنها را تکرار نکرده اند. بر همین اساس است که مثلا اگر در قهوه خانه های سنتی، با آن فضای مردانه خویش، پرندگانی خاص به آواز می نشستند و نقال ها به روایت پهلوانان می پرداختند، برعکس در فضاهای کنونی کافی شاپ ها فضای مختلطی بوجود آمده که در عین راحتی و آرام بخش بودن- به جای نقالی و پهلوانی- از  هنر و ادبیات نیز در آن سخن رانده می شود. مطالعه، معامله و تنوع منوها با مختصاتی که در فرهنگ تغذیه ای ما تاکنون بیگانه بوده اند، همگی بخشی از تغییریافتگی فرهنگی و فضاهای شهری  هستند که می توانند منجر به تولید و تجربه نوعی خاص از فضاهای فرهنگی و اجتماعی دیگری گردند و به همین خاطر چنین فضاهایی می توانند منجر به تجربه های جدید و فرهنگ های نویی گردند.  این چنین تجربه هایی گرچه ممکن است در تضاد با تجربه های پیشین خود باشند اما سرانجام فضاهای جدیدی هستند که برای انسان کنونی گریز ناپذیر است. بنابر این بایستی بپذیریم که انسان   کنونی نیاز به پاتوق ها و فضاهایی دارد که بتواند در هویت سازی مجدد او تاثیرگذار باشد.

این هویت ها گرچه ممکن است متزلزل و مورد قبول بخش بزرگی از جامعه هم نباشند اما واقعیت های حقیقی هستند که خود از واقعیت های دیگری حاصل گردیده اند. بنابراین ناگزیر باید کارگزاران  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه نیز این تغییرها را پذیرفته و یا حداقل به آن احترام بگذارد. آن ها باید تنوع فضایی و رفتاری را در شهرها بپذیرند. آن ها باید بدانند که اکثر انسان هایی که در چنین  فضاهایی حضور می یابند، بیشتر به دنبال فضاهای جدیدی هستند تا تکرار فضاهای گذشته. اگر کارگزاران بر چنین فضاهای جدید شهری گردن ننهند و یا به دیده احترام به آن ننگرند، با نافرمانی بخش  عظیمی از همین جامعه شهری روبرو خواهند شد که ممکن است حتی بخواهند نه تنها از قانون، که از بسیاری نرم های اجتماعی نیز عبور کنند. درست به همین خاطر است که ما در این مجله خواهیم کوشید که از همه فضاهای شهری برای انسان کنونی سخن گوییم. تلاش خواهیم کرد از فضاهایی سخن گوییم که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده و یا به دلیل برخی از محدودیت های قانونی  و اجتماعی به آنها پرداخت نگردیده است.

شیوه ما در این پرداخت ها و پردازش ها، جبهه گیری له و یا علیه در مورد این فضاها و نفی یا قبول آنها نخواهد بود چرا که ما سخت بر این باوریم که دنیای شرق کنونی، نیاز به همه فضاها را تواما دارد  و توان گریزی از آن نیز نیست. همگی باید تکثر چنین فضاهایی را پذیرفته اما به نقد آن نیز احترام بگذاریم. ما به عنوان یک رسانه خود را ملزم می دانیم که از چنین فضاهایی سخن گوییم، اما  سخن ما تنها روایت آنها- و در صورت توانایی بررسی راه های خروج از چالش های چنین فضاهایی- خواهد بود. به عبارتی دیگر، امروزه ناگزیر از این پذیرش هستیم که مطالبات جوامع کنونی و نیازهای   نسل جدید انسانی متفاوت است و همین تفاوت در نیازها، فضاهای متنوعی را ایجاب می کند، فضاهایی که در نهایت نه به رسمیت شناخته می شوند و نه ستوده می گردند ولی در عین  حال آنچنان خود را به عنوان بخشی از واقعیت های اجتماعی تثبیت می نمایند که در بسیاری از موارد، از قوانین پذیرفته شده جامعه نیز گذر کرده و کارگزاران امر را ناچار به واکنش بی توجهی و بی  اعتنایی به آن می نمایند، فضایی که با چنین واکنش های بی توجهی و بی اعتنایی توانسته اند که خود را بر جامعه تحمیل نمایند. اکنون به نظر می رسد که اهداف و نیات کارگزاران اجتماعی و  سیاسی جامعه با چنین فضاها و مخاطبین آنها در دو سوی متفاوت و حتی مخالف هم قرار دارد اما ما معتقدیم که برای پیدا کردن فهم و آینده ای مشترک، بایستی راه ها را حساب شده طی کرده و از  نفی و نهی های تندروانه بپرهیزیم. اگر نتوانیم به چنین فهم مشترکی دست یابیم، شکاف در جامعه بیشتر شده و تضادها و تناقض ها سر بر می آورند و از یک جایی، دیگر همه چیز از دست رها  می شود. چه دوست داشته باشیم و یا نداشته باشیم، جامعه را توان گریز از این فضاها نیست، پس ناگزیر ما هم باید به ترمیم شکاف ها و به راه های گذر از این فضاها بیندیشیم و گاه هم ناگزیر! تن  به گذرهای چالش آمیزی دهیم چرا که ایستادگی در مقابل چنین فضاهایی، لاجرم منجر به شکست و انفجار جامعه خواهد انجامید.

هنر و اقتصاد | شماره 5

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

© تمامی حقوق متعلق یه نشریه می باشد

طراحی سایت ، فرابین پندار تبریز

مجله غروب آنلاین